ضیاءالصالحین ابراهيم در منتهي درجه توحيد | ضیاءالصالحین

ابراهيم در منتهي درجه توحيد

با توجه به اينکه قرآن بهترين و کامل ترين منبع براي شناخت اين اسوه ها و الگوهاست، بنابر اين تصميم گرفتيم با توجه به آيات و با نگاه به آن، به اين مسئله بپردازيم. به اين دليل که قرآن بهترين توجه را به اين بزرگواران داشته است. ما نيز هر چه نگاهمان را به اين افراد، قرآني تر کنيم، بهتر و دقيق تر مي توانيم راه و روش زندگي و سلوکشان را به سمت کمال بدانيم. اين نوشتار سعي دارد با توجه به بضاعت کم نگارنده در شناخت قرآن، تا حدودي اين نگاه قرآني را ترسيم کند. اما قبل از پرداختن به اين موضوع لازم است چند نکته يادآوري شود.
ضرورت نياز به الگو در قرآن: «من يرغب عن ملة ابراهيم.»
«قالوا نعبد الهک و اله ابائک ابراهيم...[1] »
«فاتبعوا ملة ابراهيم و کذلک نري ابراهيم ملکوت السماوات و الارض... اولئک الذين هدي الله فبهداهم اقتده[2]»
آوردن نام انبياء و دستور حق تعالى، به روش هاي مختلف، به تبعيت کردن از آئين و مرام آنان، خود نشان دهنده اين است که سبک و روش حق تعالي براي تحقق دين خود در زمين و تبعيت کردن مردم از آن همواره به دست اين الگوها بوده است، تا آنجا که به نبي مکرم و رسول خاتم خود مي فرمايد: «فبهداهم اقتده» البته اين گونه خطاب ها (معاذالله) از روي حقير شمردن يا کم کردن شأن رسول خاتم نيست. بلکه نشان دهنده سيره مستمر خداوند در تبعيت از الگوي کامل است. بدينسان که وقتي کسي قواعد توحيدي را مراعات کرد و مراتب سلوک به سمت حق تعالي را طي کرد، به عنوان نماد و نشانه اين امر، شناخته مي شود و شيوه حرکت او به عنوان نمونه و سمبل، براي ديگران مي گردد. به عنوان مثال حضرت ابراهيم(عليه السلام) که در آيات فوق نامشان آورده شده، شخصي است که پله پله و قدم به قدم راهش را به سمت کمال طي کرده و هر مرحله از حرکت او و همچنين ابتلائات و امتحاناتي که براي او پيش آمده با تمام دقائق و ظرايف آن در قرآن و روايات ذکر شده. (ما قصد داريم در مقالات بعدي به صورت مبسوط آيات قرآن را درباره ايشان بياوريم و مورد بحث و بررسي قرار دهيم.)
از قرآن مي توان مرتبه بالاي توحيد او را استفاده کرد. مثلاً در قصه سوزاندن ابراهيم و سرد شدن آتش بر او، خداوند مي فرمايد: « قلنا يا نار کوني بردا و سلاما [3]» در اين آيه کلمه « قلنا» بسيار قابل توجه است. چون حضرت ابراهيم به منتها درجه توحيد دست يافته و « نداي علمه بحالي حسبي عن سوالي» سر مي دهد، بر خدا هم سزاوار است که خود براي نجات او فرمان دهد و بدون اسباب و ادوات بفرمايد: « اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش.»
نکته ديگر که در آيات فوق قابل تأمل است، الطاف و امتيازاتي است که خداوند به برگزيدگانش در اين راه داده است. مثلا براي حضرت ابراهيم نشان دادن ملکوت سماوات و ارض[4] را برشمرده که خود مرتبه اي بالا در سير و سلوک است يا مقام نبوت براي انبيا و حکمت براي لقمان.[5] گاه در بعضي اوقات، سلطنت در دنيا مثل حضرت داود و سليمان[6] و يا علم لدني مثل حضرت خضر و غير اينها.
گاهي نيز خدا قول جبران و پاداش مضاعف در آخرت را مي دهد: «و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه...[7]» اين خود نشان دهنده جايگاه خاص ايشان در رسيدن به مراتب عالي کمال است و نشانه لطف و عنايت ويژه خدا به آنان است.

----------------------------------------------------

[1] سوره بقره، آيه 133.

[2] سوره انعام، آيه 90.

[3] سوره انبياء، آيه 69.

[4] سوره انعام، آيه 75.

[5] سوره لقمان، آيه 17.

[6] سوره انبياء، آيه 79 .

[7] سوره بقره، آيه 130..

Share