روش ابتلا شکوفا کننده عبوديت

خداوند مهربان از سر لطف و رحمت پس از اينکه ما را در احسن تقويم آفريد، به اين دنياي پر از رنج و گرفتاري اسفل السافلين فرستاد تا در گيرودار حادثه ها و رنج ها و خوشي ها و فراز و فرودهاي آن به ربوبيت حق تعالي و عبوديت خود در آستان کبريايي اش پي ببريم، و در مسير عبوديت سير کنيم. به همين علت فرمود: «فَاخَذناهُم باِلبَأساءِ وَ الضَرّاءِ لَعلهُم يضَّرَّعون» (آنان را با رنج ها و گرفتاري ها روبرو کرديم تا تضرع کنند.)[1] تضرع به معناي اظهار ذلت با طلب حاجت است،[2] به عبارت ديگر آشکار نمودن عبوديت است.

همراه انبيا که براي هدايت و رشد مردم فرستاده مي شدند، همواره گرفتاري هايي به مردم مي رسيده، تا تضرع کنند و به ساحت قدس ربوبي روي آورند: «وَ ما اَرسَلنا فِي قَريةٍ مِن نَبِي الاّ اَخذنا اَهلَها بِالبَاساء وَ الضَّراءِ لعَلهم يتَضَرَّعون» (در هيچ سرزميني پيامبري نفرستاديم، مگر اينکه اهل آن را به ناکامي ها و گرفتاري ها مبتلا ساختيم، شايد تضرع و اظهار بندگي کنند.)[3]

بنابر ظهور ايات قرآن يکي از استدلال هاي خداوند بر ربوبيت خود و عبوديت خلق، گرفتاري ها ، گشايش ها، ضررها و نفع هايي است که از طرف او به بندگان مي رسد: «قُل اَتعبُدونَ مِن دونِ اللهِ ما لا يملِکُ لَکُم ضَرّا وَ لانَفعاً» (بگو اي پيامبر آيا غير از پروردگار يکتا کسي را مي پرستيد که زيان و سود شما در اختيار او نيست.)[4]

«اَفتَعبدونَ مِن دونِ اللهِ مالاينفَعکُم شَيئاً وَ لايضُرُّکم» (ايا غير خداي يکتا هر چيزي که به شما سودي نمي رساند و زياني ندارد، مي پرستيد.)[5]

«وَ يعبدون مِن دونِ اللهِ مالا يضُرُّکُم وَ لاينفَعُکُم» (غير از خداوند يکتا کسي را که ضرر و نفعي به شما نمي رساند، مي پرستند.)[6]

بلاها، گرفتاري ها، نعمت ها و نقمت ها براي عقل و شعور انسان ها اين حقيقت را معلوم مي کند که اختيار همه چيز به دست ديگري است و مالک و صاحب اختيار واقعي، اوست، که همه چيز را به اراده خود تغيير داده و مردم را در شرايط گوناگون و دگرگون قرار مي دهد. کسي که ثابت و تغيير ناپذير است اما همه تحولات به اراده اوست. پس خداوند، خلق را به نيکي ها و نعمت ها و ناخوشي ها و نقمت ها مبتلا مي کند تا به سوي او بازگردند و گوهر عبوديت را در خود کشف کنند و مورد بهره برداري قرار دهند: « وَ بَلوناهُم باِلحَسَنات وَ السَيئِاتِ لَعَلَّهُم يرجِعون» (آنان را با نيکي ها و تلخي ها مبتلا مي کنيم تا به سوي ما باز گردند.)[7]

البته دگرگوني اوضاع و احوال و خوشي ها و ناخوشي ها نيمي از دايره ابتلا و آزمون الهي است و نيم ديگر، تکاليفي است که در شريعت مشخص شده و فرد موظف است در اين تحولات به آن تکاليف عمل کند و تنها در اين صورت، از آزمون الهي، دست در دست توفيق، بيرون خواهد آمد.

علامه طباطبايي استدلال فرموده اند که امتحان بدون برنامه عملي صورت نمي گيرد و در ايه شريفه « و اذ ابتلي ابراهيم ربه بکلمات »[8] منظور از کلمات، اوامر تشريعي خداوند و تکاليفي است که حضرت ابراهيم (عليه السلام) بايد به آنها عمل مي کرد.[9]

«نوع انسان به صورتي است که هدايتش پايان نمي پذيرد مگر با سلسله اي از کارهاي اختياري که از اعتقادات نظري و عملي برمي ايد. و به ناچار بايد تحت قوانين درست يا نادرستي زندگي کند، هم از اين رو آفريننده انسان مجموعه اي از اوامر و نواهي و حوادثي شخصي واجتماعي براي او رقم زده است تا با برخورد اين دو، استعداد انسان شکوفا گردد و به خوشبختي يا بدبختي برسد و آنچه در نهان وجودش دارد، آشکار گردد . به اين جهت بر اين حوادث و تشريع، نام محنت و بلا و مانند اينها را نهاده اند.»[10] با اين شرح معلوم مي شود که « امتحان و ابتلا سنت الهي است که بر سنت هدايت عامه الهي مبتني و متکي است.»[11] يعني خداوند متعال براي هدايت بندگان، به سر منزل کمال که همان نهايت عبوديت است شرايط مختلفي در زندگي پيش مي آورد و براي هر کدام حکمي قرار داده تا بندگان را بيازمايد و آنان با تفکر در خويش و فهم اين معنا که بر سود و زيان خود تسلّطي ندارند،  به صاحب اختيار و مدبري فراتر از خود پي  برده و عبوديت خود را در يابند.

------------------------------------------------------

[1] سوره انعام آيه 24.

[2] کافي، ج 2 ،ص 257 .

[3] سوره اعراف آيه49.

[4] سوره مائده آيه 67.

[5] سوره انبياء آيه 66.

[6] سوره يونس آيه 81.

[7] سوره اعراف آيه 168.

[8] سوره بقره آيه 124.

[9] الميزان في تفسير القرآن، ج1، ص 268 .

[10] همان، ج4 ، ص 34 .

[11] همان ، ص 37 .

Share

قابل توجه کاربران عزیز! با اعلام وزارت ارتباطات هزینه های دانلود در کلیه سایتهای ضیاءالصالحین نیم بهاء محسوب می شوند.