جعفر کذاب یا جعفر تواب کدام درست است؟

جعفر کذاب یا جعفر تواب کدام درست است؟
مورخین درباره عاقبت کار جعفر بن علی دو نظر دارند. عده ای بر این باورند که وی تا پایان زندگی بر دعوی دروغین خود پای فشرد و همچنان خود را امام می دانست، اما برخی دیگر می گویند که وی از دعوی خود دست کشید و توبه کرد...

جعفر کذاب یا جعفر تواب کدام درست است؟

وجه تسمیه جعفر به کذّاب هم این بود که وی به دروغ ادعای امامت کرد. جعفر پس از شهادت امام هادی (علیه السلام) ادعای امامت کرده و می گفت: "امام مردم من هستم نه برادرم ( امام عسکری (علیه السلام))" ، و به همین منظور نزد خلیفه وقت رفت و گفت: "بیست هزار اشرفی برای تو می فرستم و از شما خواهش دارم که فرمان دهی تا بر مسند امامت بنشینم و این مقام از برادرم سلب گردد." ولی حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) اجازه هیچ گونه خودنمایی را به او نداد تا این که پس از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) و آغاز غیبت صغرای امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، او باردیگر فرصت یافت تا ادعای امامت کند و با دروغ، جمعی را به گمراهی بکشاند و از این رو به جعفر کذاب شهرت یافت.

حضرت امام سجاد (علیه السلام) درباره ملقب شدن امام ششم به «صادق» فرمود: «از نسل پنجم او مردی به نام جعفر متولد می شود که به دروغ ادعای امامت می کند، و نامش جعفر کذاب است، از این رو به امام ششم، جعفر صادق لقب داده اند.»

جعفر کذاب یا جعفر تواب کدام درست است؟

آیا جعفر بعدها توبه کرد؟

مورخین درباره عاقبت کار جعفر بن علی دو نظر دارند؛ عده ای بر این باورند که وی تا پایان زندگی بر دعوی دروغین خود پای فشرد و همچنان خود را امام می دانست، اما برخی دیگر می گویند که وی از دعوی خود دست کشید و توبه کرد، و شیعیان نیز نامش را از جعفر کذاب به جعفر تائب برگرداندند.

در روایتی از محمد بن عثمان عمری، نائب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، آمده است که امام دوازدهم در توقیعی کار و راه جعفر را به کار برادران یوسف همانند کرده اند.

برخی این عبارت را تفسیر کرده اند به اینکه جعفر همچون برادران یوسف در نهایت توبه کرده است و از این رو وی را توّاب لقب داده اند؛

اما، به نظر می رسد مراد امام در توقیع مزبور، سابقه دار بودن گمراهی در فرزندان انبیاء و اولیاء بوده است.

جعفر عمر کوتاهی داشت و سرانجام در سال 271 قمری در سامراء درگذشت.

 

Share

دیدگاه‌ها

در این باره کتابی هست به قلم جناب رفیع الدین سید جعفر رفیعی که به صورت مبسوط این اتهامات و شبهات را پاسخ دادند و ایشان را بریء از این اتهامات میدانند.

جا دارد کسانیکه شک و شبهه ای در این مووضوع دارند به این کتاب رجوع بفرمایند از جمله سایت محترم ضیاء الصالحین...!!!

ضمنا اسم کتاب مورد نظر #طهر_مطهر است...
حتما این کتاب رو تهیه کنین و مطالعه کنین تا مظلومیت این سید شریف [ جناب #جعفر_طاهر ] براتون مسلم بشه

اجمالا اینکه: ایشان از بس که دستگاه بنی العباس رو سرکار میگذاشت و هر روز میومد و میگفت: الان امام زمان علیه السلام در خانه تشریف دارند و بیاید دستگیرشون کنین و وقتی عمال بنی العباس میومدن و چیزی دستگیرشون نمیشده و امام زمانی پیدا نمیکردند ایشون رو کذاب خطاب کردند و متاسفانه شیعیان هم این لفظ رو در مورد ایشون هنوز به کار میبرند.

در متن بالا صراحتا گفته شده که به خلیفه گفته:
"...ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﺷﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﯽ ﺗﺎ ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺳﻠﺐ گردد".

و حال اینکه خود خلیفه وقتی با این پیشنهاد مواجه میشه میگه من خودم خلیفه مملکت اسلامی ام و نیازی به پول تو ندارم و اینکه امامت رو که من منسوب نمیکنم و از طرف خداست و ...

و تمام کارهایی که ایشون انجام داده فقط اظهار به معصیت بوده و دلیلش هم حفظ جان امام عسکری و امام زمان علیهما السلام بوده است.

یک دلیل خنده دار دیگه هم در روایتیه که به امام میفرمایند: امام ششم به این دلیل #صادق نامیده شدند چون توی نسلشون یکی میاد که کذابه...!!!
و حال اینکه اسما و القاب ائمه علیهم السلام همه از طرف خدا نهاده شده و اینکه به خاطر یک نفر دیگه ایشون صادق نامیده شدن خنده داره!!!

یکی از اصلی ترین دلایل بیگناه بودن ایشان قضیه نماز خواندن ایشون بر امام عسکری است

وقتی ایشان برای امامت نماز جلو میایسته و امام زمان علیه السلام تشریف میارن به ایشون با احترام میفرمایند که ای عمو عقب بایست که من از تو سزاوارترم!!! بر نماز!!!
و نمیفرمایند تو لایق نیستی نماز بخوانی و همچنبن از اصحاب امام عسکری چند نفر از نواب خاص حضرت و اصحاب ثقه از جمله احمد ابن اسحاق قمی و.... قبل از تشریف فرمایی امام و موقع تکبیر نماز جناب جعفر به ایشون اقتدا میکنن!!!!!
ادله دیگر هم بسیار فراوان است که طالبین جا دارد این کتاب شریف را تهیه کنند و صحت و سقم مطلب را مطلع شوند.

نویسنده محترم جایی میفرمودند که این کتاب رو خدمت علمای معاصر برده اند از جمله آیت الله صافی گلپایگانی و ایشون بعد از مطالعه کتاب بسیار خوشحال شدند از این موضوع و دست این سید بزرگوار(مولف) رو بوسیدند....!!!!!