باکو، بازار مبادله؛ وقتی شهروند فرانسوی بهای تحریمهای یک الیگارش روس را میپردازد
مبادله پنهان باکو، پاریس و مسکو | آزادی رایان در ازای لغو تحریم عثمانوف
در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، الهام علیاف با امضای فرمانی، ۲۰ زندانی را عفو کرد. در میان آنها نام مارتین رایان، شهروند فرانسوی محکوم به ۱۰ سال حبس به اتهام جاسوسی، دیده میشد. اما این اقدام تنها یک روز پس از تصمیم اتحادیه اروپا برای لغو تحریمهای آلیشر عثمانوف، میلیاردر روسی-ازبکی، انجام شد. این همزمانی دقیق، دیپلماتهای اروپایی را به این باور رساند که با یک مبادله پنهان روبهرو هستند؛ مبادلهای که در آن، باکو همزمان با پاریس، مسکو و بروکسل بازی میکند و ایران باید پیامدهای آن را جدی بگیرد.
آنچه رخ داد؛ معماری یک مبادلهٔ پنهان
باکو، بازار مبادله؛ وقتی شهروند فرانسوی بهای تحریمهای یک الیگارش روس را میپردازد:
در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، با امضای فرمانی، ۲۰ زندانی را مورد عفو قرار داد. در میان آنان، نام یک شهروند فرانسوی به نام مارتین رایان دیده میشد که در مارس همان سال به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود. این اقدام، تنها یک روز پس از آن صورت گرفت که اتحادیه اروپا تصمیم گرفت تحریمهای خود را علیه آلیشر عثمانوف، میلیاردر روسی-ازبکی، لغو کند. این همزمانی، آنقدر دقیق و معنادار است که حتی دیپلماتهای اروپایی نیز آن را تصادفی ندانستند. سه دیپلمات به رویترز گفتند که پاریس به طور خصوصی اعلام کرده بود باکو از پروندهٔ عثمانوف برای اعمال فشار بر فرانسه در مورد دو شهروند زندانی خود استفاده میکند.
آنچه رخ داد؛ معماری یک مبادلهٔ پنهان
مارتین رایان، شهروند فرانسوی، در دسامبر ۲۰۲۳ در باکو بازداشت شد و به جمعآوری اطلاعات در مورد همکاری نظامی آذربایجان با ترکیه، ایران و پاکستان متهم شد. او در مارس ۲۰۲۶ به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود. اما نکتهٔ کلیدی این است که رایان تنها شهروند فرانسوی زندانی در آذربایجان نبود. اناس درراز، شهروند فرانسوی دیگری که در شرکت مدیریت آب «ساور» کار میکرد، در نوامبر ۲۰۲۵ به اتهام فساد به ۱۲ سال حبس محکوم شده بود و — نکتهٔ مهم — در فهرست عفو روز چهارشنبه قرار نداشت.
دیپلماتهای اروپایی به رویترز گفتند که پاریس در مذاکرات پشتپرده، از پروندهٔ دو شهروند خود بهعنوان اهرم فشاری برای متقاعد کردن سایر کشورهای اروپایی به لغو تحریمهای عثمانوف استفاده کرد. یک دیپلمات بلندپایه اروپایی در بروکسل به خبرگزاری فرانسه گفت که فرانسه برای آزادی رایان، لغو تحریمهای عثمانوف را پیش برده است. یک دیپلمات آذربایجانی این ادعاها را «کاملاً بیاساس» خواند و گفت باکو به طور آشکار از حذف عثمانوف از فهرست تحریمها حمایت کرده، زیرا این اقدامات را ناعادلانه میدانست.
لایهٔ پنهان؛ چرا عثمانوف برای باکو مهم است؟
آلیشر عثمانوف، میلیاردر روسی-ازبکی، یکی از ثروتمندترین افراد جهان است که در ازبکستان متولد شده و در کشورهای ترکزبان ازبکستان، ترکیه و آذربایجان شبکهٔ گستردهای دارد. او دارای تابعیت روسیه و ازبکستان است و لغو تحریمهایش مدتهاست به یک مطالبهٔ گروهی از کشورهای ترکزبان تبدیل شده است. سازمان همکاریهای اقتصادی سازمان ملل متحد، که آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان و ترکیه در آن عضویت دارند، نامههایی به رهبران اروپایی و رئیسجمهور آمریکا ارسال کرده و خواستار لغو تحریمها شده بود.
نکتهٔ کلیدی این است که عثمانوف تنها یک الیگارش روس نیست. او نماد پیوندهای اقتصادی و سیاسی میان روسیه و جهان ترک است. لغو تحریمهای او، در واقع گشودن یک شکاف در جبههٔ متحد غرب علیه روسیه است. فرانسه با پیشبردن این پرونده، نه تنها به باکو امتیاز داد، بلکه به طور غیرمستقیم به مسکو نیز کمک کرد. اینجاست که پرسش راهبردی مطرح میشود: آیا باکو در این مبادله، تنها یک واسطهٔ بیطرف بود یا بازیگری که از موقعیت خود برای پیشبرد اهداف چندلایه استفاده میکرد؟
آذربایجان، فرانسه و روسیه؛ مثلثی که هر ضلعش حساب جداگانه دارد
روابط باکو و پاریس مدتهاست پرتنش بوده است. دلیل اصلی این تنش، حمایت فرانسه از ارمنستان در مناقشهٔ قرهباغ است. فرانسه یکی از حامیان دیرینهٔ ارمنستان بوده و این حمایت، باکو را خشمگین کرده است. در ژوئن ۲۰۲۶، کمیسیون ویژهٔ مبارزه با مداخلات خارجی و تهدیدهای ترکیبی در مجلس آذربایجان، فرانسه را به «فعالیتهای تهدیدآمیز ترکیبی» علیه آذربایجان متهم کرد. اما در همان زمان، تحولات دیگری نیز در جریان بود.
در آوریل ۲۰۲۶، روسیه و آذربایجان به توافقی در مورد پیامدهای سقوط هواپیمای مسافربری آذربایجان (AZAL) دست یافتند که در دسامبر ۲۰۲۴ توسط پدافند هوایی روسیه به طور تصادفی سرنگون شده بود. این توافق شامل پرداخت غرامت به قربانیان بود. در ژوئیه ۲۰۲۶، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اعلام کرد که روابط روسیه و آذربایجان «کاملاً عادیسازی شده» و مشکلات قبلی پشت سر گذاشته شده است.
بنابراین، آذربایجان در سپتامبر ۲۰۲۶ در موقعیتی قرار داشت که هم روابط خود را با روسیه ترمیم کرده بود و هم از فرانسه به دلیل حمایت از ارمنستان گلایه داشت. لغو تحریمهای عثمانوف — که یک الیگارش نزدیک به مسکو بود — میتوانست هم به عنوان امتیازی به روسیه تلقی شود و هم به عنوان ابزاری برای استخراج امتیاز از فرانسه. باکو در این مبادله، همزمان به دو طرف بازی میداد.
پیامدها برای ایران؛ سایهای که سنگینتر میشود
برای تهران، این مبادله پیامهای نگرانکنندهای دارد:
1: بازداشت مارتین رایان به اتهام جمعآوری اطلاعات در مورد همکاری نظامی آذربایجان با ترکیه، ایران و پاکستان نشان میدهد که باکو چه حوزههایی را حساس میداند. این اتهامات، اگرچه توسط فرانسه «کاملاً بیاساس» خوانده شد، اما در فضای اطلاعاتی منطقه، بازتاب گستردهای یافت.
2: لغو تحریمهای عثمانوف به معنای گشودن راه برای بازگشت یک چهرهٔ کلیدی به شبکهٔ اقتصادی منطقه است. عثمانوف، با شبکهٔ گستردهٔ خود در ترکیه و آسیای مرکزی، میتواند به تقویت پیوندهای اقتصادی میان آذربایجان، ترکیه و آسیای مرکزی کمک کند؛ پیوندهایی که ایران در آنها نقش کمرنگتری ایفا میکند.
3: این مبادله نشان میدهد که آذربایجان توانسته است از پروندهٔ شهروندان فرانسوی بهعنوان اهرم فشاری در سطح اتحادیه اروپا استفاده کند. این توانایی، اگر تثبیت شود، به باکو امکان میدهد در مناقشات آینده با ایران نیز از ابزارهای مشابه بهره ببرد.
جمعبندی:
آنچه در سپتامبر ۲۰۲۶ رخ داد، یک مبادلهٔ ساده نبود. لغو تحریمهای یک الیگارش روس، در ازای آزادی یک شهروند فرانسوی، در ظاهر یک معاملهٔ دوجانبه میان پاریس و باکو به نظر میرسد. اما لایههای زیرین آن، پیچیدهتر است. آذربایجان در این مبادله، همزمان به فرانسه امتیاز داد، هم به روسیه نزدیکتر شد، هم به اتحادیه اروپا نشان داد که میتواند در معادلات این اتحادیه مداخله کند، و هم به ایران پیام داد که ابزارهای فشار خود را میشناسد. آنچه باکو به دست آورد، فراتر از آزادی یک شهروند فرانسوی بود. آنچه پاریس پرداخت کرد، فراتر از یک امتیاز دیپلماتیک بود. و آنچه مسکو به دست آورد — لغو تحریمهای یکی از نزدیکترین الیگارشهایش — بدون آنکه انگشتی تکان دهد، بخشی از یک بازی بزرگتر بود که در آن، آذربایجان نقش بازیگر را ایفا میکند، نه مهرهٔ صحنه. این الگو، الگویی است که باید آن را با دقت دنبال کرد: باکو در حال تبدیل شدن به یک «واسطهٔ راهبردی» است که هم با مسکو، هم با بروکسل و هم با واشنگتن، حساب جداگانه دارد. برای ایران، این تحول به معنای آن است که در همسایگی شمالی، بازیگری شکل گرفته که توانایی مدیریت همزمان چند اردوگاه را دارد و از این توانایی، برای پیشبرد منافع خود استفاده میکند.
افزودن دیدگاه جدید