ضیاءالصالحین وجه سیاه پوشی در عزاداری ها با وجود غم زایی و کراهت لباس سیاه!؟ | ضیاءالصالحین

وجه سیاه پوشی در عزاداری ها با وجود غم زایی و کراهت لباس سیاه!؟

پوشش سیاه

از نظر اسلام، رنگ زندگى، حیات، حرکت و تلاش رنگ سفید است و آرامش بعد از تلاش و کوشش در رنگ سیاه (شب) مى باشد. و لذا پوشیدن لباس سیاه در عزادارى ها و براى شخص مصیبت زده اى که احساس غمگینى مى کند، تسکین است و او را در اضطراب ناشى از فقدان شخص محبوب، به سمت آرامش دعوت مى کند، افزون بر این موجب همسو ساختن احساسات درونى با فضاى بیرون و باعث آرامش مى گردد

با توجه به غم زایی لباس سیاه و کراهت آن، چرا این لباس در مراسم عزاداری توصیه شده است ؟

ابتدا باید دید پوشیدن لباس سیاه در هر حال موجب غم و اندوه می شود.
یافته هاى روان شناسی می گوید رنگ سیاه، زمانی مفهوم نیستى، پوچى و پایان یافتن را تداعى مى کند و غم زایی دارد که به عنوان انتخاب اوّل و یا یکى از سه انتخاب اوّل باشد؛ یعنى، در تمام حالات، اولین رنگ انتخاب شده و یا یکى از سه رنگ انتخابى اوّل باشد. پوشیدن لباس تیره و استفاده از رنگ سیاه - حتى در غیر پوشش - همیشه نامناسب نیست و به معناى رسیدن به پایان زندگى و تسلیم شدن نیست و تأثیر منفى و تخریب روانى در پى ندارد. پوشیدن لباس سیاه در عزادارى ها و براى شخص مصیبت زده اى که احساس غمگینى مى کند، تسکین است و او را در اضطراب ناشى از فقدان شخص محبوب، به سمت آرامش دعوت مى کند، افزون بر این موجب همسو ساختن احساسات درونى با فضاى بیرون و باعث آرامش مى گردد.
پس از دیدگاه علمى، رنگ سیاه تأثیرى منفى و نامناسب بر روان و روح آدمى ندارد و در مصایب، کاهش دهنده آلام مى باشد و این گونه نیست که علم آن را کاملا و در هر حال طرد  کند. حال باید دید آیا اسلام براى همیشه و در تمام حالات رنگ سیاه را توصیه مى کند و به تعبیر روان شناختى، براى اولین انتخاب ها یا سه انتخاب اوّل رنگ سیاه را بر مى گزیند و مسلمانان را به این انتخاب دعوت مى نماید؟
نگاه آغازین اسلام به رنگ سیاه، یک نگاه منفى است و هرگز آن را در حالات عادى و زمینه هاى روزمره زندگى، به عنوان یک رنگ برتر برنمى گزیند، حتی آن را رنگ شیطان و فرعون و نماد طغیان گرى، ستم و تاریکی معرفى مى کند و مى فرماید: «لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است»(1)
رنگ برگزیده و انتخاب اوّل اسلام، رنگ سفید است که امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ لباسى بهتر از لباس سفید نیست».(2)
بعد از رنگ سفید، رنگ هاى زرد و سبز از طرف اولیاى دین توصیه شده اسلام است. از نظر اسلام، رنگ زندگى، حیات، حرکت و تلاش رنگ سفید است و آرامش بعد از تلاش و کوشش در رنگ سیاه (شب) مى باشد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود:«ألبسوا من ثیابکم البیاض فأنّها من خیر ثیابکم و کفّنوا فیها موتاکم؛(3) لباس سفید بپوشید زیرا آن بهترین لباس است و مرده هایتان را در لباس سفید کفن کنید».
باز فرمود: «أحسن مازرتم الله عزّ و جلّ به فی قبورکم و مساجدکم البیاض؛ از بهترین لباس ها برای ملاقات با خدا در نماز و قبر، لباس سفید است».(4)
استفاده از لباس سیاه، در حال نماز مکروه است، ولی در عزاداری استثنا شده است .(5)
رنگ سیاه در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، فقط در مصایب و سوگوارى ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ یعنى، یک انتخاب نادر و استثنایى بوده است و نه انتخابى همیشگى. درنگاه ابتدایى رنگ سیاه، یک رنگ مکروه و ناپسند تلقى مى شود.
رنگ سیاه در آخرین انتخاب قرار مى گیرد؛ آن هم از این جهت که به واسطه تأثیر روانى آن، موجب سکوت و سکون و آرامش گشته، شخص مضطرب را از مصیبت و حزن به آرامش روانى مى رساند و یاحداقل در این زمینه بسیار تأثیر دارد.
اما در توجیه سیاه پوشی در مراسم عزاداری باید اموری را یادآور شویم:
اوّلاً، سیاهپوشى سنت منطقى بشر در طول تاریخ بوده و در ایران باستان، یونان و اعراب رواج داشته است.
شواهد تاریخى و ادبى نشان مى دهد رنگ سیاه از دیر باز در میان بسیارى از ملل و اقوام نشان عزا و اندوه بوده است. این امر به ایران یا دوران اسلام اختصاص ندارد و اعراب پیش از اسلام، ایرانیان و یونانیان باستان در عزا جامه سیاه یا کبود مى پوشیدند.(6)
دوم، سیاهپوشى بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) تداوم سیره انسانى است.
گزارش هاى مستند تاریخى حکایتگر این حقیقت است که پیامبر و ائمه اطهار(علیهم السلام) بر این سنت منطقى و رسم طبیعى مُهر تأیید گذاشته، در عزاى عزیزانشان سیاه پوشیده اند. به روایت ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه، امام حسن(علیه السلام) در سوگ امیرمؤمنان على(علیه السلام) جامه سیاه پوشید و با همین جامه براى مردم خطبه خواند.(7)
براساس حدیثى که اکثر محدثان نقل کرده اند، زنان بنى هاشم در سوگ اباعبدالله الحسین(علیه السلام) جامه سیاه پوشیدند(8).
از این حدیث شریف ـ که مورد اعتماد و حجّت بوده و شخصیّت هایی از مشاهیر و ثقات اهل بیت(علیهم السلام) آن را روایت نموده اند ـ استفاده میشود:
1ـ پوشیدن لباس سیاه در ماتم و عزا از صدر اسلام مرسوم بوده، بانوان بنی هاشم در ماتم حضرت سیّد الشّهدا(علیه السلام) لباس سیاه پوشیدند.
2ـ تشویق و ترغیب امام(علیه السلام) از این عمل، دلیل بر رجحان و مطلوبیت آن است؛ و فهمیده میشود که ادامه آن جهت فراموش نشدن این واقعه بسیار بزرگ تاریخی و بزرگداشت قیام سیّد الشّهدا(علیه السلام) مستحب است.
مرحوم کلینى نقل مى کند که سلیمان بن راشد از پدرش نقل کرد: امام سجاد(علیه السلام) را دیدم که جبّه اى جلو باز و سیاه رنگ و طیلسانى کبود رنگ پوشیده بود.(9)
برخی نوشته اند که دختر «ام سلمه» و زنان انصار در عزای «حمزه» و شهیدان اُحد لباس سیاه پوشیدند و «اسما بنت عمیس» نیز در عزای «جعفر طیار» سیاه پوشید.(10)
ابونعیم اصفهانی روایت می کند: زمانی که خبر شهادت امام حسین(علیه السلام) به ام سلمه رسید، در مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله) خیمه سیاه برپا کرد و خود جامه سیاه پوشید.(11)
پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران او، زنان بنی هاشم و طایفه قریش برای امام حسین(علیه السلام) لباس سیاه پوشیدند.(12)
پوشیدن لباس سیاه توسط امام دلیل بر جواز آن در هنگام عزاداری است؛ زیرا در اندیشه شیعیان گفتار و رفتار ائمه(علیهم السلام) حجت و دلیل بر مشروعیت هر کاری است
چرا لباس و پوشش سیاه؟
رنگ سیاه، از جهات گوناگون، آثار و خواص مختلف دارد و به اعتبار هر یک، در مورد یا مواردى خاص، به کار مى رود.
یکى از خواص و آثار رنگ سیاه، آن است که به صورت طبیعى، حزن آور و دلگیر و مناسب عزا و ماتم است. از همین رو، بسیارى از مردم جهان از این رنگ براى اظهار اندوه در مرگ دوستان و عزیزان خود استفاده می کنند. البته انتخاب رنگ سیاه در ایام سوگوارى، علاوه بر نکته فوق، علتى منطقى - عاطفى نیز دارد. آنکه در ماتم عزیزان خویش جامه سیاه مى پوشد و در و دیوار را سیاهپوش مى کند، بااین عمل مى خواهد بگوید و بفهماند: عزیز از دست رفته، مایه روشنى چشم و فروغ دیدگانم بود و دفن پیکرش در دل خاک به سان افول ماه و خورشید در چاه مغرب، پهنه حیات و زندگى را در چشمم تیره و تار ساخته و زمین و زمان را در سیاهى و ظلمت فرو برده است.
---------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 83، ص 248.
2- همان، ج 78، ص 330.
3- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ح 18061.
4- همان، ح 18062.
5- محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ج1، ص 572، منشورات مؤسسة العلمی للمطبوعات؛ آیت ا... محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج1، ص621، 2170
سؤال 2170.
6- تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، آدام متز، ترجمه على رضا ذکاوتى قراگزلو، ج 2،ص 127؛ سیاهپوشى در سوگ ائمه نور، 53-93.
7- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج 16، ص 22
8- بحارالانوار، ج 45، ص 188؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 890.
9- وسائل الشیعه، ج 3، ص 361.
10- حسین رجبی، پاسخ به شبهات عزاداری، ص 104.
11- همان، ص 103.
12-همان، ص 105.
13- شورى (42) آیه 23؛ هود (11) آیه 29.
14- بحارالانوار، ج 44، ص 287
15- طوسى، امالى، ص 305.

Share