پشت پرده دالان زنگزور؛ شمشیر ناتو و تلآویو برای انسداد تنفسگاه تمدنی ایران
دالان زنگزور؛ شمشیر ژئوپلیتیک ناتو و تلآویو برای انسداد تنفسگاه تمدنی ایران در اوراسیا
فروکاستن پروژه موسوم به «دالان زنگزور» به یک جاده ترانزیتی ساده برای اتصال باکو به نخجوان، خطرناکترین خطای محاسباتی در خوانش تحولات قفقاز است
پس از فاز نخست (عهدنامههای استعماری گلستان و ترکمانچای) و فاز دوم (واگذاری مشکوک نوار مرزی قرهسو به ترکیه در دهه ۱۹۳۰)، اکنون در فاز سوم، پروژه دالان زنگزور در اتاقهای فکر آنگلوساکسونی و صهیونیستی مهندسی شده است
۱. تله «حاکمیت فراسرزمینی»؛ تفاوت مسیر ترانزیتی با دالان امنیتی
در حقوق بینالملل، مفهوم «مسیر ترانزیتی» با «دالان (کریدور)» تفاوت ماهوی دارد
تحقق این سناریو به معنای کشیده شدن یک دیوار آهنین به موازات رود ارس و حذف فیزیکی مرز ایران و ارمنستان است
۲. کالبدشکافی منافع بازیگران در پازل محاصره ایران
دالان زنگزور محل تلاقی سه پروژه کلان امنیتی، اطلاعاتی و هژمونیک است که هر یک از بازیگران، کارکرد خاصی را در آن دنبال میکنند
ناتو و بریتانیا (MI6): هدف آنها ایجاد «کمربند تورانی» برای اتصال مدیترانه به خزر و قطع دسترسی شمال-جنوب میان ایران و روسیه است
. این امر به حضور غیرمستقیم ناتو در خزر و کنترل شریانهای انرژی توسط کنسرسیومهای انگلیسی (مانند BP) میانجامد .رژیم صهیونیستی: هدف تلآویو تکمیل «قوس اطلاعاتی و سایبری» در مرزهای شمالغربی ایران است
. با این طرح، کل نوار شمالی رود ارس به پایگاه مقدم عملیاتی، پهپادی و جنگ الکترونیک اسرائیل علیه ایران تبدیل میشود .ترکیه (آنکارا): هدف آنکارا حذف واسطه جغرافیایی (ایران و گرجستان) برای ارتباط مستقیم با باکو و تثبیت هژمونی بر قفقاز است
. این امر موجب میشود ایران به کشوری محصور و وابسته به اراده آنکارا در تجارت با غرب تبدیل شود .
۳. امتداد پادگان صهیونیستی در کرانههای ارس
برای درک نقش رژیم صهیونیستی، باید به استقرار شرکتهای امنیتی این رژیم تحت پوشش «روستاهای هوشمند» در مناطق زنگیلان و جبرئیل (دقیقاً در مجاورت مرزهای ایران) پس از جنگ ۲۰۲۰ توجه کرد
هدف تلآویو از حمایت تمامقد از این کریدور، امتداد دادن حضور فیزیکی و اطلاعاتی خود تا مرز نخجوان است
۴. جنگ کریدورها؛ ترور اقتصادی شاهراه شمال-جنوب
در بعد ژئواکونومیک، دالان زنگزور یک سلاح اقتصادی با دو هدف مشخص علیه موقعیت ترانزیتی ایران است
بیاثر کردن «کریدور ارس»: جمهوری اسلامی ایران مسیر جایگزین (مسیر کلاله-جلفا در داخل خاک ایران) را برای اتصال باکو به نخجوان عملیاتی کرده است
. اصرار محور غربی-عبری بر دالان زنگزور، تلاشی برای دور زدن خاک ایران و حذف این اهرم ژئواکونومیک است .بلعیدن منابع خزر: با باز شدن این دالان، منابع قزاقستان و ترکمنستان مستقیماً وارد شبکههای باکو-تفلیس-جیهان میشود و ایران از معادلات کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) حذف میگردد
.
علاوه بر این، پیوند جغرافیایی مستقیم ترکیه و باکو، به اتاقهای جنگ روانی پانترکیسم اجازه میدهد تا دالان زنگزور را به لوله تنفسی برای پمپاژ ادبیات تجزیهطلبانه در داخل مرزهای ایران تبدیل کنند
۵. نتیجهگیری و هشدار راهبردی: لزوم بازدارندگی سخت در سیونیک
تجربه تاریخی دیکته میکند که در جغرافیای قفقاز، امنیت ملی با قدرت سخت تثبیت میشود و بیانیههای دیپلماتیک بازدارندگی ایجاد نمیکنند
تثبیت دکترین «تغییر مرز مساوی با اقدام نظامی»: تفهیم بیواسطه و میدانی به باکو و آنکارا مبنی بر اینکه هرگونه تلاش برای تغییر ژئوپلیتیک استان سیونیک با واکنش مستقیم نظامی ایران روبهرو خواهد شد
.تکمیل به سرعت زیرساختهای «کریدور ارس»: بهرهبرداری حداکثری از مسیر ترانزیتی داخل خاک ایران برای خلع سلاح تبلیغاتی باکو
.حضور اطلاعاتی و اقتصادی عمیق در استان سیونیک: تبدیل کنسولگری ایران در «قاپان» به کانون ثقل پروژههای عمرانی و امنیتی جهت بالا بردن هزینه هرگونه تهاجم
.
افزودن دیدگاه جدید