ضیاءالصالحین چگونه فکر کنیم؟/مطالعه | ضیاءالصالحین

چگونه فکر کنیم؟/مطالعه

ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن/استاد طاهرزاده
چگونه فکر کنیم؟
ما باید در سازمان فکری خودمان موضوعات ارزشمند را بشناسیم و نسبت به آن ها فکر کنیم تا بهترین عمل را انجام دهیم.

سؤال: شما عموماً در مباحث خود افراد را به تفکر دعوت می کنید و معتقدید اگر انسان به ساحت تفکر وارد شد در و دیوار عالم با او حرف دارند. حال سؤال این است كه چگونه می توانیم از طریق مطالعه به تفكر كردن برسیم؟ چون در این صورت هم به مطالعه دعوت  می شویم و هم به تفکر، و درنتیجه از نتایج هر دوی این نعمت ها بهره مند خواهیم شد. إن شاءالله.
جواب: عموماً مطالعه وقتی مطالعه است و موجب تفکر می شود که موضوعِ مورد مطالعه، یک موضوع حقیقی باشد و نه یک موضوع اعتباری. این که ما بفهمیم بعد از آغامحمدخان قاجار چه کسی حکومت را به دست گرفت، موجب تفکر نمی شود، به همین جهت اصرار می شود کتاب های اهل فکر را بخوانید، چون اهل فکر موضوعی را که مورد مداقّه قرار می دهند موضوع حقیقی است. ما وقتی یک شخصیت فکری را شناختیم، در واقع با موضوعی که او با ما در میان می گذارد زندگی می کنیم. مثلاً شما شهید مطهری یا امام خمینی و یا علامه طباطبایی«رحمة الله علیهم» را که شناختید متوجه موضوعاتی خواهید شد که آن ها با شما در میان می گذارند و لذا وارد تفكر می شوید، در این حالت مطالعه ی آثارِ آن ها شما را به وادی فكر وارد می كند، و نه به وادی اطلاعات. چون این ها با موضوعاتی که شناخته اند خودشان اهل فكر شده اند و شما را هم به همان اندازه اهل فكر می کنند، و در نتیجه در مقابل هر حادثه ای بدون آن كه از آن ها سؤال كنید، مثل آن ها فكر می كنید و مثل آن ها عمل می نمایید، وقتی معنی تفکر برایتان معلوم شد تلاش شما در مطالعه ی آثار عالمان، دیگر ارتباط بیشتر با موضوعاتی است که آن بزرگان نسبت به آن ها تفکر کرده اند. در آن حال لازم نیست علامه طباطبایی(ره) را از قبر درآورید و بپرسید: «الآن چه کارکنیم؟» بلکه با دستگاه فکری که به کمک ایشان پیدا کرده اید خودتان تشخیص می دهید چه کار باید بکنید. پس این که می پرسید: «چگونه فکر کنیم؟»، جوابش این است که اگر ما شخصیت های فکری را بشناسیم، و خود را مشغول کتاب هایی نکنیم که نویسندگان آن ها اهل فکر بر روی موضوعات حقیقی نیستند، اهل فکر می شویم و در برخورد با اموری که پیش می آید و یا در رابطه با انتخاب هایی که باید انجام دهیم، مثل کسانی فکر می کنیم که به کمک آن ها موضوعات حقیقی را شناخته ایم. وقتی از این طریق اهل فکر شدیم دیگر سرگردان نیستیم که چه کار کنیم؛ و جدا از اهل اندیشه عمل نمی کنیم.
«تفکر» یعنی داشتن ملکه و توانی که بتوانیم از مقدمات به خوبی به نتیجه برسیم، حال هرچقدر مقدماتِ مورد توجه، حقیقی و وجودی باشند، بیشتر قابل تفکرند و ما را به نتایج عالی تری می رسانند. امام صادق(ع) می فرمایند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكُّرِ فِی اللَّهِ وَ فِی قُدْرَتِه »؛(1) بالاترین عبادت ادامه ی تفكر در باره ی خدا و قدرت او است. در این روایت، خداوند و آلاء و نشانه های قدرت او موضوع تفکر است. می فرمایند تفکری که موضوعش خدا و آثار قدرت پروردگار باشد، بالاترین عبادت است.
ما باید در سازمان فکری خودمان موضوعات ارزشمند را بشناسیم و نسبت به آن ها فکر کنیم تا بهترین عمل را انجام دهیم. آیا کسی که جایگاه ربوبیت پروردگار عالم را می شناسد و نسبت به نقش پروردگار عالم در مناسبات بشری فکر کرده، با کسی که موضوع فکرش مسائل عادی زندگی است، یک طور عمل می کنند و به یک نتیجه می رسند؟

------------------------------------

1- الكافی، ج 2، ص 55.

Share