رفتن به محتوای اصلی
ابوکاظم حسنی؛

پیمان مکه و معمای آذربایجان: پیوستن یا نپیوستن به یک «ناتوی اسلامی» نوظهور؟

تاریخ انتشار:
تحلیل راهبردی پیمان دفاعی مکه میان ترکیه، پاکستان و عربستان و بررسی گزینه‌های پیش روی آذربایجان برای پیوستن به این ائتلاف. سناریوهای محتمل، موانع ژئوپلیتیک و پیامدهای آن برای ایران و قفقاز جنوبی.
پیمان مکه و معمای آذربایجان: پیوستن یا نپیوستن به «ناتوی اسلامی» نوظهور

پیمان مکه و آذربایجان | تحلیل گزینه‌های الحاق به ائتلاف دفاعی جدید

در شرایطی که معماری امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا با سرعتی بی‌سابقه در حال بازآرایی است، امضای پیمان دفاعی سه‌جانبه میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی ـ که به «پیمان مکه» شهرت یافته ـ پرسشی راهبردی را در باکو مطرح کرده است: آیا آذربایجان می‌تواند یا باید به این ائتلاف نوظهور بپیوندد؟ این پرسش، فراتر از یک کنجکاوی دیپلماتیک، به یکی از جدی‌ترین معماهای سیاست خارجی و امنیتی جمهوری آذربایجان در دوره پس از جنگ قره‌باغ تبدیل شده است. تحلیل اخیر برنامه «حربی خرونیکا» در تلویزیون باکو، با تمرکز بر ظرفیت‌های نظامی این مثلث جدید قدرت و دلالت‌های آن برای آذربایجان، نشان می‌دهد که بحث درباره این موضوع در محافل تحلیلی و احتمالاً تصمیم‌گیری آذربایجان جدی شده است.

◀ مقدمه

در شرایطی که معماری امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا با سرعتی بی‌سابقه در حال بازآرایی است، امضای پیمان دفاعی سه‌جانبه میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی ـ که به «پیمان مکه» شهرت یافته ـ پرسشی راهبردی را در باکو مطرح کرده است: آیا آذربایجان می‌تواند یا باید به این ائتلاف نوظهور بپیوندد؟ این پرسش، فراتر از یک کنجکاوی دیپلماتیک، به یکی از جدی‌ترین معماهای سیاست خارجی و امنیتی جمهوری آذربایجان در دوره پس از جنگ قره‌باغ تبدیل شده است. تحلیل اخیر برنامه «حربی خرونیکا» در تلویزیون باکو، با تمرکز بر ظرفیت‌های نظامی این مثلث جدید قدرت و دلالت‌های آن برای آذربایجان، نشان می‌دهد که بحث درباره این موضوع در محافل تحلیلی و احتمالاً تصمیم‌گیری آذربایجان جدی شده است.

◀ آنچه رخ داده است

بر اساس گزارش منتشرشده، سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی پیمانی دفاعی امضا کرده‌اند که بر مبنای آن، حمله مسلحانه به هر یک از طرف‌ها، به منزله حمله به دو طرف دیگر تلقی خواهد شد. حقان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، این سازوکار را از نظر فنی با ماده ۵ ناتو قابل مقایسه دانسته است. آنکارا و اسلام‌آباد تأکید کرده‌اند که این توافق ماهیت دفاعی دارد و علیه کشور خاصی جهت‌گیری نشده است. مجموع توان نظامی این سه کشور قابل توجه است: حدود یک میلیون و ۳۸۸ هزار نیروی فعال نظامی که با احتساب نیروهای ذخیره به حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر می‌رسد. ناوگان هوایی سه کشور بیش از ۳۴۰۰ فروند هواپیما شامل بیش از ۸۰۰ جنگنده را در بر می‌گیرد. زرادخانه زمینی نیز حدود ۶ هزار دستگاه تانک را شامل می‌شود. مجموع هزینه‌های دفاعی سالانه از ۱۲۴ میلیارد دلار فراتر رفته است. در عین حال، تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که عنوان «ناتوی اسلامی» برای این پیمان گمراه‌کننده است، چرا که فرماندهی یکپارچه و ساختار نظامی ادغام‌شده به سبک ناتو در آن وجود ندارد.

◀ لایه‌های عمیق‌تر یک ائتلاف

برای درک اهمیت این پیمان، باید از ارقام نظامی فراتر رفت و به منطق شکل‌گیری آن نگریست. آنچه در ظاهر یک توافق دفاعی به نظر می‌رسد، در باطن بازتابی از چند روند عمیق‌تر است. نخست، تداوم سیاست «خودمختاری استراتژیک» ترکیه در حوزه دفاعی و تلاش آنکارا برای ایجاد سازوکارهای امنیتی موازی با ناتو، بدون خروج از این سازمان. دوم، تمایل پاکستان به تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی خود فراتر از چین و آمریکا. سوم، تلاش عربستان سعودی برای تبدیل ثروت نفتی به نفوذ ژئوپلیتیک و کسب ضمانت‌های امنیتی چندلایه در شرایطی که اعتماد ریاض به تضمین‌های امنیتی واشنگتن کاهش یافته است.

نکته اساسی در این میان، ترکیب سه‌گانه‌ای است که هر ضلع آن چیزی منحصربه‌فرد به میز می‌آورد: ترکیه با صنعت دفاعی رو به رشد، پهپادهای رزمی اثبات‌شده در میدان نبرد، و تجربه ناتو؛ پاکستان با ارتش بزرگ، توانمندی هسته‌ای دکترینال، و سابقه رویارویی نظامی با هند؛ عربستان سعودی با منابع مالی عظیم و شبکه نفوذ در جهان اسلام. این ترکیب، اگر به بلوغ برسد، وزنه‌ای جدید در معادلات امنیتی غرب آسیا و جنوب آسیا ایجاد خواهد کرد.

◀ موقعیت متناقض آذربایجان

اینجاست که مسئله آذربایجان پیچیده می‌شود. ترکیه و پاکستان نزدیک‌ترین شرکای استراتژیک باکو هستند. روابط نظامی آذربایجان با ترکیه فراتر از یک اتحاد معمولی است: از آموزش و تجهیز ارتش آذربایجان تا نقش مستقیم پهپادهای ترکی در جنگ دوم قره‌باغ. پاکستان نیز از جمله معدود کشورهایی است که اشغال ارمنستان بر قره‌باغ را به رسمیت نشناخت و پس از جنگ نیز همکاری نظامی با باکو را گسترش داده است. این دو کشور، ستون‌های اصلی شبکه امنیتی-نظامی آذربایجان را تشکیل می‌دهند.

با این حال، پیوستن آذربایجان به پیمان مکه با سه مانع اساسی روبروست. نخست، این اقدام می‌تواند روابط باکو با روسیه را وارد مرحله‌ای پرتنش کند. مسکو که پیش‌تر نسبت به گسترش نفوذ نظامی ترکیه در قفقاز جنوبی حساسیت نشان داده، الحاق آذربایجان به یک بلوک دفاعی تحت رهبری بالفعل آنکارا را تهدیدی مستقیم برای نفوذ خود در این منطقه تلقی خواهد کرد. دوم، تهران این تحول را نه صرفاً یک توافق دفاعی، بلکه گامی دیگر در جهت محاصره استراتژیک ایران ارزیابی خواهد کرد ـ موضوعی که با توجه به حساسیت‌های موجود در روابط ایران و آذربایجان، می‌تواند به تنش‌های بیشتر دامن بزند. سوم، آذربایجان در شرایط کنونی توازنی شکننده میان روسیه، ترکیه، ایران و غرب ایجاد کرده که ورود به یک ائتلاف دفاعی رسمی، این توازن را بر هم خواهد زد.

◀ آیا «ناتوی اسلامی» امکان‌پذیر است؟

تحلیل‌گران برنامه «حربی خرونیکا» به درستی اشاره کرده‌اند که اطلاق عنوان «ناتوی اسلامی» بر پیمان مکه دقیق نیست. ناتو صرفاً یک پیمان دفاعی نیست؛ سازمانی با هفت دهه تجربه در ایجاد فرماندهی یکپارچه، دکترین مشترک، سیستم‌های ارتباطی و اطلاعاتی ادغام‌شده، استانداردسازی تسلیحاتی، و فرهنگ نهادینه‌شده همکاری بین‌ارتشی است. پیمان مکه فاقد این زیرساخت‌های نهادی است.

با این وجود، نباید قدرت نمادین و ژئوپلیتیک این پیمان را دست کم گرفت. در دنیایی که نظم امنیتی پس از جنگ سرد رو به فرسایش است، تشکیل ائتلاف‌های دفاعی جدید ـ حتی اگر فاقد ساختارهای ناتو باشند ـ می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر دهد. برای آذربایجان، پرسش اصلی این است که آیا چنین ترتیباتی امنیت آن را افزایش می‌دهد یا به واکنش‌های زنجیره‌ای خطرناکی دامن می‌زند که امنیت ملی باکو را تضعیف می‌کند.

◀ پیامدها برای ایران

از منظر تهران، پیمان مکه در صورت گسترش به آذربایجان، مجموعه‌ای از نگرانی‌های درهم‌تنیده امنیتی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک را فعال می‌کند. عربستان سعودی، به عنوان یکی از اضلاع اصلی این پیمان، صرفاً یک بازیگر با ایدئولوژی وهابی نیست؛ ریاض سابقه‌ای طولانی در حمایت مالی و لجستیک از جریان‌های تکفیری و گروه‌های افراطی سنی دارد که در دهه‌های اخیر، چه در شبه‌قاره و چه در خاورمیانه، به بی‌ثباتی و خشونت فرقه‌ای دامن زده‌اند. این نگرانی زمانی برای تهران ابعاد جدی‌تری پیدا می‌کند که ترکیه را نیز در همان معادله قرار دهیم: آنکارا در سال‌های اخیر بارها به تساهل در برابر گروه‌های افراطی و حتی همکاری با برخی شبه‌نظامیان تکفیری در سوریه متهم شده است. اکنون این دو کشور در یک پیمان دفاعی مشترک قرار گرفته‌اند و مسئله الحاق احتمالی آذربایجان به این ساختار، می‌تواند مرزهای شمالی ایران را در معرض نفوذ شبکه‌هایی قرار دهد که با گفتمان تکفیری و ضدشیعی پیوند دارند. اهمیت موضوع زمانی روشن می‌شود که به یاد بیاوریم جمهوری آذربایجان خود دارای بافت شیعی عمیقی است و چنین پیوندی، به لحاظ هویتی و امنیتی، می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری برای توازن مذهبی و اجتماعی منطقه به همراه آورد.

از بعد ژئوپلیتیک نیز، این پیمان مسیرهای کریدوری تحت حمایت ترکیه را تقویت می‌کند و می‌تواند طرح‌های ارتباطی ایران از جمله کریدور شمال-جنوب را تحت تأثیر قرار دهد. در بُعد اطلاعاتی، گسترش همکاری‌های نظامی سه‌جانبه به آذربایجان، نگرانی‌های تهران درباره نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی رقیب در همسایگی شمالی را تشدید خواهد کرد. با این حال، تهران احتمالاً این را نیز درک می‌کند که پیمان مکه در شکل کنونی، فاقد انسجام نهادی لازم برای تبدیل شدن به تهدیدی فوری است؛ اما نگرانی اصلی در میان‌مدت و در صورت نهادینه شدن تدریجی این ائتلاف شکل می‌گیرد.

◀ سناریوهای پیش رو

▾ سناریوی محتمل: مشارکت بدون الحاق

در این سناریو، آذربایجان بدون پیوستن رسمی به پیمان مکه، همکاری‌های دوجانبه نظامی با ترکیه و پاکستان را در چارچوب توافقات موجود گسترش می‌دهد. باکو از مزایای همکاری با دو شریک اصلی خود بهره‌مند می‌شود، بدون آنکه هزینه‌های ژئوپلیتیک عضویت در یک ائتلاف رسمی را بپردازد. نشانه‌های این سناریو: افزایش رزمایش‌های سه‌جانبه بدون اشاره به پیمان، خریدهای تسلیحاتی جدید از پاکستان، و امضای توافق‌نامه‌های همکاری دفاعی دوجانبه جدید.

▾ سناریوی بدیل: الحاق تدریجی و خزنده

در این سناریو، آذربایجان ابتدا در قالب «شریک ناظر» یا «عضو وابسته» به پیمان مکه نزدیک می‌شود و به تدریج همکاری‌های خود را نهادینه می‌کند. این گزینه به باکو اجازه می‌دهد تأثیرات واکنش روسیه و ایران را ارزیابی کند و در صورت مناسب بودن شرایط، گام‌های بعدی را بردارد. نشانه‌ها: اظهارات مقامات آذربایجانی درباره «بررسی گزینه‌های همکاری چندجانبه دفاعی»، یا اشاره به «ضرورت تنوع‌بخشی به سازوکارهای امنیتی».

▾ سناریوی پرخطر: الحاق کامل و واکنش زنجیره‌ای

در این سناریو، آذربایجان به طور کامل به پیمان مکه می‌پیوندد. پیامد احتمالی: واکنش تند مسکو شامل افزایش فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی؛ تشدید تنش با ایران و احتمالاً افزایش حضور نظامی تهران در مناطق مرزی؛ و در نهایت، تبدیل آذربایجان به خط مقدم یک تقابل ژئوپلیتیک گسترده‌تر. این سناریو کمترین احتمال را دارد، اما پیامدهای آن می‌تواند برای ثبات قفقاز جنوبی ویرانگر باشد.

◀ نتیجه‌گیری:

پیمان مکه را باید نه یک «ناتوی اسلامی»، بلکه یک «بیانیه ژئوپلیتیک» با ظرفیت بالقوه برای نهادینه شدن تدریجی دانست. این پیمان بازتابی از تحولات عمیق در نظم امنیتی غرب آسیا و تمایل قدرت‌های منطقه‌ای به ایجاد سازوکارهای دفاعی مستقل از ساختارهای تحت رهبری آمریکاست. برای آذربایجان، پیمان مکه هم فرصت است و هم تهدید: فرصتی برای تعمیق روابط دفاعی با دو شریک اصلی خود، و تهدیدی برای توازن شکننده‌ای که امنیت باکو بر آن استوار است.

مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد: معمای آذربایجان در قبال پیمان مکه، در واقع بازتاب یک پرسش بنیادی‌تر درباره جایگاه این کشور در معماری امنیتی منطقه است. آیا آذربایجان می‌تواند همچنان میان روسیه، ترکیه، ایران و غرب مانور دهد، یا معادلات جدید منطقه‌ای این کشور را به انتخاب‌های دشوارتری وادار خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش، نه در باکو، که در تعامل پیچیده میان مسکو، آنکارا، تهران و واشنگتن شکل خواهد گرفت. آنچه باید زیر نظر داشت، نه صرفاً تصمیم آذربایجان برای پیوستن یا نپیوستن، که فرایند شکل‌گیری یک معماری امنیتی جدید در همسایگی شمالی ایران است ـ معماری‌ای که پیامدهای آن بسیار فراتر از مرزهای آذربایجان خواهد بود.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا