حسین علیپور مرندی - معرفی استاد علیپور مرندی

حسین علیپور مرندی
حسین علیپور مرندی معروف به «استاد علیپور» یا « حسین آقا علیپور» (1334 ه.ش) مردی الهی، اهل علم، تقوا، معرفت و زهد و مروج معارف ناب اسلامی در میان مشتاقان

حسین علیپور مرندی - معرفی استاد علیپور :

حسین علیپور مرندی معروف به استاد علیپور یا « حسین آقا علیپور» (متولد 1334 هجری شمسی در شهر مرند) مردی الهی، اهل علم، تقوا، معرفت و زهد و مروج معارف ناب اسلامی در میان مشتاقان می باشند. ایشان از شاگردان ممتاز آیت الله سعادت پرور (شیخ علی آقا پهلوانی تهرانی) بودند که به تأسی از استاد خویش با همان شیوه تربیتی (معروف به شیوه علامه طباطبایی) به رشد و تربیت اسلامی جوانان در حوزه وسیعی از ایران (استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، قم، اصفهان، کرمان، زنجان، تهران، البرز، ...) مشغول می باشند.

حسین علیپور مرندی در خانواده ای مذهبی در شهر مرند در محله "جان آقا" چشم به جهان گشودند پدر ایشان،  مشهدی ابوالفضل علیپور، کاسبی مؤمن و بسیار مقید به کسب حلال در بازار شهر مرند بودند و زندگی حسین آقا علیپور بر سر سفره حلال چنین پدری متدین و باتقوا آغاز شد و در دوران نوجوانی از نفس قدسی عالم کامل و عارف واصل  آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی در مسجد مدرسه (قیام) مرند کسب فیض نمودند و با هدایت آن عالم عارف در ادامه تربیت نفس خویش، در اوایل دهه 50، در شهر مقدس قم خدمت آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) که از شاگردان عرفانی بسیار موفق علامه طباطبایی بودند، رسیده و تا زمان رحلت استاد سعادت پرور (حدود 30 سال) به طور ممتد و مستمر تحت تربیت ایشان قرار داشتند و یکی از کسانی هستند که آیت الله سعادت پرور، به ایشان، اجازه تربیت اخلاقی (استادی اخلاق) داده اند.

حسین علیپور مرندی

استاد حاج حسین علیپور مرندی فعالیت های خویش در ترویج معارف اسلامی را از اوایل جوانی (دهه 50) شروع کرده و همزمان با تحصیل در دبیرستان و دانشگاه (رشته ماشین آلات کشاورزی)، در فعالیت های مذهبی و انقلابی مسجد قیام مرند (تحت اشراف آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی) شرکت گسترده و بسیار فعالی داشتند و پس از استخدام در آموزش وپرورش و همزمان با شغل معلمی نیز با تشکیل جلسات معارف اسلامی در کتابخانه مسجد قیام و سایر مساجد شهر مرند و روستاهای اطراف آن نسبت به ترویج معارف قرآن و اهل بیت اقدام می نمودند.

همگام با قیام ملت مسلمان ایران به رهبری بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) علیه حکومت پهلوی، در شهر مرند نیز این قیام با محوریت آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی در مسجد مدرسه (که به مناسبت قیام اسلامی، بعد از انقلاب اسلامی به مسجد قیام تغییر نام داد) در حال فعالیت بود که یکی از فعالین جوان این حرکت انقلابی، حسین آقا علیپور بودند که با همکاری سایر شاگردان آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی، تظاهرات مردم مسلمان مرند علیه حکومت پهلوی را مدیریت می کردند و با تدابیر خود از نفوذ و تأثیر هرگونه جریان های التقاطی (مجاهدین خلق، فدائیان خلق، کمونیست ها، ...) در این تظاهرات جلوگیری می نمودند که در این مبارزات، یکی از دوستان نزدیکشان با نام میرعلی سیدزاده توسط عمال رژیم پهلوی به فیض شهادت نائل آمدند. 

بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز، با صلاحدید آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی، به عنوان اولین فرمانده سپاه مرند انتخاب شده و در شرایط بحرانی اولین ماه های پیروزی انقلاب، در آن مسئولیت خطیر به ادای وظیفه انقلابی، مشغول گشتند.

در اوایل دهه 60 ایشان برای تکمیل تحصیلات حوزوی و استفاده بیشتر از محضر علمای قم، راهی شهر مقدس قم شدند و سال ها در کنار شغل معلمی در مدارس آن شهر، به صورت بسیار فعالانه و بااراده و پشتکار بسیار بالا به تحصیل علوم حوزوی مشغول شدند.

در همین سال ها که مصادف با دفاع مقدس ملت مسلمان ایران در برابر حملات صدام جنایتکار به کشور اسلامی بود ایشان نیز برحسب وظیفه به صورت داوطلبانه در چندین مرحله در جبهه های حق علیه باطل به عنوان رزمنده حاضر شدند و چندین تن از صمیمی ترین یارانشان (از حلقه تربیتی آیت الله میرزاعلی اکبر آقا مرندی در مسجد قیام مرند) در جبهه های نور به مقام عظمای شهادت نائل آمدند که معلم شهید سید مرتضی زمانی ثانی، سردار شهید مهندس حسین شفیعی، سردار شهید میر حمید موسوی اقدس،... ازجمله آن ها می باشند.

ایشان بعد از چندین سال اقامت در شهر مقدس قم و تکمیل تحصیلات حوزوی و استفاده حضوری مستمر از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم بالأخص آیت الله سعادت پرور و آیت الله بهجت (ره) ، مجدداً به شهر مرند بازگشته و فعالیت های خویش در ترویج معارف اسلامی را در مسجد قیام، حوزه علمیه، واحد فرهنگی ستاد نماز جمعه، هیئت قرآن و زیارت عاشورا به صورت عمیق، ادامه دادند.

در اوایل دهه 80 با دعوت جمعی از علاقه مندان معارف اسلامی در شهر تبریز شروع به برگزاری جلسات در این شهر نمودند که این جلسات سخنرانی به صورت گسترده و مستمر در محافل حوزوی، دانشگاهی و همچنین مساجد تبریز با حضور گسترده مشتاقین معارف اهل بیت علیهم السلام ادامه دارد که مهم ترین این جلسات، جلسه ماهانه مسجد حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها (خیابان ورزش تبریز) می باشد که جمعه اول هر ماه قمری در ساعت 11 صبح در آن مسجد برگزار می شود.

استاد به صورت دوره ای و بر اساس دعوت مشتاقین به معارف ناب اسلامی به اقصی نقاط کشور (زنجان، تهران، قم، اصفهان، کرمان، کرج، ...) مسافرت نموده و با برگزاری جلسات سخنرانی نسبت به تبلیغ معارف الهی اقدام می کنند.

استاد علیپور مرندی در تربیت اسلامی طبق آموخته های عملی خویش از  آیت الله سعادت پرور (که ایشان نیز شاگرد مبرز و بسیار موفق علامه طباطبایی بودند) بر جامعیت در تربیت در زمینه های مختلف فردی، خانوادگی، اجتماعی (به صورت علمی و عملی) تأکیددارند و شاگردان خویش را به پیروی دقیق از ولایت فقیه که ادامه ولایت رسول اکرم و ائمه (علیهم السلام) بزرگوار می باشد فرامی خوانند و خود نیز به صورت پیوسته فرموده های رهبر فرزانه انقلاب، حضرت امام خامنه ای را پیگیری نموده و نسبت به شرح و توضیح این فرموده ها در جلسات سخنرانی اقدام می نمایند و یکی از دعاهای ثابت ایشان در انتهای جلسات، دعا برای سلامتی رهبر معظم انقلاب می باشد.

حاج حسین علیپور مرندی با بصیرت بسیار بالایی که در مسائل اجتماعی ـ سیاسی دارند وقوع فتنه سال 88 را ماه ها قبل، پیش بینی کرده و با تشکیل جلسات مستمر سخنرانی و تبیین جایگاه ولایت در نظام خلقت بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، نسبت به روشنگری در جامعه، بالأخص اقشار حوزوی و دانشگاهی، اقدام نمودند.

استاد حسین علیپور مرندی مصداق توکل بر خدا و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و شهدا، خشوع و خضوع در مقابل پروردگار، تواضع و شکسته نفسی در مقابل بندگان خدا، اظهار ضعف و عجز در مقابل علماء ربانی، سخت کوشی و اراده و پشتکار و خستگی ناپذیری در امر تحقیق و ترویج معارف دین، بصیرت و تیزبینی و ولایت مداری در مسائل سیاسی، تدبیر و تعقل و مدیریت و برنامه ریزی در مسائل اجتماعی، زهد و ساده زیستی و بی تفاوتی نسبت به تجملات دنیا، ادب و احترام و احساس مسئولیت در مقابل خانواده، خاکساری و خدمت در مقابل والدین، دلسوزی و ایثار و از خودگذشتگی نسبت به شاگردان می باشند.

مطالب مرتبط با استاد محترم حاج حسین علیپور مرندی :
دانلود نرم افزار شناخت فطرت (همان جزوه فطرت)

 حسین علیپور مرندی

به نقل از: «به سوی فطرت»

Share

دیدگاه‌ها

سلام دوست عزیز
تا حدودی با شما موافقم
البته نظر من اینه که اینجور افرادی که در مورد اهل علم بد حرف می زنند علتش اینه که خودشون به هیچی نرسیده اند و کارشون به انکار کشیده شد
یاد جمله امام به سیداحمد (رحمت الله علیهما) بخیر
امام فرمودند حتی مرتاض را نیز از نظر کرامات تکذیب نکنید که خودتان سلب توفیق میشید اینجور افراد قطعا هیچی درک نکردنده اند و حتما هم سلب توفیق شده اند

ایشان از اقای سعادت پرور اجازه نامه ندارند

در مباحثی که ایشان مطرح می کنند ... در مقدمات اخلاق و تربیت نیازی به اجازه نامه هیچ احدی نیست

خود خداوند سبحان و اهل بیت علیهم السلام امر به تبلیغ و تربیت فرموده اند

ایشان اهل ذکر و برنامه چله نشینی و ... دادن هم نیستند

 لذا برخی ها آنقدر جهل دارند که احساس می کنند باید برای تبلیغ دین هم اجازه نامه گرفت

کمی روشن بینانه و به دور از تعصبات جاهلانه اگه توجه بشه همه چی واضحه

با سلام
بنده هم مثل سایر دوستان تازه با معرفی برخی دوستان با وجود آقای علیپور و برنامه ای که میدن آشنا شدم و چون ایشونو نمیشناسم شروع کردم به سرچ که بهر اینجا اومدم اما پاسخهای مدیر که به جای پاسخ کامل و مفید به هوچی گری پرداختن بیشتر بنده زده شدم چون علاوه براینکه به شبهه پاسخ داده نشد با این طرز پاسخ دادن شبهه حجتیه برای بنده باقی موند راه استدلال و دلیل و برهان بهتر نیست؟
یا علی

علیکم السلام

ببینید، کمی منطقی تر و واقع بینانه به مسئله نگاه کنید...
شماها که طالبان (حالا به ظاهر هم که شده) مسائل معنوی و اخلاقی و... هستید؛ لحن گفتارتان، شبهاتی که بیشتر جنبه پرسشی ندارند و حالت تهاجمی دارند و... آیا با اخلاق و معنویت سازگاری دارد؟؟!!!
هوچی گری چیزی است که بنده بیشتر در کلام حضرات مشاهده کردم نه ادعایی که در مورد مدیریت سایت دارید... آقای علیپور با بنده چه نسبتی دارند که بنده بخوام روی شبهات وارده به قول شما سرپوش بزارم؟!! لذا دور از اخلاقه که چنین نگرشی را قضاوت می کنید...

و اما در مورد شبهه حجتیه ؛ ببینید خیلی ساده است حجتیه به چی قائله؟ عقاید حجتیه را یک بار مرور کنید کافیست که خودتان دو 2تا کنید به نتیجه مطلوب برسید... حجتیه قائله که گناه زیاد شود امام علیه السلام ظهور می کند...

کدام یک از اساتید اخلاق به چنین چیزی اعتقاد دارند؟! هیچ عالمی این عقیده باطل را نمی پذیرد، چرا؟ چون خودشان مبلغ اصلی دین هستند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، اگر قرار باشه که دست روی دست گذاشت تا ظهور تحقق پیدا کنه پس چرا داریم تبلیغ دین می کنیم... لذا این انگ به هیچکدام از اساتید اخلاق نمی چسبه و زننده این تهمت جز اینکه فردی بی اطلاع و جاهل قلمداد میشه و از معنویت و اخلاق به دور بوده هیچ نتیجه ای نمیشه ازش اخذ کرد...

البته شما برای تان سوال پیش اومده و دارید می پرسید و به جز اون مورد اولی که در مورد مدیر سایت قضاوت کرده اید که جای تعجب دارد... در بقیه موارد حق پرسش دارید، ولی اینکه ما سعی می کنیم همه را به خود این اساتید ارجاع بدیم بخاطر اینه که وظیفه ما پاسخگویی به این مباحث نیست و از باب انسانی و اخلاقی خواستیم که افراد کمی روشن بشند و اخلاق و معنویت اقتضاء می کنه که پرسش هر فردی را از خودشان و یا اساتیدی که با ایشان در ارتباط بوده اند بپرسید....

در مورد آقای علیپور مرندی شما بروید از اساتیدی چون؛ آیت الله فروغی، آیت الله تحریری، حاج آقای وطن خواه و... بپرسید (یعنی شاگردان آقای سعادت پرور) نه اینکه در فضای مجازی در جایی که حقیقت ممکنه لابه لای هجوم اندیشه های درست و باطل گم شود، دنبال چنین پرسشهایی و جوابهایی باشید...

هر استاد اخلاقی و هر مرجع تقلیدی هم ممکنه مخالفان و موافقان خودش را داشته باشه ... همانگونه که اصل این دین و تشیع مخالف و موافق دارد... لذا با خواندن اولین شبهه نمیشه به قطع و یقین اظهار نظر کرد...

طبق منطق قرآن باید از اهل ذکر و اهل طریق سوال کرد...

در مورد استاد علیپور و برخی اساتید اخلاق و حتی در طول تاریخ هم مشاهده شده مثلا مرحوم آقای قاضی قدس سره و یا خود حضرت امام خمینی رحمه الله همه و همه از این تهاجمات و از این نوع اتهامات به درو نبوده اند...

قطار راکد و ایستا را کسی سنگ نمی زند، مسلماً قطاری که در حرکت و جریان (سازی) باشد آنرا سنگ می زنند... 

این دین و این تفکر معنوی در طول تاریخ دشمنان بسیاری داشته و دارد : یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون...

و همواره این مهاجمان خود را مدافع سرسخت دین هم معرفی کرده اند... کمی بیاندیشیم...

موفق باشید

سلام ببخشید، حاج آقا علیپور استاد کامل هستند یا خیر.مثلا آقای تحریری استاد کامله،آیا ایشون هم همینطور؟

علیکم السلام
ببینید، کلمه «کامل» در حقیقت کلمه سنگینیه و از این حیث هیچ یک از اساتید بزرگوار را نمیشه «کامل» خواند...

ما در کنار احترامی که به بزرگان داریم از آنها نمی توانیم به «کامل» بودن یاد کنیم چون هیچ غیرمعصومی در راهنما و راهبری خود کامل نیست و همه شاگردان مرحوم سعادت پرور دارای خصیصه های خوب و منحصر به فردی هستند ولی اینکه بخواهیم از «کامل» بودن آنها صحبت کنیم حداقل غیر از خود اساتید کسی نمی تونه از آنها به کمال و جزء کملین بودن یاد کنه... (هیچ کسی غیر از معصوم علیه السلام کامل نیست و همه محتاج امامند)

موفق باشید

ایشون امسال هم تبریز جلسه دارن؟
میتونید کمک کنید نقص و عیب ظاهری رو چطور میشه درمان کرد؟ممنون
دعایی که سریع الاجابه باشه

ایشون امسال هم تبریز جلسه دارن؟
میتونید کمک کنید نقص و عیب ظاهری رو چطور میشه درمان کرد؟ممنون
دعایی که سریع الاجابه باشه

علیکم السلام
در مورد سوال اول بله تا آنجائیکه ما اطلاع داریم هنوز هم اولین جمعه ماههای قمری در تبریز جلسه دارند.
در مورد سوال دوم ایشون و سایر اساتید فکر نکنم بخوان دعای خاصی را غیر از تغییر در بینش و نوع نگاه و دستورات معرفتی بدهند...

موفق باشید

به من گفتن به ایشون مراجعه کنم برای حل مشکلم
چرا کار خدا که نشد نداره میخوام یه راهی جلو پام بذاره خدا
من حالم خیلی بده
هرکاری که بگید میکنم استغفار نماز اول وقت توکل به خدا توسل به ائمه
........
ولی ارامش ندارم همش دوس دارم بمیرم

همان استغفار، نماز اول وقت، توکل به خدا، توسل به ائمه علیهم السلام که خودتان اشاره کرده اید بهترین کار ممکنه ...

- استغفار دوای دردهاست
- نماز اول وقت همان ذکر الله که آرامش دهنده قلبهاست و جریان معنویات...
- توکل بر خدا دافع نگرانی ها و سکینة الله است...
- توسل به ائمه هدی علیهم السلام هم رهگشای و راهنمای نیل به مقاصد و مصالح و چنگ به حبل الله المتین است...

اما اگر کسی شما را به ایشان ارجاع داده ... حتماً یه سری مباحث حضوری بوده که مراجعه و مشاوره حضوری حتماً خالی از لطف نیست...

موفق باشید

ببخشید جلسات ایشون تو تبریز از ساعت چند تا چنده؟صبح یا عصر؟و اینکه کدوم مسجد ممنون

جلسات ایشان تا جائیکه ما اطلاع داریم :

اولین جمعه ماه های قمری، ساعت 10.30 قبل از ظهر

تبریز- خیابان راه آهن- خیابان خطیب- مسجد امام خمینی (ره)

سلام. ممنون از مطالب روشنگرانه سایت.

علیکم السلام
ممنون از حسن توجه حضرتعالی
موفق و موید باشید إن شاءالله

با سلام
استاد علیپور تحصیلات حوزوی را تا سطح چند ادامه دادند؟
با تشکر

علیکم السلام
بنده هم خیلی با ایشان مرتبط نبوده و الان هم مرتبط نیستم، ولی اگر چنانچه می بینید در برابر برخی شبهات و مسائل دون انسانی که برخی ها دامن می زنند، خود را مکلف دانسته و پاسخگو بوده ام؛ بدان معنی نیست که بنده با ایشان ارتباط نزدیک دارم و یا خیلی اطلاعات درباره تحصیلات و... این مرد متواضع و الهی دارم، چندین بار توفیق داشتیم از نزدیک با ایشان گفتگو و ملاقات کنیم و حقیقتاً هرکس اگر بخواهد بداند که چگونه فردی است لازم است که چند بار یا حداقل یک بار از نزدیک با ایشان بنشیند و گفتگو کنند...

اصل حرف ما در رابطه با اساتید اخلاق و یا واعظین معنوی مسلک عالم تشیع احترام و ادب در برابر این عزیزان است؛

و اما:

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: «خُذِ الْحِکْمَهَ مِمَّنْ أَتَاکَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال‏»؛[عیون الحکم و المواعظ، ص ۲۴۱]

در هر صورت شما نوشته اید که ایشان تحصیلات حوزوی را تکمیل کرده اند
باید مطالب خود را مستند کنید تا يَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ (42) انفال
من تازگیا شنیدم که ایشون اصلا تحصیلات حوزوی ندارند
لطفا روشنگری فرمایید تا ما نیز از حیرت درآییم

ببینید در هیچ بیوگرافی مدرک کسی را ضمیمه نمی کنند، کدام مرجع تقلید را شما دیده اید که در بیوگرافی اش مدارکش پیوست بشه و یا سندی ارائه بدن؟!!!

برای اینکه خیالتان راحت بشه به کلام اهل بیت علیهم السلام استناد می شود و از حرافی و شایعه پراکنی خناس هم به دور باشد:

1. قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: «خُذِ الْحِکْمَهَ مِمَّنْ أَتَاکَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال‏»؛[عیون الحکم و المواعظ، ص ۲۴۱] و یا اطلبوا العلم ولو بالصین ....
2. به فرض صحتف مگه شیخ رجبعلی (ره) مرجع تقلید بود؟! ولی با این حال مراجع هم پای مواعظ ایشان می نشستند و...
3. کربلایی کاظم ساروقی چطور؟
4. و....
5. به همون کلام مولا دوباره برگردید ... قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: «خُذِ الْحِکْمَهَ مِمَّنْ أَتَاکَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال‏»؛[عیون الحکم و المواعظ، ص ۲۴۱]

کسی که اسمشو رها معرفی میکنه کاملا مشخصه که نه تنها رها نیست بلکه اسیر است، اسیر نفسانیت و عناد، اسیر وسوسه و فساد
سوالی که از آن یاد میکند سوال نیست، بلکه ایجاد شبهه است و دم از رفع شبهه می زند
رفع شبهه زمانی مقدور است که جناب شما از شر ابلیس وجود خود خود را رها کنید و اسیر لجاجت وبغض و حقد نباشید
والسلام علی من اتبع الهدی

متاسفانه باید عرض کنم که ما هم بخاطر پیامی که بعداً (امروز) فرستاده بود به این نتیجه شما رسیدیم

یکی از حرفاش این بود در کلام این استاد بزرگوار اصلا حکمتی وجود ندارد، ما باید متاسف باشیم از این همه عنادورزی و بینش کور و بی بصیرتی برخی ها

ندیدن آفتاب دلیل بر عدمش نیست، به خود رجوع کن شاید دیده بیدار ندارید و لذا امام خمینی (ره) فرمودند که حتی مرتاض را نیز تکذیب نکنید سلب توفیق می شوید... این افراد البته در مورد سلب توفیق تحصیل حاصله چون وجود خالی از هرگونه کرامتی است لذا در انکار کرامت می مانند...

خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند إن شاءالله

در سوره زمر آیات :
32 - فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَى اللّهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْکافِرِینَ
33 - وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
34 - لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ

32 ـ چه کسى ستمکارتر است از آن کسى که بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را
هنگامى که به سراغ او آمده تکذیب کند؟! آیا در جهنم جایگاهى براى کافران نیست؟!
33 ـ اما کسى که سخن راست بیاورد و کسى که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگارانند.
34 ـ آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است; و این است جزاى نیکوکاران.

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند (حافظ)

گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست
از عشق برنگردد آن کس که دلشده‌ست

مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌کند
مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بده‌ست  (مولوی)

نظامی گنجوی در خمسه "خردنامه" داستان لطیفی را بیان کرده اند که خلاصه ای از آن درج می گردد:

انکار کردن هفتاد حکیم سخن هرمس را و هلاک شدن ایشان

.....
بهر مدتی فیلسوفان روم
فراهم شدندی ز هر مرز و بوم

بر آراستندی به فرهنگ و رای
سخن‌های دل پرور جان فزای

کسی را که حجت قوی‌تر شدی
به حجت بر آن سروران سرشدی

در آن داوری هرمس تیز مغز
بحق گفت اندیشه‌ای داشت نغز

ز هر کس که او حجتی بیش داشت
سخنهای او پرورش بیش داشت

ز بس گفتن راز روحانیان
بر او رشک بردند یونانیان

بهم جمع گشتند هفتاد تن
به انکار او ساختند انجمن

که هرچ او بگوید بدو نگرویم
سخن گر چه زیبا بود نشنویم

تغییر دهیمش به انکار خویش
به انکار نتوان سخن برد پیش

....

به حق گفتنش درنیارند هوش
بگیرند از انکار گوینده گوش

چو هرمس سخن گفتن آغاز کرد
در دانش ایزدی باز کرد

به هر نکته‌ای حجتی باز بست
که چون نور در دیده و دل نشست

ندید آن سخن را برایشان پسند
جز انکار کردن به بانگ بلند

دگر باره گنجینه نو گشاد
اساسی دگرگونه از نو نهاد

بیانی چنان روشن و دلپذیر
که در دل نه در سنگ شد جایگیر

دگر ره ندید آن سخن را شکوه
به انکار خود دیدشان هم گروه

سوم باره از رای مشکل گشای
نمود آنچه باشد حقیقت نمای

سخن‌های زیبندهٔ دلنواز
برایشان فرو خواند فصلی دراز

ز جنباندن بانگ چندان جرس
سری در سماعش نجنباند کس

چه گوینده عاجز شد از گفت خویش
زبان گشته حیران گلو گشته ریش

خبر داشت کز راه نابخردی
ستیزند با حجت ایزدی

چو در کس ز جنبش نشانی نیافت
بجنبید و روی از رقیبان بتافت

....

گروهیش کز حق گرفتند گوش
بمردند چون یافه کردند هوش

ز پوشیدن درس آموزگار
کفن بین که پوشیدشان روزگار

بیانی که باشد به حجت قوی
ز نافرخی باشد ار نشنوی

دری را که او تاج تارک بود
زدن بر زمین نامبارک بود

هنر نیست روی از هنر تافتن
شقایق دریدن خشن بافتن

خردمند را چون مدارا کنی
هنرهای خویش آشکارا کنی

 

والسلام

وصف رخساره خورشید زخفاش مپرس
که دراین آینه صاحب نظران حیرانند

من به شخصه با هیچ استاد اخلاقی ارتباط ندارم و این از کم سعادتی من بوده و ادعی اخلاق مخلاق هم ندارم اما معذرت میخوام اینا که به اساتید حمله می کنن یه مش عوضی ان که هار شده ان چون وجودشون هنوز از سگ نفس پاک نشده

جرات هم ندارن رودردو بحث کنن چون بیسوادن فقط بلدن تو فضای مجازی لجن پراکنی کنند

مدیر انجمن دمش گرم خوب شعری در جوابش آورده

مه نور می فشاند و سگ بانگ می کند
مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بده ست

یک قید کم نوشتی برادر علاوه بر مواردی که نوشتی _ علاف بیکار _ را هم بهش اضافه کنید

اینها بغض دارند باید بهشون همون حرف امام خمینی ره را گفت که از این بغض بمیرید

انسانهای کوچک آنهایی هستن که حوزه را محدود به کاغذ پاره و کد حوزوی و مدرک کرده ان
حوزوی بودن به کاغذ پاره ها نیس مرحوم شاه آبادی در جواب کسی که گفته بود آقا شما اجازه نامه دارین یا نه؟ تمامی اجازه نامه های خود را آتیش زده بود
اگه امثال شماها بود که تکفیرش میکردین و کلی تخریبش میکردین
حوزوه را با ظرف کوچک خود نسنجید (رها) نمی دونم کی هستین واقعا اسیری یا رها برای خودت
لجوج بودن خیلی زشته

سلام بر مسئولین و زحمتکشان این سایت خوب و پر محتوا
ضمن تشکر از روشنگری های مسئولین سایت یه پیشنهاد هم خدمت شما داشتم اگه قبول کنید
اولا اون بالا روشنگری های خوب و مستدل و عقلانی داده شده اگه کسی واقعا مغرض نباشه باید قبول کنه با این همه مباحثی که شده اشخاصی پیدا می شن که در قالب سوال دنبال اهداف شوم و شیطانی هستند و شبهه پراکنی و شبهه افکنی می کنند لذا از مدیران محترم سایت تقاضا داریم نظرات این افراد را تایید نکنند
خوارج وار قرآن به دست می گیرند و معاویه وار تفسیر می کنند
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کنه ان شاء الله
بازهم تشکر
خدا حفظتان کنه
یا علی مدد

علیکم السلام
ضمن تشکر از حسن نظر حضرتعالی نسبت به سایت و...
اتفاقاً همین تصمیم را بخاطر پیامهای اخیر برخی معاندین گرفته ایم...

مؤفق باشید

امثال آقای علیپور با وجود دوستانی مثل شما نیاز به دشمن ندارند.

دروغ نگفته بودند کسانی که می گفتند آقای علیپور خودش خوبه ولی اطرافیانش نه

اینکه اهانتهای حضرتعالی را انتشار نمیدیم؛ به نظر شما کار بدی کرده ایم؟! شما اینطور فکر کنید... !!!

 اکثر سایتها این قانون را داره که اهانت و ... به شخصیتها را انتشار نمیده...

در مورد آقای علیپور هم ما نه از شاگردانش هستیم و نه ارتباطی با ایشان داریم (منکر این نیستیم که چند باری از نزدیک دیده ایم ولی چند سالی میشه که ندیده ام حتی ایشونو) ولی حرف ما اینه که بجای شبهه افکنی بروید با خودشان دیدار کنید و سوالات خود را بپرسید ازشون نه اینکه تو فضای مجازی شبهه افکنی و اهانت کنید... این کارها دور از اخلاق و انسانیت هستش؛ البته از مصادیق غیبت هم محسوب میشه یه دودوتا چهارتا کنید (با کوچکترین دانش دینی و شرعی) متوجه اشتباه خود می شوید ...

این جمله آخر شما هم باز بوی غیبت و تهمت میده، همه اطرافیان یه شخص نمی تونه بد باشه، لااقل می گفتید، "برخی"، "بعضی" و... چگونه می خواهید از همه آنها حلالیت بطلبید؟

اینکه پیامهای شما را منتشر نمیدیم که اگه تقصیری داری پیش ما داشته باشید نه پیش کل اونایی که ممکنه این حرفتان را بخوانند...

بجای اینکه وقت خود را که بزرگترین سرمایه هر شخصی "عمرشه" با این شبهات و تهمتها تلف کنید، بروید استغفار کنید و دنبال شفاف سازی و یا هرگونه "جواب" را بروید از خودشان بپرسید...

والسلام علی من اتبع الهدی