او را باور کن / سخن گفتن حضرت علی علیه السلام با پرندگان

انجمن‌ها: 

او را باور کن / سخن گفتن حضرت علی علیه السلام با پرندگان

عماربن یاسر گوید: من با امیرالمومنین (علیه السلام) در مسجد جامع کوفه بودم و کسی غیر از من نزد آن حضرت نبود.

شنیدم که امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمودند: او را باور کن، او را باور کن.

من به اطراف نگاه کردم و کسی را ندیدم، خیلی تعجب کردم.

حضرت به من فرمودند: ای عمار! مثل اینکه با خودت می گویی که من با چه کسی حرف می زنم؟

عرض کردم: بله، چنین است.

فرمودند: سرت را بلند کن.

سرم را بلند کردم و دو کبوتر را دیدم که با هم حرف می زدند.

فرمودند: ای عمار! می دانی که چه می گویند؟

عرض کردم : نه، یا امیرالمومنین!

فرمودند : کبوتر ماده به کبوتر نر می گوید که تو به غیر از من، دل بسته ای و از من دوری گزیده ای؟ و کبوتر نر سوگند خورده و می گوید که این چنین نیست. ماده گفت که من حرف تو را باور نمی کنم. نر به او گفت که سوگند به حق کسی که در این قبله است! من به غیر از تو به کس دیگری دل نبسته ام. عمار! من به کبوتر ماده گفتم: گفته های او را باور کن، گفته های او را باور کن.

عمار گوید، عرض کردم: ای امیرالمومنین! من کسی را غیر از سلیمان بن داود علیه السلام نمی شناسم که به زبان پرندگان آشنایی داشته باشد.

فرمودند : ای عمار! همانا سلیمان به حق ما اهل بیت از خداوند درخواست کرد که به زبان پرندگان آشنایی یافت...

 

منبع : بحارالانوار، ج 42، ص 56.

Share

ها علی بشر کیف بشر
ربه فیه تجلی و ظهر