رفتن به محتوای اصلی
نویسنده : ابوکاظم حسنی

پروژه ایرانرود در تابلوی روایت‌سازی غرب؛ از پروژه‌ای راهبردی تا ابزاری برای فشار

تاریخ انتشار:
تحلیل جنگ روایت‌های غرب علیه پروژه ایرانرود؛ از برجسته‌سازی موانع فنی تا معرفی کریدور زنگزور به عنوان جایگزین. راهکار ایران برای حفظ استقلال ترانزیتی چیست؟
پروژه ایرانرود در تابلوی روایت‌سازی غرب؛ از پروژه‌ای راهبردی تا ابزاری برای فشار

پروژه ایرانرود و روایت‌سازی غرب | تحلیل راهبردی کریدور شمال-جنوب

رسانه‌های غربی در اقدامی هدفمند، پروژه «کانال خزر» یا «ایرانرود» را طرحی پرهزینه و پیچیده معرفی کرده‌اند و در مقابل، کریدور زنگزور را به عنوان «مسیر صلح و رفاه» به نمایش می‌گذارند. این مقاله به تحلیل جنگ روایت‌ها در ژئوپلیتیک ترانزیت و راهکار ایران برای خنثی‌سازی این سناریو می‌پردازد.

اشاره:
رسانه‌های غربی در اقدامی هدفمند، پروژه «کانال خزر» یا «ایرانرود» را طرحی با پیچیدگی‌های فراوان و هزینه‌های بالا معرفی کرده‌اند و در برابر آن، کریدور موسوم به زنگزور را با عنوان «مسیر صلح و رفاه ترامپ» به عنوان گزینه‌ای شایسته و کارآمد برای ترانزیت منطقه‌ای به نمایش می‌گذارند. این الگوی روایت‌سازی، یکی از صحنه‌های جنگ روایت‌ها در ژئوپلیتیک ترانزیت به شمار می‌رود؛ صحنه‌ای که در آن، تلاش می‌شود مسیر ایران ناکارآمد جلوه داده شود و مسیرهای جایگزین تحت کنترل غرب، ضروری و اجتناب‌ناپذیر معرفی گردند. اما آنچه در این روایت‌ها ناگفته می‌ماند، کوششی است برای بازتعریف پروژه ایرانرود به گونه‌ای که گلوگاه آن به دست جمهوری آذربایجان سپرده شود و از این رهگذر، غرب بتواند اهرم فشاری بر ایران به دست آورد. راه برون‌رفت از این وضعیت، در گسترش نقاط اتصال کریدور شمال–جنوب به چندین کشور متفاوت نهفته است؛ به گونه‌ای که همهٔ آنها به سهم خود ذی‌نفع شده و به جای اعمال فشار بر ایران، در پی جذب ترانزیت از خاک ایران برآیند.

روایت‌سازی غرب علیه ایرانرود؛ برجسته‌سازی موانع و پنهان‌کاری از اهداف
رسانه‌های غربی با انتشار گزارش‌هایی پیرامون پروژه «کانال خزر»، این طرح را رویایی با دشواری‌های مهندسی و مخاطرات زیست‌محیطی بسیار جلوه داده‌اند. این رویه، الگویی آشنا در جنگ روایت‌های غرب علیه پروژه‌های کلان ایران به شمار می‌رود. نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد که غرض اصلی از این روایت‌سازی، دو مقصود را دنبال می‌کند:

1؛ القای ناکارآمدی مسیر ایران:
غرب با برجسته‌سازی موانع پیش روی ایرانرود، از جمله عبور از رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس، این باور را در افکار عمومی و محافل بین‌المللی جا می‌اندازد که مسیر ایران برای ترانزیت شمال–جنوب از کارایی لازم برخوردار نیست. این در حالی است که کشورهای دیگر موفق شده‌اند پروژه‌های بسیار دشوارتری مانند تونل مانش یا کانال پاناما را با پیروزی به پایان برسانند. بنابراین، چالش‌های فنی صرفاً پوششی برای مقاصد سیاسی هستند.

2؛ معرفی کریدور زنگزور به عنوان جایگزینی شایسته:
هم‌زمان با بی‌اعتبارسازی پروژه ایران، رسانه‌های غربی با شور و حرارت از کریدور زنگزور یا «دالان تورانی ناتو» سخن می‌گویند و آن را مسیری مدرن، کارآمد و با مدیریت بین‌المللی معرفی می‌کنند. این کریدور که از جنوب ارمنستان عبور می‌کند و به مدت ۹۹ سال در اختیار شرکت‌های آمریکایی خواهد بود، در عمل ایران و روسیه را از معادلات ترانزیتی قفقاز خارج می‌سازد. روایت‌سازی علیه ایرانرود دقیقاً در زمانی تشدید می‌شود که کریدور زنگزور در حال تکمیل است؛ جنگی روایی برای مشروعیت بخشیدن به پروژه‌ای که در نهایت، محاصره‌ی اقتصادی ایران را کامل می‌کند.

تعریف غرب از پروژه ایرانرود؛ سپردن سر نخ به دست آذربایجان

جذاب‌ترین بخش ماجرا، کوشش غرب برای بازتعریف پروژه ایرانرود به شکلی است که گلوگاه اصلی آن از طریق جمهوری آذربایجان هدایت شود. به بیان دیگر، غرب در پی آن است که پروژه‌ای که می‌تواند کریدوری مستقل برای ایران باشد، به مسیری وابسته به یک کشور همسایه تبدیل گردد. این راهبرد، سه هدف را پیگیری می‌کند:

  • 1: ایجاد اهرم فشار بر ایران: با در اختیار داشتن گلوگاه ایرانرود، باکو می‌تواند هر زمان که اراده کند، این گلوگاه را با اختلال مواجه سازد و از ایران امتیاز بگیرد.
  • 2: تثبیت نقش آذربایجان به عنوان دروازه‌بان ترانزیت: غرب با تقویت جایگاه آذربایجان در پروژه ایرانرود، عملاً باکو را به بازیگری کلیدی در ترانزیت شمال–جنوب تبدیل کرده و وابستگی ایران به این کشور را افزایش می‌دهد.
  • 3: کاهش استقلال راهبردی ایران: با وابسته شدن به یک کشور خاص برای ترانزیت، ایران بخشی از استقلال اقتصادی و سیاسی خود را از دست می‌دهد.

این رویکرد نشان می‌دهد که غرب به خوبی از ضرورت راهبردی پروژه ایرانرود برای ایران آگاه است؛ از این رو، به جای نابودی آن، در پی تغییر جهت و کنترل آن برآمده است.

راهکار ایران؛ تنوع‌بخشی به گلوگاه‌های کریدور شمال–جنوب

برای آنکه ایران بتواند پروژه ایرانرود را به عنوان کریدوری مستقل و امن به سرانجام برساند و از وابستگی صرف به یک کشور مانند آذربایجان پرهیز کند، باید از استراتژی هوشمندانه‌ای بهره گیرد: تنوع‌بخشی به نقاط اتصال کریدور شمال–جنوب.

به جای آنکه گلوگاه اصلی این کریدور تنها از یک کشور عبور کند، ایران می‌تواند این پروژه را از شمال به چندین کشور گوناگون مانند روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و دیگر کشورهای حاشیه خزر متصل سازد. با این کار:

  • هیچ کشوری نمی‌تواند گلوگاه را در انحصار خود گرفته و از آن به عنوان اهرم فشار علیه ایران استفاده کند.
  • همهٔ کشورهای ذی‌نفع، در پی جذب ترانزیت از خاک ایران خواهند بود و به دنبال مسدود کردن آن نخواهند رفت.
  • رقابت میان کشورهای شمالی برای بهره‌مندی از این کریدور، به سود ایران تمام شده و قدرت چانه‌زنی تهران را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد.

این استراتژی، دقیقاً در نقطه‌ی مقابل تلاش غرب برای متمرکز کردن گلوگاه در دست یک کشور خاص قرار دارد و ایران را از دام وابستگی می‌رهاند.

جمع‌بندی:

  • پروژه ایرانرود، ضرورتی راهبردی برای امنیت و اقتصاد ملی ایران به شمار می‌رود و می‌تواند ایران را به هاب ترانزیتی بین‌المللی تبدیل کند. غرب به خوبی می‌داند که پیروزی این پروژه، نقش تاریخی ایران را به عنوان پل ارتباطی شرق–غرب و شمال–جنوب بازمی‌گرداند و وابستگی غرب به کریدورهای جایگزین مانند زنگزور را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، رسانه‌های غربی با روایت‌سازی علیه ایرانرود، می‌کوشند آن را پروژه‌ای با دشواری‌های بسیار معرفی کنند و در مقابل، کریدور زنگزور را به عنوان گزینه‌ی شایسته و منطقی تثبیت نمایند.
  • اما خطر بزرگ‌تر، تلاش غرب برای بازتعریف پروژه ایرانرود به گونه‌ای است که گلوگاه آن در دست جمهوری آذربایجان قرار گیرد. در این صورت، ایران نه تنها صاحب پروژه‌ای برای خود نمی‌شود، بلکه اهرم فشاری تازه علیه خود پدید می‌آورد. راهکار ایران، تنوع‌بخشی به نقاط اتصال این کریدور به چندین کشور شمالی است تا همه‌ی آنها ذی‌نفع شده و به جای اعمال فشار بر ایران، در پی جذب ترانزیت از خاک ایران برآیند. این استراتژی، افزون بر حفظ استقلال اقتصادی ایران، قدرت چانه‌زنی تهران را در معادلات منطقه‌ای به شدت افزایش می‌دهد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا