اهمیت نماز و فضیلت آن/بخش دوم

آیت الله مظاهری؛
آثارنماز و فضیلت آن

حضور قلب در نماز

وقتی ادب ظاهری و ادب باطنی در نماز مراعات شود و نماز انسان همراه با خضوع و خشوع باشد، توفیق حضور قلب در نماز به وی عطا می شود. در این صورت است كه نماز به صورت یك معاشقه در می آید. وقتی نماز گزار سوره حمد را می خواند، با تمام وجود درك می کند كه خدا در حال صحبت با او است و باید خود را در محضر خدای سبحان بیابد تا كلام نورانی حق تعالی را از زبان خودش بشنود. در سایر نماز نیز واقعاً احساس بندگی می کند و در می یابد که او در حال صحبت با خدای خویش است. یك «الله اكبر» چنین نمازی به دنیا و آنچه در دنیا است، ارزش دارد. از امام صادق(علیه السلام) در مورد معنای «تكبیرة الاحرام» پرسیدند، ایشان فرمودند: یعنی ای نفس و ای دنیا، اكنون موقع صحبت با خداست. در نماز با حضور قلب، ذهن آدمی به این سو و آن سو نمی رود، بلکه فقط و فقط خداوند بر ذهن او حكومت می كند. این چنین نماز است كه دعای مستجاب دارد. ولی اگر کسی توفیق حضور قلب پیدا نکرد، لااقل باید در نماز مؤدّب باشد و شمرده شمرده نماز بخواند و مراقب فکر و ذهن خود باشد که به هر سوئی نرود. نقل می کنند امام جماعت یک مسجد، روایتی با این مضمون مشاهده کرد که اگر كسی دو ركعت نماز بخواند، دعایش مستجاب می شود. چون حاجت خیلی مهمّی داشت به مسجد آمد و شروع به خواندن نماز كرد. وقتی«بسم الله الرحمن الرحیم» گفت و وارد نماز شد، یادش آمد مسجدی که در آن نماز می خواند، گلدسته ندارد و تا آخر نماز، فکر و ذهن او به دنبال ساخت گلدسته بود. وقتی نماز را سلام داد، ساخت گلدسته مسجد نیز به پایان رسید. بعد از نماز دست خود را برای دعا بالا كرد و انتظار اجابت داشت که ناگهان متوجّه شد چه نمازی خوانده است. از این رو خجالت کشید و گفت: روایت می فرماید هرکس دو رکعت نماز بخواند، دعای مستجاب دارد، نه هرکس گلدسته بسازد. از آنچه تاکنون بیان شد، این نتیجه حاصل می شود که نماز می تواند سالک را عروج دهد و او را به مقامات عالیه عرفانی برساند. همچنین دانستیم آن نمازی که اثرات فراوانی در پیشرفت سیر و سلوک دارد، نماز همراه با حضور قلب است. حال باید دانست این حضور قلب از کجا پیدا می شود و موانع کسب توفیق آن کدامند؟

خداوند تبارک و تعالی در سوره مؤمنون، صفاتی را برای اهل ایمان ذكر می نماید. مقصود خداوند از بیان آیه شریفۀ «وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون»، بعد از آیۀ شریفۀ «الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُون» فهماندن ارتباط مستقیم «اعراض از لغو» و «خشوع در نماز» به بندگان است. به عبارت روشن تر، رستگار كسی است كه در نمازش خاضع و خاشع باشد و از هرگونه لغو و بیهوده، اعراض كند. اگر سالک بتواند از لغویّات رویگردان باشد، توفیق حضور قلب پیدا می کند. همچنین اگر طالب معرفت، نماز خود را به مرتبه دوّم یا سوّم برساند، دیگر اعمال لغو و بیهوده در زندگی او راه نمی یابد. خصوصاً قادر می شود زبان خود را از لغویّات محافظت کند. در مقابل، کسی كه مدام حرف بیهوده می زند، معلوم است كه مرتبه نماز او از نماز لسانی بالاتر نمی رود و باید پاسخگوی اعمال و گفتار بی نتیجه و بیهوده خود باشد. طبق نقل مشهور، پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) كفن و دفن جوانی را خودشان انجام دادند، مادر آن جوان گفت دیگر برای فرزندم گریه نمی كنم، زیرا به دستان پیامبر گرامی(صلی الله علیه واله) در قبر آرمیده است. رو به قبر فرزندش گفت: خوشا به حالت، مرگ برای تو آسان باشد و رفت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) روی قبر را پوشاندند و بعد به اطرافیان خود فرمودند: قبر چنان فشاری به او داد كه استخوان های سینه اش درهم شكسته شد. به عبارت دیگر زیر منگنه الهی له شد. اطرافیان گفتند: یا رسول الله آدم خوبی بود. ایشان فرمودند: بله آدم خوبی بود، بهشتی هم هست. امّا زیاد حرف بیهوده می زد.بعضی حرف ها نه نتیجه دنیا دارد و نه آخرت. در تعالیم اسلامی بر مواظبت از زبان، تأکید فراوانی شده است. گفت و شنود بیهوده، دیدنی های بی ثمر و اعمال بیهوده، قساوت قلب می آورد. انسان قسیّ القلب نه فقط در نماز حضور قلب ندارد، بلکه از عبادت لذّت نمی برد. لذا خواب را بر نماز مقدم می دارد. تخیل ها و توهّم های بیهوده یكی پس از دیگری در دل چنین انسانی وارد می شود و دل او را مكدّر می كند. پس از چندی نظیر یك آیینه با صفا می شود كه گرد گرفته باشد. بنابراین گاهی اوقات آدمی گناه نکرده است ولی اعمال لغو و گفت و شنود بیهوده، موجب  کدورت قلب وی می گردد. نتیجۀ حضور قلب، شرح صدر است. اگر کسی به واقع نمازگزار شود، خداوند متعال به او شرح صدر عنایت می کند:

«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیلٌ لِلْقاسِیةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فی‏ ضَلالٍ مُبین» [۲۸]

پس آیا كسى كه خداوند سینه او را براى (پذیرش) اسلام گشاده، پس او بر پایه نورى از پروردگار خویش است (مانند انسانى تاریك  دل است؟) پس واى به حال كسانى كه دل‏هایشان در اثر غفلت از یاد خدا سخت گردیده، آنها در گمراهى آشكارى هستند. هر بخشی از نماز که با حضور قلب ادا شود، مورد پسند و قبول خداوند تبارک و تعالی قرار می گیرد. اگر حضور قلب فقط در «الله  اكبر» باشد، همان را خداوند می پسندد. گاهی ثلث نماز با حضور قلب است كه همان ثلث، مورد قبول خداوند واقع می شود. خوشا به حال آن كسی که همه نمازش مورد پسند و قبول حق تعالی قرار می گیرد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله) فرمودند:

«إِنَّ مِنَ الصَّلاةِ لَمَا  یقبَلُ نِصفُها وَ ثُلُثُهَا وَ رُبُعُهَا وَ خُمُسُهَا إلَی العشرِ وَ إِنَّ مِنهَا لَمَا  یلَفُّ كَمَا  یلَفُّ الثَّوبُ الخَلقُ فَیضرَبُ بِهَا وَجهُ صَاحِبِهَا وَ إِنَّمَا لَكَ مِن صَلَاتِكَ مَا أقبَلتَ عَلَیهِ بِقَلبِكَ» [۲۹]

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می شود، بعضی  یك سوّم آن، برخی  یك چهارم و  بعضی  یك پنجم تا آنجا كه برخی  یك دهم آن قبول می شود و بعضی از نمازها همچون جامه ای كهنه، پیچیده و بر صورت صاحبش زده می شود و نمازگزار بهره ای از نمازهایش نمی برد، مگر به اندازه ای كه در هنگام خواندن آن ها به خداوند توجّه داشته است. نماز همراه با حضور قلب، سالک را به مقام یقظه می رساند. دل او را نورانی می کند و او را به جایی می رساند كه خدای متعال، در دلش رسوخ پیدا می كند. وقتی «لا اله الا الله» می گوید، این ذكر عظیم در تمام وجودش مشاهده شود و گوئی تمام وجود او «لااله الا الله» می گوید. پس از واقعه عاشورا، وقتی اهل  بیت(علیه السلام) در شام حضور داشتند، در مجلس یزید، هنگامی که امام سجاد(علیه السلام) خطبه می خواندند، مؤذّن اذان گفت. امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: گفتن «اشهد ان لا اله الا الله» برای تو لفظی است. ولی گوشت و پوست و استخوان من به این شهادت، گواهی می دهد. [۳۰] یعنی ای مؤذّن، باید دل تو نیز شهادت به وحدانیّت خداوند بدهد.«سعید ابن جبیر» یکی از شاگردان راستین مکتب اهل بیت(علیه السلام) بود که به دست حَجّاج، به شهادت رسید. وقتی سر او را از بدنش جدا كردند، خونش روی زمین عبارت «اشهد ان لا اله الا لله» را نقش بست. در مورد شهید دوّم كه یكی از فقهای بزرگ اسلامی بود و در راه اعتلای تشیع به شهادت رسید نیز منقول است كه وقتی سر او را از بدن جدا كردند، خون وی به صورت «لا اله الا الله» روی زمین شکل گرفت.از این قبیل کرامات در تاریخ زندگی اولیای الهی به وفور مشاهده می شود. یکی از وجوه مشترک سیره طلایه  داران اخلاق و عرفان اسلامی، اهمیّت آنان به نماز، خصوصاً نماز اوّل وقت و به جماعت است. هنگامی که استاد بزرگوار ما امام خمینی«ره» در فرانسه بودند، یك كنفرانس مهمِّ  خبری با حضور ایشان برگزار شد.  خبرنگاران رسانه های مختلف بین المللی در آن کنفرانس شرکت داشتند و حضرت امام«ره» در حال ایراد مطالب مهمِّ سیاسی درباره شاه و اوضاع ایران بودند. وقت نماز ظهر شد. امام مصاحبه را رها كردند و گفتند: هنگام نماز است. هر چه اصرار کردند که امام آن مصاحبه اساسی را ادامه بدهند، نپذیرفتند.

اقامه نماز

قرآن کریم همواره برای امر به نماز، از واژه «اقامه» بهره می گیرد. مگر در موارد بسیار نادری، در قرآن شریف عبارت «نماز خواندن» نیامده است. بلكه در آیات مختلف می فرماید:«أقِیمُوا الصَّلَوةَ» [۳۱]یعنی نماز را به پا دارید. به  پا داشتن نماز به معنای صرفاً خواندن آن نیست، بلكه به معنای زنده نگه داشتن روح و هدف نماز در زندگی فردی و اجتماعی است. بنابراین نماز باید در متن زندگی آدمی جریان داشته باشد و یک امر مهم و زنده تلقّی شود.با توجّه به روایات فراوانی، از آیاتی که امر به اقامه نماز می نماید، به تأکید قرآن کریم بر «نماز جماعت» تعبیر می شود؛ زیرا اقامه صلاة به معنای زنده نگه داشتن نماز و برپا داشتن آن در اجتماع مسلمانان است.شخصی كه نماز را به صورت فُرادی و با حضور قلب به جا می آورد و مستحبّات و تعقیبات نماز را نیز انجام می دهد، می توان گفت نماز خوانده، ولی آن را اقامه نكرده است و در فرهنگ قرآنی چنین نمازی كامل نیست؛ نماز باید در مسجد، در میان مردم و با جماعت خوانده شود. نماز باید در اجتماع مسلمانان زنده و پویا باشد. نماز جماعت یك شعار است و این شعار باید زنده نگه  داشته شود.در باب نماز جماعت و اهمیت آن، احادیث فراوانی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله) و ائمه اطهار (علیه السلام)( نقل شده است. مضمون احادیث این است كه اگر شخصی بدون دلیل نماز جماعت را ترك كرد، با او همنشینی، معاشرت و داد و ستد نكنید و با او پیوند ازدواج نیز برقرار ننمایید. و در مقابل، کسانی که به نماز و نماز جماعت اهمیت می دهند و آن را برپا می دارند را دارای مقام و منزلت بالایی دانسته و گرامی داشته است. [۳۲]

پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله) درباره نماز جماعت می فرمایند: كسی كه نمازهای پنجگانه را به جماعت بگزارد، هر خیر و نیكی را به او گمان ببرید.

«مَنْ صَلَّی الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ جَمَاعَةً فَظُنُّوا بِهِ كُلَّ خَیرٍ» [۳۳]

امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «مسلمانی كه نمازهای صبح و عشا را به جماعت بخواند، در پناه خداوند عزّ و جل است؛ كسی كه به چنین شخصی ستم روا دارد، به خدا ستم كرده است و كسی كه او را كوچك شمارد،  خدا را كوچك شمرده است.» [۳۴]

مؤمنان نباید به خواندن نماز فُرادا اكتفا كنند. آن چیزی كه مورد تأكید اسلام است، زنده نگه داشتن نماز است. در جامعه اسلامی، هنگامی كه مؤذّن اذان می گوید، باید همه كارها تعطیل شود، همه مردم به مسجد روی آورند و در نماز جماعت شركت كنند. همه با هم تكبیر بگویند و با هم ركوع و سجود را انجام دهند. این  یك وظیفه مهم برای مسلمانان است. در روایت آمده است از جمله چیزهایی كه نزد خداوند شکایت می كند،  مسجد خرابی است كه مردم در آن نماز برپا ندارند. [۳۵] در روایتی نقل شده است: «چون قیامت برپا می شود،  قومی محشور می شوند كه صورت های آن ها مانند ستاره می درخشد. ملائكه از آن ها می پرسند، اعمال شما چه بوده است؟ آن ها پاسخ می دهند: ما با شنیدن اذان برای گرفتن وضو حركت می كردیم و به كار دیگری مشغول نمی شدیم. بعد دسته ای دیگر محشور می شوند كه چهره های آنان مانند ماه درخشان است. از آن ها نیز همان سؤال می شود، جواب می دهند: ما قبل از اذان وضو می گرفتیم و برای ادای نماز آماده می شدیم.  سپس طایفه دیگری محشور می شوند كه چهره های آنان همچون خورشید می درخشد؛ آنان در پاسخ فرشتگان می گویند: ما قبل از اذان وارد مسجد می شدیم و اذان را در مسجد می شنیدیم.» [۳۶]

آثار سوء اعراض از نماز و سبک شمردن آن

در آموزه های وحیانی و تعالیم قرآن و عترت(علیه السلام)، اعراض از نماز به شدت مذمّت شده است. از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل شده است كه فرمودند: نماز ستون دین است. پس هركس نماز را از روی عمد ترك كند، پایه های دین خود را ویران ساخته است و آن كس كه نماز را در وقت آن به جا نیاورد، داخل «ویل» می شود كه سرزمینی در جهنم است؛ چنانكه خدای تعالی در قرآن كریم فرمود: «فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّین الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون [۳۷]» [۳۸]

و نیز قرآن شریف می فرماید:

«فِی جَنّاتٍ یتَسائَلونَ، عَنِ المُجرِمینَ مَا سَلَكَكُم فِی سَقَرَ، قَالُوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّینَ وَ لَم نَكُ نُطعِمُ المِسكِینَ وَ كُنَّا نَخوضُ مَعَ الخَائِضِینَ» [۳۹]

روز قیامت بهشتیان از گناهكاران سؤال می كنند چه چیز شما را به جهنم كشانید؟ پاسخ می دهند: ما از نماز گزاران نبودیم و به مستمندان طعام نمی دادیم و با آنان  كه سخن باطل می گفتند هم آواز می شدیم و با گناهکاران همنشین بودیم.

قرآن كریم در ادامه این آیات می فرماید:
«فَمَا تَنفَعُهُم شَفَاعَةُ الشّافِعینَ» [۴۰]
شفاعت شفاعت كنندگان سودشان نبخشد.

از نظر قرآن و روایات، مسلمانی كه نماز نخواند، روز قیامت با غیر مسلمانان محشور می شود و در صف كافران قرار می گیرد. از این رو سفارش شده است كه با ترك كننده نماز معاشرت نكنید. مرحوم كلینی«ره» از عبید بن زُراره روایت می كند كه گفت: «به خدمت امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم و عرض كردم: ای فرزند رسول خدا!  گناهان كبیره را برای من بیان كنید. امام(علیه السلام) فرمودند: «گناهان كبیره هفت  تاست:  كفرورزیدن به خداوند، كشتن انسان های بی گناه، عاقّ والدین؛  یعنی موجبات ناخشنودی پدر و مادر را فراهم كردن، رباخواری، مال  یتیم را به ناحق خوردن، از جبهه جنگ فرار كردن و تعرّب بعد از هجرت؛  یعنی بازگشت به آیین پیشین بعد از تشرّف به اسلام.» زُراره می گوید: از امام(علیه السلام) پرسیدم: «ای فرزند رسول خدا! خوردن مال یتیم گناهش بیشتر است  یا ترك نماز؟» حضرت فرمودند: «ترك نماز گناهش بیشتر است. نخستین گناه كفر ورزیدن به خداوند است كه شامل ترك كننده نماز نیز می شود، زیرا كسی كه عمداً نماز را ترك كند از كافران است.» [۴۱]

قرآن کریم، از نماز به عنوان یکی از مصادیق ذکر خدای سبحان یاد می کند و می فرماید: «أقِمِ الصَّلوةَ لِذِكرِی» [۴۲] بنابراین هرکس از نماز رویگردان باشد، در واقع از یاد خدای تعالی رویگردان شده است. چنین کسی بنابر تعبیر قرآن شریف، در دنیا به یک زندگی همراه با عسرت و تنگی دچار می شود و در روز قیامت نابینا محشور می گردد.

«وَ مَن أعرَضَ عَن ذِكرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكاً وَ نَحشُرُهُ یومَ  القِیامَةِ اَعمَی قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنِی اَعمَی وَ قَد كُنتُ بَصِیراً قَالَ كَذلِكَ أتَتكَ آیاتُنَا فَنَسیتَهَا وَ كَذلِكَ الیومَ تُنسَی» [۴۳]

اوّلین مصیبتی كه در دنیا برای اشخاص بی نماز و یا كاهل نماز پیش می آید، این است كه در زندگی عادی دچار مشكل و تنگنا می شوند و راهی برای حل مشكلات خود نمی یابند. یك زندگی همراه با غصه و ناراحتی به سراغ آنان می آید و زیر منگنه حوادث، له می شوند و راه گریزی نیز ندارند. در برخی موارد افراد بی نماز از وضعیت مالی خوبی برخوردارند، امّا فشار روحی، اجازه لذّت از زندگی به آنان نمی دهد. زندگی برای چنین افرادی، مرگ تدریجی است و بعد از مرگ نیز، كور وارد صف محشر می شوند. شخص بی نماز وقتی محشور می شود و خود را نابینا می یابد، می گوید: خدایا من در دنیا چشم داشتم، چرا اکنون كور هستم؟ از جانب حق تعالی خطاب می رسد: چون تو در دنیا خداوند و نماز و قرآن را فراموش كردی، اکنون نیز ما تو را فراموش كرده ایم. فراموشی خداوند یعنی كوری در قیامت و عذاب جهنم. بینایی در آخرت بستگی به اعمال این دنیا دارد، بستگی به نماز اوّل وقت دارد. بستگی به ارتباط همه افراد خانواده با نماز، مسجد و روحانیت دارد. در غیر این صورت، زندگی پوچ می شود. وقتی انسان در دنیا با خدای سبحان رابطه نداشته باشد، شیطان با او رابطه پیدا می كند و او را به دره تباهی پرتاب می کند.

آنچه از آیات و روایات برداشت می شود این است كه نماز در مقایسه با سایر عبادت ها از اهمیت بیشتری برخوردار است و در قیامت معیار قبولی سایر اعمال خواهد بود. امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«أوّل مَا یحاسِبُ بِهِ العِبد عَنِ الصَّلوة فَإذَا قُبِلَت مِنهُ قُبِلَ سَائِر عَمَلِهِ وَ إذَا رُدَّت عَلَیهِ رُدَّ سَائِر عَمَلِهِ» [۴۴]

اوّلین امری كه به واسطه آن بنده بازخواست می شود، نماز است. چنانچه از او پذیرفته شود،  سایر اعمال او نیز پذیرفته می شود و اگر قبول نشود، سایر اعمال او نیز رد می شود.بنابراین سالک باید اهمیّت فراوانی برای نماز خود قائل باشد و نماز را بر همه امور مقدم بدارد. گاهی اوقات، برخی از امور مستحبّی بر اقامه نماز مقدّم می شود. یكی از مستحبّات مورد تأکید، سفر به اماكن مقدّس و زیارتی است. ولی نزد برخی از مردم زیارت مكان های متبرّك، از به  جا آوردن نماز مهم تر است و حتّی در میان راه این سفرهای مقدّس، از گزاردن به موقع نماز غفلت می ورزند. این افراد گاهی امر واجبی را فدای امر مستحبّی می كنند و غافل از آنند كه نماز همواره بر انسان واجب است و هیچ امر دیگری نمی تواند جایگزین آن شود.

گاهی مشاهده می شود كه در ایام سوگواری امام حسین(علیه السلام) عدّه ای از محبّان آن حضرت، مراسم سینه زنی و نوحه خوانی را به اقامه نماز در اوّل وقت ترجیح می دهند، در حالی كه امام حسین(علیه السلام) و  یاران ایشان برای زنده نگه داشتن نماز و تعظیم شعائر اسلام به شهادت رسیدند. شرکت در مجالس عزاداری حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، بسیار پسندیده و نیکو است  و برای  سالک امری لازم محسوب می شود. ولی در وقت نماز، هیچ امر پسندیده ای نیز نمی تواند جایگزین نماز شود. شایسته است كه شیعیان ائمه هدی(علیه السلام)، توجّه به ادای فریضه نماز را از پیشوایان بزرگ خود بیاموزند.  سوره ماعون، تهدید تکان  دهنده ای برای غافلان از نماز دارد و آنان را مسلمان نمی داند:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏، أَ رَأَیتَ الَّذی یكَذِّبُ بِالدِّینِ، فَذلِكَ الَّذی یدُعُّ الْیتیمَ، وَ لا یحُضُّ عَلی‏ طَعامِ الْمِسْكینِ، فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ، الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ، الَّذینَ هُمْ یراؤُنَ، وَ یمْنَعُونَ الْماعُونَ» [۴۵]

به نام خداوند بخشنده مهربان. آیا کسی که دین خدا و روز جزا را تکذیب می کند، دیدی؟ آری او همان است که یتیم را به سختی می راند. و (کسی را) بر دادن طعام به فقرا ترغیب نمی کند. پس وای به حال نمازگزاران. آنان که از نمازشان غافل و به آن بی اعتنایند. آنان که ریاکاری  می کنند و اسباب و وسائل مورد نیاز را (از دیگران) دریغ می ورزند.خداوند متعال در این آیات، غافلان از نماز را بی دین معرفی می نماید و می فرماید: وای بر این نامسلمان ها که اهمیّت به نماز نمی دهند و در وقت نماز غافل از نمازند.غفلت جامعه از نماز یعنی شلوغ بودن بازار و خیابان در وقت نماز و بدبختی بالاتر در چنین جامعه ای این است که سینماها و اماکن تفریحی، در وقت نماز پر جمعیّت باشد. قرآن کریم چنین ملّتی را مسلمان واقعی نمی داند؛ زیرا مسلمان در فرهنگ قرآن و عترت کسی است که در موقع نماز کاملاً متوجّه نماز باشد و به هیچ امر دیگری غیر از نماز توجّه نداشته باشد. روایت شده است که امام صادق(علیه السلام) در آخرین لحظات حیات، همه خویشان و اطرافیان خود را فراخواندند، به طوری  كه همه تصوّر كردند امام(علیه السلام) وصیت جدیدی دارند. پس از آنكه خویشان و بستگان امام ششم(علیه السلام) به  بالین ایشان حاضر شدند، حضرت فرمودند:

«انَّ شَفاعَتَنَا لاتَنَالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلَوةِ» [۴۶]
كسی كه نماز را سبك بشمارد، به شفاعت ما اهل بیت نمی رسد.

مصداق سبك شمردن نماز این است كه انسان نماز را اوّل وقت و به جماعت به  جا نیاورد و نماز را فدای خواسته های خود كند. نماز را در حاشیه زندگی خود قرار دهد و زمانی كه به گمان خود به كار مهمّی اشتغال دارد، نماز را ترك نماید. كسی كه نماز را سبك بشمارد،  مورد لطف پروردگار قرار نمی گیرد، به شفاعت اهل بیت(علیه السلام)نمی رسد، دعای او مستجاب نمی شود و در عالم برزخ و روز قیامت گرفتار می شود. پیامبراكرم(صلی الله علیه واله) می فرمایند:«لَیسَ مِنّی مَن استَخَفَّ بِالصَّلَوةِ، لاَ یرِدُ عَلَی الحَوضَ، لاَ وَ اللهِ» [۴۷]

از من نیست كسی كه نماز را سبك بشمارد، چنین كسی در كنار حوض كوثر بر من وارد نمی شود، نه به خدا سوگند وارد نمی شود.

حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «كسی كه نمازهای واجب را اوّل وقت به  جا آورد و شرایط آن ها را به  درستی مراعات كند، فرشتگان نماز وی را به  سوی آسمان بالا می برند، در حالی كه سفید و پاكیزه است. آن نماز به صاحب خود می گوید: خداوند تو را حفظ كند،  چنان كه مرا حفظ كردی. مسلمانی كه بدون علّت نمازها را اوّل وقت آن ها به جا نمی آورد و حدود آن ها را رعایت نمی كند، نماز او در حالی كه سیاه و تاریك است، به سوی او برمی گردد و فریاد می زند،  خداوند تو را ضایع كند، همان طور كه مرا ضایع كردی.» [۴۸]

******************************

منبع:پرسمان اخلاق

******************************
پی نوشت ها:
[۲۸]. الزّمر / ۲۲
[۲۹]. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۵۸
[۳۰]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۳۹
[۳۱]. البقرة / ۴۳ و ۸۳ و ۱۱۰، النّساء / ۷۷، الأنعام / ۷۲، یونس / ۸۷ و ...
[۳۲]. ر.ک: وسائل ‏الشّیعة، ج ۸، صص ۲۹۰-۲۸۵
[۳۳]. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۷۶
[۳۴]. همان، ص ۳۷۷
[۳۵]. الكافی، ج ‏۲، ص ۶۱۳: «ثَلَاثَةٌ یشْكُونَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یصَلِّی فِیهِ أَهْلُهُ ...»‏
[۳۶]. المحجةالبیضاء، ج ۱، ص ۳۴۴
[۳۷]. الماعون/ ۵-۴
[۳۸]. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۲
[۳۹]. المدثّر / ۴۵-۴۰
[۴۰]. المدثّر / ۴۸
[۴۱]. الکافی، ج ۲، ص ۲۷۸: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْكَبَائِرِ فَقَالَ هُنَّ فِی كِتَابِ عَلِی ع سَبْعٌ الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَینِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَینَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْیتِیمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ قَالَ فَقُلْتُ فَهَذَا أَكْبَرُ الْمَعَاصِی قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَأَكْلُ دِرْهَمٍ مِنْ مَالِ الْیتِیمِ ظُلْماً أَكْبَرُ أَمْ تَرْكُ الصَّلَاةِ قَالَ تَرْكُ الصَّلَاةِ قُلْتُ فَمَا عَدَدْتَ تَرْكَ الصَّلَاةِ فِی الْكَبَائِرِ فَقَالَ أَی شَی‏ءٍ أَوَّلُ مَا قُلْتُ لَكَ قَالَ قُلْتُ الْكُفْرُ قَالَ فَإِنَّ تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِرٌ یعْنِی مِنْ غَیرِ عِلَّةٍ»
[۴۲]. طه/ ۱۴
[۴۳]. طه/ ۱۲۶-۱۲۴
[۴۴]. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸
[۴۵]. الماعون / ۷-۱
[۴۶]. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۶
[۴۷]. الکافی، ج ۳، ص ۲۶۹
[۴۸]. همان، ص ۲۶۸: «إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَی صَاحِبِهَا وَ هِی بَیضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظْتَنِی حَفِظَكَ اللَّهُ وَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِی غَیرِ وَقْتِهَا بِغَیرِ حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَی صَاحِبِهَا وَ هِی سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَیعْتَنِی ضَیعَكَ اللَّهُ»

Share