ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

تعداد کلمات ۱۸۹۱ / زمان تقریبی مطالعه : ۸ دقیقه
آشنایی با سواد رسانه‌ای و ضرورت یادگیری آن
هدف اصلی سواد رسانه ‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان دید که آیا بین محتوای یک رسانه با عدالت اجتماعی رابطه‌ ی وجود دارد یا خیر.

ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

سواد رسانه ای در یک تعریف بسیار کلی عبارت است از یک نوع درک متکی بر مهارت که بر اساس آن می توان انواع رسانه ها و انواع تولیدات آنها را شناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. این درک به چه کاری می آید؟ به زبان ساده، سواد رسانه ای مثل یک رژیم غذایی است که هوشمندانه مراقب است که چه موادی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف کرد و چه چیزی را نه و یا اینکه میزان مصرف هر ماده بر چه مبنایی باید استوار باشد. در این نوشتار با ضیاءالصالحین همراه باشید تا در مورد ضرورت یادگیری سواد رسانه ای بیشتر بدانید.

ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

مقدمه

سواد رسانه ای می تواند به مخاطبان رسانه ها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله ی متقابل و فعالانه ای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه ای کمک می کند تا از سفره ی رسانه ها به گونه ای هوشمندانه و مفید بهره مند شد.

در گام اول باید گفت سواد رسانه ای آمیزه ای از تکنیک های بهره وری مؤثر از رسانه ها و کسب بینش و درک برای تشخیص رسانه ها از یکدیگر است. من بر این باورم که هدف اصلی سواد رسانه ای بخصوص وقتی درباره ی رسانه های جمعی حرف می زنیم می تواند سنجش نسبت هر محتوا با عدالت اجتماعی باشد.

به دیگر سخن، هدف اصلی سواد رسانه ای می تواند این باشد که بر اساس آن بتوان دید که آیا بین محتوای یک رسانه به مشابه محصول نهایی با عدالت اجتماعی رابطه ای وجود دارد یا خیر. به عبارت بهتر، خواننده یا بیننده یا شنونده یک مضمون رسانه ای بهتر است رابطه و نسبت محتوای یک رسانه با عدالت را در نظر گرفته و نزدیکی یا دوری محتوای یک رسانه از عدالت را طرف توجه قرار دهد تا همیشه در ارتباط با رسانه به جای تسلیم بودن و یا تسلیم شدن به رابطه ی یکسویه و انفعالی، رابطه ای فعال تر  و تعاملی تر داشته باشد.

باید به گفته افزود که هر نظام رسانه ای دارای یک سلسله مراتب است که اجزای آن قابل تجزیه و تحلیل و شناسایی است، همچنین همین سلسله مراتب است که محصول نهایی رسانه یا همان محتوای رسانه را می سازد. رفتار و بافت این سلسله مراتب در واقع شبیه یک کارخانه است؛ در کارخانه هم تمام اجزا؛ اعم از زیرساخت ها، نرم افزارها، نیروی انسانی و غیره؛ دست بدست هم می دهند تا محصول نهایی خود را با توجه به اهداف از پیش تعریف شده؛ تحویل مصرف کننده بدهند.

شاید یک تفاوت مهم در مقایسه ی رسانه ها و کارخانه ها این باشد که در رسانه ها کار به گونه ای صورت می گیرد که مصرف کننده گمان کند یک حقیقت محض را دریافت کرده که عاری از پیشداوری یا القاء گری است. البته شاید بعضی از  کارخانه ها هم مهر استاندارد را به همین منظور بر کالای نامرغوب  بزنند؛ تا مصرف کننده گمان کند یک جنس مرغوب دریافت کرده است.

پس به این ترتیب می توان گفت؛ محصول نهایی یک رسانه الزاما آینه دنیایی که آنرا پوشش می دهد نیست؛ محصول نهایی یک رسانه ممکن است بخشی از جهان باشد؛ یا شکل تحریف شده ای از جهان باشد و یا حداقل در بازتاب دادن جهان ناموفق مانده باشد. محتوای رسانه می تواند در خدمت تثبیت یک جریان؛ گروه یا طبقه و یا در خدمت قدرت حاکمه باشد و آن  طبقه و قدرت الزاما عدالت جو؛ رهایی بخش و آزادی گرا نباشد. بنابراین؛ چنین محصول  رسانه ایی نمی تواند در خدمت عدالت اجتماعی عمل کند، بلکه در خدمت نیروهایی است که درصدد عدم تامین عدالت و یا سلب عدالت اجتماعی هستند.

پس؛ می توان این نکته را در نظر داشت که آگاهی و اطلاعاتی که از رسانه ها بدست می آید الزاما ممکن است به صلاح اجتماع و یا عامه مردم نباشد. بعنوان مثال در نظر بگیرید بازتاب تهاجم اسرائیل به غزه را در رسانه های گوناگون جهان که هر کدام از زاویه ای به بازتاب آن پرداختند در اینجا لازم است دوباره اشاره کنم به این نکته ی که سواد رسانه ای یک نوع درک متکی بر مهارت است و اگر قرار است از سفره ی رسانه ها انتخاب های دقیق و درستی داشت، آنگاه می توان بر نقش و جایگاه چنین مهارت هایی بطور خاص تاکید کرد.

ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

ضرورت سواد رسانه ای

تا اینجا باید تا حدودی مشخص شده باشد که چرا به سواد رسانه ای نیاز داریم. امروز در دنیایی زندگی می کنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانه ای قرار دارد، فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است و وقتی بعنوان مثال تلفن همراه یک نفر به صدا در می آید این اطلاعات موجود در فضا است که پل  ارتباط  او با تماس گیرنده شده است، یا زمانی که یک مودم می تواند افراد را به جهان بی انتهای اینترنت بکشاند، نشانه ای دیگر است.

ازهمین شرایط حاکمیت اشباع رسانه ای بر جهان و یا حالا که میلیون ها روزنامه و مجله و کتاب و خبرگزاری و شبکه تلویزیونی بر زمین و زمان می بارد همه نیاز دارند به اینکه در برابر چنین فضایی، چتری بر سر بگیرند و یک رژیم مصرف اتخاذ کنند، همه نیاز دارند به اینکه در انتخاب هایشان بیشتر دقت کنند، درست مثل اینکه حالا مردم در مورد تغذیه خودشان عمل می کنند.

چون مردم اکنون باسوادتر شده اند؛ مراقب هستند که در غذایی که مصرف می کنند چقدر کلسترول، ویتامین و یا مواد دیگر باید باشد، در فضای رسانه ای هم باید دانست چه مقدار باید در معرض رسانه های مختلف اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری بود و چه چیزهایی را از آنها برداشت.

بعنوان مثال زمانی که در بزرگراههای اطلاعاتی حرکت می کنید، سواد رسانه ای می تواند به شما بگوید چه مقدار از وقتتان را در چه سایت هایی اعم از شناخته شده و ناشناخته و چه مقدار از آنرا فرضا در چت روم ها بگذرانید. بنابراین می توان گفت که هدف سواد رسانه ای در نخستین گام های خود تنظیم یک رابطه ی منطقی و مبتنی بر هزینه ی فایده  با رسانه ها است.

به این معنا که در برابر رسانه ها چه چیزهایی را از دست می دهیم و چه چیزهایی را بدست می آوریم و  باز به عبارت بهتر؛ در مقابل زمان و هزینه ای که صرف می کنیم چه منافعی در نهایت بدست می آوریم. پس یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای این است که استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده ی از سپهر اطلاعات را تامین کند.

ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

۳ جنبه ی سواد رسانه ای

سواد رسانه ای یک موضوع متضلع است که قدرت درک مخاطبان از نحوه ی کارکرد رسانه ها و شیوه های معنی سازی در آنها را طرف توجه قرارمی دهد و می کوشد این واکاوای را برای مخاطبان به یک عادت و وظیفه تبدیل کند.

سواد رسانه ای را می توان بستر منطقی دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل های گوناگون رسانه ای و در همین حال تامین شرایط مصرف محتوای رسانه ای از منظر انتقادی دانست.

۳ جنبه در مورد سواد رسانه ای:

۱. تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست

۲. آموزش مهارت های مطالعه یا تماشای انتقادی

۳. ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانه ای از منابع رسانه ای گوناگون که در یک کلام همان محتوای رسانه هاست.

بنابراین نکته ی در موضوع سواد رسانه ای توجه داشتن به میزان و نسبت مصرف از هر رسانه در رنگین کمان رسانه هاست و سپس توجه با این نکته دیدن و خواندن و شنیدن عمدتا باید از موضع انتقادی باشد و سومین نکته اینکه به نقش دست اندرکاران و مالکان رسانه ها هم باید توجه داشت.

شاید بتوان گفت تلقی های نوتر و امروزی تر از سواد رسانه ای، بیشتر بر جنب دست اندرکاران و مالکان رسانه ها متمرکز است و لذا مقابله با کارکردهای رسانه های بزرگ غالب را دستور کار دارد و در واقع کالبدشکافی رسانه هایی  را که هدف شان تامین هژمونی فرهنگی؛ تعمیم فلسفه ی سیاسی و حفظ قدرت هائی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند.

در همین حال بنظر می رسد که موضوع سواد رسانه ای بعنوان دافعه ی فضای اشباع رسانه ای و در ستیز با گفتمان غالب رسانه های بزرگ در همین شرایط اشباع رسانه ای در اینترنت نسبت به سایر رسانه ها بیشتر و سریعتر رشد کرده و به نوعی می توان  آنرا نوه دیجیتال نقدهای رسانه ای کلاسیک به حساب آورد.

هدف سواد رسانه ای در نخستین گام های خود تنظیم یک رابطه ی منطقی و مبتنی بر هزینه ی فایده  با رسانه ها است. به این معنا که در برابر رسانه ها چه چیزهایی را از دست می دهیم و چه چیزهایی را بدست می آوریم و  باز به عبارت بهتر؛ در مقابل زمان و هزینه ای که صرف می کنیم چه منافعی در نهایت بدست می آوریم.

همین جا بد نیست یادآوری شود که تسلط به یک زبان خارجی؛ مهارت برای استفاده ی از کامپیوتر و مهارت های استفاده ی از فضای سایبر هم که خودشان جزو مهارت های سواد رسانه ای بشمار می آیند، می توانند به بهره وری مناسب تر از مباحث سواد رسانه ای موجود در سایت های مختص این مبحث در اینترنت کمک کنند. اما از آن جایی که بدون سواد رسانه ای، نمی توان گزینش های صحیح از پیام های رسانه ای داشت؛ به گمان من نهادهای آموزشی، مدنی و رسانه ای در ایران باید به این امر کمک کنند.

نهادهای آموزشی مثل مدارس، دانشکده ها، دانشگاه ها و آموزشگاه های مختلف می توانند مفهوم سواد رسانه ای را در کتب درسی ارائه کنند، نهادهای مدنی و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می کنند نیز می توانند اعضای خود را تحت آموزش مستمر در زمینه ی سواد رسانه ای قرار دهند و بالاخره نهادهای رسانه ای و انتشاراتی هم می توانند مفاهیم ساده شده ای از این بحث  را در دستور کار خود قرار دهند.

اگر نهادهای پیش گفته در این عرصه فعال تر شوند بضاعتی که از طریق سوادرسانه ای در اختیار گذاشته می شود باعث می شود تا مخاطبان درک عمیق تری از آنچه می بینند، می شنوند و می خوانند داشته باشند. در حالیکه می توان فاقدان سواد رسانه ای را  طعمه های اصلی در فضاهای رسانه ای بشمار آورد افراد دارای سواد رسانه ای نه تنها اسیر محصولات رسانه ای نمی شوند، بلکه قضاوت های صحیح تری از محیط پیرامون خود دارند.

یکی دیگر از اهداف سواد رسانه ای نشان دادن اضافه بار اطلاعاتی است. در شرایط اشباع رسانه ای و در فضای موجود افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند که به هیچ وجه به برخی از آنها هم نیازی به آنها ندارند. بعنوان مثال امروزه بسیاری از نوجوانان در جهان مارک ها و علائم تجاری بین المللی را به خوبی می شناسند، اما این اطلاعات در هیچ زمینه ای به کار آنها نمی آید، نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف، ولی چون در معرض آگهی های پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند. پس باید از پیام ها و اطلاعات اطرافمان براساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی نشویم. سواد رسانه ای این امکان را هم در اختیار می گذارد.

ضرورت یادگیری سواد رسانه ای

نویسنده : دکتر یونس شکرخواه

مطالب مرتبط:

تعریف و ضرورت سـواد رسـانه ای

تفکّر و سـواد رسـانه ای

دانلود کتاب تفکر و سـواد رسـانه ای برای پایه دهم

 

Share