چیستی و چرایی تربیت فلسفی

تعداد کلمات ۳۳۱۹ / تخمین زمان مطالعه ۸ دقیقه
چیستی و چرایی تربیت فلسفی
انسان موجودی قابل انعطاف و تربیت پذیر است و نزول کتاب های آسمانی و حضور انبیاء علیهم السلام بیانگر این مهم است.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

در این نوشتار قصد داریم چیستی و چرایی تربیت فلسفی را بررسی کنیم. با ضیاءالصالحین همراه باشید تا در این مورد بیشتر بخوانید.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

مقدمه

قبل از ورود به مبحث اصلی باید به این نکته پرداخت که انسان موجودی قابل انعطاف و تربیت پذیر است و نزول کتاب های آسمانی و حضور انبیا بیانگر این مهم است. اما چگونگی تربیت وی و مقصد این تربیت همیشه مورد بحث اندیشمندان بوده است و موجب تشکیل مکاتب اخلاقی متفاوت گشته و پژوهشهای بیشماری را در پی داشته است.
برخی تربیت را امری کاربردی دانسته و مباحث نظری تربیت را مقدمه ی پردازش عملی می دانند. از این رو، برخی نیز برای پررونق کردن بازار مباحث تربیتی، مجاهدتهای بسیاری به خرج داده اند و برای هدایت و راهنمایی بشر، اندیشه کرده و در زمینه ی تربیتی خیرخواه او بوده اند.
امروز پرداختن به فلسفه ی تربیت امری تجربه شده است اما اینکه چگونه می توان تربیت را در تمام شئون زندگی وارد نمود، روشهای نوینی را می طلبد، که قطعاً چگونگی تربیت فلسفی یکی از راهکارهای رسیدن به این هدف مطلوب است.
در اسلام، در اهمیت تربیت همین بس که در قرآن بیش از هزار مرتبه خدای تعالی با عنوان رب ذکر شده است. این کتاب تربیتی نه تنها بهترین وسیله ی تکامل انسان را پیمودن مسیر تفکر و تعقل، تدبر و علم می داند، بلکه فلسفه ی وجودی ادیان آسمانی و رسالت انبیا را تعلیم و تربیت شمرده است. از این رو، تربیت فلسفی، اصطلاح جدید و تازه یی نیست، بلکه بشر از آن زمان که توسط پروردگارش پرورش یافت، یاد گرفت که باید در تمام امور خویش، اول بیندیشد، سپس عمل کند.
آیات قرآن، آن چنان به تدبر و تعقل و اندیشه، بها می دهد که گویی محور همه ی امور، اندیشیدن و تفکر کردن است. هدف تربیت پرورش استعدادهای بالقوه ی آدمی است. این پرورش نیاز به نظام و سیستمی دارد که فرد را به اهداف متعالی تربیت رهنمون سازد. ساختار این نظام بر پایه های عقلی استوار است. از سوی دیگر فلسفه بر محور اندیشه استوار است و از ابزارهای منطقی کمک می گیرد تا بتواند از صغرا و کبراها به نتیجه ی مطلوب برسد، پس ماهیت فلسفه نیز تفکر است.
در این نوشتار می خواهیم به بررسی چیستی و چگونگی این تربیت متفکرانه یا فیلسوفانه بپردازیم و انسان را از کودکی عادت دهیم که در امور مختلف زندگی، اول اندیشه کند و سپس عمل نماید. تربیت فلسفی باید از دوران کودکی آغاز گردد و بطور مستمر همراه با مربی و معلم در زندگی فرد، جایگاه ویژه یی پیدا کند.
آنچه در دنیای امروز مشاهده می گردد، غفلت از این نوع تربیت است. متفکران همیشه جور اندیشیدن توده یی از مردم را بر دوش گرفته اند و گروهی دیگر، نه تنها در امور شخصی زندگی خویش هرگز سنگینی تفکر را تحمل نکرده اند، بلکه موجب وارد آمدن آسیبهایی برای دیگران گشته اند.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

لزوم تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت شرط لازم برای رسیدن آدمی به مرحله ی کمال و سعادت می باشد. از ویژگیهای تأثیرپذیری انسان، سرایت عقاید و عادات و بطور کلی فرهنگ یک جامعه به معاصران و نسلهای آینده است. بر این اساس تأثیر تربیت مثبت یا منفی، در انسان جنبه ی تصاعدی می یابد، بگونه ای که ممکن است تعلیم و تربیت مفید یا مضر، یک خانواده، فامیل یا جامعه ای را در عصری تحت تأثیر قرار دهد و در طول قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود یا حتی تحول تمدنی را بدنبال داشته باشد.
دگرگونیهای علم و صنعت، گسترش و رشد تمدن، نیاز به تخصص و مهارتها و تواناییهای جدید و همچنین ماشینی شدن زندگی بشر، عدم فرصت کافی خانواده ها برای تعلیم و تربیت، تهدید سرنوشت بشر بوسیله ی بحرانهای روحی، ضایعات اخلاقی و نابسامانیهای زجر دهنده ی تمدن و افزایش دائمی آنها با توجه به انعکاس سریع حوادث و ارتباطات جهانی و نیز ناتوانی انسان در برابر سیل فساد و طوفان تند تبلیغات گمراه کننده و نارساییهای مکتبهای به اصطلاح تربیتی موجود در حل بحرانهای انسانی از عواملی است که لزوم تعلیم و تربیت را افزایش می دهد.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

لزوم فراگیری فلسفه

هیچ فنی به اندازه ی فلسفه به تجزیه و تحلیل های عقلانی نیازمند نیست و همین امر موجب شده که مسائل فلسفی بالطبع دارای یک نوع غموض و پیچیدگی باشد. سروکار داشتن فلسفه با تجزیه و تحلیل های عقلانی، حکما را متوجه این نکته ساخت که قبل از ورود به حل و فصل معضلات فلسفی باید انسان و افکار و ادراکات و طرز اعمال ذهنی و عقلانی او را مورد بررسی و مطالعه قرار دهند، تا آنجا که بعضی یکباره معتقد شدند که «فلسفه ی خود انسان است ».
با آنکه دست یافتن به معماهای فلسفی منتهای آرزو، عنایت و اشتیاق غریزی انسان است و موفقیت در این راه اعماق وجدان و بطون ضمیر انسان را خرسند می سازد، اما غموض و پیچیدگی طبیعی مسائل فلسفی از یک طرف و جمود و خشکی آنها یعنی برکنار بودن آنها از مداخله ی عواطف و احساسات و سر و کار داشتن با منطق و تعقل محض از طرف دیگر، موجب شده که فلسفه در نظر غالب افراد با قیافه یی عبوس و گرفته جلوه کند.
ولی تردیدی نیست که سبک نگارش و طرز تفهیم مطالب عوامل مهمی برای آسان کردن یا دشوار ساختن آن محسوب می شود.{طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۲، ص۵}
پس باید بدنبال سیستمی رفت که بتواند هم بشر را به آرزوی خود برساند و هم مطالب فلسفی را برای او دلنشین و دلچسب سازد. وضع مخصوص تمدن امروز بشر و از بین رفتن فاصله ها و باز شدن درهای معارف شرق و غرب بر روی یکدیگر، بهترین فرصت را برای محقق بوجود می آورد تا بتواند با بکار بردن نیروی ابداع و ابتکار راههای تازه یی باز کند و بابهایی بگشاید تا تربیت فلسفی برای بشر میسر و آسان گردد.
در میان همه ی مجهولاتی که انسان آرزوی دست یافتن به آنها را دارد، رشته ای از مسائل در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. انسان نمی تواند از کاوش و فعالیت فکری درباره ی آغاز و انجام جهان، مبدأ و غایت هستی، حدوث و قدم، وحدت و کثرت، علت و معلول و... خودداری کند و همین خواهش فطری است که فلسفه را برای بشر به وجود آورده است.
فلسفه سراپای هستی را جولانگاه فکر بشر قرار می دهد و تاریخ فلسفه با تاریخ فکر بشر توأم است. بشر به حکم خواهش فطری خویش، هر وقت و هر جا که مجال و فرصتی برای تفکر پیدا کرده و از اظهار نظر درباره ی نظام کلی عالم خودداری نکرده است و همین امر مکاتب فلسفی مهمی را بوجود آورده است.{طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۱، ص۴}
خلاصه آنکه ما از ۲ جهت به فلسفه نیاز داریم: یکی از جهت کاوش غریزی و اینکه بشر طبعاً علاقمند است حقایق را از اوهام و امور واقعیت دار را از امور بی واقعیت تمیز دهد و دیگر از جهت نیازمندی علوم به فلسفه، زیرا هر یک از علوم اعم از طبیعی یا ریاضی را موجود و واقعیت دار فرض می کند و به بحث از آثار و حالات آنها می پردازد. واضح است که ثبوت یک حالت و داشتن یک اثر برای چیزی وقتی ممکن است که خود آن چیز موجود باشد و این اطمینان را فقط فلسفه می تواند به ما بدهد.{طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۱، ص۳۶}

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

دیدگاه بزرگان فلسفه درباره ی تربیت

از دیرباز فلاسفه در زمینه ی تربیت بشر دیدگاه هایی داشته اند که به برخی از آنها می پردازیم:

دیدگاه افلاطون: منظور او از تربیت فضیلتی است که کودک در آغاز، کسب می کند و آن عبارت است از تشکیل عادتهای نیک و ابتدایی ترین احساسات بصورتی که خود به خود با عقل که بعد از آن در کودک پدید می آید، هماهنگ گردد.{Reboul, Oliver, La philosophie de L" education, p14}

دیدگاه آگوستین: وی هدف تربیت را پرورش افرادی می داند که براساس ضوابط و معیارهای دیانت، شایسته ی عنوان مؤمن و متقی باشند. فرد تربیت شده کسی است که در باطن او میان عقل و ایمان هماهنگی ایجاد شده باشد. رسیدن به سعادت در پرتو هماهنگی و رابطه ی صحیح بین عقل و ایمان امکان پذیر است.{فلسفه ی تعلیم و تربیت، ج۱، ص ۱۷۹}

دیدگاه فارابی: او هدف تربیت را اعتدال در قوای شهویه و غضبیه و انقیاد آنها نسبت به عقل می داند، بنابراین از نظر وی ساختن شخصیتی معتدل که قوه ی عاقله و ناطقه آن بر قوای دیگر حاکمیت داشته باشد، هدف تربیت است.{فارابی، ابونصر، فصول منتزعه، ص ۸۲}

دیدگاه ابن سینا: ایشان اصول کلی تربیت خود را در خودشناسی و آگاهی بر حالات و قوای نفس و در رعایت تفاوتهای فردی و طبیعت و ذوق و سلیقه ی افراد در برنامه ریزیهای آموزشی و همچنین تنظیم برنامه براساس مراحل گوناگون و آموزش گروهی و اجتماعی دانسته و معتقد است که باید معلم و دوست صمیمی و آگاه انتخاب کرد.{ابن سینا، تدابیر المنازل، ص ۱۴- ۳۸ و ۴۱}

دیدگاه ابن خلدون: وی یکی از اهداف تعلیم و تربیت را این می داند که روحیه ی نقد و ابتکار و قدرت بررسی عمیق و ریشه یی در علل حوادث و شناخت پدیده ها بویژه در تاریخ را باید در کودک تقویت نمود.{ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ص ۳۷-۳۹}
هر یک از این دیدگاهها، در خود نقطه ی مشترکی را می پروراند که عبارت است از حضور مستمر تعقل و تفکر و ابداع و ابتکار و توانایی بررسی عمیق و ریشه ای امور. این درست نقطه ای است که ما را در مباحث تربیت فلسفی کمک می کند و اثبات کننده ی این حقیقت است که اساساً تربیت و فلسفه نقطه ی مشترکی بنام تعقل و تدبر دارند که اجازه نمی دهد این دو موضوع از یکدیگر تفکیک شوند.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

پایگاههای تربیتی اسلام

پایگاههای تربیتی از نگاه اسلام متعدد است. از جمله اولین پایگاه خانه و خانواده است. امام باقر علیه السّلام از پیروان مکتب امامت می خواهند که خانه های خود را کانون نشر و انتقال افکار و اندیشه های خاندان پیامبر قرار دهند.{موسوی، عبدالرزاق، الامام زین العابدین}
پایگاه دیگر مکتب و مدرسه است که طیف گسترده ای از مردم را تعلیم و تربیت می دهد و معمولاً از حمایت دولتها و حکومتها برخوردار بوده و برخی از این مدارس مثل مدرسه ی گوهرشاد در مشهد و مدرسه ی سپهسالار در تهران آوازه ی بلندی داشتند و هنوز هم مرکز پرورش جویندگان حق و فضیلتند.{دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه ی تعلیم و تربیت، ج۱، ص ۱۲۰}
مسجد پایگاه دیگری است که بسیار مهم بوده و حتی نخستین مرکز در آموزشهای اسلامی از ابتدایی ترین تا عالی ترین تعلیمات بوده است. همچنین عتبات عالیات که معمولاً در فاصله ای کوتاه پس از پیدایش آنها، مراکز آموزشی در کنارشان پدید آمده و این بقاع متبرکه را بصورت مجتمع هایی درآورده که هم جنبه ی مردمی داشته و هم از جنبه های متعالی فرهنگی و تربیتی برخوردار بوده است.{دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه ی تعلیم و تربیت، ج۱، ص ۱۲۷}
باید بگوییم در هر عصر و دوره ای مقتضیات زمان ایجاب می کرده که مراکز تربیتی بشر از تخریب صاحبان قدرت در امان بماند و فضای عقل آزاد باشد تا هیچ گاه اندیشیدن تعطیل نشود. افلاطون نظریه ی معروفی به نام نظریه ی « مدینه ی فاضله » دارد و می گوید: دنیا آن روزی به سعادت نایل خواهد شد که حکیمان زمامداران باشند و زمامداران حکیمان. تا وقتی که حکیمان در طبقه ای هستند و زمامداران در طبقه ای دیگر، دنیا روی سعادت نخواهد دید. ما نیز می گوییم دوره ی سعادت بشر آن عصری است که دوره ی عدل کامل است یعنی عصر ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ به عبارت دیگر دوره ای که اولین مشخصه آن، این است که دوره ی عقل و حکومت عقل است و در آن علم عصر و برده نیست.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

اهمیت تربیت فلسفی

هر قوم و ملتی که از استقلال اندیشه و تفکر فلسفی بهره ای نبرده باشد نمی تواند در صحنه ی زندگی از هویت خود دفاع کند و آن را بطور معقول و منطقی به منصه ی بروز و ظهور رساند. هرگونه عمل و کرداری که بر اساس اندیشه ی درست و سنجیده صورت نپذیرد با جنون و بیهودگی فاصله ی چندانی ندارد. کمتر کسی را می توان یافت که به نقش عظیم و اساسی تعلیم و تربیت، در تشکیل شخصیت و هویت انسان برجسته و عالی مقام باور نداشته باشد ولی این حقیقت را نیز باید پذیرفت که تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش با تولد عقل آغاز می شود و با مرگ آن خاتمه می یابد.
تعلیم و تربیت همیشه و در همه جا می تواند وجود داشته باشد. برای کسانی که با اندیشیدن فلسفی انس و الفت دارند همه چیز از دیوارهای شهر گرفته تا کتابها و مناظر و همه حوادثی که در زندگی روزمره ساری و جاری است می تواند در زمره ی امور آموزنده قرار گیرد.
در نظر بزرگان اندیشه، زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن دارد. کسانی که انسان را بعنوان « حیوان ناطق » مورد شناسایی قرار می دهند در این واقعیت تردید ندارند که وقتی « ناطق » جزء مقوم بشر شناخته شود، انسان در حد ذات خود قادر به تأمل و اندیشیدن خواهد بود و از همین جا می توان دریافت آن دسته از مردم که از تأمل و اندیشیدن در امور، دوری می جویند نسبت به ذات خود بیگانه گشته و از هویت خویش فاصله پیدا کرده اند.
برخی از اندیشمندان، فکر کردن درباره ی زندگی و زندگی کردن در فکر را اساس کار خود ساخته اند. در نظر این اشخاص میل به فرا رفتن و عدم توقف در مرحله ی ادراکات حسی، از خواص ذاتی روح آدمی بشمار می آید.{ابراهیمی دینانی، غلامحسین، ماجرای فکری فلسفی در جهان اسلام، ص ۳} جورج کلی، روانشناس آمریکایی معتقد است شخصیت انسان متشکل از اندیشه ی اوست نه چیز دیگر و مفاهیمی چون ناهشیار، انگیزه و انگیزش، محرک و پاسخ و امثال آنها، جایی ندارد، بلکه انسان تنها در اندیشه اش خلاصه می شود. گویی نظریه ی او انعکاس این نظر مولوی است:

ای برادر تو همه اندیشه ای   * * *   مابقی تو استخوان و ریشه ای   {احمدی، علی اصغر، شخصیت و رفتار، ص ۱۶۵}

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

روشهای ایجاد تربیت فلسفی

اکنون به روشهایی که در دنیای امروز می توان بدان پرداخت تا تربیت فلسفی، جایگاه خود را در میان مردم، پیدا کند، اشاره می نماییم باشد که مورد استفاده اندیشمندان و دست اندرکاران تربیتی جامعه قرار گیرد و رشد و تعالی جامعه را در پی داشته باشد.

۱- روشهایی ایجابی: این نوع روشها از خانه آغاز می گردد و والدین را موظف می کند که اندیشیدن در امور را به فرزندان بیاموزند و بجای حاضر کردن جوابها، سؤالهای کودک را تصحیح و ساده نموده و او را به پاسخ برسانند. روش استفاده از بازیهای فکری برای کودکان، به این موضوع کمک می کند. نقد فیلمها، داستانها، مکانهای تفریحی و ... می تواند ذهن کودک را از روزمرگی و عادتها خارج کرده و پنجره ی تازه ای برای او باز کند.
روشهای ایجابی اجازه نمی دهد که کودک خود را به آنچه پیش می آید، بسپارد بلکه او را وادار می کند که در مخاطرات به راههای متعدد و متنوع بیندیشد. از آنجا که اولین پایگاه تربیتی او خانه است، خانواده می تواند او را برای محیط مدرسه آماده سازد. در محیط مدرسه، باید معلمان اجازه دهند که دانش آموزانشان اهل سؤال کردن باشند. معلم نباید ذهن پر سؤال کودک را کور کند باید به سؤالهای او جهت ببخشد، سؤالات را دسته بندی کند و به آنها امتیاز دهد. بدین ترتیب، کودک بدنبال سؤالاتی می رود که امتیازات بیشتری را به خود اختصاص می دهند. در این حالت او هم اندیشیدن و هم انتخاب کردن را آزموده است. متأسفانه در محیطهای آموزشی با معلمان کم حوصله مواجه می شویم که جرم دانش آموزان را سؤال کردن می دانند و اغلب به والدین آنها، اعتراض می کنند که دانش آموزان با سؤال کردن وقت کلاس را می گیرند. آنها به این نکته توجه ندارند که خوب سؤال کردن بخش مهمی از یادگیری است و کودکان باید درست سؤال کردن را از معلم خود بیاموزند.
وقتی آغاز کار تربیتی، اشتباه باشد تا مراحل بالاتر نیز این اشتباه ادامه پیدا می کند. تا آنجا که جامعه، آموختن فلسفه را امری غامض دانسته و کمتر افرادی به این مهم می پردازند. والدین در مراحل بالاتر نیز برای این نوع رشته ها سرمایه گذاری نمی کنند و اگر فرزندشان به فلسفه گرایش پیدا کند، عمر او را باطل شده فرض می کنند. معلوم است که چنین نگرشی، نتیجه ای جز بی فکری و سربار بودن نخواهد داشت و بار این زحمت به دوش گروه معدودی از افراد جامعه می افتد که همیشه بجای دیگران اندیشه می کنند و تصمیم می گیرند و یا باید خطاهای دیگران را اصلاح کنند.

۲- روشهای سلبی: آغاز تعلیم این روشها نیز از خانواده می باشد و در کنار روشهای ایجابی، نقش خود را ایفا می کنند. این روشها اختصاص به دوره ی خاصی ندارد، بلکه تا بشر می اندیشد باید از این روشها پرهیز کند.
در روشهای سلبی، والدین، کودک را به اموری سوق می دهند که مانعی برای خوداندیشی نباشد؛ مثلاً کودک به زمین می افتد، ابتدا اطراف خود را نگاه می کند تا ببیند دیگران چه عکس العملی در برابر او نشان می دهند. اگر اطرافیان، آرامش خود را حفظ کنند، او کمی صبر می کند و دوباره بلند شدن را امتحان می کند. اما اگر با نا آرامی والدین مواجه شود، شروع به گریه و فریاد می کند و تا مدتها از بلند شدن بدون کمک دیگران می ترسد. والدین با روش غلط خود، استقلال و اندیشیدن را از او سلب می کنند.
در مواجهه با مشکلات زندگی اگر کودک یا جوان متوجه شود که همیشه کسی هست که به جای او فکر می کند، غصه می خورد، تصمیم می گیرد و دلش شور می زند، هرگز خود را به زحمت نمی اندازد اما اگر والدین برای فکر کردن و تصمیم گیریهای او، امتیاز یا مزدی قائل شوند، او را به این امر تشویق نموده و راههای اندیشیدن را برایش باز کرده اند. در روانشناسی، حسی را بنام حقیقت جویی یا حس کاوش مطرح می کنند و در تعلیم و تربیت نیز به پدر و مادرها توصیه می کنند که تا حد امکان پاسخ کودکان را بدهند و آنها را طرد نکنند و بگذارند حس حقیقت جویی همیشه در آنها تازه و زنده بماند.{مطهری، مرتضی، فطرت، ص ۷۵ و ۷۶}

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

سخن آخـــر...

تربیت فلسفی، امری سهل و ممتنع است. سهل است چون با فطرت آدمی عجین شده و ممتنع است، چون راههای عملی وصول به آن برای بشر امروز شناخته شده نیست. آنچه باید در برنامه ریزی این موضوع مورد توجه قرار گیرد، این است که اولاً، شرع در آیات و روایات، راههای تربیت فلسفی را در قالب داستانها و حکایات مشخص کرده تنها باید در لابلای متون دینی کاوش کرده و آنها را بیابیم.
ثانیاً، اندیشمندان هر جامعه، باید راهکارهای عملی برای این مهم را در اختیار مجریان و کارگزاران قرار داده و آن را سرفصل همه ی امور قرار دهند تا آحاد جامعه، اندیشیدن را جزء لاینفک هویت خود بدانند.
در سایه ی اجرای این موضوع در مدارس و دانشگاهها و خانواده ها، جامعه ای سربلند و پایدار خواهیم داشت که می تواند الگوی عینی جامعه اسلامی باشد.

چیستی و چرایی تربیت فلسفی

منبع مقاله:
خامنه ای، سیدمحمد؛ (۱۳۸۹)، تربیت فلسفی و فلسفه تربیت، تهران: نشر بنیاد حکمت اسلامی صدرا، چاپ اول

منابع تحقیق:

۱- دینانی، غلامحسین، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، انتشارات طرح نو، ۱۳۷۷، ج۲.
۲- ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ی ابن خلدون، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
۳- ابن سینا، تدابیر المنازل، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ ه.ق.
۴- احمدی، علی اصغر، شخصیت و رفتار، انتشارات مهدی رضایی، چ۴، آبان ۸۷.
۵- طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۱و ۲، انتشارات صدرا.
۶- فارابی، ابونصر، فصول منتزع، چ۲، کتابخانه الزاهرا (سلام الله علیها)، تهران، ۱۴۰۵ ه.ق.
۷- دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیم و تربیت، سازمان مطالعه کتب علوم انسانی دانشگاهی.
۸- مطهری، مرتضی، فطرت، انتشارات صدرا.
۹- مولوی، مثنوی معنوی.
۱۰-Reboul, Oliver, La philosophie de L" education, paris P.U.F.‎1971.‎

پدیدآورنده: 
Share