رفتن به محتوای اصلی
نویسنده : ابوکاظم حسنی

مسئولیت یا مصونیت؟ نقدی بر ساختار قدرت در ایران

تاریخ انتشار:
نقدی بر بحران مسئولیت‌پذیری در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران؛ بررسی مفاهیم نظام، جمهوریت، اسلامیت و لزوم پاسخگویی مسئولان بر اساس اصول تشکیلات اسلامی.
مسئولیت یا مصونیت؟ نقدی بر ساختار قدرت در ایران

مسئولیت یا مصونیت؟ نقدی بر ساختار قدرت در ایران

در جمهوری اسلامی ایران، بازتعریف مفاهیمی چون مسئولیت، جمهوریت و اسلامیت به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. این یادداشت به قلم سردبیر، به نقد مصونیت‌طلبی مسئولان در برابر پاسخگویی می‌پردازد.

بحران مسئولیت در ساختار قدرت؛ از مدرک تا درک؛ ضرورت بازتعریف مفاهیم در تشکیلات اسلامی

در جمهوری اسلامی ایران، بازنگری در برخی مفاهیم بنیادین ضرورتی حیاتی یافته است—مفاهیمی چون «نظام»، «جمهوریت»، «اسلامیت»، «مسئولیت» و «خدمت». این واژگان، که ستون‌های گفتمان سیاسی و تشکیلاتی کشور را شکل می‌دهند، نیازمند تعریف مجدد و بازتبیین هستند تا از ابهام، سوءبرداشت و انحراف در عملکرد جلوگیری شود.

ساختار «نظام جمهوری اسلامی ایران» باید به‌روشنی تفسیر شود:
ارکان تشکیل‌دهنده آن چیست؟
مبانی انقلاب بر چه اصولی بنا شده‌اند؟ و هرگونه عدول از این مبانی، باید با پاسخگویی در برابر خرد جمعی «جمهوریت» همراه باشد. اما در عمل، بسیاری از مسئولان کشور از پاسخگویی گریزان‌اند؛ گویی «مسئولیت» به‌جای تعهد، به مصونیتی دائمی بدل شده که حتی در برابر تهدیدات امنیتی ناشی از گفتار یا تصمیماتشان، آنان را از توضیح بی‌نیاز می‌سازد. این رویه گاه به‌نام «رأفت اسلامی» توجیه می‌شود، اما در واقع، انحرافی خطرناک از اصول تشکیلات اسلامی است.

بر اساس مبانی نظام، ارکان اصلی عبارت‌اند از:

  • آرمان و اهداف نظام: که باید در مسیر ظهور و تمدن نوین اسلامی تعریف و تنظیم شوند. هر مسئولی که فاقد چنین برنامه‌ای باشد و با این حال مسئولیت بپذیرد، خیانت‌کار است.
  • رهبری: که وظیفه تبیین و هدایت جمهوریت در راستای آرمان‌ها را بر عهده دارد و باید بیشترین شناخت و عاملیت را نسبت به مبانی اسلامی داشته باشد.
  • جمهوریت: که خود دارای سطوح و طبقات مختلف قابل بررسی است و نباید به ابزاری صرف برای مشروعیت‌بخشی بدل شود.
  • نظام: که به پیوند ارکان اشاره دارد، نه به «نظامی‌گری». اشتباه گرفتن این دو، موجب تصور نادرست برخی از جایگاه خود در ساختار سیاسی شده است. در واقع، همه مسئولان اعم از نظامی و غیرنظامی در چارچوب «جمهوریت» و «اسلامیت» تعریف می‌شوند و باید خادم ملت و پاسخگو باشند.

تشکیلات اسلامی، با قید «اسلام»، همه راحتی رهبری در چارچوبی مشخص قرار می‌دهد و ارزیابی عملکرد آن‌ها را بر اساس همان چارچوب ممکن می‌سازد. بنابراین، تصور اینکه «مسئولیت» به معنای «مصونیت» است، خطایی راهبردی و خطرناک است. هر فردی که از پاسخگویی طفره رود، باید مسئولیت را به فردی شایسته، عامل و پاسخگو واگذار کند؛ در غیر این صورت، تصدی مسئولیت برای او شرعاً و اخلاقاً جایز نیست.

تنها در این چارچوب است که نظام می‌تواند با تکیه بر شایستگان، به سوی آرمان‌های خود حرکت کند. چنان‌که در روایات آمده: «هر کس در هر جایگاهی، فردی شایسته‌تر از خود را بشناسد و مسئولیت را به او نسپارد، به خدا و پیامبرش خیانت کرده است.»

آیا حقیقتاً ما امروز چنین هستیم؟
آیا از «مدرک» به «درک» رسیده‌ایم؟
فراموش نکنیم که این بازنگری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای مشروعیت و کارآمدی نظام است.

 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا