ضیاءالصالحین امام حسين(علیه السلام) در سايه قرآن | ضیاءالصالحین

امام حسين(علیه السلام) در سايه قرآن

حضرت حسین بن علی علیهما السلام

اميرالمؤمنين(علیه السلام) سوره قدر را تلاوت مى فرمود. حسين(علیه السلام) گفت: پدر، گويا اين سوره [كه]از دهان شما [شنيده مى شود] شيرينى خاصى دارد! حضرت فرمود: اى فرزند رسول خدا و فرزندم، من از اين سوره چيزى مى دانم
ه تو نمى دانى. هنگامى كه اين سوره نازل شد، جدت رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) مرا فرا خواند. وقتى به محضرش شرفياب شدم] آن را برايم قرائت فرمود; سپس بر شانه راستم زد و گفت: اى برادر من و وصى من و سرپرست و والى
متم بعد از من، و اى دشمن دشمنان من تا روزى كه همگان برانگيخته شوند، اين سوره بعد از من براى تو است و بعد از تو براى فرزندانت.

اهل بيت علیهم السلام
پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود: «من دو چيز گرانمايه در ميان شما به يادگار مى نهم: كتاب خدا و خاندانم. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آنكه در قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد آيند.» (1)
اين حديث به حديث ثقلين معروف شد و تمام فرقه هاى مسلمين آن را در كتب معتبر خويش نقل كردند; اما به فرموده خمينى كبير «خودخواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله اى ساختند براى تداوم بخشيدن به حكومتهاى غاصب و ضد قرآنى خويش و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق آن را، كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله و سلم) دريافت كرده بودند، با بهانه هاى گونه گون عقب زدند و با توطئه كثيف خود، در حقيقت قرآن را از صحنه خارج كردند.» (2)
ممكن است بپرسيد: آيا فهم قرآن تنها در توان معصومان (عليهم السلام) است و ديگر مردم حق ندارند، بدون مراجعه به روايات اهل بيت، از قرآن بهره گيرند؟
در پاسخ بايد گفت: ما مانند اخبارى ها نيستيم كه فهم قرآن را يكسره مخصوص اهل بيت (عليهم السلام) بدانيم; بخشى از آيات محكمات و بينات ناميده مى شود و هر كس، به شرطى كه با زبان عربى و شان نزولها و يك سلسله مباحث لازم ديگر به طور صحيح آشنايى كافى داشته باشد مى تواند از آن بهره گيرد; اما مى دانيم كه آيات قرآن دو دسته اند: محكمات و متشابهات. (3) براى فهم آيات متشابه جز تمسك به راسخان در علم اهل بيت (عليهم السلام) راهى نيست.
طبق تصريح شيعه و سنى، قرآن كريم در موارد متعددى به مقام و موقعيت اهل بيت (عليهم السلام) و عصمت و طهارت و ولايت آنها اشاره كرده است. در اين فرصت، آن دسته از روايات سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين(علیه السلام) در باره برخى از آيات قرآن كريم، كه در خصوص اهل بيت عصمت (عليهم السلام) وارد شده، مورد توجه قرار مى دهيم و جانهاى خود را با كلمات نورانى آن فاتح اقليم وجود جلايى ديگر مى بخشيم.
زبان من زبون و خامه ام خام ***** چه گويم در مقام آن دلارام
بايد توجه داشت كه در برخى از روايات، آن حضرت تنها راوى حديث است كه از پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله و سلم) يا اميرمؤمنان(علیه السلام) نقل مى كند; ولى ما تنها به رواياتى اشاره مى كنيم كه در آن امام(علیه السلام) خود سخنى فرموده يا پرده از حقيقتى برداشته است. البته اين سخن با نقل مواردى كه آن حضرت از رسول اكرم يا اميرمؤمنان مطلبى پرسيده و سپس پرسش و پاسخ را باز گفته است، منافات ندارد; زيرا به هر حال خود حضرت در متن جريان حضور داشته است.
به هر ترتيب امام حسين(علیه السلام) در اين دسته از روايات به تبيين بطنى از بطون قرآن پرداخته، از تاويل، تفسير يا شان نزول آيات پرده برمى دارد و گاه براى بيان حقيقتى به آيه استدلال مى كند.
توسل به اهل بيت (علیهم السلام)
در ذيل آيه 62 سوره بقره امام(علیه السلام) فرمود: اگر آنها [يهوديان]با نيتى صادق و عقيده اى درست از عمق جان خداى را به «محمد و آل پاكش » مى خواندند تا نگاهشان دارد ... حتما خداوند با كرمش به آنها پاسخ مى داد; اما كوتاهى كردند ... (4)

سرزنش دشمنان اهل بيت(علیهم السلام)
در ذيل آيه 97 سوره بقره امام(علیه السلام) مى فرمايد: همانگونه كه يهود را به جهت دشمنى با جبرئيل(علیه السلام)، مورد مذمت قرار داده; دشمنان «اهل بيت » را نيز مشمول سرزنش خويش گردانيده است. زيرا به اعتقاد آنان نيز جبرئيل(علیه السلام) و فرشتگان مقرب خدا براى يارى رساندن به محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) و على(علیه السلام) فرود مى آمدند ... (5)
پيروى از اهل بيت(علیهم السلام)
امام(علیه السلام) به اشاره پدر گرامى اش حضرت اميرمؤمنان(علیه السلام) در توضيح مراد از «ناس »، در آيه 199 سوره بقره مى فرمايد: مقصود از آن، ما اهل بيت هستيم و به همين جهت، خداوند مى فرمايد: از همان جايى كه مردم (ناس) كوچ مى كنند، كوچ كنيد. [و پيروى از اهل بيت را پيشه خويش سازيد (6) ]
در آيه 75 سوره انفال مى خوانيم: ... و خويشاوندان نسبت به يكديگر در احكامى كه خدا مقرر داشته [از ديگران] سزاوارترند.
امام(علیه السلام) فرمود: هنگامى كه اين آيه نازل شد، از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در باره تاويل آن پرسيدم. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: به خدا سوگند، جز شما كس ديگرى را قصد نكرده است و شما همان خويشاوندان من هستيد. پس هر گاه من از دنيا رفتم، پدرت على(علیه السلام) نسبت به من و جانشينى من سزاوارتر است; و هر گاه پدرت از دنيا برود، برادرت حسن(علیه السلام) بدان سزاوارتر است; و آنگاه كه حسن(علیه السلام) از دنيا برود، تو بدان مقام سزاوارترى.
گفتم: اى رسول خدا، بعد از من چه كسى شايسته آن مقام است؟
فرمود: پسرت على.
به همين ترتيب نام يكايك ائمه اطهار (عليهم السلام) را برشمرد; هر كدام را بعد از ديگرى شايسته تر به خلافت دانست و در پايان فرمود: غيبت در زمان نهمين فرزندت به وقوع مى پيوندد. اين ائمه نسل تواند، خداوند علم و فهم مرا به ايشان عطا كرده است و سرشت آنها از سرشت من است. خدايا اين مردم را چه مى شود كه با آزار خاندانم مرا مى آزارند؟! خداوند شفاعتم را نصيب ايشان نگرداند. (7)

پاداش پيروى از اهل بيت(علیهم السلام)
در آيه 29 سوره رعد مى خوانيم: «آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، طوبى و بهترين سرانجامها در انتظارشان است.»
امام(علیه السلام) مى فرمايد: اين آيه در مورد اميرمؤمنان نازل شده است. «طوبى » درختى است در خانه وى در بهشت و هيچ ميوه اى در هيچ خانه اى از خانه هاى بهشت نيست; مگر آنكه شاخه اى از اين درخت در آن وجود دارد. (8)
خداوند در آيه 71 سوره اسراء مى فرمايد: «روزى كه هر گروهى را با پيشوا و امام خويش مى خوانيم ...»
امام(علیه السلام) فرمود: آرى، پيشوايان دو دسته اند; امامى كه مردم را به هدايت دعوت مى كند و مردم از وى پيروى مى كنند و به سعادت مى رسند و امامى كه مردم را به گمراهى فرا مى خواند و مردم نيز از وى پيروى مى كنند.[و در تباهى غوطه ور مى گردند]
پرسش از ولايت اهل بيت(علیهم السلام) در قيامت
خداوند در آيه 36 سوره اسراء مى فرمايد: «چشم و گوش و دل، تمامى اينها مورد پرسش و بازخواست قرار مى گيرند.» 

امام علیه السلام) فرمود: [رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود:] ... به عزت پروردگارم سوگند، تمامى امت من در روز قيامت باز داشته مى شوند و از ولايت اميرمؤمنان(علیه السلام) بازخواست مى گردند. (9)
احترام به اهل بيت(علیهم السلام)
در آيه 82 سوره كهف مى خوانيم: «... و اما آن ديوار، از آن دو يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق بدانها وجود داشت و پدرشان مردى نيكوكار بود. پروردگارت مى خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنج خود را بيرون آورند...»
امام به يكى از منحرفان مى فرمايد: به خاطر احترام چه كسى آن ديوار براى اين دو يتيم محفوظ ماند؟
مرد گفت: پدرشان

امام فرمود: آيا پدر آنها بهتر بود يا رسول خدا؟
آن مرد بدين وسيله به مقام و عظمت آن خاندان پى برد و سرافكنده و شرمسار گرديد. (10)
جدال ميان اهل بيت و بنى اميه

شخصى از آن حضرت در باره آيه 19 سوره حج پرسيد. خداوند در اين آيه مى فرمايد: «اينان دو گروهند (دشمن يكديگر) كه در باره پروردگارشان به جدال و نزاع برخاستند.»امام پاسخ داد: ما و بنى اميه هستيم كه در باره خداى - عزوجل - به
جدال و مخاصمه پرداخته ايم; ما مى گوييم خداى راست گفت; و آنان مى گويند: خداى دروغ گفت: پس ما و ايشان تا روز قيامت [نيز] دشمن يكديگريم. (11)

اهل بيت(علیهم السلام)، حكمرانان الهى
در آيه 41 سوره حج مى خوانيم: «[ياران خدا] كسانى هستند كه اگر در زمين بدانها قدرت و مكنت بخشيم، نماز را برپا داشته و زكات را مى پردازند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و ...»
امام(علیه السلام) فرمود: اين آيه در شان ما اهل بيت(علیهم السلام) فرو فرستاده شده است.
طهارت و عصمت اهل بيت(علیهم السلام)
خداوند در آيه 33 سوره احزاب مى فرمايد: «خداوند اراده كرده است كه پليدى و گناه را تنها از شما اهل بيت دور سازد و شما را پاك گرداند. [و به مقام عصمت رساند]»آن حضرت فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) در منزل ام سلمه
بود كه برايش [غذايى به نام] حريره آوردند. آن حضرت على و فاطمه و حسن و حسين(علیه السلام) را فرا خواند و همگى از آن خوردند. سپس عباى خيبرى بر آنهاء;ح ح ظ افكند و آيه فوق را تلاوت فرمود. (12)
اهل بيت(علیهم السلام) منبع علوم
خداوند در آيه 12 سورء يس مى فرمايد: «و همه چيز را در امام آشكار كننده اى برشمرده ايم.»آن حضرت فرمود: ... حضرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود: مراد از «امام مبين » اميرالمؤمنين(علیه السلام) است، بى ترديد او
همان امامى است كه خداى - تبارك و تعالى - در وى علم هر چيزى را به شماره درآورده است. (13)
پيوستن به اهل بيت(علیهم السلام) و دوستى با ايشان
در آيه 23 سوره شورى مى خوانيم: «[اى رسول ما، به امت] بگو: من از شما اجرى نمى خواهم جز دوست داشتن نزديكانم. »امام حسين(علیه السلام) فرمود: آن خويشاوندى كه خداوند پيوند بدانها را فرمان داده و حق آنان را گرامى داشته و
وبى را در ايشان نهاده است، خويشاوندى ما اهل بيت است. خداوند حق ما را بر هر مسلمانى واجب كرده است. (14)
اهل بيت (علیهم السلام)همواره در حال عبادت
خداوند در آيه 29 سوره فتح مى فرمايد: «... آنان [كسانى كه با رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) در برابر كفار سرسخت و در ميان خود مهربانند] را مى بينى كه پيوسته در حال ركوع و سجودند ...»امام(علیه السلام) فرمود: اين آيه در باره
لى بن ابى طالب(علیه السلام) نازل شده است. (15)
اهل بيت (علیهم السلام)سرچشمه روشنايى ها

در آيات آغازين سوره شمس مى خوانيم: «سوگند به خورشيد و تابش و گسترش نور آن در هنگام بالا آمدن ...; و سوگند به ماه، آن هنگام كه در پى خورشيد برآيد و سوگند به روز آن هنگام كه زمين را روشنايى مى بخشد.»امام(علیه السلام)
فرمود: مراد از خورشيد، محمد رسول خدا است; و مراد از ماه اميرمؤمنين على(علیه السلام) است كه به دنبال محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) مى آيد و مراد از روز قائم آل محمد است كه زمين را از قسط و عدل پر مى سازد. (16)
نعمت ديندارى و ولايت اهل بيت(علیهم السلام)
در آيه 11 سوره ضحى مى خوانيم: «... و اما نعمت پروردگارت را، پس بازگو كن.»امام(علیه السلام) فرمود: مراد از نعمت، دين و اعتقاد به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) است. (17)

اهل بيت(علیهم السلام) و آگاهى از رويدادهاى آينده
اميرالمؤمنين(علیه السلام) سوره قدر را تلاوت مى فرمود. حسين(علیه السلام) گفت: پدر، گويا اين سوره [كه]از دهان شما [شنيده مى شود] شيرينى خاصى دارد! حضرت فرمود: اى فرزند رسول خدا و فرزندم، من از اين سوره چيزى مى دانم
ه تو نمى دانى. هنگامى كه اين سوره نازل شد، جدت رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) مرا فرا خواند. وقتى به محضرش شرفياب شدم] آن را برايم قرائت فرمود; سپس بر شانه راستم زد و گفت: اى برادر من و وصى من و سرپرست و والى
متم بعد از من، و اى دشمن دشمنان من تا روزى كه همگان برانگيخته شوند، اين سوره بعد از من براى تو است و بعد از تو براى فرزندانت. [آرى] جبرئيل(علیه السلام) برادر فرشته ام، حوادث امتم را در سنت خويش برايم گفته است و همانها را
راى تو نيز بازگو خواهد كرد. اين سوره در جان قدسى تو و جانشينان [من و تو] تا آن هنگام كه طلوع فجر قائم(علیه السلام) سرزند هماره نوربخش خواهد بود. (18)
اللهم عجل فرج قائم آل محمد(علیهم السلام)

 

پى نوشت ها:
1- مسند ابن حنبل، ج 3، ص 14، دارصادر، بيروت.
2- صحيفه نور، ج 21، ص 170. (با تصرف)
3- آل عمران، آيه 7.
4- التفسير المنسوب الى الامام العسكرى(علیه السلام)، مؤسسة الامام المهدى(علیه السلام)، قم، ص 267.
5- همان، ص 448 به بعد.
6- الكافى، شيخ كلينى، دار صعب، بيروت، ج 8، ص 244.
7- كفاية الاثر، خزاز قمى، انتشارات بيدار، قم، ص 175.
8- مائة منقبة، ابن شاذان، ص 137. مدرسة الامام المهدى(علیه السلام)، قم.
9- عيون اخبار الرضا(علیه السلام)، شيخ صدوق، ج 1، ص 280، مؤسسة الاعلمى، بيروت.
10- تاريخ ابن عساكر «ترجمة الامام الحسين(علیه السلام)، ص 157، مؤسسه المحمودى، بيروت.
11- الخصال، شيخ صدوق، ص 42، مكتبة الصدوق، تهران.
12- البرهان، سيد هاشم بحرانى، ج 3، ص 312، مؤسسه اسماعيليان، قم.
13- معانى الاخبار، شيخ صدوق، ص 95. جماعة المدرسين، قم.
14- البرهان، ج 4، ص 124. موسسة اسماعيليان، قم.
15- المناقب، ابن شهرآشوب، ج 2، ص 15.
16- تفسير فرات كوفى، ص 212.
17- المحاسن، شيخ برقى، ج 1، ص 344. المجمع العالمى لاهل البيت (عليهم السلام)، قم.
18- بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 25، ص 70.

Share