ده روایت و خاطره کوتاه و ناشنیده از آیتالله سیدمجتبی خامنهای | روایت ششم: واقعاً میخواستند بروند
روایت ششم از ده خاطره ناشنیده از آیتالله سیدمجتبی خامنهای | واقعاً میخواستند بروند
در ششمین بخش از مجموعه «ده روایت و خاطره کوتاه و ناشنیده از رهبر انقلاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله)»، به روایتی کمتر شنیدهشده از تمایل جدی و واقعی ایشان برای کنارهگیری از مسئولیتهای سنگین رهبری و بازگشت به زندگی شخصی میپردازیم.
روایت ششم: واقعاً میخواستند بروند
یکی از روایتهای کمتر نقلشده درباره آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله)، عزم جدی و واقعی ایشان برای کنارهگیری از مسئولیت رهبری در مقطعی حساس است. بر اساس این روایت، رهبر انقلاب در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند ایشان بمانند، واقعاً تصمیم به رفتن داشتند و این خواست قلبی و جدی ایشان بود.
این روایت نشاندهنده نگاه عمیق ایشان به مسئولیت بهعنوان یک امانت و تکلیف است، نه یک موقعیت یا قدرت. رهبر انقلاب همواره تأکید داشتهاند که مسئولیت را با اکراه و صرفاً بهخاطر تشخیص تکلیف پذیرفتهاند و هیچ وابستگی به جایگاه ندارند.
این خصلت، یکی از بارزترین ویژگیهای رهبران الهی است که قدرت را وسیله میدانند، نه هدف. روایت «واقعاً میخواستند بروند» نشاندهنده خلوص نیت و بیعلاقگی ایشان به قدرت و جایگاه است.
| پیوست | اندازه |
|---|---|
| روایت ششم: واقعاً میخواستند بروند (تصویر با کیفیت بالا) | 6.52 مگابایت |
افزودن دیدگاه جدید