رفتن به محتوای اصلی
نویسنده : ابوکاظم حسنی

جنگ روایت و بحران آب؛ باکو در محاصره دو فشار ساختاری

تاریخ انتشار:
تحلیل ابوکاظم حسنی از دو فشار همزمان بر باکو: جنگ روایت‌های رسانه‌ای میان ایران و اسرائیل و بحران ساختاری آب. کاهش منابع فرامرزی و رقابت روایت‌ها، استقلال راهبردی قفقاز را تهدید می‌کند.
جنگ روایت و بحران آب؛ باکو در محاصره دو فشار ساختاری

بحران آب و جنگ روایت‌ها؛ باکو در محاصره دو فشار ساختاری | تحلیل ژئوپلیتیک قفقاز

در نگاه نخست، جدال رسانه‌ای درباره نقش اسرائیل، ایران و CNN در بحران‌های منطقه‌ای، هیچ سنخیتی با کاهش منابع آب در قفقاز ندارد. اما به باور ابوکاظم حسنی، نویسنده و تحلیل‌گر مسائل قفقاز، این دو پدیده در عمق خود از یک منطق مشترک پیروی می‌کنند. باکو امروز در محاصره دو فشار ساختاری قرار گرفته است: یکی در میدان روایت‌سازی رسانه‌ای و دیگری در بنیان‌های زیستی و منابع حیاتی. این دو جبهه، استقلال راهبردی جمهوری آذربایجان را به آزمونی جدی کشانده و پیامدهای آن فراتر از مرزهای این کشور، کل معادلات منطقه قفقاز را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در نگاه نخست، یک جدال رسانه‌ای درباره نقش اسرائیل، ایران و CNN در بحران‌های منطقه‌ای و نگاهی به کاهش منابع آب، دو موضوع کاملاً بی‌ارتباط به نظر می‌رسند. اما در عمق این دو پدیده، یک منطق مشترک نهفته:
باکو در حال تجربه نوعی فشار همزمان از دو جبهه متفاوت است؛
1. در محیط اطلاعاتی و روایت‌سازی منطقه‌ای،
2. در بنیان‌های زیستی و منابع حیاتی.
این دو جبهه، استقلال راهبردی باکو را در معرض آزمونی قرار داده است که پیامدهای آن از مرزهای این کشور فراتر می‌رود.

میدان جنگ روایت‌ها

جدال بر سر یک مقاله مشخص، در واقع نمونه کوچکی از رقابت بزرگ‌تری است که در فضای رسانه‌ای قفقاز جریان دارد.
پرسش اصلی این است که چرا روایت‌ها درباره باکو تا این حد شکننده و واگرا شده‌اند؟
از یک سو، این کشور بعنوان شریک امنیتی اسرائیل معرفی می‌شود که روابطش با تل‌آویو برای «موجودیت» و «تصویر بین‌المللی» خود حیاتی است؛
از سوی دیگر، ایران بعنوان همسایه‌ای قدرتمند، در گفتمان بخشی از نخبگان باکو بعنوان منبع تهدید امنیتی بازنمایی می‌شود. در این میان، رسانه‌های بین‌المللی مانند CNN نیز به ابزاری در این رقابت تبدیل شده‌اند.

وقتی یک مقاله تلاش می‌کند مسئولیت تشدید تنش‌ها را از اسرائیل بردارد و بر گردن ایران بگذارد، در حال اجرای یک عملیات روایت‌سازی است. در مقابل، نقد این مقاله نیز که اسرائیل را مسئول اصلی بحران معرفی می‌کند و CNN را قربانی فرافکنی می‌داند، خود در همان میدان بازی می‌کند؛ با این تفاوت که جهت روایت را معکوس می‌کند. در این رفت‌وبرگشت‌ها، عاملیت مستقل باکو غایب است. در بهترین حالت به‌عنوان یک بازیگر منفعل ظاهر می‌شود که باید میان وفاداری به اسرائیل و مدیریت همسایگی با ایران یکی را برگزیند. در بدترین حالت، به میدان نیابتی برای تسویه‌حساب‌های رسانه‌ای میان تهران و تل‌آویو فروکاسته می‌شود.

بحران آب: واقعیتی که روایت را از میدان خارج می‌کند

در پس‌زمینه این درگیری‌های روایی، روندی آرام اما پرشتاب در حال حرکت است: منابع آب باکو بطور پیوسته کاهش می‌یابد و مصرف افزایش پیدا می‌کند. داده‌ها نشان می‌دهد که این کشور در ۲۰ سال از ۲۴ سال گذشته، از آستانه ۴۰٪ مصرف منابع تجدیدپذیر عبور کرده است؛ مرزی که عبور از آن به‌معنای تنش آبی شدید است. در سال ۲۰۲۰، این رقم به ۸۸٪ رسید؛ یعنی تقریباً تمام آب تجدیدپذیرش مصرف شده است.

کاهش سالانه نیم میلیارد مترمکعبی منابع و افزایش نزدیک به ۹۰ میلیون مترمکعبی مصرف، در کنار بهره‌برداری چهار برابری از آب‌های زیرزمینی طی دو دهه اخیر، یک بحران ساختاری را نشان می‌دهد. نکته مهم‌تر آن است که بخش عمده آب ورودی باکو از رودخانه‌های فرامرزی تأمین می‌شود؛ رودخانه‌هایی که سرچشمه‌هایشان در ترکیه، گرجستان، ارمنستان و ایران قرار دارد. این وابستگی، بحران آب را از یک مسئله داخلی به یک معضل ژئوپلیتیکی تبدیل می‌کند.

دو فشار، یک منطق

این دو پدیده هرچند در ظاهر از هم جدا هستند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند: کاهش کنترل باکو بر متغیرهای حیاتی خود. در حوزه اطلاعات، روایت‌ها عمدتاً از بیرون تولید می‌شوند و باکو اغلب در موقعیت مجری قرار می‌گیرد. در حوزه آب، منابع از خارج مرزها وارد می‌شود و سیاست‌های بالادستی همسایگان، همراه با تغییر اقلیم، اراده باکو را محدود می‌کند. در هر دو عرصه، فقدان یک چارچوب ملی بلندمدت، آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد.

برای باکو، خطر آن است که این دو فشار به هم گره بخورند. بحران آب می‌تواند به سرعت به یک موضوع سیاسی و امنیتی تبدیل شود و روایت‌های خارجی از آن بهره‌برداری کنند.
ایران، ترکیه و روسیه هر یک می‌توانند در گفتمان داخلی باکو به‌عنوان مقصر کمبود آب معرفی شوند.
در همین حال، جنگ روایت‌ها میان اسرائیل و ایران، فضای عمومی را چنان قطبی می‌کند که هر اقدام فنی یا دیپلماتیک درباره آب نیز در دام اتهام‌زنی گرفتار می‌شود.

اگر روایت‌های ضدایرانی با بحران واقعی منابع گره بخورند، تبدیل به یک تنش دیگر خواهد شد اما ایران می‌تواند با پیشدستی در مدیریت مشترک منابع آبی، به‌ویژه رود ارس، ابتکار عمل را از رقبای روایی خود بگیرد.

سناریوهای آتی

1. جنگ روایت‌ها در باکو ادامه می‌یابد و بحران آب تدریجا به یک مسئله سیاسی داخلی و منطقه‌ای تبدیل می‌شود. در این حالت، ایران و اسرائیل به رقابت خود ادامه می‌دهند و باکو با سیاست توازن تلاش می‌کند از فرورفتن در یکی از دو جبهه اجتناب کند. اما این توازن، شکننده است.
2. تشدید تنش آبی هم‌زمان با تحریک روایت‌های ضدایرانی، فضای سیاسی باکو را به سمت امنیتی‌سازی کامل رابطه با ایران سوق می‌دهد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است در موقعیت دشوار دفاع از منافع آبی و امنیتی خود قرار گیرد و چرخه بی‌اعتمادی عمیق‌تر شود.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا