شرح دعای روز پانزدهم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان
روزى تنها به معنى مواهب مادى نيست/معناشناسی خشوع در قرآن/صفات و نشانه های خاشعین در کلام وحی/حقیقت خشوع بندگی/مفهوم مخبتین/۴ صفت برای مخبتین واقعی/توبه ، سعه صدر می خواهد

شرح دعای روز پانزدهم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

شرح دعای روز پانزدهم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی؛ روزی تنها به معنی مواهب مادی نیست/معناشناسی خشوع در قرآن/صفات و نشانه های خاشعین در کلام وحی/حقیقت خشوع بندگی/مفهوم مخبتین/۴ صفت برای مخبتین واقعی/توبه، سعه صدر می خواهد

دسترسی به سایر مطالب «شرح ادعیه روزانه ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی»

شرح دعای روز پانزدهم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان :

«اللهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الْخاشِعینَ، وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری بِانابَةِ الْمُخْبِتینَ، بِامانِکَ یا امانَ الْخآئِفین؛ خدایا در این ماه اطاعتی همانند فروتنان را روزیم کن، و با توبه خاضعانه سینه ام را گشاده دار، به ایمنیت ای ایمنی بخش ترسیدگان.[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۵]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

روزی تنها به معنی مواهب مادی نیست

روزی معنی وسیعی دارد که روزی های معنوی را نیز در بر می گیرد، بلکه روزی اصلی همین روزی معنوی است، در دعاها تعبیر به رزق در مورد روزیهای معنوی بسیار به کار رفته است، بعنوان نمونه در مورد حج می گوئیم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ؛ خدایا مرا روزی کن حج بیت الحرام را».[تفسیر نمونه؛ ج ۲۰؛ ص۳۷۴]

اینگونه است که در فراز ابتدایی دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان می خوانیم:«اللهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الْخاشِعینَ؛ خدایا در این ماه اطاعتی همانند فروتنان را روزیم کن»[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۵]. و همچنین در مواهب معنوی دیگر.[تفسیر نمونه؛ ج ۲۰؛ ص۳۷۴]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

معناشناسی خشوع در قرآن

«خشوع» به معنای حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می شود، و آثارش در بدن ظاهر می گردد.[سورۀ مؤمنون؛ آیه ۲؛تفسیر نمونه؛ ج ۱۴، ص ۲۱۳]،[لغات در تفسیر نمونه؛ ص۲۰۴]

خداوند در قرآن لفظ خشوع را برای زمین های بی گیاه و خشک که فاقد حیات هستند، اطلاق کرده، یعنی انسان خاشع هم در برابر خداوند و عظمت او، مرده و فاقد تحرک است.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)؛ ج ۲؛ ص۱۷۸]

به ویژه آنکه زنده شدن قبلهای مرده با ذکر الهی و پیدا کردن حیات معنوی در پرتو خشوع و خضوع در مقابل قرآن ، شباهت زیادی به زنده شدن زمینهای مرده به برکت قطرات حیاتبخش باران دارد.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۵؛ ص۱۰۳]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

صفات و نشانه های خاشعین در کلام وحی

قرآن کریم برای این که انسان بتواند بر امیال و خواسته های دل پیروز گردد و حبّ جاه و مقام را از سر بیرون کند می گوید: «از صبر و نماز یاری جویید»[«وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»./ سورۀ بقره؛آیه ۴۵] و با استقامت و کنترل خویشتن بر هوسهای درونی پیروز شوید؛ سپس اضافه می کند: «وَ إِنَّها لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخاشِعِینَ؛[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۷۰] این کار جز برای خاشعان سنگین و گران است»[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۷۰]

هم چنین خداوند در این آیه[سورۀ بقره؛ آیۀ۴۶] خاشعان را چنین معرفی می کند: «الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ راجِعُونَ؛ همانها که می دانند پروردگار خود را ملاقات[بدیهی است منظور از «لقاء» و ملاقات خداوند ملاقات حسی، مانند ملاقات افراد بشر با یکدیگر نیست، چه این که خداوند نه جسم است و نه رنگ و مکان دارد که با چشم ظاهر دیده شود، بلکه منظور یا مشاهده آثار قدرت او در صحنه قیامت و پاداشها و کیفرها و نعمتها و عذابهای او است یا به معنی یک نوع شهود باطنی و قلبی است، زیرا انسان گاه به جایی می رسد که گویی خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده می کند، بطوری که هیچ گونه شک و تردیدی برای او باقی نمی ماند./ برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۷۰] خواهند کرد و به سوی او باز می گردند».[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۷۰]

و یا در فراز قرآنی دیگر می خوانیم:«خاشِعِینَ لِلَّهِ»[سورۀ آل عمران؛ آیۀ۱۹۹]؛ آنها در برابر فرمان خدا تسلیم و خاضعند»، و همین خضوع آنهاست که انگیزه ایمان واقعی شده و میان آنها و تعصبهای جاهلانه، جدایی افکنده است.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۱؛ ص۳۶۶]

هم چنین در کلام آسمانی آمده است:«وَ کانُوا لَنا خاشِعِینَ؛ و آنها همواره در برابر ما خشوع داشتند» خضوعی آمیخته با ادب و احترام و ترس آمیخته با احساس مسؤولیت که نشان می دهد خاشعین به هنگام رسیدن به نعمت گرفتار غفلتها و غرورهایی که دامن افراد کم ظرفیت و ضعیف الایمان را به هنگام وصول به نعمت می گیرد نمی شدند، آنها در همه حال نیازمندان- را فراموش نمی کردند، و در خیرات، سرعت داشتند، آنها در حال نیاز و بی نیازی، فقر و غنا، بیماری و سلامت، همواره متوجه خدا بودند، و بالآخره آنها بخاطر اقبال نعمت گرفتار کبر و غرور نمی شدند، بلکه همواره خاشع و خاضع بودند.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۱۸۷]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

حقیقت خشوع بندگی

از صفات دیگر پرهیزگاران خشوع در عبادت است؛خشوع عمدتاً برای تواضع درونی است گرچه برای برون هم اطلاق شده است.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)؛ ج ۲؛ ص۱۷۵]

این صفت خشوع در عبادت و نماز را خداوند از صفات مؤمنین شمرده و فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ- الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛ به تحقیق رستگار شدند مؤمنین، آن کسانی که در نمازشان خاشعند».[سورۀ مؤمنون، آیه ۱ و ۲] قرآن نفرمود مؤمنین نماز خوانها هستند که این رسم هر مسلمان اسمی است، بلکه فرمود در نماز خاشع هستند.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)؛ ج ۲؛ ص۱۷۵]

لذا تعبیر امام علی(علیه السلام) در «و خشوعا فی عبادة»[نهج البلاغه؛ خطبه ۱۹۳] اشاره به این است که عبادت آنها سرسری و بی روح نیست، بلکه حالت خضوع و خشوع و حضور قلب که روح عبادات است در اعمال عبادی آنها موج می زند و هرنمازی از آنها نردبانی است برای صعود به اوج قرب خدا؛ و به همین دلیل قرآن مجید در وصف مؤمنان رستگار می فرماید: «الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛ همانان که در نمازشان فروتنند»[سورۀ  مؤمنون، آیه ۲]،[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۷؛ ص۵۶۸]

البته نباید فراموش نمود از امراض بزرگ قلب و بدن نوعی از خشوع است که برای عوام فریبی جوارح را خاشع می کند ولی قلب را نه، چه افرادی را دیدیم که برای رسیدن به مقاماتی در نزد مردم چنین کردند، و به خیال خود مردم را به خود جلب کردند، در حالی که دانایان آگاهند و فرد صالح و غیرصالح را از هم تشخیص می دهند، مواظب باشید دچار چنین افرادی نشوید، و به دام آنها نیفتید، در حالی که باید خودمان نیز دچار این حالت نشویم.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)؛ ج ۲؛ ص۱۷۷]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

مفهوم مخبتین

در فراز دوم از این دعای نورانی می خوانیم:«وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری بِانابَةِ الْمُخْبِتینَ؛ و با توبه خاضعانه سینه ام را گشاده دار».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۵]

«مُخْبِتِین» از مادّه «اخبات» از ریشه «خبت» (بر وزن ثبت) گرفته شده که به معنای زمین صاف و وسیع است که انسان به راحتی در آن گام بر می دارد، بعداً این ماده به معنای اطمینان و خضوع آمده؛ چرا که راه رفتن در چنین زمینی توأم با اطمینان است و زیر پای راهروان خاضع و تسلیم!.[لغات در تفسیر نمونه؛ ص۵۱۲]

لذا «مخبتین» به معنای متواضعان است که خداوند آنها را بعنوان کسانی که به هنگام یاد خدا، دل هایشان ترسان می شود و در برابر مصائب، صابر و شکیبا و برپادارنده نماز، و انفاق کننده از همه مواهب هستند، تفسیر می نماید.[سورۀ حجّ، آیات ۳۴- ۴۱، تفسیر نمونه، ج ۱۴؛ ص ۱۱۷ – ۱۳۶]،[لغات در تفسیر نمونه؛ ص۵۱۲]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

چهار صفت برای مخبتین واقعی

در قرآن کریم[سورۀ حج؛ آیۀ ۳۵] صفات «مخبتین» (تواضع کنندگان) در چهار قسمت( دو قسم معنوی و روانی و دو قسمت جسمانی) مورد توجه قرار گرفته است.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۲۱۵]

نخست خداوند می فرماید: «الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ؛[سورۀ حج؛ آیۀ۳۵]همانها که چون نام خدا برده می شود دلهایشان پر از خوف (پروردگار) می گردد»[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۲۱۵]

نه این که مخبتین از غضب او بی جهت بترسند، و یا در رحمت او شک و تردید داشته باشند، بلکه این ترس بخاطر مسؤولیتهایی است که بر دوش دارند و شاید در انجام آن کوتاهی کرده اند، این ترس بخاطر درک مقام با عظمت خداست.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۲۱۵]

دیگر این که: «وَ الصَّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ؛[سورۀ حج؛ آیۀ۳۵] آنها در برابر حوادث دردناکی که در زندگیشان رخ می دهد صبر و شکیبایی پیش می گیرند».[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۲۱۵] بلکه عظمت حادثه هر قدر زیاد و ناراحتی آن هر قدر سنگین باشد در برابر آن زانو نمی زنند لب به کفران نمی گشایند و خلاصه ایستادگی می کنند و پیش می روند و پیروز می شوند.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص۲۱۵]

سوم و چهارم این که: «وَ الْمُقِیمِی الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛[سورۀ حج؛ آیۀ۳۵] آنها نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند»؛[برگزیده تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۲۱۶] از یک سو ارتباطشان با خالق جهان محکم است و از سوی دیگر پیوندشان با خلق خدا مستحکم.[برگزیده تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۲۱۶]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

توبه، سعه صدر می خواهد

بسیارند کسانی که اعمال خلافی را مرتکب می شوند، امّا گویی عارشان می آید که عذر بخواهند و آن را عیب می دانند، بلکه گاهی به قول مردم: «دو قورت و نیم او هم باقی است» و طلبکار. این عیب بسیار بزرگی است. چه اشکالی دارد اگر انسان خلافی را مرتکب شد، همان گونه که پشیمان شده ، در پیشگاه خداوند توبه و استغفار می کند، و حتی در پیشگاه خلق هم عذر بخواهد. اگر مردم واقعاً سعه صدر، شجاعت و شهامت عذرخواهی را داشته باشند بسیاری از مشکلات در همان مراحل اوّلیّه پایان می پذیرد.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۲۴۲]

کسی که حاضر نیست عذرخواهی کند آیا خودش را معصوم می داند؟ مسلّماً نه، چون هر انسانی خطا می کند. پس اگر خطایی از او سرزد، خود عذرخواهی دلیل بر بزرگواری اوست، دلیل بر سعه صدر انسان است. کسانی که تنگ حوصله اند و ضیق صدر دارند، گمان می برند با عذرخواهی از شخصیّتشان کم می شود، در حالی که غافلند و نمی دانند عذرخواهی دلیل بر عظمت شخصیّت و بزرگواری است.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۲۴۳] پیامبر در داستان «سواده» در مقابل کسی که معلوم نبود راست می گوید یا اشتباه می کند یا این کار مقدّمه ای برای برنامه های بعدی بود، بزرگواری خود را نشان دادند.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۲۴۳]

بنابراین اگر در کارها منصف باشیم و عذرخواهی کنیم این خود، کلید زندگی سالم است، پس اعتذار (پوزش طلبیدن) از ارزش های اخلاقی است.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۲۴۳]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

سخن آخر(نقش سازنده خوف در بازدارندگی)

در فراز پایانی دعای می خوانیم؛«بِامانِکَ یا امانَ الْخآئِفین؛ به ایمنیت ای ایمنی بخش ترسیدگان»،[كليات مفاتيح نوين ؛ ص۸۱۵] که نشان می دهد خوف عامل بازدارنده در برابر طغیان ها و حرکات بی رویه است. همان گونه که وسیله نقلیه فاقد موتور، از حرکت باز می ماند و فاقد ترمز در برابر پرتگاه ها و جاده های خطرناک ایمنی ندارد، این مولفه در وجود هر انسانی باید به صورت متعادل باشند تا هم به سوی طاعات حرکت کند و هم از معاصی خودداری نماید؛[پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏۹ ؛ ص۳۶۳] اینگونه است که حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:«کسی که (از خدا) بترسد ایمنی می یابد»،[نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان ؛ ترجمه ؛ ص۷۸۵]

Share