۱۶ شعر درباره امام علی علیه السلام از حجت الاسلام رضازاده

امام علی علیه السلام, حضرت علی علیه السلام
اشعار حجت الاسلام سید فضل الله رضازاده درباره امام علی علیه السلام (۱۶ شعر)

۱۶ شعر درباره امام علی علیه السلام از حجت الاسلام رضازاده

۱۶ شعر درباره امام علی علیه السلام از حجت الاسلام سید فضل الله رضازاده به مناسبت سالروز میلاد آن حضرت تقدیم حضورتان میگردد...

پیشنهادی: ولادت امام علی علیه السلام - ویژه نامه مولود کعبه

16 شعر درباره امام علی علیه السلام از حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱) : بت شک

بر دوش نبی علی چو بنهاد قدم
بر دوش نبی علی چو بنهاد قدم

پاکیزه ز بت نمود چون خانه حق
از قلب نبی زُدود او غصه و غم

اصنام حرم شکسته گردید ولی
از بهر قریش آن دو گردیده صنم

بر ضدّ علی که بت شکن بُد به جهان
آن مردم بت پرست قد کرده علم

تا آنکه بسوزند علی را چو خلیل
بر خانه او زدند آتش ز ستم

لیکن چو خدا یار علی بوده و هست
در ارض و سماء نام علی گشته رقم

بر سر در آن بهشت گردیده رقم
آن نام مبارک علی بحر کرم

یعنی که بدون حبّ آن نور خدا
نتوان که نهی در او به یک لحظه قدم

ای بحر کرم دست (رضا زاده) بگیر
او غرق گناهست رهانش زالم

شعر درباره امام علی علیه السلام از حجت الاسلام رضازاده

شعر (۲) : باب العلم

تا زلطف حق علی را رهبر و دلبر گرفتم
من ز اعدای علی آن نور حق دل بر گفتم

چند بیتی من بگویم در مدیح سرور دین
چونکه مدح این علی را بهرخود زیور گرفتم

 علی قرآن ناطق چون طبیبی هست حاذق
آگه از درد خلائق دامن حیدر گفتم

تاشود مجلس معطّر می نمایم مدح حیدر
عطر مدح این علی را به ز مشک تر گرفتم

تا شدم مدّاح حیدر فاتح احزاب و خیبر
بهر پروانه به جنّت من که بال و پر گرفتم

تا شود شاداب قلب شیعیان از مدح مولا
من مدد در شعر خود از ساقی کوثر گرفتم

این علی حلاّل مشکل از خدا نبود چو غافل
او به دنیا نیست مایل بر همه سرور گرفتم

این علی دارد ولایت از سوی خالق بر امت
این ولایت بهر او از قول پیغمبر گرفتم

در غدیر خم پیمبر گفت با امت بدانید
من به امر حق علی را بر شما رهبر گرفتم

باب شهر علم پیغمبر علی باشد در عالم
من علی را بهر خود سالار و هم سرور گرفتم

غیر ازاین در هرکه وارد شد به شهر علم احمد
من بدون شک ورا یک دزد غارتگر گرفتم

نفس پیغمبر که در قرآن بیان کرده خداوند
این علی باشد که فضلش را نکو مصدر گرفتم

این غلو نبود (رضازاده) که گویی من علی را
نفس پیغمبر چو باشد ز انبیا برتر گرفتم

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۳) : بهشت نیکان

آن بهشتی که خدا کرده بیان در قرآن
دار قدس است و مُهیا شده بهر نیکان

انبیاء و شهدایند و دگر صدیقین
که در آن خُلد برین رفته و دارند مکان

جای آلوده و مشرک نبود باغ بهشت
باشد آن باغ بهشت منزل و جای پاکان

گر که خواهی بروی روز قیامت به جنان
راه آن را تو بپیما که شوی داخل آن

راه آن باغ جنان گر تو خواهی دانی
هست اعمال نکو آن ره و نور ایمان

عمل صالح نیکوست همان صوم و صلات
دگر آن حجّ و زکات است که حق کرده بیان

پیروی کردن از عترت اطهار رسول
شرط صحّت بود از بهر عمل ای انسان

چونکه ایمان حقیقی بود آن حُب علی
پس بدان حبعلی می کَشدت سوی جنان

قاسم دوزخ و جنت به صف حشر علی است
قول پیغمبر خاتم بود آن نیز بدان

امر تزویج در آن جنت و فردوس برین
هست بر دست علی سرور و شاه مردان

آنکه بی مهر علی کرده عبادت صد سال
هیزم آتش دوزخ بشود آن نادان

سبب زندگی دائم و نیکو به بهشت
باشد آن مهر علی نور خدای سبحان

گر بخواهی که علی شاد کند قلب تو را
بایدت شیعه او را بنمائی شادان

گر کنی شاد دل شیعه تو از بهر خدا
بکند شاد تو را حضرت حق در دو جهان

مرهمی بهر خُدا بر دل مجروح گذار
تا که آن دل نشود آب و شود اشک روان

می شود شاد خداوند و رسول و عترت
چون که تو شاد نمائی دل آزرده دلان

غم آن دل که شده زخم ز جور دونان
نشود بر طرف از گردش باغ و بستان

زخم بر دل زدن و اشک ز صورت شستن
کار زشتی است که باشد عمل حیله گران

این علی حجت حق مظهر الطاف خدا
می شد از ناله طفلان یتیم او لرزان

جان عالم به فدای علی آن مظهر حق
چون شب و روز علی بود به فکر دگران

چون علی دید که اطفال یتیم محزونند
بع بع او کرد که دلشاد ناید طفلان

آن چنان لطف بدشمن بنموده است علی
که عقول عُقلا گشته ز لطفش حیران

چون (رضا زاده) بود عاشق و شیدای علی
گشته مداح علی در همه جا از دل و جان

چون دل شیعه شود شاد ز مدح مولا
می کند شاد دل شیعه ز بهر یزدان

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۴) : علی قبله دلها

روشن شده در ماه رجب عالم امکان
چون ماه هدایت شده در کعبه نمایان

آن قبله نمائی که بود قبله دلها
در قبله عالم به شهود آمده شادان

جبریل و ملائک زده صف در دل کعبه
از مهر زیارت ز رخ مظهر جانان

در کعبه سه روز فاطمه مهمان خدا بود
در خدمت آن مام علی جمله حوران

از باغ جنان بود غذایش چو شب و روز
محتاج نشد بنت اسد هیچ به بیران

خارج چو علی از رحم مام بگردید
فی الحال نمود سجده بر خالق سبحان

آن مخزن اسرار خدا در شکم مام
تجلیل همی کرد از آن ختم رسولان

هر وقت که وارد به سرا گشته پیمبر
جنبید در آن حال علی معدن عرفان

از جنبش او فاطمه می گشت خبردار
کآمد به سرا ختم رُسل سرور خوبان

برخاست ز جا زود که تجلیل نماید
از احمد مختار همان زوجه عمران

در علم و کمالات چو بُد مثل پیمبر
خوانده است ورا نفس نبیّ خالق منان

پیغمبر خاتم که بود شمس هدایت
بی شک قمرش هست علی آن مه تابان

سر تا سر عالم شده تا روز قیامت
روشن ز همان نور علی جلوه یزدان

آن باب علوم نبوی منشأ هر خیر
دریای عظیمی است پر از لؤلؤ و مرجان

اسرار که از خضر بیاموخته موسی
در نزد علی هست چو یک قطره باران

جبریل امین آنکه بود واسطه حی
در نزد علی هست چو یک طفل دبستان

چون آل عبا زیر کساء جمع بگشتند
جبریل نمود فخر که او هست ز ایشان

از درک کمالات علی نور الهی
عقل عقلا خسته بگردیده و حیران

گشتند مقرّب بر الله رسولان
عاشق به علی چون که شدند ازدل و از جان

شیرین شد و پر خیر بگردید در عالم
هر چیز پذیرفت ولای شه مردان

آن حبّ علی هست چو خورشید مطهر
بر قلب چو تابیده شود پاک ز عصیان

الطاف خداوند شود شامل حالش
از آن حسنه بهره برد خوب و فراوان

با مهر علی هر که بیاید به قیامت
بی شک برود سوی جنان با لب خندان

بی مهر علی راه ندارد سوی جنّت
آن زاهد صد ساله بی چاره نادان

او هیزم دوزخ بشود روز قیامت
در قعر جهنم بکند ناله و افغان

او واسطه فیض خداوند کریم است
محتاج به درگاه علی جمله خلقان

باران چو نیامد در آن شهر مدینه
گشتند ز بی آبی همه زار و پریشان

کرّات نمودند طلب رحمت حق را
لکن نفرستاد خدا قطره باران

آورد چو عباس علی را به مصلاّ
باران بفرستاد خداوند بر آنان

از بهر گل روی علی واسطه فیض
حق داد چنین آب دو صد خار مغیلان

جان را چو علی کرد فدا در ره الله
برپا بشد این پرچم اسلام به دوران

کردند تعجب همه اهل سماوات
خوابید چو در بستر احمد شب هجران

خوابید در آن بستر پر خوف و نترسید
با آنکه به اطراف دو صد خنجر برّان

بنمود مباهات خداوند در آن شب
بر جمله ملائک به علی ماه درخشان

ای کان کرم بحر سخا شاه ولایت
کن یک نظری سوی (رضا زاده) ز احسان

ران ملخی را تو از این مور گنه کار
بنما قبول ای که توئی به ز سلمیان

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۵) : نفس نبی

آنکه بخوابید به جای نبی
نفسی نبی بوده که باشد علی

رفت در آن بستر پر افتخار
جان به ره دوست نمود او نثار

نفس نبی چون به یقین مرتضاست
بعد نبی نفس نبی مقتداست

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۶) : حیدر بت شکن

دست خدا پانهاد چونکه به دوش نبی
قلب نبی شاد شد ز رفعت این علی

چونکه هُبَل را شکست علی که می بُد ولی
نور همان دین حق به مکّه شد منجلی

جان نبی وَجه حق علی بود ای بشر
به هرکجا رو کنی بگو دمادم علی

تا که ز نام علی که هست نور خدا
قلب و روانت شود بدون شک صیقلی

بدون حُبّ علی عبادت زاهدان
نیست به نزد خدا به قدر یک خردلی

چونکه ز مهر علی دلت شود غرق نور
برای حور بهشت بدانکه تو همسری

بدون مهر علی مکن طمع در بهشت
چونکه به حور بهشت دگر تو نا محرمی

ولایت آن علی بود چو آب حیات
که تا ابد در جنان شیعه کند زندگی

خاک سر کوی او زنده کند مرده را
تربت پاکش بُود همچو دم عیسوی

شعر رضازاده گر پسند تو گشته است
دعا برایش بکن به حق مولا علی

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۷) : علی میر مظفر

چراغ مسجد و محراب و منبر
علی باشد که بُد نفس پیمبر

به پاشد مسجد و محراب و منبر
زجان بازیّ آن میر مظفّر

نشد غافل علی یک لحظه از حق
به یاد حق بُد او در بطن مادر

به بطن مادر او تجلیل می کرد
ز احمد چون به خانه آمد از در

فدای جان احمد کرد جانش
شب هجرت چو خوابید او به بستر

خدا در عرش بنمودی مباهات
ز جان بازیّ این پاکیزه گوهر

چو بُد مثل پیمبر در کمالات
ز بهر خود نبی خواندش برادر

علی آن نور حق همچون محمّد
بود از انبیاء قدرش فزونتر

علی آن باب شهر علم احمد
بود بر مسلمین هادیّ و رهبر

نباشد ره به سوی رستگاری
به جز راه علی ساقیّ کوثر

به جز راه علی هر راه دیگر
بود آن راه شیطان پر از شر

هر آنکس که علی باشد امامش
نگردد در قیامت زار و مضطر

بُود شاد و فرحناک و پر از نور
رود او در جنان با شوکت و فرّ

رود در نزد احمد آنکه قلبش
شده از مهر آن مولا منوّر

ز بهر دوستان و شیعیانش
علی دلسوزتر باشد ز مادر

به فکر آن یتیمان بود مولا
تمام عمر خود تا لحظه آخر

برای بیوگان آن شاه مردان
بُدی فریاد رس بهتر ز شوهر

گنه کاری که گشته بی نوا او
ز حبّ آن علی گردد توانگر

چنانچه بُغض آن شاه ولایت
عبادتها دهد بر باد یکسر

بسا دلها ز مهرش فتح بنمود
چو از قهرش نمود او فتح خیبر

بود از طاعت ثقلین افضل
همین ضربت چنین گفته پیمبر

عبادتهای جن و انس تاحشر
بود مرهون کار این دلاور

ز هر عیب و خطا و سهو و نسیان
بود آن نور حق پاک و مطهّر

چو بُد معصوم آن نور الهی
نزد از او به عمرش یک خطا سر

علی ماه هدی چون نور حق است
شود روشن دل از آن ماه انور

بُود نام علی شیرین و خوش بو
ز هر مشکی بود بویش نکو تر

ولای آن علی در کام شیعه
بود شیرین تر از شهد مزعفر

شود حب علی از شیعه ظاهر
به هر مجلس که آن شیعه زند سر

بدون اختیار آن حبّ مولا
شود ظاهر ز شیعه ای برادر

چنین آن حضرت صادق بفرمود
به آن منصور خونخوار ستمگر

به هر مجلس که مدح او نمایند
ز مدح او شود مجلس معطّر

فرود آید به آن مجلس ملائک
به عشق آن علی محبوب داور

برای کسب فیض از مدح مولا
ملائک جملگی گسترده شهپر

معطر می شوند جمله ملائک
ز مدح آن علی بهتر ز عنبر

چنین مطلب که گفتم اُم سلمه
نموده نقل از قول پیمبر

به جز مهر نبی و عترت او
ندارد زاد و توشه بهر محشر

امید است از کرم اندر دم مرگ
از او گیرد به دامن آن علی سر

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۸) : علی میر بت شکن

در کعبه چو بنهاد قدم حیدر صفدر
از نور رخش کعبه بگردید منور

بیرون ز رحم گشت چو آن مخزن اسرار 
چون ماه درخشنده بُدُ و پاک و معطّر

بتهای حرم ریخت تمامش به روی خاک
ظاهر چو بشد بت شکن آن یار پیمبر

فریاد زد ابلیس در آن حال و چنین گفت
ای وای بر اصنام از این طفل خوش اختر

چون بود گُل سر سبد عالم امکان
از این گُل خوشبو بشدی کعبه معطّر

چون عارف بالله بُد او حین ولادت
در کعبه نمود سجده بَرِ خالق اکبر

معصوم بُود چونکه علی معدن حکمت
هر گز نزند سهو و خطائی ز علی سر

دریای پر از گوهر علم است و کمالات
بر خلق جهان هست علی رهبر و سرور

او نفس محمد بُود و نور الهی
با نور خدا هیچ کسی نیست برابر

او حافظ دین است و بُود والی امّت
هرگز نکند میل علی بر زر و زیور

مهمان خدا بُود سه روز در دل کعبه
آن بنت اسد مادر این میر مظفر

از خُلد برین بود غذایش چو شب و روز
محتاج به بیرون نشد آن بانوی اطهر

مولود همین کعبه علی قبله دلها
بر خلق بُود از سوی حق والی و رهبر

آنکس که بُود طالب دنیا و زر و زور
او رهبر و والی نشود از سوی داور

آن بیّنه اسم علی چون بُود ایمان
مؤمن ببر لذت از این نام مطهر

گرگشت دلت شاد از اینگونه تطابق
بفرست صلواتی تو بر آن حیدر صفدر

چون واسطه فیض علی هست در عالم
بی مهر علی حق نگشاید به رویت در

گر تشنه فیضی تو ز درگاه خداوند
باید که شوی پیرو آن ساقی کوثر

چون داشت خلیل مهر علی را به دل خود
شُد سَرد و سلامت بَر او شعله آذر

آن آتش نمرود بگردید گلستان
از بهر خلیل و بشد آتش گُل احمر

تبدیل به گُل کرد خدا آتش سوزان
در صلب خلیلش چو علی بود مستَّر

چون برق گذر می کند از روی جهنم
با مهر علی آنکه بیاید صف محشر

از نور ولا چونکه بگردیده منوّر
با حور در آن خُلد برین می شود همسر

بی مهر علی راه ندارد سوی جنّت
آن عابد صد ساله بیچاره مُضَطَر

خواهی که کند لطف به تو گر که خداوند
کن فضل علی را تو بیان مثل اباذر

اشعار حجت الاسلام رضازاده درباره امام علی علیه السلام

شعر (۹) : سلطان دین

علی سلطان دین حلال مشکل
که از حق او نبُد یک لحظه غافل

به هر مجلس شود مدح علی ذکر
ملائک می شوند حاضر به محفل

چو بُد معصوم از سوی خداوند
ولایت داشت آن زیبا شمایل

مطیع این ولی هرکس نگردید
به جنّت ره ندارد این سیه دل

ولی هرکس اطاعت زین علی کرد
بدان ایمان او گردیده کامل

علی روز قیامت شیعیان را
به جنّت می دهد او جا و منزل

اگر خواهی سعادتمند گردی
ز دامان علی دستت تو مگسل

به درگاه علی چون رو بیاری
مسلّم لطف حق بر توست شامل

به مهر این علی شاه ولایت
نگردد این جهان هرگز مقابل

ولای این علی نور خداوند
بود حصن حصین ای شخص عاقل

اگر مهر علی داری تو در دل
به دوزخ گر تو را دادند منزل

سراپرده ز نوری هست حائل
به بُنداری که مهرش داشت در دل

نمی سوزی چو بین تو و آتش
چو حب این علی را بود حامل

برای صدق این مطلب نظر کن
به بندازی که مهرش داشت بر دل

به دوزخ رفت و ایمن بد ز آتش
چو حب این علی را بود حامل

(رضا زاده) فدایت ای علی جان
که در هر جا توئی حلال مشکل

چو من غرق گناهم ای علی جان
نجاتم ده رسانم تو به ساحل

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۰) : علی نمک طاعات

طاعات آنکه ندارد ولای دوست
مردود حق بود و گشت چون هبا

گر یک غذای خوب نباشد در او نمک
منظور طبع گردد و بی مزّه آن غذا

حُبّ علی چونکه صفا داده بر عمل
طاعت ز شیعیان شده زیبا و پر بها

آن طاعتی که نیست ولای علی در او
گردیده بی نمک که به او نیست اعتنا

چون حجت خداست علی نور کبریا
نامش چنین گشته چو خورشید برملا

نیکو به چشم و اَنف و دگر ابروی بشر
با هم شدند نام علی نور دیده ها

عین علیست چشم و بود لام او دماغ
ابرو که دلرباست ز بهر علیست یا

هادی و رهنماست بهر فرد چشم او
از بهر جامعه است علی چشم رهنما

چون چشم رهنماست علی بهر جامعه
عینش بداد جلوه به رخ شد چو چشم ما

کورست و زشت آنکه نشد پیرو علی
گرچه عبادتش به نظر گشته خوش نما

در آینه بصورت خود چون شوی دقیق
بینی به صورتت که علی هست در دو جا

یعنی همین علی که به رُخ جلوه داده است
از بهر خلق از سوی حق گشته پیشوا

پس دشمن خدا رها کن و شو پیرو علی
داری اگر دو چشم و شدی طالب هدا

آنکس که گشت پیرو آن دشمن علی
یک چشمی است او که نموده است این خطا

باشد علی واسطه فیض حق به خلق
محتاج درگهش شده هم شاه و هم گدا

تنها نه بحر علم علی بوده است و بس
دریای بخشش است علی بهر ما سوی

بحر کرم ببین که تعجب کنی از او
شیری که بُد غذاش به قاتل بکرد عطا

مثل علی و عترت اطهار و مصطفی
باشد به زیر گنبد مینا بگو کجا

بنگر مقام و رتبه که در زیر آن کساء
روح الامین بگفت که هستم من از شما

از آن فداکاری و جانبازی علی
تا روز حشر پرچم توحید شد به پا

در قلب مرتضی نبود جز رضای حق
از قید ما سوای خدا بُد علی رها

شهباز دار قدس چو بُد مرتضی علی
هرگز نظر نکرد به دنیای بی حیا

او ر اطلاق داد و بزد پشت پا بر او
بر قرص نان چو شه دین کرده اکتفا

خود را فدای حق چو نمود آن ولی حق
باقی بود علی و نباشد بر او فنا

آن روضه منور پر فیض مرتضی
در عزّ و در شرف شده چون عرش کبریا

جبریل با ملائکه در روضه علی
گردیده اند خادم و دربان با وفا

در مجلسی که مدح و ثنایش شود بیان
ز آن مجلس ثناش رود نور بر سما

مدّاح آن علی است (رضازاده) روز و شب
از مهر مرتضی چو دلش گشته پر ضیا

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۱) : علی ساقی کوثر

مجموعه فضائل و گنجینه صفا
باشد علی نور خدا نفس مصطفی

چون نفس احمد است و بود جانشین او
او افضل است همچو محمد ز انبیاء

بُد کوه استوار علی پیش حادثات
تسلیم بود در همه احوال بر قضاء

هرگز ندید حضرت ایّوب در جهان
آنگونه ظلمها که علی دیده ز اشقیاء

علمی که هست همچو غذا از برای روح
تا رشد خویش یابد و گیرد بخود قّوا

نزد علیست چونکه بود باب شهر علم
از بهر مصطفی که بود شمس و الضحی

علم مخالفین علی هست همچو زهر
از نفس پر هوا چو بود گشته جانگرا

روحی که شد عذابش ز علم مخالفین
گردد سیاه و تار و ز حق می شود جدا

از حق جدا چون شد و گردید منحرف
گردد دچار دیو به صحرای پربلا

آنکس که رفت همره دیو و بگشته زشت
پهلوی حور بردن او بوده بس جفا

جایش بُود به قعر جهنم چنین کسی
زقّوم می شود غذاش پهلوی اژدها

آن علم مرتضی که ز احمد نمود کسب
باشد حیات بخش و به جانها دهد شفا

روحی که غرق نور شد از علم مرتضی
پهلوی حور چونکه رود بوده است بجا

جایش بهشت باشد و شیر و عسل غذاش
آبی خورد ز کوثر و یابد از آن بقا

از دست ساقیک وثر ولیّ حق
آن مرتضی علی که بود شاه لافتی

گردم فدای نام تو یا مرتضی علی
کز بهر قلب و جان شده نام تو غم زدا

آن شهد و لذّتی که در آن نام تو بود
شیرین تر از عسل بود ای خیر ازکیا

هم نام کبریا چو شدی از سوی خدا
نام مبارکت به دل و جان دهد جلا

اسم تو با نمک صد و ده بود چون نمک
باشد چه دلنشین و بگردیده دلرُبا

مهر و ولای توست چو خورشید پر فروغ
روشن ز مهر تُست علی قلب اولیاء

آن طاعتی که سرزده از عاشق علی
باشد ملیح و خوب و پسندیده خدا

آن طاعت ملیح شود نور روز حشر
همراه نور دوست رود دار اتقیاء

آن دار اتقیا که بهشت برین بود
با ذکر یا علی حلقه بابش کند صدا

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۲) : گل بی خار

یک گل بی خار بنگر تو به یک گلزار نیست
گر گلی خواهی بچینی خالی از آزار نیست

آن گل بی خار کز عطرش دو عالم گشته شاد
جز محمد با علی و عترت اطهار نیست

آن درختی را که طیب خوانده در قرآن خدا
که نظیر او به خوبی بین این اشجار نیست

شاخه هایش عترتد و پیکرش زهرا بود
ریشه آن طیبه جز احمد مختار نیست

نفس پیغمبر که در قرآن خدا فرموده است
معدن جود و کرم جز حیدر کرار نیست

آنکه با زهرا و آن نور دو چشمش در سه شب
کرد اثاری مه در عالم چنان ایثار نیست

به چه زیبا میوه دارد این درخت طیبه
که نظیر عطر و بویش نزد یک عطار نیست

حضرت مهدی که باشد شاخه ای از این شجر
مشکلات ما کند حل و بر او دشوار نیست

ای ولی الله ای مهدی بکن بر ما نظر
غیر تو ای نور حق بر ما کسی غمخوار نیست

یوسف زهرا توئی و عاشقان در انتظار
بهر عاشق شربتی شیرین تر از دیدار نیست

واسطه فیضی تو بین خالق و مخلوق او
بی ولای تو رهی بر خالق غفّار نیست

چو توئی شمس ولایت ای ولیّ امر ما
همچو نور روی تو در بین این انوار نیست

ای ولیّ الله اعظم ای شه دربان ملک
کیست در عالم که محتاج به آن سرکار نیست

چون که گردد ظاهر، او از بهر نشر دین حق
هیچ سازش با ستمکاران دگر در کار نیست

بر تنش دِرع پیمبر بر سرش دستار او
غیر ابر رحمت حق زبر آن دستار نیست

چون ببارد ابر عدلش بر خلائق در جهان
جز گل الفت دگر در شهر و کُسهار نیست

بر سر چشمه کنار هم روند آن گرگ و میش
پس دگر از گرگ و میشی آن زمان فرّار نیست

زندگی با عدالت را که باشد چون بهشت
جز به دست حضرت مهدی کوثر وار نیست

چشمه فیض الهی چونکه باشد آن ولی
هیچ نهری همچو نهر عدل او سرشار نیست

بی محافظ هر کجا در بین مردم می رود
عاشقش هستند مردم چونکه بد رفتار نیست

می رسند در خدمتش مردم به هر صبح و ماء
چونکه بهر بررسی حاجب به آن دربار نیست

این جهان را او کند روشن ز انوار علوم
مثل آن نور خدا در بین این اخبار نیست

او نریدُ ان نَّمُنَّ را خواند و آگاهی بداد
که بجز مهدی مراد از آیه و اخبار نیست

گفت انجز ما وعدتَ لی همان موعود حق
چونکه این وعده ز بهر سایه ابرار نیست

می کُشد او این ستمکاران خون آشام را
پس دگر یک کافری با مسلمی هم دار نیست

روی گیتی را منوّر می کند از دین حق
هیچ از ادیان باطل در زمین آثار نیست

این زمین را یکسره وارث بگردند صالحین
چونکه در روی زمین یک دانه از فجّار نیست

آن عصای موسی عمران ببلعد سِحرها
حاجتی دیگر به تانک و توپ و یک سیار نیست

تحت فرمان ولی مطلقند چون ابر و باد
حاجتی دیگر برای او به یک طیّار نیست

دست الله است مهدی و هم او عین الله است
فاش می گویم چنین زیرا که از اسرار نیست

این (رضازاده) کند جان را فدای مقدمش
چونکه بهر یار جز این جان بی مقدار نیست

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۳) : علی قبله نما

این علی کیست که محبوب همه اهل سماست
از فداکاری او دین الهی برپاست

این علی نفس محمد بود و نور خداست
روشن از مهر علی قلب همه اهل صفاست

هر کجا می نگرم نام علی جلوه گر است
این چه سرّی است ندانم که در این سر خداست

خواست دشمن که کند نور علی را خاموش
حق ابا کرد که آن نور علی در همه جاست

چون بتابید بر آن خاک نجف نور علی
درّ بگردید همان خاک و پر از نور و بهاست

باب آن شهر علوم نبوی چونکه علیست
علم آن نور خدا بهر روان قوت و غذاست

گشت همنام خداوند علی از سوی حق
ذکر کن نام علی را که در آن نام شفاست

بود از شهد عسل نام علی شیرین تر
عطر آن ام علی بهتر از آن مشک ختاست

پاک طینت ببرد لذّت از آن نام علی
نزد او نام علی بهتر از آن آب بقاست

هرکه بنمود اطاعت ز علی حجّت حق
اندر آن خُلد برین روز جزایش مأواست

آن منافق که هوایش بشده معبودش
دشمن نور خدا بدر دجی ماه هداست

حب او واجب و لازم شده از سوی خدا
بر همه خلق و بر این خلق علی راهنماست

آنکه بی حبّ عل یکرده عبادت صد سال
نزد آن خالق یکتا به قیامت چو هباست

واسطه فیض خدا هست علی در دو جهان
پس به آن واسطه محتاج بدان شاه و گداست

مظهر رحمت حق چونکه بود آن مولا
رو به درگاه علی آر که او بحر سخاست

راهها چونکه بشد بسته بگیر دامن او
چون علی هادی بر حق بود و راهگشاست

کعبه آن قبله عالم بشده تولد او
چون علی قبله دلها بود و قبله نماست

مجلسی را که بیایند در او جمع ملک
مجلس مدح و ثنائی است که از آل عباست

این چنین مجلس پر فیض معطر گردد
اهل آن مورد الطاف و عنایات خداست

واسطه فیض علی چونکه بود در حرمش
حاجتی را که ز حق می طلبی زود رواست

یا علی ای که توئی مظهر اسماء خدا
یک نظر کن به (رضازاده) که محتاج عطاست

گرچه او هست خطاکار و سیه روی ولی
دلش از نور ولای تو علی غرق ضیاست

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۴) : علی با نامی زیبا در عرش

یا علی نام تو بر عرش برین جا دارد
که چنین در همه جا جلوه زیبا دارد

عاشقت گشت و بشد شیعه تو ابراهیم
دید چون نام تو در عرش برین جا دارد

قلب آن کس که بود سالم و هم عاشق حق
چونکه اوصاف تو بیند سر شیدا دارد

چو ببیند که توئی آینه غیب نما
شیعه تو شود و رتبه والا دارد

می برد لذّت از آن نام تو ای نور خدا
آنکه نیکو سیر و قلب مصفا دارد

کشته شیرین و پر از خیر و صفا و نیکو
هرچه در عالم کون از تو توّلا دارد

نور تو بود علی چونکه توئی مظهر حق
این چنین نور ولای تو تجلّی دارد

در دل آنکه کند جلوه ولای تو علی
قلب پاکیزه با صدق و وفا را دارد

مهر تو آنکه به دل داشت رود در ره حق
چون توئی قبله نما رهبر اعلی دارد

آن ولای تو کشد بندی حق را به بهشت
شیعه در خلد برین مسکن و مأوی دارد

چون بود شیعه تو طیّب و پاکیزه سیر
اندر آن خلد برین میوه طوبا دارد

چون اطاعت ز تو کردست و شده نورانی
همسری سنخ خودش حوری شیوا دارد

آن محّب تو در آن روز قیامت مولا
غرق نور است و بس تاج ولا را دارد

با همین نور ولا چونکه بیاید صف حشر
در جوار تو در آن خلد برین جا دارد

غم و اندوه ندارد که در آن روز جزا
شافعی نیک بمانند تو مولا دارد

در قیامت که همه تشنه لبند و نالان
آن محّب تو علی آب گوارا دارد

آب کوثر که ز دست تو بنوشد شیعه
لذّتی بهر از آن شهد مصفّا دارد

بهر آن شیعه تو قبر نباشد تاریک
چونکه از مهر تو او لؤلؤ لالا دارد

عاشق نیست رضازاده علی از دل و جان
دیدن روی تو را از تو تمنا دارد

آن قدر عاشق تو هست که هر صبح و مسا
از تو ای سرور دین حبّ لقا را دارد

چونکه اندر دل من مهر تو باشد مولا
این زبانم بمدیح تو نواها دارد

دارم امّید دم مرگ ببینم رخ تو
روی نیکوی تو بسیار تماشا دارد

لذت دیدن روی تو بود به ز بهشت
در بر آنکه به دل حبّ خدا را دارد

گر نباشم به جوار تو در آن خلد برین
از فراقت دل من رنج و عناها دارد

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۵) : علی میهمان خدا در کعبه

به کعبه ای که خلیل خُدا بُدش بانی
همان خدا زعلی کرده است مهمانی    

ز بس که بت بنهادند در دل کعبه
نهاد مرکز توحید روبه ویرانی

چو خواست مرکز توحید را کند آباد
نمود مولد آن بت شکن که می دانی

به پای کعبه دعا کرد چون که بنت اسد
که وضع حمل کند او به خیر و آسانی

شکاف خورد به دیوار کعبه خانه حق
که میهمان خدا داخلش شود آنی

چو دید فاطمه این امر غیر عادی را
یقین نمود که درّ اوست سرّ پنهانی

چو بود عارفه آن فاطمه به خود گفتا
که دعوتی است ز من از خدای رحمانی

چو گشت وارد کعبه به شوق بنت اسد
از این عنایت حق گشت فرق شادانی

برون چو گشت علی از رحم همان ساعت
نهاد روی زمین بهر سجده پیشانی

در آن مکان و زمانی که مردم مشرک
محیط را ز جهالت نموده ظلمانی

نمود سجده علی بهر خالق سبحان
چو داشت عصمت و عرفان و ذات نورانی

نباشد عصمت و عرفان این چنین کسبی
چو ذاتی است و بود آن عطای سبحانی

چو داشت علم الهیّ علیّ و بُد معصوم
اطاعتش شده واجب به عالی و دانی

سه روز بود در آن کعبه میهمان خدا
خبر نداشت از او این سه روز انسانی

پس از سه روز که آمد برون بنت اسد
به روی دست بُدش آن علیّ عمرانی

نظر نمود علی بر نبّی و کرد سلام
بخواند نزد نبی آیه های نورانی

بدید چهره نورانی علیّ چو نبّی
بگشت خرم و خندان حبیب یزدانی

زبان ببرد به کامش نبیّ و جاری شد
به قلب انور او از علوم ربّانی

علیست بحر علوم و علیست کنز صفا
که نیست بعد رسول خدا ورا ثانی

ولایتش شده واجب به جن و انس و ملک
که جبرئیل به درگاه اوست دربانی

علی بود آن شاه لو کشف که نمود
درون کعبه بسی سجده های طولانی

علی است آنکه به امر خدای عزّ و جل
مطیع اوست همه کائنات امکانی

علی است آنکه بود عالم به کل کتاب
وداع نمود چو سلیمان عالم فانی

علی است آنکه به یک لحظه در مدائن رفت
ز بهر طاعت او چون که داده فرمانی

علی است آنکه رجوع کرد نیّر اعظم
که تا ز طاق حرم بُت به خاک بنشانی

علی است آنکه نهاده قدم بدوش نبی
علی است آنکه خدا نفس احمدش خوانده

چه بود مثل نبی در صفات روحانی
بجز علی که بود نفس احمد مختار

خلیفه کیست؟ بگو گر که تو مسلمانی
اگر قبول نکردی ولایتش امروز

برای توست به محشر دو صد پشیمانی
به جز طریق علی نور حق ولی خدا
طریق های دگر هست راه شیطانی

شعر درباره امام علی علیه السلام, حجت الاسلام رضازاده

شعر (۱۶) : علی مظهر حق

یا علی ای که تو بر خلق جهان راهنمایی
یار پیغمبر و هم مخزن اسرار خدائی

چون توئی مظهر انوار خدا صاحب عصمت
در همه عمر نکردی تو به یک لحظه خطائی

کعبه تاریک بگردید ز بت های خسان
چون که زایشگه تو گشت به خود یافت ضیائی

کعبه زایشگه تو گشت که تا خلق بدانند
که توئی قبله دلها و تو هم قبله نمایی

سجده ای را که نمودی تو در آن خانه کعبه
مژده ای بود که از کعبه تو بت ها بزدائی

نه همین مولد تو داد به آن کعبه ضیائی
بلکه در عالم ایجاد بدادی تو سنائی

آن فداکاری و جانبازی تو در ره الله
داده ای نور خداوند به اسلام بهائی

گر نبد کوشش و جانبازی تو در ره اسلام
نبُد امروز ز اسلام نشانیّ و صدائی

حق به تو کرد مباهات در آن لیله هجرت
جان خود را به رهش چونکه نمودی تو فدائی

گرچه از حیث ولادت تو جدائی ز خلائق
در صفات دگرت نیز تو ای ماه جدائی

دست پر رحمت حق هستی و هم بحر کرامت
واسطه فیضی و بر خلق جهان راه گشائی

صورتی از تو خدا خلق نموده به سماوات
بهر عشاق چو معشوق همه اهل سمائی

عاشقت چونکه بود باغ جنان حلقه بابش
هی علی گوید بر در بخورد تا که بیائی

چونکه آن باغ جنان با همه فرّ و شکوهش
بی حضور تو بر عشاق ندارد که صفائی

قاسم جنت و ناری تو و هم ساقی کوثر
هم به کف بهر شفاعت بُوَدَت نیز لوائی

مدح تو کرده خداوند علیم ای شه خوبان
تویی آن نفس محمد که ز اصحاب کسائی

چون توئی نفس محمد که خدا گفته به قرآن
پس تو را زیر کسا بُرد نبی بهر دعائی

شهر علم است نبی باب بر آن شهر تو هستی
بی ولای تو مسلمان نبرد راه به جائی

کشتی نوحی و هرکس به تو زد دست توسّل
او ز طوفان بلا در دو سرا یافت رهائی

حب تو هست علی بهتر از آن چشمه حیوان
چون زدنیا بود آن چشمه بر او نیست بقائی

لیک حب تو کشد صاحب خود را سوی جنت
که از آن دار بقا هست و بر او نیست فنائی

مهر تو گوهر زیباست بود زینت مؤمن
لایق مهر تو هرگز نبود بی سروپائی

پاک طینت چو دهد گوش به آن مدح و ثنایت
روح او شاد شود چون که در او هست شفائی

عاشقت میثم تمّار سه روز بود سر دار
بود از مدح تو سرشار نه از قوت و غذائی

دشمنت خواست کند نور تو خاموش بعالم
لیک چون نور خدائی تو خدا کرد ابائی

منتشر نور کمالات تو گردیده به عالم
همچو مشکی که شود منتشر او را چو بسائی

عاشق توست رضازاده و از نسل تو باشد
که به درگاه تو بنهاده سرش بهر گدائی

دارد امید که از لطف و کرم ای شه خوبان
به مرگ تو با فاطمه بر دیدنش آئی

Share