عوامل وحدت و تفرقه در جامعه اسلامی/بخش اول

قرائتی
آیت الله قرائتی؛

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

به مناسبت هفته ی وحدت ما آیاتی را در جلسه ی قبل گفتیم. گفتیم: مسأله ی وحدت فقط بین شیعه و سنی  نیست. بین شیعه ها، در خانواده ها، در شرکت ها، باید با هم یک خرده همدیگر را تحمل کنیم. یک جلسه نیم ساعت صحبت کردم، آیات و روایاتی هست که نخواندم. برای شما بخوانم.
راه های وحدت، دروغ از گناهان کبیره است. اما اگر شما می توانی با دروغ دو نفر را با هم آشتی بدهی، اینجا دیگر دروغ گناه نیست. یعنی وحدت به قدری مهم است که حتی گناه کبیره را می گوید: اگر می توانی با دروغ دو نفر را آشتی بدهی، بده. وحدت باعث برادری می شود. قرآن در سوره آ ل عمران آیه 103 آنجا که می گوید: «فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ» بین قلب های شما الفت قرار داد و با هم مهربان شدید، می فرماید: «فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا» اخوان همان اخوت است. یعنی وحدت سبب برادری می شود.
1- هزینه کرد نظام اسلامی برای جذب دل های غیر مسلمانان
در قرآن می گوید: زکات که می گیرید به هشت گروه بدهید. یکی از گروه ها «وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم‏» (توبه/60) از مؤمنین زکات بگیر و حتی به کفار بده. که دل آنها را جذب کنی. این دعاها وسیله وحدت است. شما وقتی دعا می خوانی می گویی: «اللهم اغن کل فقیر» شیعه و سنی، سفید و سیاه، زن و مرد و شهر و روستا ندارد. «اللهم رد کل غریب»، «اللهم فک کل اسیر» یکبار هم حضرت ابراهیم یک دعای خصوصی کرد، خدا فرمود: من این دعای تو را مستجاب نمی کنم. حضرت ابراهیم گفت: خدایا من مکه را ساختم. بده مؤمنین بخورند. خدا گفت: من این دعا را مستجاب نمی کنم. من هم به مؤمنین می دهم بخورند و هم به کفار. آیه اش این است: «وَ ارْزُقْ‏ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ» (بقره/126) اهل مکه را از میوه ها بده بخورند، «مَنْ آمَنَ» هرکس ایمان دارد. خدا فرمود: «وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ» کافر هم باشد من به او می دهم بخورد. «ثُمَّ أَضْطَرُّهُ» حساب قیامت جداست. در دنیا نمی شود گفت: آبش را قطع کن. برقش را قطع کن. چرا؟ مسلمان نیست. نباشد. چه می گویم؟
قرآن می فرماید: از مؤمنین که زکات می گیری، به هشت گروه می دهی یکی از این هشت گروه کفار هستند. از مؤمن مالیات بگیر و شکم کافر را سیر کن. چرا؟ برای اینکه کافر دلش به اسلام مهربان شود. این مهم است. قرآن می فرماید: تفرقه گودال آتش است. «وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّار فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها» (آل عمران/103) شما لب گودی آتش بودید. خدا شما را نجات داد. یعنی تفرقه گودال آتش تعبیر شده است. «حُفْرَةٍ مِنَ النَّار» گودال آتش. «فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا» وحدت بستر برادری است. اختلاف گودال آتش است. اگر شما مسلمان ها متحد باشید، کفار مأیوس می شوند.
در آیه 127 سوره آل عمران داریم «فَینْقَلِبُوا خائِبِین‏» یعنی برنامه برای شما می ریزند، ولی وقتی می بینند شما به هم متصل هستید، اینها مأیوس می شوند و می گویند: ما حریف اینها نمی شویم. اینها همه یکی هستند. راه های وحدت می گوید: به خدا و رسول مراجعه کنید. «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ‏ فِی شَی‏ءٍ» (نساء/59) اگر در یک چیزی با هم اختلاف دارید، ببینید داور کیست؟ خداست. ببینیم خدا چه می گوید. رسول چه می گوید؟ «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ‏ فِی شَی‏ءٍ» اگر در چیزی در بین شما اختلاف افتاد، «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» برویم خانه آقا هرچه مرجع تقلید گفت. هرچه آقا حکم کرد. چون مرجع تقلید هم بی خود مرجع تقلید نمی شود. باید فقیه و عادل و بی هوس باشد. هرچه او گفت.
حتی اگر یک مسجد عامل تفرقه است، در مسجد برنامه هایی است که مثلاً بین پیشنماز و بسیج و هیأت امنا و خادم و بانی، اگر اختلاف شد، این مسجدی که اختلاف انداخت چند دنگ از مسجد ضرار دارد. در قرآن یک آیه داریم. می گوید: منافقین آمدند در مدینه مسجد ساختند. حضرت فرمود: ما مسجد ساختیم. چرا شما مسجد ساختید؟گفتند: برای پیرزن ها، پیر مردها، راهشان دور است و باران است، فرمود: می خواهم جنگ تبوک بروم. بروم برگردم تکلیف شما روشن شود. رفت جنگ تبوک و برگشت، مسلمان ها بیل و کلنگ آوردند، فرمود: این مسجد را از ریشه بکنید. این مسجد ضرار است.
2- تلاش منافقان برای تفرقه در جامعه اسلامی
منافقین در مدینه مسجدی ساختند، پیغمبر اسلام فرمود: مسجد هست شما برای چه ساختید؟ گفتند: ساختیم برای گاهی هوا داغ است، سرد است، باران می آید. راه پیرزن و پیرمردی دور است. حضرت فرمود: من در آستانه ی جنگ تبوک هستم. بروم و برگردم جواب می دهم. رفتند و برگشتند، حضرت فرمود: بیل و کلنگ را دست بگیرید، مسلمان ها بسیج شدند با بیل و کلنگ مسجد را خراب کردند. چرا؟ برای اینکه مسجد پنج جهت داشت. 1- «وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً» (توبه/107) این مسجد برای ضرر بود. این مسجد را ساختند برای اینکه آن مسجد را بی رونق کنند. «وَ كُفْراً» کفر یعنی سرپوش، می خواهند یک غلط هایی کنند، به اسم مسجد و درون مسجد، در قالب مسجد می خواهند خلافکاری کنند. کفر یعنی پوشش. «وَ تَفْرِیقاً بَینَ الْمُؤْمِنِینَ» این مسجد را ساختند برای اینکه بین مؤمنین یکی این هیأت برود و یکی آن هیأت برود. یکی این مسجد و یکی آن مسجد برود. تفرقه بین مؤمنین بیاندازند. «وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ» ارصاد رصدخانه است، یعنی کمین بنشینند برای اینکه ببینند دشمنان خارجی چه برنامه ای دارند.
هر مسجد و هر حسینیه و هر مرکزی که در آن فتنه و اختلاف باشد، این یک رگ از رگ های مسجد ضرار درونش است. قرآن می فرماید: تفرقه کار شیطان است. در مورد شیطان می گوید: «إِنَّما یرِیدُ الشَّیطانُ‏ أَنْ یوقِعَ بَینَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ» (مائده/91) شیطان می خواهد بین شما کینه قرار دهد.
هر مسجدی، حسینیه ای، کارخانه ای، بازاری، که نخ تفرقه درونش باشد، یکی از نخ های مسجد ضرار در اینجا پیدا شده است. مسجد ضرار پنج نخ داشت که پیغمبر خراب کرد. ضرار، ضرر زدن به مسجد، گاهی برنامه های مسجد به مسجد ضرر می زند. اینقدر نافله می خوانند، اینقدر دعا می خوانند و لفت می دهند تا کسی بگوید: ما از خیر مسجد گذشتیم. گاهی مسجد می گوید، به مسجد بروی دور من جمع می شوند، می گویند: حاج آقا برای ساختمان مسجد پول بدهید. ما را ببینند می خواهند ما را تیغ بزنند. من مسجد نمی روم چون مرا ببینند، می خواهند پول بگیرند. هر مسجدی که تعداد را کم کند. چون در مسجد تعداد خیلی مهم است. اگر یک مسجد یازده نفر آدم ساده بود. کارگر ساده بود. یازده کارگر ساده در یک مسجد هستند. یک مسجد دیگر ده نفر آیت الله العظمی درونش بودند. یعنی ده تا مرجع تقلید در یک مسجد هستند. یازده تا کارگر ساده در یک مسجد هستند. شما در خیابان اگر شک داری این مسجد بروی یا آن مسجد بروی، اسلام می گوید: مسجدی برو که یازده نفر درونش هستند. نماز جماعت به عدد خیلی اهمیت می دهد. مسأله مهمی است.
تفرقه کار شیطان است. «إِنَّما یرِیدُ الشَّیطانُ‏ أَنْ یوقِعَ بَینَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ» شیطان تصمیم می گیرد که بین شما عداوت و بغضاء بگذارد. هرکسی کلماتش، برخوردهایش، موضع گیری هایش، باعث شود بین مسلمان ها تفرقه باشد، شیطان است.  «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏» (ناس/6) شیطان هم جنی داریم، هم ناس، انسان داریم. اگر می خواهید ببینید من شیطان هستم یا نه، ببینید حرف هایی که می زنم عامل فتنه و تفرقه است یا عامل وحدت است؟ هر کلمه، موضع گیری، برخوردی که تفرقه به وجود آورد، کار شیطانی است.
3- هوای نفس و خودبرتربینی، عامل تفرقه در جامعه
عوامل تفرقه چیست؟ اول از همه هوای نفس است. امیرالمؤمنین در خطبه ی 113 می فرماید: «إِخْوَانٌ‏ عَلَی‏ دِینِ اللَّهِ» مسلمان ها شما با هم برادر هستید. «مَا فَرَّقَ بَینَكُمْ إِلا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِر» علت تفرقه شما بدی روح شماست. کینه هایی که دارید. در باطن همدیگر را تحمل نمی کنید. علت تفرقه بیرونی خباثت درونی است. این عمل تفرقه است.
عامل دوم انسان خودش را برتر می داند. قرآن یک آیه دارد می گوید: «وَ قالَتِ الْیهُودُ لَیسَتِ النَّصارى‏ عَلى‏ شَی‏ءٍ» (بقره/113) یهودی ها می گفتند: نصاری چه کسانی هستند؟ بروند گم شوند! نصاری می گفتند: «وَ قالَتِ النَّصارى‏ لَیسَتِ الْیهُودُ عَلى‏ شَی‏ءٍ» او می گفت: او چیزی نیست. او می گفت: او چیزی نیست. چرا؟ برای اینکه خودشان را برتر می دانند. گاهی عوامل تفرقه باد در سر است. کله اش باد دارد. حالا یا درسی خوانده یا پدرش کسی است. عمویش کسی هست. یا رأی آورده است. یک تشکیلاتی راه انداخته و خودش را برتر می داند. خودبرتری، خودتان را برتر ندانید.
یک روز امام صادق فرمود: «مَنْ ذَهَبَ یرَى أَنَ‏ لَهُ‏ عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِینَ» (كافى، ج 8، ص 128) اگر کسی خودش را برتر از دیگران بداند، مستکبر است. طرف جا خورد. آقا یعنی چه؟ بالاخره یک خانم با حجاب خودش را برتر از یک خانم بی حجاب می داند. یک آیت الله خودش را برتر از یک طلبه می داند. یک امیر و سردار خودش را برتر از یک پاسدار می داند. یک تاجر مغازه دار خودش را برتر از کسی می داند که روی این دکه ها و چرخ ها و گاری ها چیزی می فروشند. هرکس خودش را بهتر ببیند، مستکبر است؟ امام فرمود: تو نمی دانی آن کسی که تحقیر می کنی نزد خدا چه آبرویی دارد؟ نمی دانی چه عاقبتی دارد. بعد امام صادق(ع) این قصه را گفت. قصه در قرآن است. وقتی حضرت موسی نزد فرعون آمد و او را دعوت به خداپرستی کرد. فرعون گفت: معجزه تو چیست؟ عصا را انداخت و اژدها شد. فرعون با مشاورینی که داشت تصمیم گرفتند هرچه جادوگر و ساحر هست، از همه مناطق جمع کنند. اینها با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. روی موسی را کم کنند. موسی عصا انداخت اژدها شد و آنها هم با سحر و جادو آبروی موسی را بریزند. تمام سحار علیم یعنی متخصص ترین ساحرها جمع شدند. به فرعون گفتند: اگر ما آبروی موسی را بریزیم، «أَ إِنَّ لَنا لَأَجْرا» (شعرا/41) اجر و پولی به ما می دهی ما آبروی موسی را بریزیم؟ «قالَ نَعَمْ» بله، پول چیست؟ «وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ» (شعرا/42) شما جزء مقربین هستید. کارت سبز می دهم مستقیم در کاخ بیایید. حضرت موسی عصا را انداخت اژدها شد. آن هم با ابزاری که داشتند سحر و جادو کردند، اژدهای موسی همه ابزار سحر و جادوی ساحرها را خورد. یک مرتبه ساحرها «فَأُلْقِی السَّحَرَةُ ساجِدِینَ» (شعرا/46) روی خاک افتادند و سجده کردند، گفتند: ما به خدای موسی ایمان آوردیم. فرعون گفت: معلوم می شود شما شیر را در پستان تقسیم کردید. خودتان یک قراردادی را گاوبندی کردید. «إِنَّهُ لَكَبِیرُكُمُ» او رئیس شما است و شما شاگرد او هستید. معلوم می شود یک برنامه ریزی کردید که شما سحر و جادوی خودتان را نشان بدهید و موسی هم عصایش را بیاندازد و اژدها شود و عصا را بخورد. معلوم می شود همه شما یکدست هستید. شما را تکه تکه می کنم. گفتند: تکه تکه کن. «إِنَّما تَقْضِی‏ هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا» (طه/72) تو زورت بیش از این دنیا نیست. این آقا چه کسی است که به فرعون می گوید: زورت در همین دنیاست. این آقا یک ربع پیش می گفت: یک سکه به ما بده. امام صادق فرمود: انسان موجودی است که ساعت 8:15 چشم به یک سکه دارد که یک سکه از فرعون بگیرد و آبروی موسی را بریزد. 8:30 سجده می کند و به خدای موسی ایمان می آورد. بعد هم در برابر تهدید می گوید: تکه تکه ام هم بکنید دست از موسی برنمی دارم. انسان موجودی است که در فاصله یک ربع تغییر ایدئولوژی می دهد. فکرش عوض می شود. آدمی که به یک سکه چشم دارد، می گوید: «إِنَّما تَقْضِی‏ هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا» تو زورت بیش از این دنیا نیست. به ریش فرعون و حکومت او می خندد. می گوید: تو زورت بیش از این دنیا نیست. بعد امام صادق فرمود: انسانی که اینطور ممکن است عوض شود تو به چه حقی خودت را خوب می دانی؟ ممکن است تو که خوب هستی بد شوی و او که بد هست، خوب شود.
یکی از ریشه های تفرقه این است که انسان فکر می کند، حالا که لیسانس است بهتر از فوق دیپلم است. حالا که خانه اش در تهران است بهتر از این است که یک جای دیگر باشد. این محله باشد یا آن محله باشد. یکی از عوامل تفرقه این است که انسان خودش را بهتر بداند.

Share