ضیاءالصالحین ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی ( پرتو اول:فضیلت خانوادگی) (1) | ضیاءالصالحین

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی ( پرتو اول:فضیلت خانوادگی) (1)

مهدى رضوانى پور
حضرت معصومه

طلیعه بحث
 نه تنها صاحبدلانی همچون انبیا و اولیای الهی قاموس وجود را با نام خود مزین نموده اند، بلکه زنان عفیف و مؤمنه ای نیز بوده اند که جهان ملک را با حضور ملکوتی خویش منور ساخته اند. در عظمت و والایی این زنان همین بس که الگو و اسوه ای حسنه هم برای زنان اهل ایمان و هم برای مردان جوینده کمال می باشند؛ چنان که قرآن کریم، آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون، و مریم دختر عمران (علیه السلام) را به عنوان مَثَل برای مؤمنان از زنان و مردان مطرح می نماید:
«وَ ضَرَبَ اللَّه مَثَلاً لِلَّذِینَ ءَامَنوُا امْرَأَتَ فرعونَ اِذْ قَالَتْ رَبّ ابْنِ لِی عِنْدکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّة وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ و نَجِّنِی مِنَ الْقومِ الظَّالِمین، و مَرْیَم ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی اَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُِبهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ؛(1)
و خداوند مثلی برای مؤمنان زده، به همسر فرعون، در آن هنگام که گفت پرورگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و عمل او نجات ده و مرا از قوم ظالم رهایی بخش! و به مریم دختر عمران مثل زده که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در او دمیدیم و او کلمات پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود».
دو بانوی بهشتی
سعی نموده ایم که فضایل، اوصاف و مقامات مشترک دو بانوی فرشته سیرت بهشتی، حضرت مریم (سلام الله علیها) و فاطمه معصومه (سلام الله علیها) را به قدر توان خویش بررسی نماییم؛ کواکب فروزانی که در سپهر طهارت و ایمان تلألؤ ویژه ای داشته و هستی را به یمن انوار زیبنده خویش مفتخر ساخته اند.
1-معصومه آل طه (سلام الله علیها)،
یاس خوشبوی گلستان ولایت که بهار زندگی اش خیلی زود به خزان تبدیل گشت، تالی تلو معصوم و گنجینه بی پایان الهی است که راز سر به مهر رحیمی و سرّ روح نواز رحمانی را در دل دارد و کوثر حیات بخش بهشتی است که ارض قم را به زلال قدسی حضورش، روح معرفت و حیات طیّبه معنویت بخشیده است:
«رُوِی اَنّ بِقُمْ مَوْضعَ قَدَمِ جِبْرِئِیل وَ هُوَ الْمَوضعُ الَّذِی نَبَعَ منه الْمَاءُ الَّذِی مَنْ شَرِبَ مِنْهُ أَمِنَ مِنَ الَّداءِ وَ مِنْ ذَلکَ الْمَاءِ عُجِنَ الطّینُ الَّذِی عُمِلَ مِنْهُ کَهَیئَةِ الطَّیْرِ وَ مِنْهُ یَغتَسِلُ الرضا (علیه السلام)؛(2)
روایت شده است که در قم جای پای جبرئیل است و آن جایی است که آب جوشید؛ آبی که هر کس بنوشد از بیماری در امان می ماند و از آن آب، گلی سرشته شد که با آن مانند شکل پرنده ]به دست عیسای مسیح (علیه السلام) [ساخته شد و امام رضا (علیه السلام) با آن غسل نمود».
معصومه کیست؟ گوهر والاتبار دین 
مخدومه ای مفخه و پاک گوهرست 
معصومه کیست؟ دختر والای اهل بیت 
معصومه کیست؟ شافعه روز محشرست
معصومه کیست؟ اختر تابان ملک حق 
معصومه یادگار ز شرع پیمبرست
از بارگاه حشمت او مجد و افتخار 
چون آفتاب طالع و چون مهر انورست 
تنها نه قم ز تربت او گشته مشکسای 
از تربتش جهان تشیع معطرست(3)
****************
2-مریم عذرا (سلام الله علیها)
نهال طوبایی که در دو دست جلال و جمال ربوبی مراحل رشد «اَنبَتَها نباتاً حَسَناً»(4) را پیمود و از نسیم روحفزای قدسی و زمزم طهارت و پاکی در سایه سار عشق و مودت معنوی برخوردار گردید و طراوت دلنواز بهشتی را برای همه زیبا پسندان عالم معنا به ارمغان آورد و در نهایت، به موجب صدق و اخلاص قلبی و ایمان و صفای باطنی در زمره با فضیلت ترین زنان اهل بهشت قرار گرفت:
«افضلُ نساءِ الجنّةِ اَربعٌ: خدیجةُ بنتُ خُوَیلِدٍ و فاطمةُ بنتُ محمدٍ و مریم بنتُ عمرانٍ و آسیةُ بنت مُزاحِمٍ امرأةُ فرعون؛(5)
برترین زنان بهشت چهار نفرند: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون».
امّا تلألؤ مشترک آن دو بانوی والامقام به قرار ذیل است:
پرتو اول: فضیلت خانوادگی

شخصیت معنوی هر کس تا حدّ زیادی وابسته به ایمان و تقوای پدر و مادر و محیطی است که در آن پرورش می یابد و روحیات و اخلاق نیک والدین است که در آیینه تمام نمای فرزند تجلی می نماید و حتی قبل از تولد، شالوده سعادت و خوشبختی را در وجود او بنا می کند؛ همچنان که در نقطه مقابل، پدر و مادر می توانند با سوء رفتار و احوال نامناسب خویش زمینه ساز شقاوت و ضلالت اولاد خود باشند که
«الشّقِی مَن شَقی فی بَطنِ اُمِّهِ وَ السعیدُ مَن سَعَدَ فی بَطنِ اُمِّه؛(6)
شقی کسی است که در رحم مادر با شقاوت شده و سعید کسی است که در رحم مادر با سعادت شده باشد».
حضرت مریم (سلام الله علیها)
در خانواده ای پا به عرصه گیتی نهاد که پدرش «عمران» از پیامبران الهی و از نسل ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام) بود(7) و مادرش «حنّه» زنی مؤمن و پاکدامن که ایمان و اعتقادش در نذر و نیاز و دعای خاضعانه در پیشگاه ربوبی حق این چنین جلوه می یابد:
«اِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ اِنِّی نَذَرتُ لکَ ما فی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی اِنَّکَ اَنْتَ الَّسمِیعُ الْعَلِیمُ، فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ اِنِّی وَضَعتُهَا اُنْثَی وَاللَّه اعْلَمُ بِمَا وَضَعتْ وَلیْسَ الذَّکَرُ کَالاُنْثَی وَ اِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَ اِنِّی اُعِیذُهَا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم؛(8)
[به یاد آورید] هنگامی که همسر عمران عرض کرد: پروردگارا! آنچه در رحم دارم برای تو نذر کردم که آزاد [برای خدمت تو] باشد، از من بپذیر که تو شنوا و دانایی! ولی هنگامی که او را فرو گذارد، گفت: پروردگارا! من او را دختر آوردم - امّا خدا به آنچه او به دنیا آورده بود، آگاه بود و پسر مانند دختر نمی باشد – [و سپس گفت:] من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از [شر] شیطان رانده شده در پناه تو قرار می دهم».
علت تعجب مادر:
تعجب مادر از اینکه مولودش دختر بوده، بدان علت است که عمران همسر او، قبل از وفاتش به وی نوید تولد فرزند پسری پاک سرشت و فرخنده پی را داده بود و گفته بود که به اذن الهی از برکت وجود چنین پسری بیماران غیر قابل علاج درمان می شوند و به انفاس قدسی اش مردگان حیات می یابند و به عنوان پیامبر الهی در قوم بنی اسرائیل برانگیخته می شود.(9)
این پیشگویی که از معدن وحی سرچشمه گرفته بود، در وجود عیسای مسیح (علیه السلام) به تحقق رسید و نشان داد که نوه نیز به منزله فرزند انسان محسوب می شود. امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
«اِنَّ اللَّه اَوْحی اِلی عِمْرَانَ اِنِّی وَاهِبٌ لَکَ ذَکَراً فَوَهَبَ لَهُ مَرْیَم وَ وَهَبَ لِمَریَمَ عیسَی فَعِیسَی مِنْ مَریمَ وَ مَریمُ مِنْ عیسَی وَ مَریمُ و عیسَی شَی ءٌ وَاحِدٌ؛(10)
همانا خداوند به عمران وحی کرد که من پسری به تو عطا می کنم. پس به او مریم را داد و به مریم عیسی را، پس عیسی از مریم است و مریم از عیسی، و هر دو یک چیز هستند».
نامش را مریم نهاد:
«حنّه» پس از تولد نوزادش، نام دخترش را مریم که به معنای «زن پارسا» می باشد،(11) گذاشت، و او و ذریّه اش را از شر وسوسه های شیطان رجیم به درگاه امن الهی سپرد و چون می بایست به نذرش مبنی بر آزاد کردن او برای عبادت و خدمت گزاری در «بیت المقدس» عمل می کرد، او را بر حسب قرعه به سرپرستی و کفالت حضرت زکریا (علیه السلام) واگذار نمود تا تحت مراقبت و نظارت الهی ایشان به امر مقدس خدمت گزاری در خانه خدا بپردازد:
«فتقبّلها ربُّهَا بقَبُولٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَبَاتاً حَسَناً و کَفَّلَها زکریّا؛(12)
پس خداوند، او (مریم) را به طرز نیکویی پذیرفت (و نذر مادرش را قبول کرد) و به طرز شایسته ای او را رویانید (و پرورش داد) و زکریا را کفیل او قرار داد».
و بدین ترتیب، گلبن وجود مریم (سلام الله علیها) در بیت سرشار از ایمان و طهارت پیامبری از سلاله انبیا شکفته شد و در محیطی مقدس، تحت نظارت باغبان توانایی چون زکریای نبی (علیه السلام) (شوهر خواهرش) از رشد و نموّی نیکو بهره مند گردید و فضای عالم ملک را مملو از رایحه خوش ملکوتی نمود.
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
در خاندان رسالت و ولایت دیده به جهان گشود، در حالی که پدرش، امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به شهادت تاریخ، امام کبیرالقدر، عظیم الشأن، کثیرالتهجّد، مُجدّ در اجتهاد و مواظب بر طاعات و عبادات و مشهور به کرامات بود. شب را با قیام و سجود به روز می آورد و روز را با صیام و صدقه به آخر می رسانید. به سبب حلم بسیار و گذشت او از جرم تقصیرکنندگان در حقش، کاظم خوانده شد و کسی را که به او بدی می کرد با عفو و احسان جزای نیک می داد و به جهت زیادی عباداتش به عبد صالح معروف شد.(13)
چنین نقل کرده اند که یکی از شیعیان به محضر امام صادق (علیه السلام) آمده، می بیند آن حضرت در کنار گهواره با کودکی گفتگو می کند. او تعجّب کرده، می گوید: آیا با نوزاد سخن می گویید؟ امام می فرماید: اگر تو هم مایل هستی، بیا و با او گفتگو کن. می گوید: نزدیک رفته، سلام کردم. جواب سلام مرا داد و فرمود: نامی که برای دخترت برگزیده ای، عوض کن؛ زیرا خداوند آن نام را دشمن می دارد (چند روز قبل از این واقعه، دارای دختر شده و نامش را حمیرا گذاشته بود). آن شخص می گوید: سخن گفتن نوزاد و اطلاع او بر اخبار پنهان و نهی از منکر او، مرا بیشتر به تعجب وا داشت تا آنکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: تعجب نکن، این کودک، فرزندم موسی (علیه السلام) است. خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است. او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود و هر کس [مرقد] او را در قم زیارت کند، بهشت برای او واجب می گردد.(14)
مادر کریمه اهل بیت:
و اما مادر حضرت معصومه (سلام الله علیها)، معروف به «تکتم» یا «نجمه» که همان مادر امام رضا (علیه السلام) می باشد، زنی از مغرب زمین و کنیز آزاده ای است که قبل از ازدواج، در خانه «حمیده»، مادر امام کاظم (علیه السلام)، به عبادت عاشقانه و خدمت صادقانه مشغول بود و به نقل ابن بابویه: «آن جاریه سعادتمند بهترین زنان بود در عقل و دین و حیا، و خاتون خود حمیده را بسیار تعظیم می نمود و از روزی که او را خرید، هرگز نزد او نمی نشست برای تعظیم و اجلال، و پس حمیده روزی به حضرت امام موسی (علیه السلام) گفت: ای فرزند گرامی! تکتم جاریه ای است که من از او بهتر ندیده ام در زیرکی و محاسن اخلاق و می دانم هر نسلی که از او به وجود آید، پاکیزه و مطهر خواهد بود و او را به تو می بخشم و از تو التماس می کنم که رعایت حرمت او بنمایی.»(15)
و این گونه، نجمه خاتون در مأوایی مشحون از صداقت و ایمان ولایی، از نفحات روح بخش مهر و محبت امام کاظم (علیه السلام) بهره مند گردید و گوهر وجودش در مأمن بهشتی آن امام همام از صفا و جلای مضاعف برخوردار شد. اشتیاق وی به ذکر و تسبیح و عبادت پروردگار به صورتی بود که گفته اند: چون نوزادش، حضرت رضا (علیه السلام) شیر بسیار می آشامید، روزی درخواست دایه نمود تا او را در شیر دادن فرزندش یاری رساند. وقتی از او پرسیدند که مگر شیر تو کم شده است؟ در جواب اظهار نمود:
«دروغ نمی توانم گفت، به خدا سوگند که شیر من کم نیست! ولکن نوافل و اورادی بیشتر که داشتم و به آنها عادت کرده بودم، به سبب شیر دادن کم شده است و به این سبب معاون می خواهم که اوراد خود را ترک ننمایم.»(16)
در حریم بهشت
در حریم بهشتی چنین خانواده ای است که غنچه وجود فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بیست سال و اندی پس از تولد علی بن موسی  الرضا (علیه السلام) شکفته شد و در پرتو تعلیم و تربیت معنوی پدر و مادر، مراحل رشد و تعالی در عرصه شناخت و ایمان را طی نمود؛ به طوری که گفته می شود: «در میان فرزندان امام کاظم (علیه السلام) با آن همه کثرتشان بعد از امام رضا (علیه السلام) کسی همسنگ حضرت معصومه (سلام الله علیها) نبود.»(17)
و به فرموده شیخ عباس قمی: «و اما دختران حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت موسی (علیه السلام) معروف به حضرت معصومه (سلام الله علیها) است.»(18)
به راستی که صفت «الرشیده»(19) برازنده وجود نورانی آن خاتون می باشد که سرای قلبش را به نور ایمان زیور بخشیده و از آلایش به تیرگی غفلت و گمراهی مبرّا شده و این گونه به رشد معنوی نایل گردیده و مصداق بارز این آیه کریمه گشته بود:
«وَلَکِنَّ اللَّه حَبَّبَ اِلَیْکُمُ الْایمانَ و زَیَّنَهُ فی قلوبِکُمْ وَ کَرَّهَ اِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ اُولئکَ همُ الرَّاشِدُونَ؛(20)
ولکن خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهایتان زینت بخشیده، و کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است. کسانی که دارای این صفات اند، هدایت یافته و دارای رُشد می باشند».
و این چنین است که آن بانو را حجت و امین پدر عالی مقامش بر می شماریم و در زیارت نامه غیر معروف آن حضرت، عرضه می داریم:
«السَّلامُ علیکِ یا فاطمةَ بنتَ موسی بنَ جعفرٍ و حُجَّتِهِ و اَمینِهِ؛(21) سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین او».

---------------------------
منابع:
1. قرآن کریم.
2. نهج البلاغة، به قلم سید علینقی فیض الاسلام، 1392 ق.
3. آثار الحجة، محمد شریف رازی، قم: کتابفروشی برقعی، 1332 ش، 2 جلد، وزیری.
4. اصول الحدیث و احکامه فی علم الدرایة، جعفر سبحانی، قم: لجنة ادارة الحوزة العلمیة، 1412 ق، وزیری.
5. اعلام النساء المؤمنات، محمد حسون و ام علی مشکور، تهران: اسوه، اول، 1411 ق، وزیری.
6. التبیان فی تفسیر القرآن، ابو جعفر محمد بن الحسن بن الطوسی، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، اول، 1409 ق، 10 جلد، وزیری.
7. الغدیر، عبدالحسین احمد الامینی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1366 ش، 11 جلد، وزیری.
8. الکافی، ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی، تهران: مکتبة الاسلامیة، 1342 ش، 12 جلد، وزیری.
9. المحاسن، ابی جعفر احمد بن محمد بن خالد البرقی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1370 ق، 1 جلد، وزیری.
10. المنجد، معلوف الیسوعی، بیروت: دار المشرق، 1986 م، 1 جلد، رقعی.
11. المیزان فی تفسیر القرآن، علامه سید محمد حسین طباطبایی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، سوم، 1397 ق، 20 جلد، وزیری.
12. انجیل عیسی مسیح، ترجمه تفسیری عهد جدید، تهران: سازمان ترجمه تفسیری کتاب مقدس، اول، 1357 ش، رقعی.
13. انوارالمشعشین، محمد علی نائینی کچوئی قمی، تحقیق محمد رضا انصاری قمی، قم: کتابخانه آیة الله العظمی مرعشی نجفی، اول، 1381 ش، 3 جلد، وزیری.
14. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، تهران: شرکت طبع بحارالانوار، 1392 ق، 110 جلد، وزیری.
15. تاریخ انبیاء و قصص قرآن از آدم تا خاتم، حسین عمادزاده، تهران: اسلام، چهل و دوم، 1379 ش، وزیری.
16. تاریخ قم، حسن بن محمد بن حسن قمی، ترجمه حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی، تصحیح و تحشیه سید جلال الدین طهرانی، تهران: مجلس، 1313 ش، وزیری.
17. تحف العقول عن آل الرسول، ابو محمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبة الحرّانی، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1394 ق، 1 جلد، وزیری.
18. تحلیلی نو بر عقاید وهابیان، محمد حسین ابراهیمی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، دوم، زمستان 1370 ش، رقعی.
19. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، المحقق: المصطفی الدّرایتی، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، الاولی، 1366 ش، وزیری.
20. تفسیر اثنی عشری، حسین بن احمد الحسینی الشاه عبد العظیمی، تهران: میقات، اول، 1363-64 ش، 14 جلد، وزیری.
21. تفسیر العیاشی، ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی السمرقندی، تهران: مکتبة العلمیة الاسلامیة، بی تا، 2 جلد، وزیری.
22. تفسیر القمی، علی بن ابراهیم القمی، قم: دار الکتاب للطباعة و النشر، سوم، بی تا، 2 جلد، وزیری.
23. تفسیر نور الثقلین، الشیخ عبد علی بن العروسی الحویزی، قم: مطبعة العلمیة، دوم، بی تا، 5 جلد، وزیری.
24. جهان مسیحیت، اینار مولند، ترجمه محمد باقر انصاری و مسیح مهاجرانی، تهران: امیر کبیر، اول، 1368 ش، وزیری.
25. چهل حدیث، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، بیست و پنجم، پاییز 1381 ش، وزیری.
26. حضرت معصومه، فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، قم: علامه، اوّل، تابستان 1375 ش، رقعی.
27. دیوان امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سوم، بهار 1373 ش، وزیری.
28. دیوان غزلیات حافظ، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، تهران: صفی علیشاه، بیست و یکم، 1377 ش، وزیری.
29. دیوان هاتف اصفهانی، تهران: کتابخانه علمیه اسلامیه، آذر 1315 ش، 1 جلد، جیبی.
30. زبدة التصانیف، حیدر بن محمد خوانساری، بی جا، بی نا، 1278 ق، وزیری.
31. زندگانی حضرت معصومه و تاریخ قم، مهدی صحفی، قم: کتابفروشی صحفی، پنجم، 1390 ق، رقعی.
32. سر الصلوة، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، اول، بهار 1369 ش، وزیری.
33. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، قم: دار الاسوة، دوم، 1416 ق، 8 جلد، وزیری.
34. شرح مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانی، تهران: صدوق، سوم، پاییز 1366 ش، وزیری.
35. صحیح ابی عبد الله البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، قاهره: عباس بن عبد السلام بن شقرون، 1352 ق، 4 جلد، وزیری.
36. علل الشرائع، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین الصدوق، نجف: المکتبة الحیدریة، 1382 ق، 1 جلد، وزیری.
37. فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیّاح، تهران: کتابفروشی اسلام، 2 جلد، نهم، 1398 ق، وزیری.
38. کریمه اهلبیت، علی اکبر مهدی پور، قم: حاذق، اول، 1374 ش، رقعی.
39. کشف الغمّة فی معرفة الائمة، ابی الحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح الاربلی، تبریز: مکتبة بنی هاشم، 1381 ق، 3 جلد، وزیری.
40. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1352 ش، وزیری.
41. لسان العرب، جمال الدین محمد بن مکرم ابن منظور، قم: ادب الحوزة، 1405 ق، 14 جلد، وزیری.
42. مجله «هنر دینی»، ش 10، زمستان 1380 ش.
43. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، امین الدین ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی الطوسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1379 ق، 10 جلد، وزیری.
44. مستدرک الوسائل، حاج میرزا حسین نوری طبرسی، قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، 1407 ق، 18 جلد، وزیری.
45. معجم مقاییس اللغة، ابی الحسن احمد بن فارس بن زکریا، قاهره: دار احیاء الکتب العربیة، 1371 ق، 6 جلد، وزیری.
46. معراج السعادة، ملا احمد نراقی، تهران: رشیدی، اول، مهر 1362 ش، وزیری.
47. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ترجمه الهی قمشه ای، قم: رجاء، اول، 1369 ش، وزیری.
48. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338 ش، 2 جلد در یک مجلد، وزیری.
49. من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن الحسین الصدوق، نجف: دار الکتب الاسلامیة، 1377 ق، 4 جلد، وزیری.
50. ناسخ التواریخ، موسی بن جعفر (علیه السلام)، عباسقلی خان سپهر، تهران: کتابفروشی اسلامیه، مرداد 1353 ش، وزیری.
51. ودیعه آل محمد، محمد صادق انصاری زنجانی، قم: مؤلف، 1413 ق، وزیری.
------------------------------
پی نوشتها:
1 . سوره تحریم: 66، آیه 11 و 12.
2 . سفینة البحار، ج 7، ص 359 و در بحارالانوار، ج، 57، ص 217، ح 47، با اندکی تفاوت.
3 . مجله «هنر دینی»، ص 108، شعر از نیکو همّت.
4 . سوره آل عمران: 3، آیه 37.
5 . بحارالانوار، ج، 8، ص 178، ح 133، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).
6 . تفسیر القمی، ج 1، ص 227، از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).
7 . ر. ک: تحف العقول، ص 404.
8 . سوره آل عمران: 3، آیه 35 و 36.
9 . ر. ک: بحارالانوار، ج 14، ص 199.
10 . تفسیر القمی، ج 2، ص 215.
11 . فرهنگ بزرگ جامع نوین.
12 . سوره آل عمران: 3، آیه 37.
13 . منتهی الآمال، ص 779، با اندکی تغییر.
14 . حضرت معصومه فاطمه دوم، ص 131 و 132.
15 . همان، ص 860.
16 . همان، ص 861.
17 . تواریخ النبی و الآل، ص 65.
18 . منتهی الآمال، ص 843.
19 . انوارالمشعشعین، ج 2، ص 285.
20 . سوره حجرات: 49، آیه 7.
21 . انوارالمشعشعین، ج 1، ص 494.

Share