ضیاءالصالحین پژواک هستی | ضیاءالصالحین

پژواک هستی

انجمن‌ها: 

عالم بر مثال کوه است.
هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان شنوی.
و اگر گمان بری که من خوب گفتم کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ زاغ آید،
یا از بانگ آدمی، بانگ خر.
پس یقین دان که بانگ خر کرده باشی.
"فیه ما فیه"
؛
دشمنِ طاووس آمد پرّ او
ای بسی شه را بکشته فرّ او
گفت من آن آهوَم کز نافِ من
ریخت این صیاد خونِ صافِ من
ای من آن روباهِ صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
ای من آن پیلی که زخمِ پیلبان
ریخت خونم از برای استخوان
آنک کشتستم پی مادون من
می‌نداند که نخسپد خون من
بر منست امروز و فردا بر وِیَست
خون چون من کس چنین ضایع کیست
گر چه دیوار افکَنَد سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
"مثنوی معنوی"

Share