حدیثه مادر امام حسن عسکری سلام الله علیهما/بخش اول

امام حسن عسکری

در خاندان

سوسن؛ مادر امام عسکری(علیه السلام)
طلیعه
شناخت و معرّفی «اسوه های آسمانی» نقش بسیار تعیین کننده ای در حیات دنیوی و اخروی انسان ها دارد. لذا بایسته است به زوایای گوناگون زندگی و شخصیّت اُسوگان پرداخته و نوع ارتباط و تأثیر آنان با افراد، زمان، مکان و غیره را مورد بررسی قرار دهیم.
بی تردید نخستین عنصر تأثیر گذار و تأثیرپذیر در زندگی انسان ها، «مادر» بوده و ارتباط عاطفی و تربیتی «فرزند و مادر» از استحکام بیشتر و بهتری برخوردار است.
در این نوشتار به زندگی مادر ارجمند امام حسن عسکری علیه السلام می پردازیم؛ باشد که مطالعه آن، بر معرفت و بصیرت همگان بیفزاید و رشد و تعالی را به ارمغان آورد.ان شاءاللّه
نام، کنیه و لقب
در منابع تاریخی و روایی برای مادر گرانقدر امام حسن عسکری علیه السلام چند نام بیان شده، که عبارتند از:
حُدَیْث، حُدَیْثه، حَرْبیّه، سَلیل، سَمانه و سُوسَن.[۱]*
بنا به نوشته عیون المعجزات: «اسم مادر امام علیه السلام ، بر اساس آنچه محدّثان بیان نموده اند، «سلیل» است…»[۲]
در بخشی از صحیفه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ـ که اسامی مبارک چهارده معصوم علیهم السلام در آن ثبت شده ـ آمده است:
«ابومحمّد الحسن بن علی الرّفیق (الرّقیق) امّه جاریه اسمها سمانه و تکنّی امّ الحسن؛…؛[۳] مادرش کنیز است، نامش سمانه و کنیه اش امّ الحسن.»
تعدّد نام در بین عرب ها رایج بوده، به ویژه برای کنیزان؛ چرا که ورود آنها به سرزمین غیر مادری یا به خانه مولا و مالک جدید، زمینه نامگذاری و تغییر اسامی را در پی داشته است.[۴] لذا موّرخان و محدّثان پیش از معرّفی نام این بانوی جلیل القدر، یادآور شده اند که: «و امّه امّ ولد یقال لها…؛ و مادر امام عسکری علیه السلام کنیز و جاریه بود که نامیده شده به…».
البتّه برخی نیز بر این باورند که بیشتر این اسامی، از القاب ایشان است.
اکنون زیبنده است که از نام های فوق، یکی را برگزیده، و صفحات زندگی این بانوی والامقام را مطالعه نماییم.
سوسن علیهاالسلام پس از تولّد فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام با کنیه «امّ الحسن» و «امّ ابی محمّد» نامیده شد و با تولّد نوه یگانه اش (حضرت مهدی علیه السلام )، با لقب و عنوان «جدّه» شهرت یافت.
زادگاه
نسب و دودمان سوسن علیهاالسلام چندان مشخّص نیست؛ امّا از تعابیری چون «امّ ولد» و «حربیّه» می توان نتیجه گرفت که وی به عنوان «کنیز» در مدینه زندگی می کرد و شاید همراه خانواده و اقوامش در یکی از جنگ های عصر حکومت بنی عبّاس به سرزمین مقدّس مدینه آمده است؛ همان گونه که برخی گفته اند: «وی در ولایت و کشور خودش، پادشاه زاده بوده…»[۵]
زمان ولادت او را با توجّه به تاریخ ولادت امام هادی علیه السلام (۲۱۲ ق.) و تولّد امام عسکری علیه السلام (۲۳۱ ق.) می توان این گونه تخمین زد که: سوسن علیهاالسلام در بین سال های ۲۱۸ ـ ۲۱۵ ق. به دنیا آمده است.
پیوند زندگی
سوسن علیهاالسلام به جهت ویژگی های اخلاقی، به مرحله ای از شایستگی رسید که به خانه امام هادی علیه السلام راه پیدا کرد. شاید بتوان گفت که وی در دوره امامت امام جواد علیه السلام توفیق اقامت در مدینه را پیدا کرده و سرانجام دست تقدیر، او را به همسری امام دهم علیه السلام مفتخر ساخت.[۶] وی که سالیان سال به عنوان «کنیز» شناخته می شد، پس از ازدواج با رهبر جهان اسلام و تشیّع، زندگی دوباره و تابناکی را آغاز کرد که هر بانویی لیاقت آن را نداشت. وی بهترین همسر امام علیه السلام بوده[۷] و نسل «امامت» از دامن پاک و مطهّرش ادامه پیدا می کند.
آری، این بانوی بزرگ زاده و پاکدامن در حدود سال های ۲۲۵ تا ۲۲۹ ق. با خاندان نبوّت و امامت ارتباط و پیوند پیدا کرده و جزو «عروسان بنی هاشم» قرار گرفت. امام عسکری علیه السلام خاطره نخستین روز آشنایی و زندگی پدر و مادرش را چنین بیان می کند:
زمانی که سلیل ـ مادر امام عسکری علیه السلام ـ به محضر امام هادی علیه السلام رسید، آن حضرت (در ستایش و مدح او) فرمود:
«سلیل، مسلولهٌ من الآفات و العاهات و الأرجاس و الأدناس (الأنجاس)؛ سلیل، از بدی ها، پلیدی ها، زشتی ها، ناپاکی ها و آلودگی ها، پاک و عاری است.»
امام هادی علیه السلام در ادامه چنین بشارت داد:
«سیهب اللّه حجّته علی خلقه یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً؛ به زودی خداوند (از دامن و نسل سلیل) حجّت الهی بر خلق خود (مهدی موعود علیه السلام ) را موهبت و عطا می کند. او زمین را از عدل و داد پر می نماید، همان طور که از جور و ستم پرشده باشد.»[۸]
فرزندان[۹]
اگر بپذیریم که سوسن تنها همسر امام هادی علیه السلام می باشد، فرزندان آنان عبارتند از:
۱. امام حسن علیه السلام (۲۳۱ ـ ۲۶۰ ق.).
۲. سیّد محمّد (متوفّای حدود ۲۵۲ ق.)؛ مردی جلیل القدر و پارسا که در زمان پدرش رحلت کرد. وی فرزند ارشد خانواده بود.
۳. سیّد حسین؛ مردی پرهیزکار و عابد بود که قبل یا بعد از پدرش رحلت کرد.
۴. جعفر (۲۲۶ ـ ۲۷۱ ق.)؛ وی به سبب عملکرد منفی اش به «جعفر کذّاب» معروف شد. لذا امام هادی علیه السلام از ولادت او احساس سرور نکرده و از فتنه وی خبر داد.
۵. علّیه (عالیه، عایشه)؛ وی تنها دختر امام هادی علیه السلام است.
آرامگاه همه فرزندان امام هادی علیه السلام در کنار قبر مطهّر پدرشان بوده و فقط سیّد محمّد در خارج از شهر سامرّا ـ نزدیک شهر بلد ـ واقع شده است.
مهر مادری
با فرا رسیدن ماه ربیع سال ۲۳۱ ق. (۲۳۰ یا ۲۳۲ ق.) دگرباره نسیم بهار، زندگی سوسن علیهاالسلام را عطرآگین ساخت؛ چرا که ولادت فرزندش حسن بن علی علیه السلام پیام آور نور و شادمانی بود؛ به گونه ای که آثار خشنودی و سرور در سیمای شوهرش امام هادی علیه السلام ، بیش از پیش، مشاهده می شد و مدینه، غرق در شادی بود. سوسن علیهاالسلام آن چنان مورد محبّت امام قرار گرفته بود که بعد از تولّد فرزندش با کنیه «امّ الحسن» معروف شد؛ آن هم فرزندی که قرار است در آینده، «رهبری و امامت» را عهده دار شده و فرامین الهی را در عرصه زندگی بشریّت به اجرا درآورد.
بی شک بین مادر و فرزند، خاطرات بسیاری وجود دارد؛ امّا متأسّفانه فقط نمونه هایی از این داستان ها را می توان در میان برگه های تاریخ جستجو کرد؛ از جمله این که:
یکی از بزرگان شهر سامرّا، به نام «بهلول» در هنگام عبور از کوچه مشاهده می کند که کودکان مشغول بازی هستند؛ امّا کودک خردسالی (امام حسن عسکری علیه السلام ) در گوشه ای ایستاده و گریه می کند. لذا نزد وی آمده و قول می دهد که برایش اسباب بازی تهیّه کند. آن کودک به بهلول می فرماید که فلسفه خلقت، بازی و سرگرمی نیست بلکه غرض، فراگیری دانش و معرفت و سپس عبادت است.
بهلول با گفت و گویی کوتاه، از دانش گسترده کودک آگاه شده؛ لذا از وی تقاضای موعظه و نصیحت می کند. امام عسکری علیه السلام بعد از سرودن چند بیت شعر، می فرماید:
«ای بهلول! عاقل باش. همانا من در کنار مادرم بودم؛ او را دیدم که می خواست برای پختن غذا، چند قطعه هیزم ضخیم را زیر اجاق روشن کند، ولی آنها روشن نمی شد تا آن که مادرم مقداری هیزم باریک و کوچک را روشن کرد و سپس آن هیزم های بزرگ و ضخیم به وسیله آنها روشن گردید.»
و در پایان فرمود:
«گریه من از این جهت است که مبادا ما جزئی از آن هیزم های ریز و کوچک دوزخیان قرار گیریم!»[۱۰]
سکونت اجباری در سامرّا
هنوز چند سالی از زندگی مشترک وی با امام هادی علیه السلام نگذشته بود که محبوبیّت روز افزون امام، باعث هراس دستگاه حکومتی شد. لذا برای کنترل رفت و آمد شیعیان و ایجاد محدودیّت در فعّالیت امام دهم علیه السلام خلیفه عبّاسی ایشان را به پایتخت (سامرّا) فراخواند. آن روز، مردم مدینه با اشک و دعا خانواده حضرت را بدرقه نمودند. تاریخ این نقل و انتقال و اقامت آن حضرت در شهر سامرّا، سال ۲۳۶ ق. (۲۳۳ یا ۲۴۳ ق.) بوده است. بنابراین، امام حسن عسکری علیه السلام تا حدود پنج (دو یا دوازده) سالگی همراه والدینش در مدینه اقامت داشت و مراحل دیگر زندگی را در سامرّا گذرانید.[۱۱]
امام هادی علیه السلام و خانواده اش پس از ورود به پایتخت و اسکان در محلّه و منطقه نظامی (عسکر) و تحت مراقبت مأموران، فصل جدیدی از زندگی را شروع کردند. از این رو، سوسن علیهاالسلام هر از چندگاهی، محدودیّت و فشارهای حکومتی را در زندگی شوهر و فرزندانش حس می کرد؛ چرا که حکومت های غاصب ـ به ویژه بنی عبّاس ـ برنامه ها و سیاست های گوناگونی را در حکومت و جامعه اسلامی پیاده می کردند تا به خیال خود، شجره نورانی «امامت» را ریشه کن سازند.
باران اشک
در طول زندگی سوسن علیهاالسلام حوادث گوناگونی به وجود آمد، همانند رحلت فرزندش سیّد محمّد؛ امّا آنچه که قلب وی را بیشتر نگران کرده بود، توطئه های خلیفه عبّاسی و عوامل حکومتی بود؛ چرا که هر از چندگاهی، امام هادی علیه السلام مورد شکنجه جسمی و روحی قرار می گرفت و گزارش های غم انگیزی، مبنی بر غارت اموال شیعیان، حبس، شکنجه و شهادت اصحاب نیز قلب رئوف امام را به شدّت آزار می داد.[۱۲] بی گمان، سوسن علیهاالسلام به عنوان «شریک زندگی»، با غم های شوهرش می سوخت و هم ناله می شد.
سرانجام، امام دهم علیه السلام در سال ۲۵۴ ق. توسّط دشمنان مسموم شده و به شهادت می رسد و شهر سامرّا در فقدان آن رهبر یگانه و کریم، به سوگ می نشیند و بنی هاشم، شیعیان و گروه بسیاری از مردم و مقامات کشوری و لشکری در مراسم تشییع شرکت کرده[۱۳] و این مصیبت جانسوز را به بازماندگان حضرت ـ به ویژه همسر مکرّمش ـ تعزیت می دهند. اما آنچه که باعث تسلاّی دل این بانوی سوگمند است؛ تلاوت قرآن، دعا، خاطرات شیرین زندگی، زیارت آرامگاه امام و نگریستن به چهره تابناک فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام می باشد.
کانون محبّت
با آغاز امامت امام حسن عسکری علیه السلام مرحله سرنوشت سازی شکل گرفت؛ زیرا براساس روایات متواتر، جانشین و اوصیای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دوازده نفر می باشند. و اینک یازدهمین حجّت الهی، پیشوایی امّت اسلام را بر عهده دارد. این موضوع، برای «جهان تشیّع» نویدبخشِ تولّد مهدی موعود علیه السلام بوده و در نقطه مقابل آن، گروه های باطل و ستمگر را دچار وحشت نموده است؛ لذا عوامل حکومتی بیش از گذشته به توطئه، مراقبت و جاسوسی می پردازند.
سیّد بن طاووس در این باره می گوید:
«سه نفر از پادشاهان زمان حضرت عسکری علیه السلام خواستند او را به قتل برسانند، چون شنیده بودند که مهدی علیه السلام از صلب او خواهد بود و چندین بار او را به زندان انداختند…»[۱۴]
شیخ عبّاس قمی نیز می گوید:
«از روایات استفاده می شود که حضرت عسکری علیه السلام بیشتر اوقات، محبوس و از معاشرت، ممنوع بود و پیوسته به عبادت خدا اشتغال داشت.»[۱۵]
حال، می توان وضعیّت روحی و ذهنی مادر امام علیه السلام را به خوبی دریافت که آن بانوی جلیل القدر در این رخدادها، لحظات زندگی را چگونه گذرانده و نسبت به افراد خاندان عسکری و شیعیان، چه مدیریّت و برنامه ای را به اجرا در آورده است.
موعود آفرینش
برای یک مادر، شیرین ترین خاطره زندگی، مراسم عروسی فرزند و تولّد نوادگان می باشد. سوسن علیهاالسلام در طول زندگی اش به این آرزوها رسیده بود؛ ولیکن ازدواج بهترین پسرش امام حسن علیه السلام با دختری شایسته و ممتاز؛ یعنی نرگس علیهاالسلام بهترین مراسم جشن و سرور بود.
سوسن علیهاالسلام همانند دیگر افراد خاندان بنی هاشم، برای تولّد آخرین حجّت الهی لحظه شماری می کرد؛ امّا رفت و آمد مأموران و زنان جاسوس، موجی از نگرانی را در دل های بنی هاشم و شیعیان پدیدار ساخته بود. با این وجود، در نیمه شعبان ۲۵۵ ق. زنگ میلاد نواخته شد و «موعود آفرینش» دیده به جهان گشود.
حال، جای این سؤال است که: آیا سوسن علیهاالسلام در هنگامه ولادت نوه معصومش در شهر سامرّا و در خانه فرزند و عروسش حضور داشت یا نه؟
با بررسی روایات، متوجّه می شویم که نامی از وی در این ماجرا بیان نشده است و حتّی عمّه امام عسکری علیه السلام نیز در پاسخ به برخی از شیعیان ـ پیرامون ولادت حضرت مهدی علیه السلام ـ بیان نموده است:
«کتب الی امّه یعلمها بولاده القائم علیه السلام[۱۶]؛ امام عسکری علیه السلام به مادرش نامه نوشت و او را از ولادت امام مهدی علیه السلام خبردار نمود.»
یکی از پژوهشگران معاصر می نویسد:
گاهی از حکیمه خاتون سؤال می کردند و ایشان نیز خبر ولادت را کاملاً از مادر امام عسکری علیه السلام نقل می کرد و می گفت: «از او بپرسید، که من هم از او شنیدم.» با اینکه مسلّماً حکیمه خاتون در شب ولادت، حضور داشت… بی تردید این گونه روایات، بیانگر جوّ خفقان و موضوع «استتار و تقیّه» می باشد.[۱۷] آری، شخصیتی چون عمّه امام نیز برای مخفی نگه داشتن ولادت حضرت مهدی علیه السلام و مصون ماندن خاندان عسکری و بنی هاشم از مزاحمت ها و اذیّت های دشمنان، تولّد آن حضرت را مستند به شنیدن از سوسن علیهاالسلام می نماید؛ زیرا موقعیّت زمانی و مکانی را برای بیان تمام حقایق، مناسب نمی بیند. بنابراین، دو احتمال وجود دارد:
الف) سوسن علیهاالسلام در سامرّا و یا در خانه عروسش، به عللی، حضور نداشت.
ب) وی در آن سال ها در مدینه یا منقطه ای دیگر، زندگی می کرد.
به هرحال، از نیمه شعبان ۲۵۵ ق. به کنیه قبلی این بانوی گرامی (امّ الحسن؛ امّ ابی محمّد)، «جدّه» نیز افزوده شد.
تسلاّی دل
از آنجا که هر روز فشارها و تهدیدهای حکومت بنی عبّاس نسبت به حضرت عسکری علیه السلام افزایش پیدا می کرد، امام نیز حوادث آینده (حبس و شهادت) را برای برخی از افراد خانواده و اصحاب، بیان می نمود که در این میان، ایجاد آمادگی قلبی «مادر» در اولویّت بوده است. سوسن علیهاالسلام نقل می کند:
یک روز ابو محمّد به من فرمود: «سال ۲۶۰ (۶۰ ق.) سوزشی در دلم (بر اثر زهر) پدید می آید، می ترسم رنج و سختی به من برسد. اما در صورت سالم ماندن، (قضا و قدر الهی) در سال ۲۷۰ (۷۰ ق.) محقّق خواهد شد.»
با شنیدن این پیشگویی، بیتابی کرده و گریستم. در این موقع، به من فرمود:
«لابدّ (لی) من وقوع امر اللّه فلاتجزعی؛ (ای مادر!) بیتابی مکن؛ زیرا از تحقّق امر خداوند، چاره ای نیست.»[۱۸]
آری پس از آن، نگریستن به جمال نورانی فرزند و تصوّر حادثه، دل مادر را می سوزاند و در این میان «عبادت و صبر»، مرهم همیشگی غم های او بود.
همسفر خورشید
امام عسکری علیه السلام قبل از فرا رسیدن «سال شهادت»، جهت ایمن ساختن خانواده و استمرار ولایت، اموری را به انجام رسانید. در این باره، صحابی گرانقدرش احمد بن اسحاق نقل می کند که به محضر امام علیه السلام شرفیاب شده و آن حضرت در خصوص شهادتش، وقوع فتنه ها و استمرار امامت، مطالبی را بیان فرمود. وی در ادامه می گوید:
آن حضرت در سال ۲۵۹ ق. مادر را به «حجّ» فرستاد و به او خبر داد که در سال ۲۶۰ ق. حادثه (حبس و شهادت) اتّفاق می افتد. آنگاه امام مهدی علیه السلام را احضار نمود و ایشان را وصیّ خود گردانید و اسم اعظم، مواریث امامت و سلاح را به وی تسلیم کرد. و مادر امام عسکری علیه السلام با حضرت صاحب علیه السلام همگی به مکّه مشرّف شدند؛ در حالی که «ابوعلی احمد بن محمّد بن مطهّر» عهده دار و متولّی مایحتاج آنها و وکیل حضرت بود.[۱۹]* *
خانواده امام عسکری علیه السلام در یکی از منازل بین راه، توقّف کرده بودند که گروهی از اعراب به آنها رسیده و خبر دادند: «به سبب کمی آب و شدّت خوف، بسیاری از مردم در راه مانده و در حال برگشتن هستند.»[۲۰]
ابوعلی مطهّری نقل می کند:
من از منطقه «قادسیّه» نامه ای برای امام حسن عسکری علیه السلام نوشتم، مبنی بر اینکه: کاروان های حجّ منصرف شده اند و من نیز به واسطه ترس از عدم دسترسی به آب، رفتن به حجّ را صلاح نمی دانم.
آن حضرت در نامه اش فرموده بود:
«امضوا ولاخوف علیکم ان شاءاللّه؛ بروید. چرا که به خواست خداوند، ترس و خطری متوجّه شما نخواهد بود.»
امام مهدی(ع) را احضار نمود و ایشان را وصیّ خود گردانید و اسم اعظم، مواریث امامت و سلاح را به وی تسلیم کرد. و مادر امام عسکری(ع) با حضرت صاحب(ع) همگی به مکّه مشرّف شدند.
کاروان حجّ در معیّت خانواده امام رهسپار شده و با سلامتی کامل به مکّه رسیدند.[۲۱]
به راستی چه دلپذیر و خوشایند است برای مادر بزرگی که عزیزترین کودک را در آغوش گرفته و در حریم امن الهی، به مناسک حجّ می پردازد!
سوسن علیهاالسلام بر اساس صلاحدید و سفارش فرزندش بعد از اتمام حجّ، به مدینه آمد تا در کنار آرامگاه مقدّس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و ائمّه بقیع علیهم السلام وظائف محوّله را به خوبی انجام دهد…

 

***************************************

پی نوشت ها:
۱. الارشاد، ج ۲، ص ۳۰۱؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۶ و ۲۳۷؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ابوالقاسم سحاب، ج ۲، ص ۹ و ۱۳؛ مسندالامام العسکری(ع)، عزیزاللّه عُطاردی، ص ۴۹.
* در ضمن، اسم مادر امام هادی(ع) «سمانه» بوده و یکی از اسامی مادر امام مهدی(عجّ) نیز «سوسن» می باشد. (ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۱۷ ـ ۱۱۴ و ج ۵۱، ص ۱۸ ـ ۱۵).
۲. همان، ج ۵۰، ص ۲۳۸.
۳. همان، ج ۳۶، ص ۱۹۳ و ۱۹۴؛ کمال الدّین، (اکمال الدّین)، ترجمه کمره ای، ج ۱، ص ۴۲۳ و ۴۲۴.
۴. ر.ک: ریاحین الشّریعه، ج ۳، ص ۲۴؛ داستان ازدواج معصومین(ع)، ابراهیم بابائی آملی، ص ۲۳۱، نشر نجبا، قم، دوم، ۱۳۸۱ ش.
۵. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۴۹؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۲، ص ۱۳.
۶. زنان مردآفرین تاریخ، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۱۸۵.
۷. گویا امام(ع) جز سوسن، همسری نداشت.
۸. اثبات الوصیّه، مسعودی، ص ۲۳۶، انتشارات بصیرتی، قم؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۲، ص ۶؛ محدّثات شیعه، دکتر نهلا غروی نائینی، ص ۲۲۳.
۹. ر.ک: تاریخ سامرّا، شیخ ذبیح اللّه محلاّتی، ج ۱، ص ۲۵۳، ج ۲، ص ۳۰۳ ـ ۲۶۸؛ اعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۳۷؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۱، ص ۱۳۳ ـ ۱۲۱؛ منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۴۵ ـ ۴۴۲.
۱۰. حیاه الامام العسکری(ع)، محمّد جواد طبسی، ص ۱۱۳ و ۱۱۴؛ چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)، عبداللّه صالحی، ص ۱۶ و ۱۷، انتشارات مهدی یار، قم، اوّل، ۱۳۸۱ ش (تلخیص).
۱۱. مسند الامام العسکری(ع)، ص ۱۳؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۲، ص ۷؛ دایره المعارف تشیّع، ج ۲، ص ۳۷۰؛ منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۳۲.
۱۲. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۳۹ ـ ۴۳۲؛ زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۲، ص ۱۲۱ و ۱۲۲.
۱۳. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۴۱ ـ ۴۳۹.
۱۴. زندگانی رهبران اسلام (انوار البهیّه)، شیخ عبّاس قمی، ترجمه سیّد محمّد صحفی، اسلامیّه، تهران، ۱۳۶۰ ش، ص ۳۴۸.
۱۵. همان، ص ۳۴۷ و ۳۴۸.
۱۶. کمال الدّین، ج ۲، ص ۱۷۸.
۱۷. سیمای آفتاب (سیری در زندگانی حضرت مهدی(عجّ))، حبیب اللّه طاهری، ص ۱۸۳، نشر مشهور، قم، اوّل، ۱۳۷۸ ش.
۱۸. ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۱۳ و ۳۳۰؛ مسند الامام العسکری(ع)، ص ۳۵؛ زندگانی رهبران اسلام، ص ۳۶۷ و ۳۶۸.
۱۹. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۳۵ و ۳۳۶؛ اثبات الوصیّه، ص ۲۴۷ و ۲۴۸.
* *. ابوعلی مطهّری، کارگزار امور امام عسکری(ع) بود؛ این مسئله، بیانگر فوق عدالت اوست… (اعیان الشّیعه، ج ۳، ص ۱۵۳ و ۱۵۴.)
۲۰. زندگانی عسکریّین(ع)، ج ۲، ص ۳۲ (با تغییر).
۲۱. همان، ص ۳۵ (با تغییر).

Share