ما کیستیم و چرا اینجاییم؟ روایتی از بعثت یک ملت در آستانه طلوع تمدن مهدوی
ما کیستیم و چرا اینجاییم؟؛ روایتی از بعثت یک ملت در آستانه طلوع تمدن مهدوی | ابوکاظم حسنی
پرسشهای «ما کیستیم؟» و «چرا اینجاییم؟»، فراتر از یک کنجکاوی فلسفی، کلید درک سرنوشت یک ملت هستند. در این نوشتار، ابوکاظم حسنی روایتی از «بعثت یک ملت» ارائه میدهد؛ مسیری که از بیداری هویتی آغاز شده و به مقصدی روشن در «آستانه طلوع تمدن مهدوی» ختم میشود. چگونه یک ملت میتواند با پاسخ به این پرسشها، نقش خود را در تاریخ ایفا کند؟
به نام خداوندی که وعده داد زمین را بندگان شایستهاش به ارث برند.
پیشدرآمد: چرا این خیابان، قبلهگاه تاریخ شده است؟
در روزگاری که جهان در پیچ و خم سردرگمی و یأس فرو رفته، خیابانهای ایران صحنهای دیگر را رقم زده است. اینجا یک راهپیمایی سیاسی معمولی و تجمعات معمولی نیست، اینجا «بعثت یک امت» است؛ تحقق همان وعدهای که پیامبران گفتند و اولیای خدا بشارتش را دادند. قرنها پیش، امام باقر (علیهالسلام) از قیام قومی در «مشرق زمین» خبر دادند و این روزها، چشمان بیدار رهبر شهیدمان، طلوع همین خورشید را در آیندهای نهچندان دور میدیدند. ما اینک در میانه آن ماجرا ایستادهایم.
اما سؤال بزرگ اینجاست: ما دقیقاً کیستیم و برای چه گرد هم آمدهایم؟ آیا صرفاً برای دفاع از مرز و بوم آمدهایم، یا رسالتی به وسعت تاریخ بر دوش ما نهاده شده است؟ این نوشتار، تلاشی است برای یافتن پاسخی روشن به این پرسش حیاتی؛ پاسخی که دل را قرص و قدم را استوار کند.
وعدهای به قدمت همه کتابهای آسمانی
ماجرا فراتر از نفت و تنگه هرمز و انرژی هستهای است. مشکل دشمنان ما صرفاً با «جمهوری اسلامی» نیست، آنها با «ایران قوی» و با «ایرانی بودن» ما مشکل دارند. چرا که در کتابهای خودشان (تورات و انجیل) خواندهاند که «ایرانیان» در آخرالزمان زمینهساز قیام منجی بشریت خواهند بود و آنها بساط ظلم را خواهند چید. خداوند در قرآن کریم نیز با صراحت فرموده است:
«ما در زبور بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»
این «ارث بردن»، به دست آوردن زمین از چنگال ظالمان است. و طبق گواهی تاریخ و روایات، طلایهداران این مأموریت بزرگ، ملت ایران هستند. ملتی که برخلاف همه مردم دنیا، با شنیدن صدای آژیر و تهدید، به پناهگاه نمیروند، بلکه به میدان میآیند و فریاد «الله اکبر» سر میدهند.
دینداری یعنی چه؟ از مهربانی تا جهانی فکر کردن
اما در این میان، یک خطر بزرگ نیز ما را تهدید میکند: اینکه نیت خود را کوچک ببینیم و فکر کنیم اینجا فقط برای «وطن» آمدهایم. دینداری واقعی از نگاه قرآن، در ریش و عبا و چادر خلاصه نمیشود. دینداری یعنی «رحمانیت و رحیمیت»؛ یعنی دل تو به وسعت تمام ۸ میلیارد آدم روی زمین باشد که همگی «فرزندان اهلبیت علیهمالسلام» و «بندگان خدا» هستند.
اگر نیت خود را از «۹۰ میلیون ایرانی» به «۸ میلیارد انسان» ارتقا دهیم، خداوند هم نصرت بینهایتش را بر ما نازل میکند. باید بدانیم که حضور ما در این خیابان، تنها برای آزادی ایران نیست، حضور ما برای «آزادی کل زمین از چنگال استکبار» و «زمینهسازی برای ظهور منجی عالم بشریت» است. این یعنی همان «آیندهسازی» که ائمه ما از ما خواستهاند.
مرز باریک رحمت و قاطعیت؛ چرا باید دشمن را در هم شکست؟
بعضی میگویند: «اسلام دین رحمت است؛ چرا مقابله به مثل میکنید؟» بله، اسلام دین رحمت است، اما نه برای گرگهای درندهای که کودکان را سر میبرند. پیامبر ما در فتح مکه، آنگاه که دشمن تسلیم شد، فرمودند: «امروز روز رحمت است.» اما همان پیامبر، وقتی با یهودیان پیمانشکن و متجاوز روبرو شد که از درون قلعهها به اسلام ضربه میزدند، دستور به محاصره و بستن راه آب و حتی قطع نخلهای پربارشان داد تا ریشه فتنه کنده شود.
امروز دشمن ما (آمریکا و اسرائیل) مصداق همان پیمانشکنان تاریخ هستند. آنها به هیچ عهدی وفا نمیکنند. به فرموده امام صادق (علیهالسلام)، این قوم مبعوث، ظلم بر آل محمد را رها نمیکنند «مگر آنکه آن را به آتش بکشند.» این قاطعیت، لازمه برپایی یک تمدن الهی و حفظ امنیت مستضعفان عالم است.
چرا مذاکره در این لحظه، خودکشی تاریخی است؟
بارها دیدهایم که درست در لحظهای که کمر دشمن در میدان نبرد میشکند و او به زانو درآمده، عدهای سر از آستین مذاکره و مماشات درمیآورند و به دشمن فرصت نفسکشیدن میدهند. آیا میتوان به گرگی که عهدشکنی ذات اوست، گفت «تضمین بده گوسفند نخوری»؟
مردم ما، این امت بصیر و وفادار، حق دارند نگران این تصمیمات باشند. این مردم، ستون خیمه انقلابند و شایسته احترام و آگاهی هستند. در این برهه حساس که دشمن به گفته تحلیلگران غربی «اگر ایران پیروز شود جهان آزاد میشود»، کوچکترین غفلت و فرصتدهی به دشمن، خیانتی نابخشودنی به خون شهدا و آرمان مهدویت است.
این پرچم قیام، قابل مصادره نیست
حضور باشکوه مردم در خیابانها، یک لطف الهی است که قابل مصادره توسط هیچ گروه، حزب و جناحی نیست. خطر بزرگ امروز، کمرنگی «تبیین» و زیاد شدن «انحصارطلبی» است. مبادا عدهای با روحیه «خودبرتربینی» و «استکبار درونی»، این حرکت پاک را به مسیر باطل بکشانند یا با بیسلیقگی و بیاخلاقی، دل مردم را بلرزانند.
ما همه برادریم و باید بدانیم که «دستگاه امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه)» سیستمی است که بر پایه بهرهبرداری از استعدادهای یکدیگر، همدلی و ایثار بنا شده، نه بر اساس تکبر و انحصار. یقیناً هر کس نتواند خود را در این قطار تمدنی و در کنار سایر برادران ایمانیاش تعریف کند، از قافله نور عقب خواهد ماند.
سخن پایانی: قله نزدیک است، ناامیدی حرام است
امام باقر (علیهالسلام) فرمود: «گویا مردمی را میبینم که از مشرق زمین قیام میکنند و حقجویی مینمایند... تا آنکه حکومت را به کسی جز صاحب اصلیاش (امام مهدی عجلاللهتعالیفرجه) تحویل نمیدهند.»
آری، ما همان مردمیم. ما در آن لحظه تاریخ ایستادهایم. قله نزدیک است. این انقلاب، دیگر محدود به مرزهای ایران نیست؛ این نوید طلوع خورشید عدالت مهدوی بر پهنه گیتی است. پس شاد باشیم که خدا ما را برای این مأموریت بزرگ «انتخاب» کرده و قدر این انتخاب را بدانیم. بیایید با چشمانی باز، نیتی جهانی و دلی سرشار از امید و برادری، این راه را تا دیدار روی ماه صاحبالزمان (عجلاللهتعالیفرجه) ادامه دهیم.
انشاءالله به زودی، شاهد برافراشته شدن پرچم «لا اله الا الله» و «یا مهدی ادرکنی» بر فراز جهان باشیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
افزودن دیدگاه جدید