رفتن به محتوای اصلی
ابوکاظم حسنی

پازل یک خیانت سی‌ساله؛ از حراج قره‌باغ تا استقرار پادگان صهیونیستی در شمال ارس

تاریخ انتشار:
پشت‌پرده ۳۰ سال خیانت الیگارشی باکو به ایران چیست؟ بررسی تحلیلی حراج قره‌باغ، نفوذ صهیونیسم در قفقاز جنوبی و توطئه دالان تورانی ناتو علیه مرزهای ایران.
تحلیل ژئوپلیتیک خیانت سی ساله باکو به ایران؛ از حراج قره باغ تا استقرار پایگاه صهیونیستی و توطئه دالان تورانی ناتو

پشت‌پرده ۳۰ سال خیانت باکو به ایران؛ از حراج قره‌باغ تا توطئه دالان تورانی ناتو

چکیده: تاریخ سه دهه اخیر قفقاز جنوبی صرفاً روایت یک جنگ نیست، بلکه کالبدشکافی یک «معامله کثیف ژئوپلیتیک» است. این یادداشت تحلیلی به قلم ابوکاظم حسنی، پرده از معماری دقیق الیگارشی باکو برای سرکوب هویت شیعی و استقرار ناتو و صهیونیسم در مجاورت مرزهای ایران برمی‌دارد.

نویسنده: ابوکاظم حسنی

درآمد: عبور از دیپلماسی تعارف به واقع‌گرایی ژئوپلیتیک در قفقاز

الیگارشی حاکم بر جمهوری آذربایجان در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، برای قبضه کردن قدرت و جلب حمایت محور آنگلوساکسونی، خاک و استقلال خود را در پیشگاه نئواستعمار قربانی کرد. امروز ماشین جنگ روانی باکو با پشتیبانی سازمان موساد تلاش می‌کند تاریخ را وارونه جلوه دهد و جمهوری اسلامی ایران را به انفعال یا همراهی با اشغالگران متهم کند. بازخوانی این پرونده سی‌ساله نشان می‌دهد چگونه مسیر استقرار پادگان‌های صهیونیستی در کرانه‌های ارس هموار شد.

۱. مهندسی شکست در قره‌باغ و هراس از بیداری هویتی

طراحان غربی در دهه ۹۰ میلادی به‌خوبی می‌دانستند که اگر باکو با پشتیبانی مستشاری و لجستیکی ایران در جنگ قره‌باغ پیروز شود، پیامد قطعی آن «بیداری شناختی و احیای هویت اصیل شیعی و ایرانی» در قفقاز خواهد بود. در این بازی بزرگ، الیگارشی باکو با هدایت لندن و واشنگتن، جنگ را در میدان واگذار کرد تا بهانه لازم برای خروج ایران از معادلات قفقاز و جایگزینی آن با شرکای غربی فراهم شود. پیروزی مشروط سال ۲۰۲۰ نیز تنها زمانی به باکو اعطا شد که ناتو و رژیم صهیونیستی به‌طور کامل در شریان‌های امنیتی این کشور مستقر شده بودند.

۲. خنجر از پشت به ناجی قفقاز؛ پاداش حمایت‌های استراتژیک ایران

ماشین تحریف باکو چهره‌ای ضدآذربایجانی از ایران ترسیم می‌کند؛ این در حالی است که تهران پیش از فروپاشی رسمی شوروی، استقلال این کشور را به رسمیت شناخت و با ایجاد کریدور نظامی در سپتامبر ۱۹۹۳، منطقه نخجوان را از خطر سقوط حتمی نجات داد. حیدر علی‌اف با یک بازی ماکیاولیستی، ابتدا از ظرفیت دیپلماتیک و حضور سرداران ایرانی برای جلوگیری از فروپاشی دولت خود بهره برد. پس از تثبیت قدرت، با طراحی سناریوی مطالبه کمک‌های نجومی، مستشاران ایرانی را اخراج و روند آزادسازی قره‌باغ را عامدانه متوقف کرد.

۳. معامله نفت و استقلال در بازار نئواستعمار غرب

توقف جنگ در دهه ۹۰، پیش‌نیاز واگذاری شریان‌های حیاتی قفقاز به کارتل‌های غربی بود. امضای «قرارداد قرن» در سال ۱۹۹۴ منابع انرژی خزر را به انحصار شرکت‌هایی نظیر BP درآورد. تسلیم‌نامه ۱۹۹۶ با اتحادیه اروپا نیز استقلال سیاسی و فرهنگی باکو را به حراج گذاشت. الیگارشی باکو در ازای تضمین بقای سیاسی خود، به خودمختاری قره‌باغ و ترویج ناهنجاری‌های سیستماتیک غربی تن داد و این کشور را به یک مستعمره مدرن تبدیل کرد.

۴. عملیات گازانبری: بذرپاشی هم‌زمان صهیونیسم و تکفیر

خلأ ناشی از حذف ایران، با یک پروژه دوقلوی خطرناک پر شد:

  • نفوذ صهیونیسم: رژیم صهیونیستی با افسانه‌سازی از چهره‌هایی نظیر «آلبرت آگارونوف» تلاش کرد بقای جمهوری آذربایجان را به حضور یهودیان گره بزند و پایگاه‌های شنود خود را در مرزهای ایران مستقر سازد.

  • ورود تروریسم تکفیری: حیدر علی‌اف دروازه‌های قفقاز را به روی تروریسم تکفیری گشود. مساجد با دلارهای نفتی کویت و عربستان به پایگاه شبکه‌های چچنی و وهابی تبدیل شدند تا هویت اصیل شیعی جامعه جمهوری آذربایجان از درون متلاشی شود.

۵. ترور حافظه تاریخی و توطئه دالان تورانی ناتو

الیگارشی باکو برای پنهان کردن این خیانت سی‌ساله، جنگ روایت‌ها را علیه ایران کلید زده است. آن‌ها با مصادره مفاخر تمدن ایرانی-اسلامی، جعل تاریخ و القای گزاره دروغین «حمایت ایران از اشغال ارامنه»، در حال شستشوی مغزی نسلی هستند که از ترومای سقوط قره‌باغ رنج می‌برد. هدف نهایی، تربیت جامعه‌ای است که صهیونیسم را منجی، و ایران را دشمن ذاتی خود بپندارد.

در همین راستا، تحرکات امروز در قالب احداث دالان جعلی زنگزور و گستاخی‌های رسانه‌ای باکو، نقطه اوج همین پروژه است تا با ایجاد دالان تورانی ناتو، ژئوپلیتیک منطقه را برای همیشه به نفع غرب تغییر دهند.

نتیجه‌گیری و هشدار راهبردی برای دیپلماسی ایران

دوران مدارای یک‌جانبه به پایان رسیده است و جمهوری اسلامی ایران باید دکترین خود را در قبال قفقاز تغییر دهد. دستگاه‌های راهبردی و رسانه‌ای کشور باید با رویکردی تهاجمی، اسناد خیانت الیگارشی باکو را به زبان‌های مادری منطقه منتشر کنند. فعال‌سازی اهرم‌های قدرت سخت و نرم ضروری است تا به اتاق‌های فکر آنگلوساکسونی و صهیونیستی تفهیم شود که هزینه عبور از خطوط قرمز ژئوپلیتیک ایران، فروپاشی معماری پوشالی قدرت آن‌ها در شمال ارس خواهد بود.

سوالات متداول:

۱. دلیل اصلی توقف پیشروی‌ها در جنگ اول قره‌باغ چه بود؟ توقف جنگ در دهه ۹۰ یک تصمیم سیاسی از سوی الیگارشی باکو با هدایت لندن و واشنگتن بود تا با جلوگیری از پیروزی قاطع به کمک ایران، مسیر برای خروج تهران از معادلات قفقاز و ورود شرکت‌های نفتی غربی باز شود.

۲. ایران چه نقشی در حفظ نخجوان در دهه ۹۰ میلادی داشت؟ جمهوری اسلامی ایران در سپتامبر ۱۹۹۳ با ایجاد یک کریدور نظامی و پشتیبانی لجستیکی، جمهوری خودمختار نخجوان را از خطر سقوط حتمی و اشغال نجات داد.

۳. هدف از طرح دالان تورانی ناتو در شرایط کنونی چیست؟ هدف از اصرار بر احداث دالان جعلی زنگزور، تکمیل پروژه سی‌ساله محاصره ژئوپلیتیک ایران، قطع ارتباط زمینی با اوراسیا و استقرار کامل نیروهای امنیتی ناتو و رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی رود ارس است.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا