دلیل تکوینِ حماسه خیابان: دست غیب و اجتماعات شبانه
دلیل تکوین حماسه خیابان: تحلیل دست غیب و اجتماعات شبانه | مهدی جمشیدی
پدیدههای اجتماعی همواره ریشه در بسترهای تاریخی و نیروهای پنهان دارند. در این نوشتار، مهدی جمشیدی به واکاوی «دلیل تکوینِ حماسه خیابان» میپردازد و نقش «دست غیب» و «اجتماعات شبانه» را به عنوان موتور محرک این تحولات بررسی میکند. درک این مکانیزمها برای شناخت بهتر تاریخ معاصر ضروری است.
۱. چه در جنگ دوازده روزه و چه در جنگ اخیر، دشمن آمریکایی- صهیونی توقع داشت که در سایۀ تهاجم نظامی آنها و ترور عالیترین و مؤثّرترین چهرههای جمهوری اسلامی، جامعۀ ایران از این ضربۀ ناگهانی و سخت که موجبات ضعیفشدن حاکمیّت را فراهم کرده، بهره ببرد و در پی انتقام و اغتشاش و آشوب برآید و خیابانها را به صحنۀ معارضه با حاکمیّت تبدیل کند. در واقع، پیشفرض این بود که چناچه از جمهوری اسلامی، تصویر سقوط و فروپاشی تولید شود، جامعه نیز درنگ نخواهد کرد و بقیۀ روند سرنگونی بهصورت خودجوش و اجتماعی، پیش خواهد رفت و حاکمیّت برای همیشه برچیده خواهد شد. بهبیاندیگر، تحلیل دشمن این بود که چون تهاجم نظامی و حذف شخصیّتهای جمهوری اسلامی، حاکمیّت را دچار انفعال و استیصال میکند و امکان سرکوب جامعه را از آن میستاند، زمینه برای انقلاب اجتماعی مساعد میشود و مردمِ مخالف، در مقام مکمّل تهاجم نظامی عمل خواهند کرد و جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد. اما واقعیّت اجتماعیای که در خیابانهای شهرهای ایران به وقوع پیوست، این گمانهزنی را بهطور کلّی، ابطال کرد؛ چنانکه برخلاف آن، بخش عمدهای از جامعۀ ایران، از همان روز نخست جنگ، تصمیم گرفت که اجتماعاتِ شبانۀ خیابانی را رقم بزند و با این حضور خودجوش و ارادی، تعلّقخاطر خویش را به حاکمیّت نمایان سازد. این اجتماعات، بیش از سی روز است که در شهرهای مختلف ایران در جریان است. حال پرسش این است که چرا جامعه، چنین واکنشی را نسبت به جنگ و تهاجم بیگانه از خویش نشان داد؟
۲. این معما را رهبرِ شهید در یکی از آخرین سخنرانیهای خویش بیان کردند؛ آنجا که گفتند چنانچه حادثهای برای انقلاب رخ بدهد، خدای متعال به صحنه خواهد آمد و مردم را در جهت حفظ انقلاب برخواهد انگیخت و آنگاه این مردمِ برانگیخته، چالش و بحران را برطرف خواهند کرد. مردمِ مبعوث سوی از خداوند، گشایندۀ سرّ این حقیقتِ حضور این روزهای مردم در خیابانهاست. در عالَم انقلاب اسلامی، همواره چنین بوده که رخدادهای خطیر و هولناک، از سر گذرانده میشدند، درحالیکه هر یک از آنها برای سقوط و فروپاشی، کفایت میکردند. این انقلاب از آغاز، همواره درگیر کارشکنیهای براندازانه بود و بارها در لبۀ پرتگاه قرار گرفته است، اما هر بار به طریقی معجزهآسا و معمایی، جانِ سالم به در برده و به حیات خویش ادامه داده است. گزارههای «شنها مأمور خدا بودند» و «خرمشهر را خدا آزاد کرد» که از سوی امام خمینی در مقام تفسیر سرّ گذار از بحرانها مطرح شدند، حاکی از حضور دستِ غیبی در پشتصحنۀ حوادث انقلاب است. این تاریخ، بهواقع از ناحیۀ غیب، هدایت و حمایت میشود و این ملکوت است که ناگهان سربرمیآورد و زنجیرۀ رویدادها را به سوی دیگری میبرد و شگفتی میآفریند. وقتی خودِ انقلاب، هدیۀ الهی و تحفۀ غیبی خوانده میشود و تکوین و تولّد آن، حاصل امر غیبی و ارشادات و تأییدات الهی است، روشن است که در ادامۀ مسیر نیز، این سنّت نهان و آسمانی، همچنان برقرار خواهد بود و انقلاب به پیش خواهد برد. این عنصری است که در تحلیلها و تفسیرهای سکولاریستیِ اصحاب تجدّد، همواره مغفول بوده است و چون محاسبات و معادلات، تنها بر اساس ظواهر و مناسبات مادّی صورت میگرفته، هر بار خطا از آب در میآمده است. جهانِ اجتماعیِ انقلاب اسلامی، تجلّیگاه دخالت امر الهی و تصرّفات قدسی در نفس و جان آدمیان است و در دورۀ معاصر، هیچ تاریخی به این اندازه، ربط به ملکوت نداشته است.
۳. بعثتِ اجتماعی که رهبرِ شهید، بشارت آن را داده بود، این روزها و شبها در خیابانهای شهرهای آن، نمایان و چشمنواز است؛ ناگهان با وقوع جنگ، مردم مؤمن به خیابانها آمدند و با حضور و همراهی خویش، دفع خطر کردند، درحالیکه واکنش طبیعی، گریختن و نهانشدن بود. بهاینترتیب، جامعه از وضع طبیعی و غریزی، فاصله گرفته و وضع الهی و فطری یافته است. حسوحالی که اینک در اجتماعاتِ مؤمنانۀ خیابانی به چشم میخورد، مخاطب را به فضای آرمانی و انقلابیِ دهۀ شصت سوق میدهد؛ چنانکه گویا، جامعه دوباره متولّد شده و به عالَم قدس و ملکوت، پا نهاده است. تمامیّت آنچه که رهبرِ شهید، بدان اشاره کرده بود، اینک محسوس و عیان است و جامعه، مستقل از همۀ عناصر و عوامل طبیعی و اینجهانی، ناگهان برانگیخته شده و خودآگاهی الهی و انقلاب، در باطن آن قوّت یافته است. روشن است که این موقعیّت روحی و باطنی، برآمده از تبلیغ و اشاعۀ رسمی نیست و رسانه نمیتواند این اندازه به درون، چنگ اندازد و تحوّل باطنی رقم بزند، بلکه باید در این رویداد معنوی و قدسی، دست خدای متعال را دید و به جنبۀ ملکوتی و آسمانیِ عالَم انقلابی، ایمان یافت. هر تحلیلی جز این، دچار نقصانهای فراوان خواهد بود و به جوهر واقعیّت اجتماعی، راه نخواهد یافت. باید آشکارا به ارادۀ الهی ارجاع داد و برانگیختهشدن جامعۀ ایران را همچون آیتی قدسی در نظر گرفت.
افزودن دیدگاه جدید