28. جهاد، عزت بخش اسلام

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آن چه پیش رو دارید گزیده ای از سخنان حضرت آیت الله مصباح یزدی (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ 1389.06.31 ایراد فرموده اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

جهاد، عزت بخش اسلام

یادی از مجاهدان

... وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام؛[بحارالأنوار، ج 29 ص 223]

در ماه مبارک رمضان خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها را مطرح کردیم و به این عبارت رسیدیم که حضرت می فرمایند: وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام. شاید تقدیر الهی این بود که این جمله با هفته دفاع مقدس مصادف باشد تا یادی هم از شهدای گران قدری کنیم که ما به برکت خون آن ها از نعمت های مادی و معنوی الهی بهره مندیم. اگر نبود جهاد این مجاهدین، معلوم نبود ما الآن چه فکری و چه رفتاری داشتیم. پیش از انقلاب روند حرکت جامعه به سوی کفر بود و هر روز ضربه ای به پیکر اسلام وارد می شد. با اطمینان و روی حساب عرض می کنم که اگر حرکت حضرت امام رضوان الله علیه و فداکاری شهدا نبود امروز در این کشور جز اسمی از اسلام باقی نمانده بود. امروز ما امنیت، رفاه، نعمت های مادی، افتخارات جهانی و بالاتر از همه دین مان را مدیون انقلاب، شهدا و مدافعین اسلام هستیم. از خدای متعال عاجزانه و متواضعانه درخواست می کنیم که آن چه کرم او اقتضا می کند به این عزیزان مرحمت کند! چراکه ما از عهده شکر و قدردانی این نعمت ها به هیچ وجه برنمی آییم. چه قدر زشت است که عده ای با این که این همه برکت به وسیله انقلاب، شهدای انقلاب و شهدای جنگ تحمیلی نصیب ما شده است چشمشان را می بندند و ناسپاسانه همه چیز را انکار می کنند و زیر سؤال می برند! بنده گمان نمی کنم که برای ما کفران نعمتی از این بالاتر تصور شود. امیدواریم خدای متعال ما را از عقوبت این کفران نعمت ها حفظ کند.

اگر بخواهیم درباره جهاد بحث مستوفایی داشته باشیم این فرصت های چند جلسه ای کافی نیست. ما در گذشته در ضمن بحث های قرآنی بحثی در این زمینه مطرح کرده ایم که تحت عنوان «جنگ و جهاد در قرآن» چاپ شده است. آن چه در یک یا دو جلسه می خواهیم از مسائل مربوط به جهاد مطرح کنیم مطالبی است که در این عصر از طرف دشمنان اسلام القاء می شود و ذهن بعضی جوان ها را مشوب می کند. بنابراین بحث هایی که عرض می کنیم فهرست وار است.

برخی از نظرات درباره اصل جنگ

دسته ای از صاحب نظرانی که درباره جنگ بحث کرده اند معتقدند جنگ، قانون کلی هستی است ـ البته آن ها هستی را مساوی با عالم ماده می دانند ـ و می گویند: اصلاً یکی از قوانین کلی که بر عالم هستی حاکم است اصل تنازع است؛ مثلاً مکتب مارکسیسم اصل تضاد را یکی از اصول فلسفی حاکم بر جهان می داند. مشابه این، کسانی هستند که جنگ را یک قانون زیست شناسانه می دانند و می گویند: در عالمِ موجودات زنده قانونی کلی حاکم است و آن اصل تنازع است (گرایش داروینستی). بعضی از جامعه شناسان به پیروی از این گرایش، اصل تنازع داروینیستی را در جامعه شناسی به کار گرفتند و گفتند: قانونی جبری و کلی در کل جوامع بشری حاکم است و آن وجود جنگ و تنازع در بقاست تا اصلح و اکمل باقی بماند و دیگران حذف شوند.

در نقطه مقابل، گرایش دیگری است که می گوید: جنگ یک بیماری و امری غیرطبیعی است و به طور کلی باید ریشه کن شود. از قدیم الایام چنین گرایشی در هندوئیسم وجود داشته است. این ها معتقدند که به هیچ چیز نباید تعرض کرد و انسان ها هم باید از آن چه در عالم وجود دارد به قدر ضرورت استفاده کنند؛ حتی از گیاهان هم نباید زیاد استفاده کنند. کشتن حیوانات و به طریق اولی انسان را مطلقاً جایز نمی دانند. بنابراین همه کسانی که به نحوی دست به جنگ می زنند یک کار غیر اخلاقی و نادرستی انجام می دهند.

نظر دیگر که از اصول حقوق بشر شمرده شده این است که جنگ اصالتاً بسیار بد است مگر در موارد بسیار استثنایی؛ اینان چند قانون کلی برای حقوق بشر قائل اند که یکی از آن ها اصل حیات است. معتقدند که یکی از حقوقی که همه انسان ها در هر شرایطی حتی جنایت کارترین انسان ها از آن بهره مندند، حق حیات است؛ بنابراین باید از قوانین اعدام و مشابهاتش مطلقاً جلوگیری کرد. این افراد در زبان و روی کاغذ از این حرف ها زیاد می زنند؛ اما عملاً جنایتکارترین موجودات روی زمین اند که روی حیوانات وحشی را هم سفید کرده اند.

اسلام چه می گوید؟

در این میان اسلام و دین توحیدی چه می گوید؟ دین الهی، واقعیت های جامعه را در نظر می گیرد و براساس آن ها قوانین متناسبی وضع می فرماید که بتوانند مجموعاً سعادت بشر را تأمین کنند. اسلام این را که به هیچ موجود زنده ای نباید تعرض کرد قبول ندارد؛ حتی اگر استفاده از برخی حیوانات، بی جهت تحریم شود می گوید: «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُون ؛[سوره یونس، آیه 59] بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده یا بر خدا افترا مى بندید»؛ خدا این ها را برای استفاده شما خلق کرده است. از حیواناتی که گوشتشان حلال است استفاده کنید، البته به صورت معتدل و طبق ضوابط. حتی یکی از عبادات اسلامی قربانی کردن است.

این بینش در مقابل هر دو بینش افراطی و تفریطی فوق است. اسلام درباره جنگ هم واقع بینانه قضاوت می کند؛ چون خدا انسان را آفریده و می داند چه آفریده است و آفرینش او چه لوازمی دارد. می داند انسان ها در اثر تضادی که در خواسته هایشان وجود دارد کارشان به جنگ خواهد کشید. این که ما به صورت آرمانی و ایده آلی بگوییم باید جلوی هر گونه جنگ و دفاع را گرفت و همه این ها محکوم است با واقعیت زندگی انسان سازگار نیست و نتیجتاً به نفع ظالمین تمام خواهد شد. خودداری از جهاد و دفاع در برابر دشمن، زمینه را برای دشمن آماده می کند تا هر غلطی می خواهد انجام دهد و خدا این را اجازه نمی دهد. اسلام این را در نظر گرفته است که با وجود طبیعتی که در بشر هست خواه ناخواه کارش به نزاع و جنگ خواهد کشید و باید این امر را ضابطه مند کرد و برای آن مقرراتی وضع کرد. نقش اصلی شریعت همین است که با توجه به وجود زمینه انحراف در جامعه، مقرراتی وضع کند و سعی کند این مقررات اجرا شود تا جلوی انحرافات گرفته شود یا به حداقل برسد.

هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام

از جمله فسادهای جامعه انسانی این است که کسانی به بهانه عمل به احکام اسلامی مرتکب جنایاتی شدند که باعث بدنامی مسلمان ها شد. سلسله هایی از سلاطین کشورهای اسلامی به نام جهاد اسلامی مرتکب کارهای زشتی شدند که رواج اسلام در آن سرزمین ها را قرن ها به تأخیر انداخت و اسلام را در دنیا بدنام کرد. امروز هم امثال طالبان و القاعده در سراسر دنیا همان طور عمل می کنند و اسمش را اجرای احکام اسلام می گذارند. باید توجه داشته باشیم که حقیقت جهاد را آن گونه که در اسلام هست نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر اجرا کنیم؛ نه این که هواهای نفسانی را به پای اسلام بگذاریم.

اصل دفاع و امور لازم الدفاع

به طور کلی همه ما می دانیم که یکی از فروع و ضروریات دین ما جهاد است و در این مطلب هم هیچ بحثی نیست. آن چه مهم است این است که خود قرآن برای تشریع جهاد به حکمت هایی اشاره فرموده است که با توجه به این حکمت ها ما می توانیم هم بفهمیم که اصلاً جهاد برای چه تشریع شده است و هم حدود و لوازم آن را بشناسیم.

آن اصلی که می توان گفت هیچ انسان سلیم الفطره ای نمی تواند آن را انکار کند، اصل «دفاع» است؛ این اصل می گوید: اگر ما مورد حمله دشمن قرار گرفتیم صحیح نیست که آرام بنشینیم و در مقابل عوامل نابودکننده تسلیم شویم. هیچ فطرتی این را نمی پذیرد. خوب است در برابر کسانی که مدعی طرفداری از حقوق بشرند و با احکام جهاد اسلامی مخالف اند و می گویند: «چون اسلام احکام جهاد دارد خشونت طلب است!» بحث را از این جا شروع کنیم که هیچ انسان سلیم الفطره ای نمی تواند دفاع را تحریم کند و بگوید نباید دفاع کرد. اما سؤال این است که از چه چیزهایی باید دفاع کرد؟ آیا فقط اگر جان در خطر باشد باید از آن دفاع کنیم یا در برابر تجاوز به ناموس، فرزندان و سایر متعلقات هم باید دفاع کرد؟ در سطح جامعه، هر ملتی وظیفه دارد که از چه اموری دفاع کند؟ عملاً آن چه در بین همه مردم دنیا متعارف است دفاع از آب و خاک است. در هر فرهنگی قهرمانانی وجود دارند که مردم به وجودشان افتخار می کنند و این ها معمولاً کسانی هستند که از آب و خاک مردمشان دفاع کرده اند. پس غیر از دفاع از جان، دفاع از آب و خاک هم مورد قبول عقلاست. بسیاری از اقوام ـ شاید این هم استثناء نداشته باشد ـ عِرض و ناموس را هم لازم الدفاع می دانند، گرچه به جنگ و کشتار منتهی شود و اگر کسانی در این امور کوتاهی کنند آن ها را مردمی پست و زبون می دانند. در فرهنگ عقلای عالم هم چنین افرادی محکوم اند. البته همان طور که قبلاً هم عرض کردم برخی ممکن است در مقام حرف و روی کاغذ غیر از این بگویند؛ ولی عملاً همه این ها را می پذیرند.

جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک

آیا جهاد اسلام هم همین است؟ ما هیچ شکی نداریم که اگر دشمنان اسلام به مسلمین حمله کنند و بخواهند آن ها را نابود کنند یا اراضی شان را تصرف کنند دفاع در برابر آن ها تکلیفی واجب است. اما عرض ما این است که جهاد اسلامی بسیار شریف تر و ارزشمندتر از آن چیزی است که پیش عقلای عالم است. آن چیزی که پیش عقلای عالم است غریزه ای است که در حیوانات هم هست. بسیاری از حیوانات اگر به لانه شان حمله شود به شدت از آن دفاع می کنند. اگر کسی از خانه و لانه اش دفاع نکند از حیوان هم پست تر است. این هنری محسوب نمی شود. مسأله این است که جهاد اسلام، جهاد فی سبیل الله است. هدفی که برای جهاد در اسلام تعیین شده است خیلی بالاتر از این است که صرفاً برای حفظ جان و مال باشد.

اولین آیاتی که درباره جهاد نازل شد و مورد آن هم دفاع بود، آیاتی از سوره حج است که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ * أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ * الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ؛[سوره حج، آیات 38 – 40] خداوند از كسانى كه ایمان آورده اند دفاع مى كند؛ خداوند هیچ خیانتكار ناسپاسى را دوست ندارد. به كسانى كه جنگ بر آنان تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شد؛ چرا كه مورد ستم قرار گرفته اند و خدا بر یارى آن ها تواناست. آن هایی كه از شهر خود به ناحق رانده شدند، گناهی نداشتند جز این كه مى گفتند: پروردگار ما، خداى یكتاست؛ و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نكند، دیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسیار برده مى شود ویران مى گردد؛ و خداوند كسانى را كه او را یاری كنند یارى مى كند؛ خداوند قوى و شكست ناپذیر است.» قبل از این مسلمانان اجازه جنگ می خواستند؛ ولی آیه نازل شد که: «كُفُّوا أَیْدِیَكُم ؛[سوره نساء، آیه 77] فعلاً دست نگه دارید.» چون تعدادشان کم بود و ساز و برگ جنگی نداشتند؛ لذا اگر به جنگ اقدام می کردند در همان روز های اول تار و مار می شدند. این آیات برای اولین بار اجازه دفاع به مسلمین را داد. بعد در بیان حکمت آن نمی گوید: «اگر جهاد نکنید جان شما به خطر می افتد و آب و خاکتان در اختیار دیگران قرار می گیرد»؛ بلکه می فرماید: «اگر اجازه دفاع و جهاد ندهیم عبادتگاه ها از بین می رود.» البته این حکمت اصل جهاد در همه ادیان الهی بوده است؛ چون دفاع و جهاد مخصوص اسلام نیست. حکمت اصلی که در قرآن روی آن تکیه می شود این است که نام خدا در زمین زنده بماند و مردم با دیدن معابد و مساجد به یاد خدا بیافتند؛ چون یاد خدا تنها حقیقتی است که می تواند انسان را به سعادت برساند. بعد هم می فرماید: این کسانی که ما به آن ها اجازه دفاع و وعده نصرت دادیم کسانی اند که هدفشان این است که اگر در جنگ پیروز شوند اولین کاری که می کنند اقامه نماز و دادن زکات است؛ یعنی اجرای دین. اسم این جهاد هم جهاد فی سبیل الله است نه فی سبیل آب و خاک.

جان ها فدای اسلام

ما چه قدر از این فرهنگ عقب افتاده ایم که امروز برای دفاع از چنین حکمی به مطلبی متوسل می شویم که بین حیوانات مشترک است؛ یعنی دفاع از آب و خاک و وطن. حیوانات هم از وطنشان دفاع می کنند؛ این که هنری نیست. آن چه مهم است دفاع از ارزش ها و دفاع از دین است. همه چیز فدای دین! متأسفانه نفوذ فرهنگ غربی باعث شده است که ما برای مسأله ای با این عظمت آن قدر تنزل کنیم که جهاد را در حد غریزه ای حیوانی قرار دهیم!

حضرت زهرا سلام الله علیها در یک کلمه می فرمایند: وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام. ما خیلی هنر داشته باشیم می گوییم: جهاد برای عزت مسلمین است. اما حضرت می فرمایند: وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام؛ یعنی هدف اصلی، اسلام است. ما باید فدای اسلام شویم. اصلاً در مقابل اسلام چیزی قابل طرح نیست.
حاصل جواب ما از این سوال که «از چه اموری باید دفاع کرد؟» این است که در درجه اول باید از ارزش های الهی دفاع کرد و بعد دفاع از جان، مال، ناموس، آب و خاک، اموال و ... مطرح می شود. مهم ترین دفاع، دفاع از دین است که باعث سعادت همه انسان هاست. اگر دین نباشد انسان ها در حد حیوان و گاهی پست تر از حیوان خواهند شد. قرآن می گوید: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ؛[سوره انفال، آیه 55] نمی گوید: بدترین انسان ها کسانی اند که با خدا عناد دارند؛ بلکه می فرماید: این ها بدترین جنبندگان اند. اگر اسلام نباشد کار به این جا منتهی می شود. پس بالاترین دفاع، دفاع از آن چیزی است که سعادت همه انسان ها در گرو آن است؛ یعنی دفاع از اسلام. ارزش مسلمین هم به خاطر اسلامشان است؛ پس اصالت با اسلام است. متأسفانه این نکته ای است که در بسیاری از گفتارها و نوشتارها مورد غفلت واقع شده است.

وَفَّقَنا اللهُ وَ إیَّاکُم لمِا یحُِبُّ وَ یَرضی.

Share