ضیاءالصالحین نگاه ارزشی به حجاب دارای رنگ تیره در اجتماع | ضیاءالصالحین

نگاه ارزشی به حجاب دارای رنگ تیره در اجتماع

شبهه: بعضی با این عبارت كه «نگاه ارزشی به رنگ، موجب شده تا افراد كنترل های محسوس و غیر محسوسی را بر نوع پوشش خود از سوی اطرافیان و محیط های مختلف احساس كنند»[1] خواسته اند این گونه القای شبهه نمایند كه نگاه ارزشی از سوی افراد و محافل دینی به حجاب دارای رنگ تیره، مثل چادر مشكی باعث می شود افراد دیگری كه از حجاب های غیر مشكی استفاده می نمایند تحت فشار اجتماعی، روحی و روانی قرار  گیرند. آیا ادعای مذكور صحیح است؟

پاسخ: این كه هنجارها، ارزش ها، آداب و رسوم هر جامعه ای یك نوع فشار روحی و روانی بر افراد مخالف با آن هنجارها وارد می نماید، اجمالاً مورد قبول است؛ ولی این مطلب اختصاص به عدم استفاده از چادر مشكی ندارد؛ زیرا اگر یك زن محجبه نیز بخواهد با چادر مشكی وارد یكی از شهرهای كشورهای اروپایی ـ كه زنان آن جا معمولاً بی حجاب یا بدحجاب هستند و اساساً از چادر مشكی استفاده نمی كنند ـ وارد شود، یا مثلاً در داخل ایران، زن محجبه ای از یك شهر مذهبی با چادر مشكی وارد منطقه ای گردد كه غالباً بدحجاب هستند و یا از چادر كم تر استفاده می كنند، با فشارهای اجتماعی كه از ناحیه ی محیط بدحجاب بر او وارد می شود مواجهه است؛ بنابراین، وجود این گونه فشارهای اجتماعی نشأت گرفته از فرهنگ و آداب و رسوم جوامع، مختص زنان غیر محجبه نیست، بلكه امری عمومی است.

نكته مهم این است كه نوع پوشش در جامعه ی اسلامی باید معقول و مشروع و قابل دفاع عقلانی و شرعی باشد. هر فردی باید با توجه به ملاك یاد شده عمل نماید و نیز تسلیم فشارهای اجتماعی نامشروع نگردد و به تعبیر قرآن، در راه خدا و احكام الهی تلاش كند و از سرزنش دیگران نهراسد:

یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم.[2]

در روایتی از امام كاظم (ع) در درباره ی چشم و هم چشمی نكردن و دهن بین نبودن و تسلیم فشارهای اجتماعی نامشروع نشدن، چنین آمده است:

یا هشام: لو كان فی یدك جوزة و قال الناس فی یدك لؤلؤة ما كان ینفعك و انت تعلم انها جوزة و لو كان فی یدك لؤلؤة و قال الناس انها جوزة ما ضرّك و انت تعلم انها لؤلؤة؛[3] ای هشام اگر گردویی داشته باشی و همه بگویند لؤلؤ است سودت ندهد و تو خود می دانی كه گردوست و اگر لؤلؤی در دستت باشد و مردم بگویند گردوست، زیانت نرساند و تو خود می دانی كه لؤلؤ است.

-----------------------------------------
[1] اژدر شهابی، روزنامه ی آفتاب، 24 شهریور 1380، ص 6.
[2] سوره ی مائده (5)، آیه ی 54.
[3] ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص 45.

Share