رفتن به محتوای اصلی

مجموعه سروده شاعران به مناسبت چهلمین روز شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

تاریخ انتشار:
مجموعه سروده‌های شاعرانه به مناسبت چهلمین روز شهادت امام خامنه‌ای، ادای وفاداری، افتخار و شور ملی در قالب شعر و ادبیات ایرانی.
مجموعه سروده شاعران به مناسبت چهلمین روز شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

مجموعه سروده شاعران به مناسبت چهلمین روز شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

 

 

❖ یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم - عليرضا قزوه

سال‌ها با تو چه گنج رایگانی داشتیم
چون تو از جنس قیامت، غیب‌دانی داشتیم

روز معراج تو روز مرگ یاران تو بود
در فراقت زندگی کردیم و جانی داشتیم!

ای امین‌الله عاشق! تا تو یار ما شدی
همنفس، همراه، همدل، همزبانی داشتیم

پشت شب را بازوان فکرتت خم کرده بود
چون تو از جنس تهمتن، پهلوانی داشتیم

بارها گفتی که جان ناتوانم نذر دوست
کاشکی ما هم به قدر تو توانی داشتیم

هفت منزل راه را می‌دید آن روح بصیر
بر فراز برج عزت، دیده‌بانی داشتیم

عالمی چون بوعلی، علامه‌ای چونان امام
پیر جالینوس با جان جوانی داشتیم

هم‌نوا با تو چه شوری در جهان انداختیم
تکیه بر ماهور و شور و اصفهانی داشتیم

با تو غرق حافظ و سعدی و بیدل می‌شدیم
«یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم»

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

❖ دلم خوش بود می‌آیم برایت شعر می‌خوانم! - ریحانه کرامتی

لباس مشکی‌ام را بر تنم کردم، نمی‌دانم
که با این داغِ بر دل مانده آیا زنده می‌مانم؟

دلم تنگ است، تنگِ آن صدای گرم و زیبایت
برای صورت نورانی‌ات خورشید تابانم!

ندیدم روی ماهت را در این ماه مبارک، حیف...
دلم خوش بود می‌آیم برایت شعر می‌خوانم

شهادت شهد شیرینی که در کام تو جاری شد
ولی در حسرت دیدارت آتش زد به بنیانم

تو جانت را فدای تک تکِ ما کردی و رفتی
فدایت می‌شد اما کاش پیش از این سر و جانم

دلت گرم و خیالت جمع، من هستم که با شعرم
امید و نور را بر چهرۀ تاریخ بنشانم

اگرچه رفتی اما من به پيروزی یقین دارم
مبادا ذره‌ای کمتر شود از قبل ایمانم

به پای مامِ میهن هستی‌ام را می‌گذارم تا
به آحاد جهان ثابت کنم فرزند ایرانم

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

❖ غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان را! - بشری صاحبی

رفت تا روشن شود در بند دنیا بود یا نه
از گلیم ساده‌اش پیداست با ما بود یا نه!

نقشۀ آینده با هر واژه‌‌اش ترسیم می‌شد
خطبه‌هایش داد می‌زد فکر فردا بود یا نه…

هرگز از زخم زبان‌ها خم به ابرویش نیاورد
آسمان! حالا بگو این مرد، دریا بود یا نه؟

کربلا تکرار شد! یک‌بار دیگر دید دنیا 
ابن حیدر با یزید اهل مدارا بود یا نه

آیۀ والفجر را می‌خواند نفس مطمئنه
خانه‌اش آن روز آیا عرش اعلی بود یا نه؟

از شکوه لحظۀ پرواز آن روح مطهر
زینب کبری خبر دارد که زیبا بود یا نه

غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان را
آخر قصه قضاوت کن که موسی بود یا نه

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل شب است به شوقت هنوز منتظریم! - امیرمهدی علیزاده

صدا اگر چه پر از خون، هنوز در جریان 
صدا به لهجۀ رعد است و نغمۀ طوفان

صدای توست پر از زخم و همچنان جاری‌ست 
و ایستاده به فریاد با تمام توان

صدا به شوق رهایی هنوز تکبیر است 
شبیه شور موذن درست وقت اذان

کجاست کوه‌تر از شانه‌های نستوهت 
«برای گریۀ این ابرهای سرگردان»

نهیب توست گمانم به گوش باد حریص 
مباد آن طرف دشت غنچه‌ای نگران

هنوز مشت گره کرده‌ات پر از شور است 
طنین خطبۀ تو کرده ظلم را ویران

ببین شکفته ز خونت چقدر لاله و سرو 
در امتداد مسیرت چقدر رود روان

چهل شب است به شوقت هنوز منتظریم 
بیا بیا و دوباره سرود فتح بخوان

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل غروب از آن روز شعله‌ور طی شد! - سجاد حیدری قیری

چهل پگاه گذشت و چهل سحر طی شد
چهل غروب از آن روز شعله‌ور طی شد

نشد که طالع داغ تو را بگردانم
دویدم از پی‌ات اما دگر خبر طی شد

چه جانگداز و چه جانسوز، جرعه جرعه دریغ
چهل شب از غمت ای نخل پر ثمر طی شد

به داغداری تو آسمان گریست چنان
که اخترش به زمین ریخت و قمر طی شد

غمت عظیم، غمت سینه‌کوب و بی‌پروا
به آه اگر به لب آمد، جگر جگر طی شد

ولی به میل تو هشیار گام خواهد زد
چهل پیاله اگر در شب تبر طی شد

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ جز انتقام سرخ تو ما را شعار نیست! - زهرا فرقانی

یک اربعین گذشت که ما را قرار نیست
این آه را ز سینه مجال گذار نیست

یک چله غرق خشم، خیابان‌نشین شدیم
آوارگی برای غم دوست عار نیست

تقویم مانده در نه اسفند، یخ زده
سرد است آسمان و زمین، نوبهار نیست

در جستن نشانی از او بی‌نشان شدیم
در قلب مردم است گر او را مزار نیست

ناگاه مثل سیل خروشید در زمین
خون مقدسی که کم از ذوالفقار نیست

با پرچم عزای تو مبعوث گشته‌ایم
جز انتقام سرخ تو ما را شعار نیست

راهی قبله‌گاه نخست است این سپاه
بر وارثان حرمله وقت فرار نیست

رفتی؛ نفس به سینۀ ما تنگ شد ولی
نزدیک قله‌ایم و جز این انتظار نیست

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ اگر بناست بمیریم سرخ می‌میریم! - فاطمه امیری مقدم

اگرچه بعد تو سرگشتۀ خیابانیم
ولی هنوز مقاوم، هنوز ایرانیم!

یکی یکی دلمان را به راه آوردی
میان معرکه دیدیم مرد میدانیم

غبار حادثه را جمع‌ ما نشانده زمین 
که از سلاله ابریم، نسل بارانیم

چقدر بغض، فروخفته در پس فریاد
نگاه کن که پس از تو چقدر طوفانیم

جهان هنوز ندیده قیامت مارا
کدام مرگ! که ما رستخیز انسانیم

به لاله‌ای که در آغوش پرچم است قسم
که قطره قطرۀ خون تو را نگهبانیم

اگر بناست بمیریم سرخ می‌میریم 
اگر بناست بمانیم سبز می‌مانیم 

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل شب نه، چهل سال است دوری! - عبدالرحیم سعیدی راد

چهل شب در خیابان‌ها روایت
چهل شب در چهل میدان حکایت
چهل شب در عزای اشجع الناس
چهل شب از جدایی‌ها شکایت

چهل شب در خیابان بی‌قراری
چهل شب ناله و شب‌زنده‌داری
چهل شب بغض و خشم و داغ دوری
چهل روز و چهل شب سوگواری

چهل شب ریخت بر آیینه نوری
چهل شب در خیابان‌ها صبوری
نمی‌دانی چه جانکاه است این داغ
چهل شب نه، چهل سال است دوری!

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل روز بر من، چهل شب گذشت! - زهرا علیدوستی

غمت را شمردم، چهل شب گذشت
چهل شب در اندوه و در تب گذشت

چه می‌دانی از حسرت تلخ من؟
چهل روز بر من، چهل شب گذشت

زمان ایستاد و مرا زجر داد
زمان از تنم، مثل عقرب گذشت

خبر داری از لحظه‌‌ی رفتنت
چه بر دفتر و این مرکّب گذشت؟

همه روزهایم به اندوه و بغض
چه شب‌ها به یا رب... به یا رب گذشت

به امید برگشتنت روزها
به اشک و به ذکر مجرّب گذشت

تو را تشنه کشتند... آه ای علی!
بمیرم... چه روزی به زینب گذشت...

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ حالی‌ست مرا که زیستن با مرگ است! - حامد طونی

قلبی از جای کنده‌ام بعد از تو
داغی در خود تپنده‌ام بعد از تو
حالی‌ست مرا که زیستن با مرگ است
مرگم بادا که زنده‌ام بعد از تو

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ این چلّه را چگونه به سر برده‌ایم ما! - سعید سلیمان‌پور

هم‌ زنده‌ایم، هم ز غمت مرده‌ایم ما
این چلّه را چگونه به سر برده‌ایم ما

قربان آن نگاه تسلی‌دهنده‌ات
داغ دلی به محضرت آورده‌ایم ما

بین شعارهای خیابان چکیده است
خونی اگر که از مژه افشرده‌ایم ما

اشکی که سرخی علَم انتقام از اوست
خون‌ دلی‌ست کز غم تو خورد‌ه‌ایم ما

حاشا اگر خزان ستمگر گمان برد
بی‌ سایهٔ بهار تو پژمرده‌ایم ما

تا لحظهٔ شهادتمان‌ رهرو توایم
بر فرق خصم مشت‌ گره‌کرده‌ایم ما

خیل یتیم را چه گزیری ز اشک و آه
آقا حلال کن که دل‌آزرده‌ایم ما...

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ دست سایه را بگیر آفتاب بی‌نظیر! - شهاب مهری

کیستم بدون تو؟ بغض‌های ناگزیر
مُشت‌های سربلند اشک‌های سر‌به‌زیر

روح خاکی مرا از زمین بلندکن 
دست سایه را بگیر آفتاب بی‌نظیر!

پَرکشیده یاد تو روی بام خانه‌ها
در سکوت کوچه‌ها نام تو نشد اسیر

ردّپای زخمی‌ات مقتدای جاده‌هاست
پشت گام‌های تو راه می‌رود مسیر

بار‌ها و بار‌ها مهربانی‌ات نِشست
پای حرف‌های تلخ، پیش سفره‌ای فقیر

مرهمی اثر نکرد بر غروبِ غرق خون
زخم آسمان شده‌ست التیام‌ناپذیر

بعد سال‌های سال در شبی پر از غزل
«دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!»

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ قبله‌ سمتی که ایستادی بود! - محمدرضا وحیدزاده

معنی اقتدار بودی تو 
وارث ذوالفقار بودی تو 
همچو کارون صبور و چون الوند 
محکم و استوار بودی تو

واژه‌هایت ز حکمتی شرقی 
در کلامت شکفته عقلی سرخ
با تو از جبرئیل بالی سرخ
وحی را در مدار بودی تو

شاعر و فیلسوف و رزمنده 
اهل فقه و سیاست و خنده
با گذشته به سوی آینده
چند تن؟ بی‌شمار بودی تو

خفته‌ها را سحر تکان دادی
راه را خود نشانمان دادی
تو به ایران توان تو جان دادی
عزت و افتخار بودی تو

قله آن‌سو که وعده دادی بود 
قبله‌ سمتی که ایستادی بود
خیره بر انتهای لشکر خصم
مرد این کارزار بودی تو

و شهادت گلی که گم کردی
سالیانی‌ست سخت می‌گردی
همرهانت که از پی‌‌اش رفتند
روز و شب بی‌قرار بودی تو

خسته‌ بودی از این‌همه غم‌ و درد 
صبح آدینه‌ای ولی برگرد
منتظر مانده‌ایم ایران‌مرد! 
چاوشی‌خوان یار بودی تو

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ ای اشک! چه در روضهٔ گودال گذشت؟ - عارفه دهقانی

 ای عشق! چه‌ بر روحِ سبک‌بال گذشت؟
ای اشک! چه در روضهٔ گودال گذشت؟
چون کوه اگرچه ایستادیم اما
داغش نه چهل روز... چهل سال گذشت!

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ نمی‌دانم اعجاز داغ عظیمت چه بود! - فرزانه قربانی

به خونخواهی از تو همه یکصدا جان شدیم
دلیرانه هم‌عهد خون شهیدان شدیم

قدم‌های محکم به یاد تو برداشتیم
سپاه پیاده‌نظام خیابان شدیم

نمی‌دانم اعجاز داغ عظیمت چه بود
که ما هم رسولانه مبعوث میدان شدیم

به شمشیر مولا علی اقتدا کرده‌ایم 
اگر بر گلوی ستم تیغ برّان شدیم

روایت کن اندوه چشمان ما را، ببین
چگونه چهل شب برای تو باران شدیم

 شهادت در آغوشت آرام شد، ما ولی
همه هیئتی تا همیشه پریشان شدیم

تو رفتی و با مشت‌های گره کرده‌مان
خیابان، خیابان، علمدار ایران شدیم

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل روزه که می‌میریم هرصبح! - محمد مرادی

 چهل روزه که دلگیریم  هرصبح 
دچار داغ تقدیریم هرصبح 
به یاد خنده‌های آخر تو 
چهل روزه که می‌میریم هرصبح 

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ از صبح شهادتت چهل روز گذشت! - سارا رمضانی

با پرچم ایران همه مأنوس شدیم
ما دست به دستِ نور فانوس شدیم
از صبح شهادتت چهل روز گذشت
یعنی که چهل شب است مبعوث شدیم

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ کنون با شهیدان به میدان نظر کن! - قاسم صرافان

چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامت
چهل شب، به چله، فقط تیر غیرت

چهل شب اذا جاء... انا فتحنا...
چهل شب توکل، توسل، تولا

چهل شب، دلیرانه در قلب میدان
یکی پشت لانچر، یکی در خیابان

چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تن
زن و مرد، گُردآفرید و تهمتن

چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شد
وطن دشت غیرت، وطن کربلا شد

چهل شب عزای تو، شد انتقامت
وطن گشت مبعوث، مبعوث نامت

چهل شب گذشت و تو بودی و دیدی
چه مردانی از مردمت، آفریدی

به پای دلیران، سرِ دیو خم شد
به پابوس ایران، تل‌آویو خم شد

جهان دید آزادگان جهانیم
غیوریم، کوهیم، فخر زمانیم

کنون با شهیدان به میدان نظر کن
به پرچم، به مردم، به ایران نظر کن

به قله، ببین مردمانی که گفتی
همان شد، همان شد، همانی که گفتی

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ چهل روز است داغی در دل ماست! - محمدحسین مهدویان

غم او معنی غم را عوض کرد
شعار اهل عالم را عوض کرد

غمی که پر شد از شوری حماسی
نگاه ما به ماتم را عوض کرد

حساب اهل دنیا را به هم ریخت
چنانکه زلزله، بم را عوض کرد

چهل روز است داغی در دل ماست
که جای زخم و مرهم را عوض کرد

ببین از چشممان سیلی‌ست جاری
که نام اشک نم نم را عوض کرد

مگر که می‌شود با سایۀ جنگ
مسیر نسل رستم را عوض کرد؟

مگر که می‌شود با یک تلنگر
شکوه کوه محکم را عوض کرد؟

کمیم اما خداوندی که با ماست
خودش معنای این کم را عوض کرد

پس از او پرچمش دست من و توست
علمداران پرچم را عوض کرد

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی! - افشین علا

ای سرو! سایه‌سار تو را هیچ‌کس نداشت
آرامش و وقار تو را هیچ‌کس نداشت

در قحطی یقین و شبیخون خستگی
ایمان استوار تو را هیچ‌کس نداشت

هر سوی این دیار گهرخیز پاک را
گشتم ولی عیار تو را هیچ‌کس نداشت

در عزم، هم‌رکاب تو عالم به خود ندید
در رزم، پشتکار تو را هیچ‌کس نداشت

هم بی‌شمار دشمن بدخواه داشتی
هم خیل دوستدار تو را هیچ‌کس نداشت

عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی
هرچند اقتدار تو را هیچ‌کس نداشت

مانند آبشار روان از ستیغ کوه
چشمان اشک‌بار تو را هیچ‌کس نداشت

جز کشته‌گان تشنه‌لب دشت کربلا
اصحاب جان‌نثار تو را هیچ‌کس نداشت

 در انتخاب راه سعادت به مرگ سرخ
عزم حسین‌وار تو را هیچ‌کس نداشت

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

 ❖ تو از طراوت باران صبح عید نوشتی! - سیده‌تکتم حسینی

تو از بهار سرودی، تو از امید نوشتی
همه سیاه نوشتند و تو سپید نوشتی

خزان اگر‌ چه تو را یک دو روز خانه‌نشین کرد
تو از طراوت باران صبح عید نوشتی

اگر چه بال پریدن شکسته بود، ولی تو
از آن پرنده که از دام‌ها پرید، نوشتی

طنین حادثه پاشید خون به دفتر شعرت
قلم به جوهر غیرت زدی، شهید نوشتی

عجب جنون شگفتی‌‌ست در تن کلماتت!
مگر که با قلم شاخه‌های بید نوشتی؟

✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹✹

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.

تبلیغات

بازگشت بالا