ضیاءالصالحین ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی (پرتو نهم:شرافت محل دفن) (9) | ضیاءالصالحین

ده پرتو از مشترکات دو بانوی بهشتی (پرتو نهم:شرافت محل دفن) (9)

مهدى رضوانى ‏پور
حرم حضرت فاطمه معصومه (س)

پرتو نهم: شرافت و قداست محل دفن
برخی از اماکن دارای تقدّس و شرافت خاصی هستند که مهم ترین عامل تشرف آنها، عامل انسانی، یعنی حضور بندگان خالص خدای رحمان همچون انبیا واولیا و صلحا می باشد؛ چنان که در ابتدای سوره تین، خداوند متعال چهار قسم را ذکر نموده که هر کدام بیانگر مکانی خاص مربوط به یکی از پیامبران الهی می باشد:
«وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ وَ هذَا الْبَلَدِ الاَمین؛(118) قسم به انجیر و زیتون و سوگند به طور سینین و قسم به این شهر امن  (مکه).»
در تفسیر این آیات گفته  اند: «این اقسام مذکور، مشعر است بر شرف این بقاع مبارکه و آنچه ظاهر شده از آنها از خیر و برکت به سبب سکنای پیغمبران و علما در آن؛ زیرا منبت تین و زیتون، مهاجر حضرت ابراهیم (علیه السلام) و مولد حضرت عیسی (علیه السلام) و منشأ او، و طور محل مناجات حضرت موسی (علیه السلام) و مکه موضع خانه و مطاف عالمیان و مولد حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مبعث آن سرور است. »(119)
شرافت بیت المقدس:
همچنین بیت المقدس از جمله مکانهایی است که دارای قداست و شرافت ویژه ای می باشد؛ چرا که مهبط وحی و محل نزول ملائکة الله بوده و سالهای زیادی حضور پیامبران و اولیای بزرگی همچون داود پیامبر (علیه السلام)، سلیمان نبی (علیه السلام) و عیسای مسیح (علیه السلام) را درک نموده و جایگاهی است که مریم عذرا (سلام الله علیها) تحت صیانت ولایی و تعلیم و تربیت معنوی حضرت زکریا (علیه السلام) به عبادت پروردگار و تهذیب و تطهیر ضمیر خویش مشغول بوده، مراتب رشد و تعالی روحی را طی کرده و در نهایت نیز مدفن متبرکی برای آن سرور و سیده زنان عالم گردیده است. در شرافت و عظمت این مکان مقدس همین بس که معراج پر راز و رمز رسول ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) از آنجا صورت پذیرفته است:
«سُبْحانَ الّذِی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ المَسْجدِ الْحَرَامِ اِلَی الْمَسْجِدِ الاَقْصَا الَّذِی بَارَکْنَا حَولَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ اَیَاتنَا؛(120)
پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را پر برکت ساختیم، برد تا آیات خود را به او نشان دهیم.»
نظر علامه طباطبایی ره:به فرموده علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، مراد از مسجد الاقصی به قرینه جمله
«اَلَّذِی بَارَکْنَا حَولَه؛
جایگاهی که اطرافش را مبارک نمودیم»، بیت المقدس است.(121) و از ام هانی، دختر ابوطالب که معراج رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از خانه او آغاز گردید، روایت شده که فرمود:
«اِنَّ الْحَرَمَ کُلَّه مَسْجِدٌ وَ الْمَسجدُ الاَقْصَی
هُوَ بَیْتُ الْمُقَدَّسِ
و هو مَسْجِدُ سُلَیْمانَ بْنَ دَاوُدِ
؛(122)
همانا حرم کلّش مسجد است و مسجد الاقصی همان بیت المقدس است که مسجد سلیمان فرزند داود (علیه السلام) می  باشد.»
شرافت مدفن کریمه:
شهر قم و مدفن حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) نیز در روایات متعددی مورد ستایش قرار گرفته، و دارای شرافت و تقدس شمرده شده است؛ قداستی که قبل از حضور صفیه آل طه (سلام الله علیها) به جهت حضور شیعیان دلباخته اهل بیت (علیه السلام) و بندگان عارف و خالص خدای رحمان به وجود آمده است؛
چنان که در روایتی، امام کاظم (علیه السلام) قم را جایگاه آل پیامبر و پناهگاه پیروان آنها معرفی می  نماید:
«قُم عُشُّ آلِ مُحمدٍ و مَأْوَی شِیعَتِهِمْ؛(123)  قم آشیانه خاندان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و پناهگاه شیعیان آنهاست.»
و در روایت دیگری، امام صادق (علیه السلام) خاک قم را دارای ارزش و اعتبار والا می  داند که جز به خاطر حضور ارادتمندان ائمه (علیه السلام) نمی  باشد:
«تُرْبَةُ قُم مُقَدَّسةٌ و اهلُها مِنَّا وَ نَحنُ مِنْهُمْ لا یُریدُهُمْ جَبّارٌ بِسُوءٍ اِلاَّ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُه؛(124)
خاک قم مقدس است و اهل آن از ما هستند و ما از آنهاییم. هیچ جبّار و سرکشی اراده بدی به آنها نمی کند، مگر آنکه به زودی به کیفر خود می رسد.»
و امام هادی (علیه السلام) در بیان وجه تسمیه قم، آن را بخشی از سرزمین بیت المقدس به حساب آورده، م ی فرماید:
«انَّمَا سُمِّی قُمْ بِه لانَّه لَمّا وصلت السفینةُ الیه فی طوفان نوح (علیه السلام) قامت، و هو قِطعَةٌ مِنْ بَیْتِ المقدس؛(125)
همانا قم به این اسم نامیده شد، زیرا زمانی که کشتی در طوفان نوح (علیه السلام) به آن رسید، قیام کرد و آن قطعه ای از بیت المقدس می  باشد.»
این شرافت و قداست ارض قم با حضور شفیعه روز جزا، حضرت معصومه (سلام الله علیها) جلا و صفایی دیگر یافته؛ زیرا که چون صدف، مروارید گرانبهای بهشتی را در خود جای داده است:
زمین قم به مثل صدف بود آری            وجود معصومه گوهر است اینجا(126)
اشعار امام:
امام خمینی - قدّس سرّه - نیز در مدح و تنظیر آن حضرت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چنین سروده:
آن یک خاک مدینه کرده مزین                  صفحه قم را نموده این یک انور
خاک قم این کرده از شرافت جنت             آب مدینه نموده آن یک کوثر
عرصه قم غیرت بهشت برین است           بلکه بهشتش یساولی است برابر
زیبد اگر خاک قم به عرش کند فخر            شاید گر لوح را بیابد همسر
خاکی عجب خاک آبروی خلایق                ملجأ بر مسلم و پناه به کافر(127)
دری از درهای بهشت:
حرم مطهر کریمه اهل بیت (سلام الله علیهم) بسان کهربایی قوی است که شیفتگان ولایت را از گوشه و کنار دنیا به سوی هاله نورانی خویش جذب می کند و چون پروانگان عاشق به طواف شمع وجود خویش وا می دارد و دری از درهای بهشت جاودان را به سوی آنها می  گشاید که
«اِنَّ للجَنَّةِ ثمانیةَ اَبْوَابٍ و لاَهلِ قُمّ وَاحِدٌ مِنْهَا، فَطُوبَی لَهُمْ، ثُمَّ طُوبَی لَهُمْ، ثُمَّ طُوبَی لَهُمْ؛(128)
به درستی که برای بهشت هشت در است و یکی از آنها برای اهل قم می  باشد. پس خوشا به حال آنها، و خوشا به حال آنها، و خوشا به حال آنها.»
به همین جهت است که امام جواد (علیه السلام) فرموده  اند:
«مَنْ زَارُ قَبْرَ عَمَّتِی بِقُمِّ فَلَهُ الجَنَّه؛(129)
کسی که قبر عمّه  ام را در قم زیارت کند، بهشت برای اوست.» و معلوم است که هر زیارتی چنین ثمره  ای نمی  تواند داشته باشد و تنها زیارتی بهشت نعیم را نتیجه می بخشد که با شناخت و معرفت نسبت به آن حضرت توأم باشد:
«من زارها عارفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الجَنَّة؛(130)
کسی که او را با معرفت به حقش زیارت کند، بهشت برای اوست»؛ شناختی که مدارج والای طهارت، معرفت، تقوا، عبادت، صداقت و نورانیت آن خاتون را در صحیفه قلب زائر ترسیم نماید و اسوه  ای مناسب را برای زندگانی روحانی به تصویر کشد.

---------------------
پی نوشتها:
118 . سوره تین: 95، آیات 1 تا 3.
119 . تفسیر اثنی عشری، ج 14، ص 271.
120 . سوره اسراء: 17، آیه 1.
121 . المیزان، ج 13، ص 4.
122 . تفسیر البیان، ج 6، ص 444.
123 . بحارالانوار، ج 57، ص 214، ح 31.
124 . همان، ص 218، ح 49.
125 . همان، ج 60 ص 213، ح 24.
126 . زندگانی حضرت معصومه و تاریخ قم، مهدی صحفی، ص 99، شعر از حیدر معجزه.
127 . دیوان امام، قصیده نورین نیّرین، ص 256.
128 . بحارالانوار، ج 57، ص 215، ح 33، از امام رضا (علیه السلام).
129 . همان، ج 102، ص 265، ح 3.
130 . همان،ص 226، ح 4.

Share