ضیاءالصالحین اشعار استقبال از محرم / مداحی ورود به ماه محرم (1) | ضیاءالصالحین

اشعار استقبال از محرم / مداحی ورود به ماه محرم (1)

حضرت سیدالشهداء علیه السلام
شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی - شعر برای محرم - نوحه هلال محرم

اشعار استقبال از محرم / مداحی ورود به ماه محرم (1)

در این نوشتار متن مداحی و سینه زنی ویژه اشعار استقبال از محرم برای آغاز ماه محرم و ورود به محرم جهت استفاده مادحین محترم درج می گردد. امید است ما را از دعای خیر خود بهره مند سازید. اللهم عجل لولیک الفرج

مطالب مرتبط: ماه محرم - ویژه نامه خون خدا (امام حسین علیه السلام)

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی - شعر برای محرم - نوحه هلال محرم

ورود به محرم و اشعار استقبال از محرم - شکر خدا که شد حرمم خیمه ی غمت

شکر خدا که شد حرمم خیمه ی غمت
ماندم برای سینه زدن در محرمت
رفتند عده ای و فدای رهت شدند
ماندن عده ای که بمانند همدمت
ما بی خبر ز درک حضور محرمیم
گویا هنوز هم دل ما نیست محرمت
من روضه را به روضه ی رضوان نمی دهم
باشد جواز هر نفسم نوحه و دمت
عشقت مرا برای حسینیه آفرید
این سینه ام پر است ز آوای ماتمت
جایی به غیر گوشه ی هییت نمی روم
شاید که جان خسته شود خیر مقدمت
هیچ آشیانه امن تر از خیمه ی تو نیست
دفع بلا کنند مصیبات اعظمت
روزی که اشک روضه نیاید ز دیده ام
مردن به از وبال شدن بر محرمت
مادر به اشک روضه ی تو داد عادتم
شکر خدا که گریه ما هست مرحمت
دل در هوای کرب و بلای تو پر کشد
تا سر در حرم بزند باز پرچمت

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی - شعر برای محرم - نوحه هلال محرم

اشعار استقبال از محرم / نوحه هلال محرم - ماه ماه ماتمه اومد محرمت

ماه ماه ماتمه اومد محرمت
مونده به جون عاشق شیرینی غمت
سرخ میشه پرچما جای پرچم سیاه
از زنده بودن سرخ میشه پرچمت
عرش رو به کربلا عشق میزنه صدا لبیک یا حسین
شور سینه زنا شور مدافعا لبیک یا حسین
لبیک یا حسین
هر کی دلواپسه اشکش مقدسه
واسه بهشتی بودن یک قطرشم بسه
درمون عاشقاست این وعده خداست
اخر یه روز به دادم این اشکا میرسه
دست خدا نوشت رو سر در بهشت لبیک یا حسین
پیچیده هر طرف از مکه و نجف لبیک یا حسین
لبیک یا حسین
تو باغ اهل بیت عشاق اهل بیت
میخونن از خزون و از داغ اهل بیت
میگیره دین حیات از کشتی نجات
لبیک یا حسین میثاق اهل بیت
بالا ترین سلام خونین ترین پیام لبیک یا حسین
میثاق هر امام محم ترین کلام لبیک یا حسین

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی - شعر برای محرم

اشعار استقبال از محرم / شعر برای محرم - مشکلاتم با توسل کردن آسان می شود

مشکلاتم با توسل کردن آسان می شود
دردهایم غالبا در روضه درمان می شود

ابر چشمانم فقط بهر شما باریده است
شکر، در ماه عزا باران دوچندان می شود

شهر آلوده دوباره پاک و سالم می شود
با لوای تو مزین هر خیابان می شود

بار عام است و گنهکاران همه برگشته اند
هرکه می گوید حسین از نو مسلمان می‌شود

خوش به حالم هر سحر بر تو سلامی می دهم
شب به شب ذکرم فقط جانم حسین جان می شود

شب به شب در روضه ها تا عرش بالا می روم
قالی در روضه هم فرش سلیمان می شود

هر کسی که طعنه زد بر این لباس مشکیم
می رسد یک روز از حرفش پشیمان می شود

در عزایت عرشیان لطمه به صورت می زنند
حضرت جبریل هم پاره گریبان می شود

آب کم می نوشم و حالم دگرگون می شود
این لبم یاد لبت وقتی که عطشان می ‌شود

هرکه دارد کیشِ خود، من پای عشقت مانده ام
سینه ام یاد تنت تا حشر عریان می شود

دستباف فاطمه آخر به غارت می برند
زینبت هم از تعجب مات و حیران می شود

می کُشد تا می کِشد خنجر مرا شمر لعین
سینه ام می سوزد آقا او که خندان می شود

روضه هایی هست اما کو توان خواندنش
الغرض فعلا میان سینه کتمان می شود

ذکرِ لعن من نصیب ابن سعد و حرمله
بر یزید و شمر و زجر و ابن مرجان می شود

نوجوانان حسینیه همه «فهمیده» اند
«روضه ی قاسم» به پا در «هشت آبان» می شود

خوش به حال هر کسی که یار او را می خرد
ظهر عاشورا برایش عید قربان می شود

شاعر : محمد جواد شیرازی

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم - قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را

قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را
کن احترام و نگه دار حرمت غم را
به اذن حضرت زهرا بیا و مُحرم شو
بپوش جامه ی احرام حج ماتم را
به گرد کعبه ی دل با طواف کوثر اشک
صفا بود بزنی طعنه، آب زمزم را
فدای چشمه ی آن دیده ای که خشک مباد
بهانه کرده دمی گریه دمادم را
قسم به گریه کنانش بهشت مجلس او
حرام کرده به هر سینه زن جهنم را
کتیبه های مزین به شعر محتشم است
فرا گرفته حسینیه دو عالم را

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم / محرم آمد - ماه عزای دلبری از راه می رسد

مـاه عـزای دلبری از راه می رسد
                حال و هوای دیگری از راه می رسد
"جن و مَلَک برآدمیان نوحه می کنند"
                گویـا دوبـاره ماتمی از راه می رسد
سقا و دستهای قلم،تشنگی،حرم
               مشک وعَلَم، برادری از راه می رسد
بنگر دمی به شوکت زینب وَ محملش
               دارد دوباره خواهری از راه می رسد
کم کم غـروب واقعـه نزدیک میشود
                  واویلتـا که کافـری از راه می رسد
شمرپلیـد راهی گـودال گشته است
               با کینه ای و خنجری از راه می رسد
زینب به سرزنان سوی گودال می دَوَد
                از قتـلگاه مضطـری از راه می رسد
آن ضربـه ها بـه پیکر شه کارِگـر شدند
در دست دارد او سری از راه می رسد

شاعر : وحید دکامین

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم - سلام بیرق پرچم، سلام ماه عزا

سلام بیرق پرچم،سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب،سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمان روضه ها به پا کردیم

صدازدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان
بخوانی که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است
هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است
اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا
که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند
و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند

شاعر : امیر فرخنده

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم - باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم

 باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم
باز آمد بوی ناله،بوی غصّه، بوی غم
باز آمد بوی حنجر ،بوی خنجر،بوی سیب
باز آمد بوی غربت،بوی سالاری غریــــب
باز آمد بوی اکبر،بوی یاران خــــــــــــدا
باز آمد بوی گل ،پر پر شده روی عـــبا
باز آمدبوی پیکان،بوی شمشیر و خدنگ
باز آمد بوی نیزه،بوی پیشانی و ســنگ
باز آمد بوی گلشن ،بوی عنبر ،بوی عود
باز آمد بوی آتش،بوی خـــیمه ،بوی دود
باز آمد بوی سیلی،روی نیلی،بوی سر
باز آمد بوی خون بر روی لــــــبهای پـدر

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم / امام حسین علیه السلام - نسیم کربلا مسیحای دلم

نسیم کربلا   مسیحای دلم
ز اشک و تربتت   عجین آب و گلم
هماره چشم من   بود آب آورت
جوانی ام شود   فدای اکبرت
کنم هر شب دعا
که یک لحظه جدا
نگردم از شما
حبیبی یا حسین
اگر از داغ تو   نشد ابر بهار
دوچشم من دگر   نمی آید به کار
بسوزد در جهیم   تمام جان و تن
دودست من اگر    نباشد سینه زن
عزایت رحمت است
نگاهت عزت است
بهشتم هیات است
حبیبی یا حسین
گلستانت پر است    ز یاس و یاسمین
گل لیلایی و    گل ام البنین
مران ای گل مرا    اگر خار توام
به گیسویت قسم    گرفتار توام
دلم ویرانه ات
منم پروانه ات
گدای خانه ات
حبیبی یا حسین

شاعر: میثم مومنی نژاد

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم / شعر آغاز ماه محرم - صدات، بُرد دلم را به آسمان مهدی

یا صاحب الزمان 
صدات، بُرد دلم را به آسمان مهدی
خوش است از تو شنیدن دعا بخوان مهدی  
فدای حنجرۀ خسته‌ات شوم مولا
بخوان که با تو بخوانند، حاجیان مهدی
کدام خیمه، به دور تو، حاجیان جمع‌اند؟
کجا، دو دست گشودی بر آسمان مهدی
خوشا به حال دل اهل خیمه‌ای که تو را
چو جان خویش گرفتند، در میان مهدی
رسد ز حنجرۀ سنگ‌های مکه به عرش
صدای نالۀ «یا صاحب‌الزمان» مهدی
بیا که اشک بریزیم با تو در عرفات
به یاد جدّ غریبت، ز دیدگان مهدی
تو ساکن عرفاتی و جدّ مظلومت
ز مکه سوی بیابان بوَد روان مهدی
نگاه ما همه مانده، به اشک دیدۀ تو
نگاه توست به دنبال کاروان مهدی
هنوز، پرچم سرخ حسین می‌خواند
سرود «سیدی الغوث الامان» مهدی
هنوز نغمۀ قرآن رسد ز نیزه به گوش
هنوز زخم حسین است، خونْ‌فشان مهدی
ز لطف و رحمت و آقایی تو کم نشود
دهی به «میثم»اگر روی خود نشان مهدی

شعر از: غلام رضا سازگار

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم - مناجات محرمی

اشعار استقبال از محرم / مناجات محرمی - باز ده شب میشوم بارانی از غم های تو

باز ده شب میشوم بارانی از غم های تو
باز اشک گریه کن ها پای ماتم های تو

این دهه درخانه اش مهمان زهرا میشویم
مادرت بانیست پایان محرمهای تو

زیر خیمه راه از بیراهه روشن میشود
رشته حبل المتین ماست پرچم های تو

از علاج دردهای من طبیبان عاجزند
چشم امیدم فقط مانده به مرهم های تو

از قدیمی ها شنیدم در میان روضه ها
مرده زنده میشده از برکت دم های تو

هرکسی روضه میاید پیشوازش میروی
جان نوکرها فدای خیر مقدم های تو

کشته مرده های تو روزی مسیحا میشوند
عالمی در حسرت عیسی بن مریم های تو

ارزش گریه به تو برگ امان محشر است
دلخوشیم آقا به این قدر مسلم های تو

فیضی از این گریه ها مقتل نویسان میبرند
شیخ جعفر شیخ عباس و مقرم های تو...

میشود فیض شهادت را نصیب من کنی؟
میشود من هم شوم از خیل آدم های تو؟

از سر نیزه ببین خیلی مزاحم میشوند
یک نفر دارد سر آزار محرم های تو

ای سر بی تن ببین خون بر دل سادات شد
آه بر اهل حرم خرما و نان خیرات شد

شاعر : سید پوریا هاشمی

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم

اشعار استقبال از محرم / شور امام حسین علیه السلام - باورم نمیشه آقا

 باورم نمیشه آقا

بازم سیاهیاتو دیدم

باورم نمیشه آقا

من به محرمت رسیدم

باورم نمیشه آقا

برات تو روضه شور گرفتم

باورم نمیشه آقا

دوباره از تو نور گرفتم

دوباره به یاد ماه محرمای قدیم

تو کوچه مون واسه تو خیمه زدیم

پیرهن سیاه و زنجیر و سنج و علم

حسرت دیدن صحن و سرای حرم

حسین ممنونتم ممنونتم ممنونتم حسین

----------

باورم نمیشه آقا

چی فکر می  کردم چی شد آقا

باورم نمیشه آقا

با تو دلم یکی شد آقا

باورم نمیشه آقا

دارم می بینم این شبا رو

باورم نمیشه آقا

می بینم این علامتا رو

دوباره یادم میاد تکیه های روضه خونی

امام حسین کربلا میخوام میدونی

نقش رو سر بنده یا حسین غریب

عطر بهشت توی روضه ها بوی سیب

حسین ممنونتم ممنونتم ممنونتم حسین

-------

باورم نمیشه آقا

جدایی بینمون بیافته

باورم نمیشه آقا

که اسمم از قلم بیافته

باورم نمیشه آقا

نذاری نوکرت بمونم

باورم نمیشه آقا

نذاری اسمتو بخونم

دوباره دلم مسافر دیار کربلاست

تو حسرت و بی قرار کرب و بلاست

من اومدم پیش تو گدایی کنم

برا زیارت دلو هوایی کنم

حسین ممنونتم ممنونتم ممنونتم حسین

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم

اشعار استقبال از محرم / ورود به ماه محرم - عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است


عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است

یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است

از عرش تابه فرش تمام فرشتگان

فریاد می زنند که ماه محّرم است

هفت آسمـان پُر است ز گرد عزای تو

چشمـان مهر و ماه ز داغ تو پُر نم است

کعبه سیاهپوش عزایت شد و هنوز

شور غمت به سینۀ پُر شور زمزم است

بعد از گذشت این همه سال از شهادتت

گلزار دین هنوز ز خون تو خُـّرم است

تا با خبر شوند همه عالم از غمت

یادآور غم تو رسول مکّرم است

تا فیضی از فضیلت غم های تو برند

خلوت نشیـن سوک تو موسی و آدم است

هرجا به پاست محفل سوکت، به پیش چشم

تصویر کربلای تو آنجا مجسّم است

از هر غمی که بر دل ما خیمه می زند

فرموده اند گریۀ بر تو مقّدم است

ازحُرمت غمت چه بگویم که تا به حشر

زهرا سیاهپــوش عزایت دمادم است

چون محتشم «وفائی »غمگین به گریه گفت

«باز این شورش است که در خلق عالم است»

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم - اشعار استقبال از محرم

اشعار استقبال از محرم - شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا

 یابن الحسن بیا که حلول محرم است
شادی به ما حرام شد,ایام ماتم است
شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا
بلبل کند نوا که خزان محرم است
ما عاشقان لاله ی سرخ محمدیم
کز عطر او بهشت خداوند خرم است
صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین
ارباب ما معلم عیسی بن مریم است
عیسی اگر در اخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ی حسین شرف عرش اعظم است
با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت
او شاه مصر باشد و این شاه عالم است
ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار
روی حسینیان گل و این اشک شبنم است
ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا
یاران سینه زن همه در زیر پرچم است
گر وعده ی بهشت به ما می دهد بهار
ما نیستیم طالب رضوان,مسلم است
بر عاشقان سیاحت گلشن حرام شد
خاکم به سر که قامت سرو علی خم است
ای آب بس کن این همه جوش و خروش را
در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است
سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد
شرمنده ی خجالت او نهر علقم است
ساقی تشنه ,تشنه برون آمد از فرات
قربان غیرتش شود عالم اگر کم است
چون محتشم بخوان به پیمبرکلامیا
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم

اشعار استقبال از محرم - شـده مـاه محـرّم سـرت سـلامت فاطمه

شـده مـاه محـرّم سـرت سـلامت فاطمه
مه اشک است و ماتم سرت سلامت فاطمه
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
****
شده عالم سیه‌پوش از داغ هفتاد و دو تن
می‌شود خاک صحرا بر یوسف زهـرا کفن
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
****
رسد از باغ جنت با چشم گریان فاطمه
گهـی آیـد در گـودال گاهی کنار علقمه
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
****
گل لبخنـد اصغر آتش زده بـر جگرم
روی خونین اکبر افکنده بر دل شررم
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
روی خاک میـدان این شاخۀ یاس علی است
سر زهرا سلامت این دست عباس علی است
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
****
مه خون است و سقا خون از بصر جاری کند
عـوض دسـت عبـاس زینـب علمداری کند
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
****
مه خون است و قاسم گردد به قربان عمو
نـوشد آب گــوارا از چـشم گریـان عمو
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است

شعر: دودریا اشک ۱- غلامرضا سازگار

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم - ورود به ماه محرم

اشعار استقبال از محرم / ورود به ماه محرم - باز این چه شورش است/ تو را مادرم حسین

این شهر را هوای محرم گرفته است 
حال و هوای قلب مرا غم گرفته است 

قبل از دهه برای عزای تو مادرم 
اسپند و چایی و رطب بم گرفته است 

((باز این چه شورش است))تو را مادرم حسین 
در وقت شیر دادن من دم گرفته است 

در بین نوکران تو لات محل ما 
شیون کنان برای تو پرچم گرفته است 

وقتی سماورم ز غمت جوش میزند 
یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است 

شعر از: سجاد روان مرد

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم

اشعار استقبال از محرم - قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را

قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را
کن احترام و نگه دار حرمت غم را
به اذن حضرت زهرا بیا و مُحرم شو
بپوش جامه ی احرام حج ماتم را
به گرد کعبه ی دل با طواف کوثر اشک
صفا بود بزنی طعنه، آب زمزم را
فدای چشمه ی آن دیده ای که خشک مباد
بهانه کرده دمی گریه دمادم را
قسم به گریه کنانش بهشت مجلس او
حرام کرده به هر سینه زن جهنم را
کتیبه های مزین به شعر محتشم است
فرا گرفته حسینیه دو عالم را

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا - شعر ورود به محرم

اشعار استقبال از محرم / شعر ورود به محرم - بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم

بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم
با قلم موی خیالم، نقش در دفتر کشیدم
دیدم اما این قلم مو رنگی از جوهر ندارد
منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم
کم کم از دشت شقایق صحنه ای ترسیم کردم
با گلاب اشک خود باغ گلی پَرپَر کشیدم
یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت
یک بهشت آزادگی را ساده با جوهر کشیدم
گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا
عطر زهرا و شمیم مهربانی های پیغمبر کشیدم
یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان
آه سردی از نهاد ساقی کوثر کشیدم
سوره ای سرشار از"۸۴" آیات عزت
صورتی قرآنی از"۷۲" یاور کشیدم
نغمه "الموت احلی من عسل" را نقش برلب
انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم
با سرود دلکش "هیهات من الذلة " کم کم
پرچمی در ابر و باد از کاکل اکبر کشیدم
در کنارعلقمه پهلوی نخلستان عاشق
مَشک آب و تک سواری تشنه در دفتر کشیدم
دست های ساقی لب تشنه را آنجا ندیدم
" جام آبی "با نماد دست آب آور کشیدم
یک چمن گل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم
روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم
بانگ " هل من ناصری" پیچیده در هفت آسمان ها
شهسوار عشق را تنها و بی یاور کشیدم
سینه ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد
روی دست باغبان تا غنچه ای پَرپَر کشیدم
صحنه تودیع اهل بیت وحی آمد به یادم
ساق پای اسب را در دست یک دختر کشیدم
آتش لب های تشنه، برق تیغ و برق دِشنه
جلوه های دل فریبی از گل و خنجر کشیدم
دجله ای از اشک حسرت روی " تلّ زینبیه "
حجله ای رنگین کمان از صبر یک خواهر کشیدم
عصر عاشورا میان موجی از گل های پَرپَر
زیر تیغ خارها تصویر نیلوفر کشیدم
در میان خیمه های سوخته در رقص آتش
با کبوترهای سرگردان به هر سو سر کشیدم
چهره خورشید را از مشرق سر نیزه تابان
ماه را در بستری از خاک و خون، بی سر کشیدم
در شبی مهتاب و ابری با سرانگشتان لرزان
برق چشم ساربان و نقش انگشتر کشیدم
در تنوری غرق در نور خدایی در دل شب
قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم
پا به پای کاروان در سایه سار " دیر راهب "
آه سرد از دل کشیدم جلو؟ دلبر کشیدم
خطبه زینب قیامت کرد در حال اسارت
شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم
پیش چشم زینب آزاده در کاخ ستمگر
خیزران و قاری قرآن و تشت زر کشیدم
تا شفق هم رنگ شد با سینه سر خان مهاجر
بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم - اشعار ورود به کربلا

اشعار استقبال از محرم / اشعار ورود به کربلا - اینجا کجاست که اومدیم اشکام مثل بارونه

اینجا کجاست که اومدیم اشکام مثل بارونه
بارونه
اینجا کجاست خیمه زدی زینب دیگه دلخونه
دلخونه
بیا برگردیم به دل من بد افتاده
بیا برگردیم دل حرم پریشونه
بیا برگردیم که آخرش بدون تو
دل این صحرا دل منو میسوزونه
کربلا اگه بی بال و پرم کنه چه کنم
کربلا اگه بی برادرم کنه چه کنم
اینجا کجاست که اومدیم چرا خاکش دلگیره
دلگیره
اینجا کجاست که رویرو برق تیغ و شمشیره
شمشیره
خاک ای صحرا به خواهرت نمی سازه
خاک این صحرا آسمونش نمی باره
می دونم اینجا امید زینب میره
به خدا زینب نگران علمداره
کربلا اگه خاک غم برم چه کنم
کربلا اگه بی علی اکبرم کنه چه کنم
با کرب و بلا دیدم غم فردا رو
فردارو
روی نیزه های غرق به خون دیدم همه سرها رو
سرها رو
می بینم انگار بدنت تو گوداله
می بینم انگار رو پر معجرم خونه
بیا برگردیم تا که سرت نیفتاده
بیا برگردیم حال حرم پریشونه
کربلا ما رو بی حرم کنه چه کنم
کربلا اگهه خون به جیگرم کنه چه کنم
کربلا بی معجرم کنه چه کنم

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم

اشعار استقبال از محرم - غصه اش خواست بر ملا بشود

غصه اش خواست بر ملا بشود
پای گریه به شعر وا بشود
این تعجب نداشت یاد دلش
روضه ی کربلا به پا بشود
گفت ابن شبیب تا حالا
دیدی تن از سری جدا بشود؟
یا که سر از تنی جدا هم شد
از روی سینه؛ از قفا بشود؟

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم - خروج کاروان از مکه - آغاز محرم - ماه محرم

اشعار استقبال از محرم / غزل خروج کاروان از مکه - شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین

شیعیان! دیگر هواى نینوا دارد حسین
روى دل با کاروان کربلا دارد حسین‏

از حریم کعبۀ جدّش به اشکى شُست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین‏

مى‌‏برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از این‏‌ها حرمت کوى منا دارد حسین...

او وفاى عهد را با سر کند سودا ولى
خون به دل از کوفیان بی‌وفا دارد حسین‏...

آب را با دشمنان تشنه قسمت مى‌‏کند
عزّت و آزادگى بین تا کجا دارد حسین‏...

دست آخر کز همه بیگانه شد، دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسین‏

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جاى نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین‏

اشک خونین، گو بیا بنشین به چشم «شهریار»
کاندرین گوشه عزایى بى‏‌ریا دارد حسین

شاعر: محمد حسین شهریار

شعر ورود به کربلا - شعر استقبال از محرم

اشعار استقبال از محرم - از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا ... شهادت اشهد ان لا ... شهید
محشر اللهُ الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار، کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرّم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

شاعر: علیرضا قزوه

شعر ورود به کربلا

اشعار استقبال از محرم / شعر ورود به کربلا - ای ساربان دیگر مران اینجا زمین کربلاست

ای ساربان دیگر مران اینجا زمین کربلاست
این سرزمین پربلا قتلگه خون خداست
وای حسین وای حسین «۲»

***

گلهای باغ فاطمه اینجا همه پرپرشود
درپیش چشم خواهرش اینجا حسین بی سر شود
وای حسین وای حسین«۲»

***

زهرا دراینجا ناله غریب مادر می زند
زینب به دورقتلگه برسینه وسرمی زند
وای حسین وای حسین«۲»

***

اینجاست کعبه حسین قتلگهش کوی مناست
سعی صفا ومروه اش به زیر سم اسب هاست
وای حسین وای حسین«۲»

شاعر : حسین میرزایی

 

Share