ماورای اسلحه‌ها

اربعین یعنی ما نیز در محاصره‌ی کامل توسط لشکر یزید، اسلحه به‌دست می‌گیریم، همان‌طور که انبیاء در مقابل کفار اسلحه به‌دست گرفتند، اما می‌دانیم ماورای اسلحه‌ها در حال رقم‌زدن حضور تاریخی خاصی هستیم که این حضور تاریخی، معادلات جهان استکباری را به هم می‌زند. در همین رابطه وقتی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه با اسرائیل، هیبت اسلحه‌های اسرائیل را شکست، رهبر معنوی انصارُاللّه در یمن حرکت خاص خود را شکل می‌دهد و نگران قدرت تسلیحاتی آل سعود نمی‌شود، به همان معنایی که حرکت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در پانزده خرداد با فرهنگ اربعینی پیروزی خون بر شمشیر، پایه‌گذاری شد. پانزده خردادی که ما مثل کربلا کشته دادیم ولی متوقف نشدیم.

باید برسیم به این که چرا باید اربعین به طور خاص مدنظرها قرار بگیرد. در این رابطه شیعه در اربعین نشان داد که در اوج پیروزی اسلحه‌ها، این کیفیت‌ها هستند که نقش‌‌آفرین بوده‌اند و لذا از روزی که اربعینِ اول شهدای کربلا شروع شده تا حالا اربعین سرزنده است. زیرا حرکات معنوی و الهی باطن دارند و اسلحه‌ها حجاب باطن آن حرکات نمی‌شوند، مگر آن‌که حرکات الهی از باطن خود تهی شوند و از این جهت اصرار بزرگان دین بر فعالیت‌های فرهنگی جهت معنادادن به حرکات دینی است تا آن باطن همیشه مدّ نظر باشد و جامعه‌ی اسلامی در ظاهرِ دین متوقف نشود و حضور نرم معنویت جای خود را به حضور سخت مادیت ندهد؛ به همان معنایی که حرکت سیدالشهداء(علیه اسلام) قلب و احساس انسان‌ها را مورد خطاب قرار داد و منشأ تحولی بزرگ در جهان اسلام شد.

راز بالندگی احساس عاشورایی در اربعین این است که یک احساس فردی نیست، بلکه احساسی است اجتماعی و موجب تقابل با استکبار می‌گردد. زیرا نظر به واقعیتی است که در عالم واقع شده و می‌تواند به بهترین شکل مناسبات انسانی را به سوی جامعه‌ای معنوی و عدالت‌محور مدیریت کند.

همان‌طور ‌که ملاحظه می‌کنید این روزها اربعین حالت همه‌گیر پیدا کرده است، چرا که روح کیفیت‌گرای جهان اسلام و شیعه که در دویست سال اخیر گمان می‌کرد با واقع‌شدن در فرهنگ مدرنیته می‌تواند آن روح و روحیه را ادامه دهد، متوجه شده با رشد فرهنگ مدرنیته عملاً روح کیفیت‌گرا به حاشیه می‌رود لذا بین کیفیت‌گرایی اسلامی و فرهنگ کمّیت‌گرای مدرنیته حالت تقابلی به ظهور آمد. ما در دوران صفویه تقابلِ تمدنی با غرب نداشتیم، تنها می‌خواستیم خودمان دارای تمدنی باشیم در راستای اهداف تشیع، و واقعاً صفویه قدرت تمدن‌سازی به کمک فرهنگ شیعه را داشت و نشان هم داد و غرب هم به جهت تقابلی که با دولت عثمانی داشت مانع رشد صفویه نشد، در حالی‌که روح کلّی دولت صفوی کیفیت‌گرا بود. اساساً شیعه در تمام طول تاریخ، هویت کیفیت‌گرای خود را حفظ نموده و با آن زندگی کرده و جلورفته است، به همان شکلی که عهد خود را با حرکت کیفی حضرت سید الشهداء(علیه اسلام) در فرهگ اربعینی حفظ نموده است. ولی شیعه در سال‌های اخیر یک‌مرتبه به خود آمده که نمی‌تواند با مدرنیته به جهت روحیه استکباری که در آن وسعت یافته، زندگی دینی خود را ادامه بدهد و مدرنیته مزاحم زندگی دینی تمدن‌ساز شیعه است. از وقتی که شیعه فهمید مدرنیته با رویکرد استکباری‌اش مزاحم ادامه‌ی زندگی دینی تمدن‌ساز است، نطفه‌های انقلاب اسلامی شکل گرفت و منجر به تحقق انقلاب اسلامی شد و بزرگ‌داشت اربعین نیز با هویت دیگری ظهور کرد و می‌رود تا این نوع حرکت که در این اربعین‌ها شروع شده، حالت هویت‌بخشی برای همه‌ی شیعیان داشته باشد.

Share