ضیاءالصالحین جلوه هايی از شخصيت امام هادی عليه السلام | ضیاءالصالحین

جلوه هايی از شخصيت امام هادی عليه السلام

حجت الاسلام مجيد دستياری
امام هادی علیه السلام

هيبت و وقار امام عليه السلام

تقوا و پارسايي در دنيا آن چنان عظمت و هيبت و وقاري به امام هادي عليه السلام داده بود كه ديگران در برابرش سر تعظيم فرود مي آوردند. سيمايش، سيماي انبياء و شكوهش، شكوه اوصياء بود. محمد بن حسن اشتر علوي درباره هيبت آن حضرت نقل مي كند:

من با پدرم در بيرون كاخ متوكل با جمعي از مردم از طالبيان، عباسيان و آل جعفر ايستاده بوديم، ناگاه ابوالحسن امام هادي عليه السلام آمد، تمام مردم براي احترام و بزرگداشت آن حضرت، از اسب پياده شدند. تا اين كه آن بزرگوار وارد قصر شد بعضي از مردم شروع به اعتراض كردند كه چرا بايد امام اين مقدار احترام شود و گفتند: چرا بايد ما براي اين پسربچه از مركب پياده شويم؟ او نه شرافتش از ما بيشتر است و نه بزرگسال تر از ماست به خدا سوگند وقتي كه بيرون بيايد از مركب پياده نمي شويم.

ابوهاشم جعفري در رد سخن آنها گفت:

به خدا سوگند كه شما با كوچكي و خواري براي او پياده خواهيد شد. تا اين كه امام بيرون آمد صداي تكبير و تهليل بلند شد و مردم همگي به احترام او از اسب پياده شدند آنگاه ابوهاشم رو به آن مردم كرد و گفت: آيا شما نبوديد كه تصميم داشتيد به او احترام نگذاريد و از مركب پياده نشويد!؟

آنها علاقه خود را نسبت به امام پنهان نداشتند و گفتند: به خدا قسم ما بي اختيار از مركبها پياده شديم.[1]

پارسايي و زهد امام عليه السلام

زهد بي رغبتي نسبت به دنيا و لذايذ و زينتهاي آن از آگاهي و معرفت نسبت به دنيا سرچشمه مي گيرد. امام هادي عليه السلام نيز مثل اجداد خود از لذايذ و جاذبه هاي زندگي مادي كناره گرفت. منزل امام در مدينه و سرمن رأي (سامراء)، از هر نوع وسايل تجملاتي خالي بود. هنگاميكه مأموران حكومت شبانگاه براي بازرسي به منزل ايشان وارد شدند، چيز قابل توجهي در آن نيافتند. يك بار در سامراء به منزل حضرت هجوم آوردند، ايشان را در اتاقي دربسته ديدند در حالي كه با لباسي پشمين، بر روي شن و سنگريزه نشسته و آيات الهي را تلاوت مي كردند.[2]

بخشش و كرم امام عليه السلام

يكي ديگر از صفات برجسته و ارزنده امام هادي عليه السلام بزرگواري و بخشندگي آن حضرت است. ابوهاشم جعفري سخت دچار تنگدستي شد، به خدمت امام هادي عليه السلام رسيد وقتي كه چشم امام به او افتاد از فقر و تنگدستي او آگاهي يافت. امام ابتدا نعمتهاي خداوند متعال را در نظر او آورد و او را از ثروت معنوي هنگفتي كه دارد، آگاه ساخت. فرمود: اي ابوهاشم از كدام نعمت خدا كه از آن برخورداري مي خواهي سپاس گويي؟ خداوند متعال به تو نعمت ايمان را ارزاني داشته و بدنت را بر آتش دوزخ حرام كرده، سلامتي داده و بر اطاعت و بندگيش ياريت نموده، قناعت داده است تا توانسته اي دچار اسراف كاري نشوي. آنگاه امام دستور داد تا صد دينار به او بدهند.[3]

كار در مزرعه

امام هادي عليه السلام براي تهيه آذوقه خود و خانواده، شخصا كار مي كرد. علي بن حمزه نقل مي كند:

ابوالحسن ثالث را ديدم بر روي زمين مشغول كار است و عرق از سر و رويش جاري است. عرض كردم: «فدايت شوم كارگرها كجايند؟»

امام عليه السلام فرمود: اي علي بن حمزه كسي كه از من و از پدرم بهتر بود با بيل در زمين خود كار مي كرد. عرض كردم: آن شخص كه بود؟ فرمود: رسول خدا و اميرالمؤمنين و همه پدرانم خودشان كار مي كردند و كشاورزي از جمله كارهاي انبياء و مرسلين و اوصياء و شايستگان مي باشد.[4]

علم امام عليه السلام

شيعه معتقد است كه ائمه عليه السلام داراي عصمت علمي و عملي هستند. يعني نه تنها هيچ گناهي نمي كنند بلكه در هيچ مسئله علمي نيز دچار اشتباه نمي شوند. البته اين علم از راه تعليم و تعلّم حاصل نشده بلكه موهبتي الهي است كه از جانب خداوند متعال به ايشان عنايت شده است. اساسا بشريت از ناحيه غصب خلافت دچار ضرر عظيمي شده است. امامان هيچ مجهولي ندارند، بايد خانه نشين شده و يا در مزرعه ها و باغها كشاورزي و درختكاري كنند و سئوالات بشريت بي پاسخ بماند.

امام هادي عليه السلام از سلسله همين امامان بود كه در مناظره ها و نامه نگاريها، گوشه اي ناچيز از علم خود را به مردم نمايانده است. خلفايي نظير متوكل، بسيار سعي كردند تا شايد امام را در يك بحث علمي محكوم نمايند لكن هرگز به اين هدف خود نرسيدند و هر بار شكست خورده و سرافكنده عقب نشيني نمودند.

 

منبع: سپهر هدایت
--------------------------------------
پی نوشت:

[1] زندگانى امام على الهادى عليه السلام، باقر شريف قرشى، ص 24 ـ 25.
[2] بحارالانوار، مجلسى، ج 50، باب ماجرى بينه و بين خلفاء زمانه، ص 211.
[3] منتهى الآمال، فصل سوم در دلائل و معجزات امام عليه السلام [و] من لا يحضره الفقيه، ج 4، ح 5863.
[4] من لايحضره الفقيه، ج 3، كتاب المعيشه، ح 3593.

Share