ضیاءالصالحین ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی(پرتو چهارم: مقام عصمت) (4) | ضیاءالصالحین

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی(پرتو چهارم: مقام عصمت) (4)

مهدى رضوانى ‏پور
حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

پرتو چهارم: مقام عصمت و طهارت
زن مظهر جمال الهی:

به طور کلى، وجود زن، این مظهر جمال الهى، زیبنده ترین نقش هستى و جلوه حسناى رحیمى است که به بیان روایى:
«اَکْثرُ الخَیرِ فِى النِّسَاءِ»(46)
خیر کثیر و موهبت عظیم براى جامعه انسانى به شمار مى  رود و اوست که در پرتو ایمان و طهارت خویش مى  تواند زمینه تعالى و عروج خود و دیگران را از حضیض اسفل سافلین و عروج به فراز اعلا علیین فراهم نماید؛ چرا که رشد و تعالى و دریافت حقایق و لطایف الهى و دست یابى به مخزن الاسرار معارف رحمانى به بیان:
«لاَ یَمَسُّه اِلاَّ الْمُطَهَّرُون»(47)
جز براى طهارت پیشگان میسور نبوده، ورود به جنت نعیم ربوبى جز براى پاکان ممکن نمى  باشد؛
زیرا که:
«خَلَقَ اللَّه الجَنّةَ طَاهِرةً مطهرةً؛(48)
خداوند بهشت را پاک و پاکیزه آفرید.»
خلقت زن و مرد:
اگر چه اصل و ذات زن و مرد به تصریح قرآن به یک حقیقت واحد بازگشت مى کند:
«الَّذِى خَلقکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خلَقَ منها زَوْجَها؛(49) خدایى که شما را از نفس واحد آفرید و همسرش را از او خلق کرد.»
و لکن تفاوت وجودى آن دو در این کلام دقیق و حکمت آمیز امیرمؤمنان (علیه السلام) بیان گردیده است که :
«عُقُولُ النِّساءِ فِى جَمَالِهنَّ و جمال الرجال فى عقُولِهم؛(50) عقل زنان در جمال آنان و زیبایى مردان در عقل آنان است»؛
یعنى زن و مرد تکامل بخش وجود یکدیگر در مسیر پر فراز و نشیب زندگى هستند؛ چه اینکه زن تجلّى جمال الهى است که نیروى عاطفه و احساسش بر قوه عقل و منطق او غلبه دارد و مرد مظهر جلال الهى است که نیروى عقل و منطقش بر احساسات و عواطف او غالب مى  باشد.
حراست از زن:
و درست به همین علت است که به دلالت قرآنى:به سبب مردان، زنان حیات مى یابند»،
حیات و زندگانى طیّب و معنوى زنان به واسطه مردان حاصل گردیده، و وظیفه حراست و مراقبت از زن و حفظ گوهر گرانبهاى طهارت او از آتش وساوس شیطانى و از گزند نامحرمان زشت سیرت حیوانى بر عهده مرد نهاده شده است:
«یَا اَیُّهَا الذَّینَ ءَامنوُا قوُا اَنْفسَکم و اَهْلِیکُم نَاراً وَ قوُدُهَا النَّاسُ و الْحِجَارَةُ؛(53) اى کسانى که ایمان آورده اید، خودتان و اهلتان را از آتشى که هیزمش مردم و سنگها هستند، نگه دارى کنید.»
وجود زن بسان چشمه سار طهورى است که مایه زدودن آلایشها و تیرگیها از کانون خانواده و جامعه مى باشد؛ اما خود او نیز چون آب، همواره به پالایش و تصفیه ضمیر در مأواى مشحون از محبت و صداقت مرد مؤمن نیاز دارد، و یا به بیان گهربار امیرمؤمنان، على (علیه السلام) که فرمود:
«فَاِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحانةٌ و لَیْسَتْ بِقَهْرِمَانَة؛(54)
همانا زن گل بهارى است، نه پهلوان [سخت کوش]»، حقیقت وجود زن چون گل خوشبویى است که رایحه دلنواز بهشتى را براى همسر و خانواده خود به ارمغان مى آورد؛ اما چنانچه دست نامحرم به آن برسد، پژمرده گشته، لطافت و زیبایى سیرتش را از دست مى دهد.
بهترین برای زن:
از این رو، صدیقه طاهره، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در پاسخ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که از او پرسید: چه چیزى براى زن بهتر است؟ اظهار نمود:
«اَنْ لا ترَى رجلاً ولا یَراها رجلٌ؛(55)
[بهترین چیز براى زن این است] که مردى را نبیند و مردى هم او را نبیند.» و همچنین در جواب این سؤال حضرت که فرمود: زن در چه حالتى به خدا نزدیک تر است؟ عرضه داشت:
«اَدْنَى ما تکونُ مِنْ ربّها اَنْ تَلزمَ قعرَ بَیْتِها؛(56) هنگامى که زن در خانه بماند [و به امور خانه و عبادت بپردازد] از همه حالات به  پروردگارش نزدیک تر است.»
طهارت و همچنین عصمت به معناى عام(57) که جز بازداشتن نفس و نگه دارى آن از آلودگى غفلت و گناه نیست، در مورد زن پاک سرشتى چون مریم عذرا (سلام الله علیها) تنها تحت تکفل و صیانت بنده خالص خدا، حضرت زکریا (علیه السلام) و در حریم سرشار از ایمان اوست که جلوه مى نماید و مروارید وجودش به نهایت جلا و صفاى بهشتى نایل مى شود و آن گاه شایسته این خطاب ملکوتى مى گردد که:
«یَا مریمُ اِنَّ اللَّه اصطفاکِ و طهّرکِ؛(58) اى مریم! همانا خداوند تو را برگزید و پاک نمود.»
عصمت مریم علیهاالسلام:
طهارت و عصمت حضرت مریم (سلام الله علیها) حتى در آیین مسیحیت نیز از عقاید اساسى به شمار مى رود؛ به طورى که گفته مى شود:
«در سال 1854 میلادى، پاپ پیس نهم قاعده اى وضع کرد و مسأله عصمت و طهارت مریم عذرا (سلام الله علیها) را طرح نمود و آن را یکى از اصول دین مسیحیت اعلام داشت.»(59)
دختر عمران به همراه فرزندش عیساى مسیح (علیه السلام) به جهت همین حفظ گوهر طهارت و پاکى ضمیرشان مى باشد که آیت و نشانه حق قرار گفته و در جایگاه رفیع بهشتى مأوا گزیده و از چشمه سار نعمات الهى بهره مند گشته  اند:
«و جَعَلْنَا ابْنَ مریمَ و امَّهُ ءَایةً اوَیْناهُما الى رَبوةٍ و ذاتِ قرارٍ و مَعینٍ؛(60)
و پسر مریم و مادرش را آیتى گردانیدیم و آن دو را در مکانى رفیعِ صاحب آرامش و آب جارى جاى دادیم.» و بدین وسیله، حجت بر سایر زنان عالم تمام گردیده و جاى هیچ گونه عذر و بهانه اى براى زنان عالم باقى نمانده است؛
چنان که امام صادق (علیه السلام) مى  فرماید:
«زن زیبایى را که به خاطر زیبایى  اش به فتنه دچار شده است، روز قیامت مى  آورند. آن زن مى گوید: اى پروردگار من! خلقتم را نیکو نمودى و همین باعث شد با این مشکلات مواجه شدم. در این هنگام، مریم آورده مى شود و از آن زن پرسیده مى شود: تو زیباترى یا این زن؟ ما او را زیبا گردانیدیم، ولى او به فتنه دچار نگشت. »(61)
کریمه اهل بیت
فاطمه دختر امام موسى بن جعفر (علیهما السلام) نیز از جمله بانوان نادرى است که بادیه پیماى وادى عصمت و طهارت و تالى تلو معصوم بوده است. وى به جهت
1- صفاى ضمیر و عفاف و طهارت مادرش، نجمه خاتون(62)
2-و به واسطه برخوردارى از تعالیم هدایت بخش دین و قرآن در حریم امن پدرش، امام کاظم (علیه السلام)
3-و سپس در مأمن ایمانى برادرش، امام رضا (علیه السلام)
4-و به سبب بهره مندى از طاعت و بندگى خالصانه به درگاه رب العالمین به آن درجه از کمال معنوى و صفاى باطنى رسید که از آلایش به تیرگى گناه و معصیت پاک ماند و توسط برادر بزرگوارش، على بن موسى الرضا (علیهما السلام) ملقب به صفت «معصومه» گردید، آنجا که فرمود:
«مَنْ زارَ المَعصومةَ بِقم کَمنْ زارَنِى (63)؛
کسى که [فاطمه] معصومه را در قم زیارت کند، مثل آن است که مرا زیارت کرده است.»
5-همچنین در فرازى از زیارت نامه دوم کریمه اهل بیت (سلام الله علیها) او را به این اوصاف متعالى مورد خطاب قرار مى دهیم که:
«السلامُ عَلیکِ اَیَّتُها الطاهرةُ الحمیدةُ البرّةُ الرشیدةُ النَّقیَّةُ التقیةُ؛(64)سلام بر تو اى بانوى پاک و ستایش شده، نیکو کردار و هدایت شده و پرهیزگار و وارسته.»
هاتف اصفهانى نیز در مدح طهارت و عصمت آن زهره آسمان ولا چنین سروده است:
دخترى کش دایه دوران نیابد همسرى              دخترى کش مادر گیتى نزاید خواهرى
بنت شاه اولیا موسى بن جعفر فاطمه             کش بود روح القدس بیرون درگه چاکرى
ماه بطحا زهره یثرب چراغ قم که دوخت            دست حق بر دامن پاکش ز عصمت چادرى(65)
هر دو بانو هرگز ازدواج نکردند:
حضرت کریمه ازدواج نکرد:

در ضمن ناگفته نماند که از دیگر خصایص و ویژگیهاى مشترک حضرت مریم (سلام الله علیها) و فاطمه معصومه (سلام الله علیها) صفت باکره بودن آنهاست؛ چنان که به شهادت تاریخ حضرت معصومه (سلام الله علیها) دوشیزه  اى است که هرگز ازدواج نکرد؛
چرا که نه تنها براى او بلکه براى هیچ کدام از دختران امام کاظم (علیه السلام) همسرى هم شأن و شوهرى هم کفو پیدا نمى شده است،
به گفته محدث قمى: «چنین رسیده که رضائیه دختران خود را به شوهر نمى  دادند؛ زیرا کسى را که همسر و هم کفو ایشان بود، نمى  یافتند و حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام) را بیست و یک دختر بوده است و هیچ یک شوهر نکرده  اند. این مطلب در میان دختران ایشان عادت شده و محمد بن على الرضا (علیهما السلام) به شهر مدینه ده دیه وقف کرده است بر دختران و خواهران خود که شوهر نکرده  اند و از ارتفاعات آن دیه  ها نصیب و قسط رضائیه که به قم ساکن بوده  اند از مدینه جهت ایشان مى  آوردند.»(66)
در میان دختران رضائیه، دوشیزه آل طه، معصومه اهل بیت (سلام الله علیها) فروغ جهان گستر جمال رحیمى و جلوه گر قدرت لایزال الهى است که به بیان امام خمینى (سلام الله علیها) زیور دوشیزگان عالم مى باشد:
این است آن نور کز تجلّى قدرت            داد به دوشیزگان هستى زیور(67)
مریم علیهاالسلام ازدواج نکرد:
و درباره مریم عذرا (سلام الله علیها) در لسان روایات اسلامى، تعبیر:
«اَلْبِکرُ الْبَتُولُ الِّتى لَمْ یَمَسَّها بَشرٌ؛(68) بکر بریده از شوهر که بشرى او را مس نکرده»
به کار رفته؛ چنان که در آیین مسیحیت هم با چنین تعبیرى نسبت به آن بانو رو به رو مى شویم:
«در شوراى قسطنطنیه، سال 553 میلادى، عنوان «همیشه باکره» از جمله اوصاف مریم (سلام الله علیها) به شمار آمد و گفته شد او باکره است، قبل از تولد، در حال تولد و بعد از تولد.»(69) و در انجیل متا نیز آن بانوى بهشتى «باکره» نامیده شده است.(70)

---------------------------------------
پی نوشتها:
 46 . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 385، ح 4352.
47 . سوره واقعه: 56، آیه 79: «مس نمى کنند آن [کتاب مکنون] را مگر پاک شدگان«.
48 . المحاسن، ج 1، ص 139، ح 29، از امام صادق (علیه السلام).
49 . سوره نساء: 4، آیه 1.
50 . بحارالانوار، ج 103، ص 224.
51 . سوره نساء: 4، آیه 34.
52 . بحارالانوار، ج 103، ص 240، ح 1.
53 . سوره تحریم: 66، آیه 6.
54 . نهج البلاغة، نامه 31.
55 . بحارالانوار، ج 43، ص 84.
56 . همان، ص 92.
57 . نه به معناى اصطلاحى آن که درباره حضرات معصومین (علیه السلام) به کار مى رود.
58 . سوره آل عمران: 3، آیه 42.
59 . جهان مسیحیت، ص 120.
60 . سوره مؤمنون: 23، آیه 50.
61 . بحارالانوار، ج 14، ص 192، ح 1.
62 . چنان که حمیده، مادر امام کاظم (علیه السلام)، درباره تکتم (نجمه) به آن حضرت گفته بود: هر نسلى که از او به وجود آید پاکیزه و مطهر خواهد بود (ر. ک: پرتو اوّل، از همین مقاله(.
63 . ناسخ التواریخ، ج 7، ص 337.
64 . انوارالمشعشعین، ج 2، ص 285.
65 . دیوان هاتف اصفهانى، قصیده 8.
66 . منتهى الآمال، ص 845.
67 . دیوان امام، ص 254.
68 . تحف العقول، ص 404، از امام کاظم (علیه السلام).
69 . جهان مسیحیت، ص 33.
70 . انجیل متا، ب 1، آیه 23.

Share