چرا ایمان آوردن برای مردم سخت است؟ بررسی علت ایمان نیاوردن اکثریت مردم در قرآن
چرا بیشتر مردم ایمان نمیآورند؟ | بررسی موانع ایمان در قرآن
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَما أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ»؛ یعنی هرچند بسیار مشتاق باشی، بیشتر مردم ایمان نمیآورند. این آیه پرسش مهمی را مطرح میکند: اگر خداوند به انسان عقل و فطرت خداجو عطا کرده و پیامبران را برای هدایت او فرستاده است، چرا بسیاری از مردم ایمان نمیآورند؟ آیا این مسئله به معنای بینتیجه بودن تلاش پیامبران و امامان است؟ برای پاسخ، باید موانع ایمان و معنای موفقیت در مسیر هدایت را بررسی کنیم.
۱. چرا با وجود عقل و فطرت خداجو، بیشتر مردم ایمان نمیآورند؟
خداوند در آیه ۱۰۳ سوره یوسف میفرماید:
«وَما أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ»
ترجمه: بیشتر مردم ایمان نمیآورند، هرچند تو بسیار مشتاق باشی.
مضمون این آیه در آیات دیگری از قرآن نیز دیده میشود؛ از جمله آیه ۸۹ سوره اسراء که میفرماید:
«وَأَبَىٰ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا»
یعنی بیشتر مردم جز ناسپاسی را نمیپذیرند.
البته این آیات به معنای ناتوانی انسان از ایمان آوردن یا بیفایده بودن عقل و فطرت نیستند. انسان از توانایی شناخت و انتخاب برخوردار است، اما برخورداری از ابزار شناخت لزوماً به معنای استفاده درست از آن نیست.
عقل میتواند انسان را به بررسی حقیقت و تشخیص درست از نادرست راهنمایی کند و فطرت نیز زمینه توجه به خداوند را در وجود او فراهم میسازد. با این حال، عواملی مانند دلبستگی افراطی به دنیا، پیروی از خواستههای نفسانی، تعصب، تکبر، غفلت و بیتوجهی به نشانههای الهی ممکن است مانع بهرهگیری صحیح از این ظرفیتها شوند.
بنابراین، باید میان داشتن زمینه هدایت و پیمودن آگاهانه مسیر هدایت تفاوت گذاشت. عقل و فطرت زمینه شناخت را فراهم میکنند، اما انسان باید با اراده و انتخاب خود به سوی حقیقت حرکت کند.
۲. دلبستگی به دنیا چگونه مانع ایمان میشود؟
یکی از موانع مهم ایمان، دلبستگی افراطی به دنیا و فراموش کردن هدف زندگی است. قرآن کریم در آیه ۷ سوره یونس میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ»
یعنی کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند، به زندگی دنیا راضی شده و به آن دل بستهاند و از آیات ما غافلاند.
بر اساس این آیه، رضایت کامل به زندگی دنیا و غفلت از نشانههای الهی میتواند زمینه دور شدن انسان از ایمان را فراهم کند.
البته بهرهمندی از نعمتهای دنیا بهخودیخود مانع ایمان نیست. مسئله زمانی شکل میگیرد که دنیا به هدف نهایی زندگی تبدیل شود و انسان برای حفظ منافع، موقعیت، لذتها یا خواستههای خود، از بررسی حقیقت و پذیرش مسئولیتهای اخلاقی دوری کند.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۱۰۳ سوره یوسف در کتاب المیزان، به دلبستگی مردم به دنیا و غفلت آنان از شناختی که در فطرتشان به ودیعه گذاشته شده است، توجه میکند. بر این اساس، پیام قرآن میتواند این باشد که انسان گاهی بر اثر غفلت و دلبستگیهای خود، از ظرفیت شناخت حقیقت فاصله میگیرد.
۳. آیا ارسال پیامبران و کتابهای آسمانی برای هدایت مردم کافی نیست؟
خداوند برای هدایت انسانها ابزارهای گوناگونی قرار داده است؛ از جمله عقل، فطرت، نشانههای آفرینش، پیامبران و کتابهای آسمانی.
با این حال، فراهم بودن اسباب هدایت به معنای تحقق اجباری ایمان در همه انسانها نیست. اگر ایمان صرفاً نتیجه اجبار بیرونی بود، انتخاب آگاهانه و مسئولیت اخلاقی انسان معنای دیگری پیدا میکرد.
پیامبران وظیفه داشتند پیام الهی را به مردم برسانند، حقیقت را تبیین کنند و راه درست را نشان دهند. مردم نیز در برابر این دعوت، امکان بررسی، پذیرش یا مخالفت داشتند.
در آیه ۹۹ سوره یونس میخوانیم:
«وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
ترجمه: اگر پروردگارت میخواست، همه کسانی که در زمین هستند، همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را مجبور میکنی که مؤمن شوند؟
این آیه نشان میدهد که ایمان آوردن مردم با اجبار تحقق نمییابد و پیامبر نیز مأمور به تحمیل ایمان بر آنان نبوده است.
بنابراین، وجود افرادی که دعوت پیامبران را نمیپذیرند، به معنای بیفایده بودن اصل رسالت نیست. باید میان انجام وظیفه هدایت، فراهم کردن زمینه شناخت و انتخاب نهایی مردم تفاوت گذاشت.
۴. آیا تلاش پیامبران و امامان برای هدایت مردم بینتیجه است؟
پاسخ این پرسش منفی است. برای ارزیابی نتیجه تلاش پیامبران و امامان، نمیتوان تنها تعداد افرادی را که دعوت آنان را پذیرفتهاند، معیار قرار داد.
هدایت انسانها از جهات مختلف اهمیت دارد: گاهی فردی با شنیدن یک سخن حق، مسیر زندگی خود را تغییر میدهد؛ گاهی دعوت دینی موجب اصلاح رفتار و اخلاق افراد میشود؛ و گاهی نیز تلاش برای هدایت، زمینه شناخت حقیقت را برای انسانهایی فراهم میکند که در آن زمان ایمان نمیآورند.
در نتیجه، تعداد افراد هدایتشده تنها یکی از ابعاد قابل بررسی است و نمیتواند بهتنهایی معیار ارزش و موفقیت یک دعوت الهی باشد.
در روایتی از پیامبر اکرم خطاب به امیرالمؤمنین علی آمده است:
«يَا عَلِيُّ، لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَدًا حَتَّى تَدْعُوَهُ، وَايْمُ اللَّهِ لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَغَرَبَتْ»
ترجمه: ای علی، با کسی وارد جنگ نشو تا پیش از آن او را دعوت کرده باشی. به خدا سوگند، اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو بهتر از هر چیزی است که خورشید بر آن طلوع و غروب میکند.
منبع: الکافی، جلد ۵، صفحه ۲۸، حدیث ۴.
این روایت بر ارزش والای هدایت یک انسان تأکید میکند. بر این اساس، حتی هدایت یک نفر نیز میتواند ارزشی بسیار بزرگ داشته باشد و تلاش برای هدایت مردم را نمیتوان صرفاً با شمار افراد مؤمن سنجید.
۵. آیا آیه «بیشتر مردم ایمان نمیآورند» به معنای محکوم بودن اکثریت به گمراهی است؟
خیر؛ از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که هر فردی از اکثریت مردم، بدون توجه به شرایط و انتخاب خود، محکوم به گمراهی است.
آیه ۱۰۳ سوره یوسف در سیاق سخن از سرگذشت یوسف و دعوت پیامبر اسلام به حقیقت آمده است. این آیه از واقعیتی درباره واکنش بسیاری از مردم به دعوت حق سخن میگوید، اما بهتنهایی همه عوامل ایمان یا بیایمانی تکتک انسانها را توضیح نمیدهد.
همچنین، نمیتوان از این آیه نتیجه گرفت که دعوت دینی برای همه انسانها بیاثر است یا هیچکس توانایی تغییر مسیر خود را ندارد. قرآن در آیات متعدد، انسانها را به اندیشیدن، توبه، بازگشت به خدا و انتخاب راه درست دعوت میکند.
در ارزیابی وضعیت افراد نیز باید شرایط شناختی، میزان دسترسی آنان به پیام حق، نحوه دریافت آن و انتخابهایشان را در نظر گرفت. بنابراین، تعمیم دادن حکم کلی یک آیه به سرنوشت قطعی تکتک انسانها، بدون بررسی دیگر آیات و مبانی تفسیری، درست نیست.
نتیجهگیری
قرآن کریم از این واقعیت سخن میگوید که بسیاری از مردم دعوت پیامبران را نمیپذیرند؛ اما این موضوع به معنای بیفایده بودن عقل، فطرت، رسالت و تلاش برای هدایت نیست.
عقل و فطرت زمینه شناخت حقیقت را فراهم میکنند، ولی عواملی مانند غفلت، دلبستگی افراطی به دنیا، تعصب و پیروی از خواستههای نفسانی ممکن است مانع بهرهگیری درست از این ظرفیتها شوند.
از سوی دیگر، پیامبران و امامان مأمور به ابلاغ و تبیین حقیقت بودند و ایمان آوردن مردم با اجبار تحقق نمییابد. ارزش تلاش آنان را نیز نمیتوان تنها با شمار پیروان سنجید؛ زیرا هدایت حتی یک انسان، از منظر تعالیم اسلامی، ارزشی بسیار بزرگ دارد.
در نهایت، آیه «وَما أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ» هشداری درباره موانع پذیرش حقیقت است و انسان را به تأمل درباره انتخابها و دلبستگیهای خود دعوت میکند. این آیه به معنای بسته بودن راه ایمان برای انسانها یا بینتیجه بودن دعوت الهی نیست.
افزودن دیدگاه جدید