ضیاءالصالحین ضابطه كلى در مقدار و چگونگى خوراك | ضیاءالصالحین

ضابطه كلى در مقدار و چگونگى خوراك

در روايات پيشوايان دين اسلام عليهم السلام به رهنمودها و سفارش هاى ارزنده اى در رابطه با خوراك و كمّ و كيف آن بر مى خوريم كه مى توان از آنها در تبيين الگوى مصارف خوراكى بهره گرفت. دسته اى از اين روايات، بر ميانه روى و اعتدال در مقدار خوراك، تأكيد مى كند. براى نمونه در روايتى آمده است امام على عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود:
يَا بُنَىَّ الا اعَلِّمُكَ اربَعَ خِصالٍ تَستَغنِى بِهَا عَنِ الطِّبِّ فَقالَ بَلى  يَا اميرالمُؤمِنينَ، قَالَ: لا تَجلِس عَلَى الطَّعامِ الّا وَ انتَ جَائِعٌ وَ لاتَقُم عَنِ الطَّعامِ الّا وَ انتَ  تَشتَهِيهِ وَ جَوِّدِ المَضغَ وَ اذا نُمتَ فَاعرِض نَفسَكَ عَلَى الخَلاءِ فَاذاسْتَعمَلتَ هَذا استَغنَيتَ عَنِ الطِّبِ [1]
فرزندم تو را به چهار چيز سفارش مى كنم تا از مراجعه به پزشك بى نياز شوى:
1. هرگز بر سفره اى منشين مگر اين كه گرسنه شوى؛
2. در حالى كه به غذا ميل دارى از ادامه خوردن طعام خوددارى كن؛
3. عمل جويدن غذا را به خوبى انجام بده؛
4. قبل از خوابيدن به دستشويى برو.

در توصيه هاى آن حضرت به كميل بن زياد نيز آمده است:
لا توقرن معدتك طعاما و دع فيها للماء موضعا و للريح مجالا[2]
معده خود را از غذا سنگين نكن و در آن، جايى براى آب و هوا بگذار.

و در سخنى زيبا از امام صادق عليه السلام آمده است:
ليس بُدٌّ لابن آدم مِن اكلة يقيم بها صلبه فاذا اكَلَ احدكم طعاما فَيجعل ثُلث بطنه للطعام و ثلث بطنه للشراب و ثلث بطنه للنفس و لا تسمنّوا تسمّن الخنازير للذبح [3]
آدمى را گريزى از خوردن نيست تا بتواند بدين وسيله، قامت راست كند، پس هرگاه فردى از شما به غذا خوردن روى آورد، يك سوم از شكمش را براى غذا و يك سومش را براى نوشيدنى و يك سوم ديگرش را براى هوا و تنفس در نظر بگيرد و همانند خوك كه براى ذبح شدن فربه مى گردد، چاق نشود.

نكته ها:
1. آنچه با اشتها بِجَوى، تو آن را خورده اى و آنچه بى اشتها خورى، آن تو را خورده است.
2. از حكيمى سؤال شد: روزى چه مقدار بايد خورد؟ گفت: صد درم كفايت است. گفت اين قدر چه قوّت دهد؟ گفت:
هذا المقدور يَحمِلُك و مازاد على ذلك فانت حامله؛ اين مقدار طعام تو را مى برد ولى اگر بيشتر شد تو آن را مى برى.
3. دكترى مى گفت: معده در ميان اعضاى بدن عضوى است مظلوم، زحمت زيادى به او تحميل مى شود ولكن در آخر اگر از عمل خود عاجز شود و تاب و طاقت آن از بين برود، به شدت انتقام مى گيرد.

 

------------------------------------
[1]  صدوق، خصال، ج 1، ص 229؛ وسائل الشيعه، ج 16، ص 409
[2]  بشارة المصطفى، ص 24؛ تحف العقول، ص 171
[3]  كافى، ج 6، ص 269.

Share