ضیاءالصالحین ورود امام حسین علیه السلام به کربلا | ضیاءالصالحین

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

دوم محرم؛
دوم محرم
بيشتر منابع، در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام حسين(ع) و يارانش به كربلا یاد كرده اند

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

بیشتر منابع، در گزارش های خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال شصت و یک هجرى، به عنوان روز ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یاد کرده اند.[الکوفی، الفتوح، ج5، ص83؛ شیخ مفید؛ الارشاد، ص1413، ج2، ص84؛ الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج5، ص409؛ مسکویه، تجارب الامم، ج2، ص68؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج4، ص52؛ و ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابیطالب، ج4، ص96] با این وجود گزارش دینوری را که روز ورود امام علیه السلام به کربلا را روز چهار شنبه اول محرم عنوان کرده است،[الدینوری، الاخبار الطوال، ص53] را هم نباید از نظر دور داشت.

پیشنهادی: ویژه نامه خورشید بر نیزه/ ویژه عاشورای حسینی(علیه السلام)

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

ورود به کربلا

پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»،[البیضة به کسر باء، آبی است در مکانی بین واقصه و عذیب][الحموی، یاقوت؛ معجم البلدان، ج1، ص532 و البغدادی، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج1، ص243] امام علیه السلام و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوی» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد. سوار بی آنکه به امام حسین علیه السلام و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که: «چون نامه ی من به تو رسید و فرستاده ی من نزد تو آمد، بر حسین علیه السلام سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب! به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.[الطبری، پیشین، ج5، ص408؛ ابن اثیر، پیشین، ص51 و مسکویه، پیشین، ص67]»

حر خدمت امام حسین علیه السلام آمد و نامه ابن زیاد را برای آن حضرت علیه السلام قرائت کرد، امام علیه السلام به او فرمودند: "بگذار در «نینوی» و یا «غاضریه» و یا در شُفَیّه فرود آییم."[ابن اثیر، پیشین، ص52؛ مسکویه، پیشین، ص68 و شیخ مفید، پیشین، ج2، ص84]

حر گفت: "ممکن نیست، زیرا عبیدالله، این آورنده ی نامه را بر من جاسوس گمارده است!"

زهیر گفت: "به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله صلی الله علیه وآله! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست."

امام علیه السلام فرمودند: «درست می گویی ای زهیر؛ ولی من آغاز کننده جنگ نخواهم بود.»[الطبری، پیشین، ص409؛ مسکویه، پیشین، ص68 و ابن اثیر، پیشین، ص52]

زهیر گفت: "در این نزدیکی و در کنار فرات آبادی ای است که دارای استحکامات طبیعی است به گونه ای که فرات از همه طرف به آن احاطه دارد مگر از یک طرف."

امام حسین علیه السلام فرمودند: "نام این آبادی چیست؟"

عرض کرد: «عقر»[عَقْر، به معناى زخمى کردن و نیز پِى کردن اسب هم آمده استو به مواقعی اطلاق می شود از آنها عقر بابل است که نزدیک کربلا است][الحموی، پیشین، ج4، ص136 و فراهیدی، کتاب العین، ج1، صص149-150]

امام علیه السلام فرمودند: "پناه می برم به خدا از "عقر!"[الطبری، پیشین، ص409؛ مسکویه، پیشین، ص68 و ابن اثیر، پیشین، ص52]

آن گاه، حضرت علیه السلام متوجه حر شدند و فرمودند:«با ما اندکی بیا. سپس، فرود می آییم.» پس با هم حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی [کاروان] امام حسین علیه السلام ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند. حُر گفت: "همین جا فرود آی که فرات، نزدیک است." امام علیه السلام فرمود: «نام این جا چیست؟» گفتند: کربلا فرمود: این جا، جایگاه کَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی صِفّین، از این جا گذشت و من با او بودم. ایستاد و از نام آن پرسید. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «این جا، جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان، و این جا، جایگاه ریخته شدن خون هایشان است.» موضوع را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خاندان محمّد صلی الله علیه وآله، این جافرود می آیند.»[الموسوی المقرم، مقتل الحسین علیه السلام، ص1979، ص192سپس امام حسین علیه السلام فرمودند: «این جا، جایگاه مَرکبها و بار و بُنه ماست و [ این جا]قتلگاه مردانمان و جاى ریخته شدن خونمان است.»[سید بن طاوس؛ الملهوف علی قتلی الطفوف، ص68؛ إربلی، پیشین، ج2، ص47 و ابن شهر آشوب؛ پیشین، ج4، ص97] آن گاه فرمان داد که بارهایش را در آن جا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم[الکوفی، پیشین، ص83؛ ابن اثیر، پیشین، ص52؛ فتال نیشابوری، پیشین، ص181؛ شیخ مفید، پیشین، ص84؛ الطبری، پیشین، ص409؛ مسکویه، پیشین، ص68 و ابن شهر آشوب، پیشین، ص96] و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال شصت و یک هجری بود.[الدینوری، پیشین، ص53]

نقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین علیه السلام فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست سپس فرمودند: «اللهم انا عترة نبیک محمد صلی الله علیه وآله قد اخرجنا و طردنا و ازعجنا عن حرم جدنا و تعدت بنی امیه علینا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علی القوم الظالمین؛ خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد صلی الله علیه وآله هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا صلی الله علیه وآله] بیرون شدیم و بنی امیه به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.» بعد رو به اصحاب کرده فرمودند: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هر گاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»[الموسوی المقرم، پیشین، ص193]

سپس امام علیه السلام زمین کربلا را که چهار میل در چهار میل وسعت داشت از ساکنان نینوی و غاضریه به شصت هزار درهم خریدند و با آنان شرط کردند که مردم را به سوی قبرش راهنمایی کنند و از زائران حضرت علیه السلام سه روز پذیرایی کنند.[الموسوی المقرم، پیشین، ص196]

منابع :

1. الکوفی، ابن اعثم؛ الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول.
2. شیخ مفید؛ الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید.
3. الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967.
4. مسکویه، ابوعلی؛ تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، 1379ش.
5. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-دار بیروت، 1965.
6. ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابیطالب، قم، علامه، 1379ق.
7. الدینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود؛الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، 1368ش.
8. الحموی، یاقوت؛ معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، 1995.
9. البغدادی، صفی الدین عبدالمؤمن؛ مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، 1954.
10. فراهیدی، خلیل بن احمد؛ کتاب العین، قم، هجرت، چاپ دوم، 1409.
11. الموسوی المقرم، عبد الرزاق؛ مقتل الحسین علیه السلام، بیروت، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ پنجم.
12. سید بن طاوس؛ الملهوف علی قتلی الطفوف، جمع آوری عبد الزهرا عثمان محمد، قم، المعد، چاپ اول، 1988.

سید علی اكبر حسینی - به نقل از پژوهه - ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

پیشنهادی: روضه مکتوب شب دوم محرم

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا (به روایت دیگر)

حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام پس از دریافت نامه های فراوان اهالی کوفه، مبنی بر رفتن آن حضرت به کوفه و بر عهده گرفتن قیام مردمی بر ضد بنی امیه، در آغاز پسرعمویش مسلم بن عقیل علیه السلام را به نمایندگی خویش به آن دیار اعزام کرد و اهالی کوفه به ویژه شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام از مسلم بن عقیل علیه السلام استقبال شایانی کرده و بیش از 18000 تن با وی بیعت کردند و مسلم بن عقیل علیه السلام پس از وصول اطمینان از صداقت کوفیان، نامه ای برای امام حسین علیه السلام نوشت و آن حضرت را به کوفه دعوت کرد و امام حسین علیه السلام در روز هشتم ذی الحجه سال 60 قمری به همراه خانواده، فامیلان و یاران خود عازم کوفه شد.

اما در بین راه در توقفگاه زرود، خبر شکست قیام شیعیان کوفه و شهادت مظلومانه مسلم بن عقیل علیه السلام بدست مزدوران عبیدالله بن زیاد را دریافت کرد. با این حال، به حرکت اعتراضی خویش به سوی عراق ادامه داد. ولی پس از گذشتن از توقفگاه شراف با سپاه یک هزار نفری عبیدالله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید تمیمی روبرو گردید.

حر بن یزید از سوی حصین بن نمیر مأموریت داشت که در جاده میان مکه و کوفه به گشت زنی پرداخته و در صورت برخورد با قافله امام حسین علیه السلام، آن را ردیابی کرده و مانع ورودش به کوفه گردد. امام حسین علیه السلام به محض رویارویی با سپاه خسته و تشنه حر بن یزید با آنان مهربانی کرد و همه را سیراب و از الطاف خویش برخوردار گردانید.

حر بن یزید که پیش از این از امام حسین علیه السلام تصور دیگری داشت در برابر مهربانی های آن حضرت، متأثر و منفعل شد و رفتاری غیرخصمانه در پیش گرفت. ولی بنا به فرمان عبیدالله بن زیاد ناچار بود آن حضرت را تعقیب کرده و مانع ورودش به کوفه گردد. در توقفگاه عذیب هجانات، نامه ای از عمر بن سعد فرمانده نظامی سپاه عبیدالله بن زیاد بدست حر بن یزید رسید و او را مأمور کرد که بر امام حسین علیه السلام سخت گیرد و او را از بیابانی خشک و فاقد آب و آبادانی گذر دهد.

نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام برای اقامت درمحل مناسب تری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سؤال فرمود؛ تا نام کربلا را شنید، پس گریست و فرمود: پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست، و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد و جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین وعده داد.

عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز آیی! والسلام. امام علیه السلام فرمودند: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.

امام حسین علیه السلام، چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمودند: «لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِق؛[علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۳] رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند). تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین علیه السلام آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند.

پیشنهادی: صوت/ ورود کاروان حضرت سیدالشهداء علیه السلام به کربلا(دوم محرم) - حجت الاسلام جان نثاری

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

منابع برای مطالعه بیشتر :
1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 416؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج 1، ص 320؛ الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 871.
2- وقایع الایام شیخ عباس قمی، 2 محرم.

منبع: موسسه تبیان، نرم افزار دایرة المعارف چهارده معصوم علیهم السلام - ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

Share