ضیاءالصالحین اصول تدریس و یادگیری || ضیاءالصالحین

اصول تدریس و یادگیری

تدریس و یادگیری
در جریان تدریس و یادگیری آمادگی شاگرد شرط اصلی فراگرفتن عقاید، عادات، تمایلات و مهارتهای معین است. منظور از آمادگی این است که شاگرد در زمینه بدنی، عاطفی، اجتماعی و عقلانی به اندازه کافی رشد داشته باشد تا بتواند امور لازم را فرا گیرد.

اصول تدریس و یادگیری

 

شاگرد باید فعال باشد و خود تحت راهنمایی معلم به فراگرفتن امری اقدام کند. مطلب درسی وقتی برای شاگرد به صورت مسأله یا مشکلی درآمد و خود او در صدد حل مشکل برآمد و مطالعات، تحقیقات، آزمایشها و بحثهای لازم را انجام داد آنگاه می توان گفت در جریان یادگیری نقش مؤثری داشته و واقعا مطلب مورد بحث را یاد گرفته است.

تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه

اصول تدریس و یادگیری

بیشتر بخوانید: مشکلات یادگیـری - ناتوانی یادگیـری

در جریان تدریس و یادگیری آمادگی شاگرد شرط اصلی فراگرفتن عقاید، عادات، تمایلات و مهارتهای معین است. منظور از آمادگی این است که شاگرد در زمینه بدنی، عاطفی، اجتماعی و عقلانی به اندازه کافی رشد داشته باشد تا بتواند امور لازم را فرا گیرد. بنابراین تدریس هر ماده یا مطلب علمی باید با توجه به آمادگی شاگرد صورت گیرد.

در اینجا توجه به چند نکته لازم است. اول اینکه آمادگی در شاگردان مختلف فرق دارد. مثلا در دوره ابتدایی بعضی از شاگردان زودتر از دیگران آماده برای درک مفاهیم ریاضی هستند. در دوره متوسطه نیز همین اختلاف ضمن مطالعه رشته های مختلف علمی میان شاگردان دیده میشود. دوم اینکه برنامه مدرسه باید قابل انعطاف باشد و معلم نیز اختیار داشته باشد تا بتواند تعلیمات خود را متناسب با آمادگی شاگردان مختلف شروع نماید. روی این اصل اشکالی ندارد که شاگردی مطالعه امری را زودتر از دیگران یا بعد از دیگران شروع کند.

اصل تأثیر تجربیات قبلی در فراگرفتن مطالب تازه:

بعضی از روانشناسان جریان یادگیری را مانند رشد می دانند. همانطور که رشد یک جریان دائمی است و گذشته آن با حال و وضع فعلی آن با آینده مربوط است یادگیری نیز تابع همین قاعده است. بنابراین تجربیات گذشته شاگرد پایه ادراکات فعلی او را تشکیل می دهد و آنچه شاگرد امروز می آموزد در رفتار آینده او مؤثر است.

و معلم در جریان تدریس باید متوجه تجربیات قبلی شاگردان در زمینه مواد درسی باشد. ضمنا او باید این نکته را بخاطر داشته باشد که تجربیات قبلی شاگردان با هم فرق دارد. مثلا شاگردی که قبل از ورود به دبستان در کودکستان تربیت شده است با آنکه بدون رفتن به کودکستان وارد دبستان می شود فرق دارد. همینطور دانش آموزی که قبل از ورود به دبیرستان زبان خارجه با یکی دیگر از مواد درسی را خوانده با دیگری که چنین فرصتی را نداشته است فرق دارد.

آنهایی که در تنظیم برنامه های مدارس اقدام می کنند باید توجه لازم به تجربیات قبلی شاگردان داشته باشند و برنامه را طوری ترتیب دهند که تعلیمات فعلی دنباله تعلیمات گذشته باشد و شاگرد در زمینه های مختلف به طور طبیعی رشد نماید. ضمنا برنامه را باید طوری ترتیب داد که معلم بتواند تجربیات مختلف شاگردان را در نظر گیرد و تعلیمات خود را با وضع هر یک از آنها تطبیق دهد.

اصل فعالیت :

در جریان یادگیری، شاگرد باید فعال باشد و خود تحت راهنمایی معلم به فراگرفتن امری اقدام کند. مطلب درسی وقتی برای شاگرد به صورت مسأله یا مشکلی درآمد و خود او در صدد حل مشکل برآمد و مطالعات، تحقیقات، آزمایشها و بحثهای لازم را انجام داد آنگاه می توان گفت در جریان یادگیری نقش مؤثری داشته و واقعا مطلب مورد بحث را یاد گرفته است. باید متوجه بود که یادگیری غیر از حفظ مطالب و نقل آنهاست. یادگیری وقتی صورت می گیرد که شاگرد خود تجربه کند و در نتیجه تجربه تغییراتی در افکار، عادات، تمایلات و اعمال او ظاهر گردد. حفظ مطالب در تغییر افکار و فهم حقایق مؤثر نیست.

هرچه مطلب درسی در زمینه وسیعتری قرار گیرد و به صورت کل و اجزاء کاملا مرتبطی تعلیم داده شود یادگیری عمیق تر صورت می گیرد. اگر مطالب درسی با هم ارتباط داده شوند و شاگرد بتواند ارتباط آنها را با هم درک نموده و به صورت «کل» در یک زمینه وسیعی مورد توجه قرار دهد فهم او از مطالب درسی بیشتر خواهد شد و در جریان یادگیری بصیرت لازم را کسب خواهد نمود.

اصل توجه به رغبت هدف و کوشش شاگردان:

در جریان یادگیری علاقه، هدف، محرکی و کوشش شاگرد نقش بسزایی دارد. اگر بناست که شاگرد از راه تجربه افکار و عقاید، عادات و تمایلات و طرز کار خود را تغییر دهد باید نسبت به موضوع مورد یادگیری علاقه مند باشد، در جریان یادگیری هدف معینی را دنبال کند، نسبت به یادگیری امر مورد نظر احساس احتیاج نماید و همین احتیاج او را به فعالیت و کوشش وادارد. بنابراین معلم باید علاقه و رغبت شاگردان را نقطه شروع کار خود قرار دهد، در تعیین هدفهای اساسی به آنها کمک کند، احتیاج آنها را در فعالیتهای تربیتی در نظر داشته باشد و سعی کند شاگردان را از روی میل و علاقه به فعالیت وادارد.

اصل انتقال در یادگیری :

کار عمادۂ تعلیم و تربیت در مؤسسات تربیتی این است که شاگردان را قادر سازد تا آنچه را که در مدرسه می آموزند در برخورد به موقعیتهای تازه مورد استفاده قرار دهند. اگر انتقال صورت نمی گرفت کار مدرسه عبث و بیهوده بود. نکته مهم این است که ببینیم انتقال چه وقت انجام می گیرد. یادگیری وقتی واقعا صورت می گیرد که شخص یادگیرنده بصیرت و فهم لازم را در جریان یادگیری تحصیل نماید. وقتی این بصیرت و فهم حاصل شد انتقال نیز به آسانی صورت می گیرد. علاوه بر بصیرت و فهم، قدرت تعمیم و توجه به مشابهتها در موقعیتهای مختلف و وجود عناصر مشابه در دو موقعیت، در انتقال یادگیری تأثیر دارند. بنابراین معلم باید مطمئن شود که شاگردان مطلب درسی را فهمیده اند و ضمنا برای استخراج اصول کلی و تعمیم آنها به موارد مختلف به ایشان کمک کند.

اصل مربوط به روابط اجزاء و کل:

هرچه مطلب درسی در زمینه وسیعتری قرار گیرد و به صورت کل و اجزاء کاملا مرتبطی تعلیم داده شود یادگیری عمیق تر صورت می گیرد. اگر مطالب درسی با هم ارتباط داده شوند و شاگرد بتواند ارتباط آنها را با هم درک نموده و به صورت «کل» در یک زمینه وسیعی مورد توجه قرار دهد فهم او از مطالب درسی بیشتر خواهد شد و در جریان یادگیری بصیرت لازم را کسب خواهد نمود.
 
دلیل اینکه مربیان بزرگ توصیه می کنند به جای تاریخ، جغرافیا، اقتصاد و تعلیمات مدنی به عنوان مواد مجزا و غیر مربوط «مطالعات اجتماعی» در برنامه مدارس باشد، و حتی عده ای پا را از این حد فراتر گذارده و معتقدند که ادبیات و مطالعات اجتماعی با هم تدریس شود، همین امر است. بنابراین مربیان باید تا آنجا که مقدور است مطالب درسی را با هم مربوط سازند و سعی کنند شاگردان از طریق حل مسائل مختلف ارتباط رشته های گوناگون علمی را درک کنند.

مطالعه بیشتر: نحوه مطالعه و یادگیـری

اصل فهم در یادگیری :

اگر یادگیری از روی بصیرت و فهم صورت نگیرد بی ارزش خواهد بود و اثر آن در ذهن شاگرد نیز موقتی است. اینکه بسیاری از شاگردان رشته های مختلف علمی را مورد مطالعه قرار می دهند ولی تغییری در افکار و اعمال آنها بوجود نمی آید در اثر این است که یادگیری آنها به صورت حفظ و بدون فهم صورت گرفته است. مطالب علمی آن هم به صورت سطحی مدتی در ذهن آنها می ماند ولی طولی نمی کشد که همین اثر سطحی نیز از قسمت آگاه ذهن خارج می گردد. بنابراین باید در جریان یادگیری فهم و بصیرت را مهم شمرد و همانطور که قبلا نیز گفته شد اگر شاگرد خود در جریان یادگیری فعال باشد و نسبت به امر مورد یادگیری احساس احتیاج کند و ارتباط این امر را با سایر امور درک کند خواه ناخواه فهم او بکار می افتد و مطالب را عمیقتر فرا می گیرد.

اصول تدریس و یادگیری

منبع: اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، علی شریعتمداری، چاپ 53،مؤسسه انتشارات امیرکبیر،تهران1391

Share