کارزارهای ضداستعماری باکو؛ نقشه راه یا ابزار ژئوپلیتیک؟
کارزارهای ضداستعماری باکو؛ نقشه راه یا ابزار ژئوپلیتیک؟ | تحلیل روابط خارجی آذربایجان
کارزارهای ضداستعماری باکو در سالهای اخیر الگوی مشخصی را نشان میدهد؛ همزمانی با تنشهای میان قدرتهای غربی. از حمایت آذربایجان از استقلال کالدونیای جدید در زمان تنش فرانسه و بریتانیا تا موضعگیری علیه بلژیک پس از ممانعت بروکسل از عبور محمولههای نظامی بریتانیا به مقصد اسرائیل. این گزارش به تحلیل وابستگی ساختاری سیاست خارجی باکو به منافع قدرتهای فرامنطقهای و پیامدهای آن برای امنیت ملی ایران میپردازد.
کارزارهای ضداستعماری باکو؛ نقشه راه یا ابزار ژئوپلیتیک؟
بلژیک بهتازگی از عبور محمولههای نظامی بریتانیا به مقصد اسرائیل از خاک خود جلوگیری کرده. اقدامی که بر اساس گزارش کوئیکرها و با استناد به جنایات جنگی اسرائیل انجام شده و تنش میان لندن و بروکسل را بالا برده.
- فقط چند روز بعد، در باکو کنفرانسی درباره گذشته استعماری بلژیک برگزار شد؛ با محوریت محکومیت سیاستهای تاریخی بروکسل.
- این همزمانی در نگاه اول شاید تصادفی به نظر برسد، اما اگر به الگوی رفتاری سالهای اخیر باکو نگاه کنیم، تصویر خیلی روشنتر میشود.
- قبلاً هم وقتی تنش میان فرانسه و بریتانیا بالا گرفته بود، آذربایجان یکدفعه یاد استعمار فرانسه افتاد و از استقلال کالدونیای جدید حمایت کرد. به محض اینکه آن تنش فروکش کرد، موضوع کالدونیای جدید هم از رسانهها و دیپلماسی باکو ناپدید شد. حالا نوبت بلژیک است؛ دقیقاً در مقطعی که بروکسل مانعی بر سر راه همکاری نظامی بریتانیا با اسرائیل ایجاد کرده. این توالی زمانی را نمیشود با انگیزههای اخلاقی و حقوقی توجیه کرد.
- آنچه این الگو نشان میدهد، وابستگی ساختاری سیاست خارجی باکو به منافع قدرتهای فرامنطقهای است. حضور گسترده شرکتهایی مثل BP در صنعت نفت آذربایجان، و پیشینهٔ تاریخی به رسمیت شناختن جمهوری دموکراتیک آذربایجان از سوی بریتانیا در سال ۱۹۲۰، بخشی از این بافتار را تشکیل میدهد.
- در چنین شرایطی، آذربایجان بهجای آنکه بر اساس منافع ملی و اصول ثابت عمل کند، واکنشهایش را با دستور کار شرکای خارجی هماهنگ میکند. این کارزارهای ضداستعماری، بیش از آنکه نشانهٔ یک سیاست مستقل باشد، آینهٔ تنشهای میان قدرتهای غربی است.
- برای ایران، این وضعیت پیامدهای راهبردی جدی دارد. همسایهٔ شمالی ما در عمل بهعنوان بازیگری رفتار میکند که جهتگیریهایش میتواند بهسرعت تغییر کند. اگر لندن یا هر قدرت فرامنطقهای دیگری بخواهد باکو را علیه تهران فعال کند، تجربه نشان داده که رسانهها و مقامات آذربایجان آمادگی کنشگری سریع را دارند. این بیثباتی رفتاری، هزینهٔ پیشبینیپذیری را برای تهران افزایش میدهد و محیط امنیتی مرزهای شمالی را پیچیدهتر میکند.
- در عین حال، گفتمانهایی که در داخل باکو راهحل را در الگوهای ایدئولوژیک مانند نظام اسلامی معرفی میکنند، بخشی از رقابت داخلی این کشور هستند. ایران باید مراقب باشد که این گفتمانها را با همسویی راهبردی خود اشتباه نگیرد. توسل به شعارهای اسلامی از سوی برخی جریانهای داخلی آذربایجان، لزوماً به معنای نزدیکی به تهران نیست و ممکن است خودش ابزاری برای فشار بر باکو یا جلب حمایت خارجی باشد.
- مسئله اصلی در این میان، استعمار بلژیک یا استقلال کالدونیای جدید نیست.
- مسئله اصلی، جایگاه آذربایجان در معماری قدرت منطقهای و جهانی است. روندی که در آن باکو بهجای تعقیب منافع ملی، واکنشهای خود را با منافع دیگران هماهنگ میکند، هم حاکمیت واقعی این کشور را فرسایش میدهد و هم محیط پیرامون ایران را بیثباتتر میکند.
برای تهران، آنچه باید دنبال شود:
- ایجاد کانالهای پایدار با بازیگران داخلی آذربایجان
- تقویت بازدارندگی در برابر فعالسازی احتمالی باکو علیه منافع ایران
- و هرگونه واکنش هیجانی به کارزارهای رسانهای، دقیقاً همان چیزی است که طراحان این صحنه انتظار آن را دارند.
و اما اصل ماجرا؛ رژیم علیاف، یک پروژهٔ ابزاری
ما بارها گفتهایم و باز هم میگوییم: رژیم علیاف یک دولت مستقل نیست؛ یک پروژه و ابزار دست قدرتهاست.
- این رژیم از خودش ارادهای ندارد. هر جا که اربابانش بگویند، همان را انجام میدهد، بیآنکه کوچکترین تأملی کند.
اگر انگلیس تشخیص دهد که باید علیه ایران حرف بزنند، مقامات باکو و رسانههایشان شبانهروز علیه ایران کنشگری میکنند.
اگر اربابانشان دستور دهند علیه فرانسه صحبت کنند، بلافاصله همان را انجام میدهند.
- الان هم که روابط بلژیک و انگلیس به دلیل مشخصی دچار تنش شده، این جانفدای انگلیس (باکو) بهسرعت وسط آمده و علیه بلژیک موضعگیری میکند.
- عجیبتر اینکه برای آذربایجان مهم نیست که آیا با آن کشور مرز مشترکی دارد یا نه؛ هر جا روابط اربابانش به هم بخورد، اینها بلافاصله علیه آن طرف موضعگیری میکنند.
رژیم علیاف، مثل همیشه، مردم خودش برایش مهم نیست.
فقط جلب نظر و توجه اربابانش برایش اولویت دارد.
این رژیم حتی حاضر است مردم خودش را به خاطر رضایت این استعمارگران قربانی کند.
افزودن دیدگاه جدید