ضیاءالصالحین سهم مسلمانان در نوآوری و شکوفایی | ضیاءالصالحین

سهم مسلمانان در نوآوری و شکوفایی

نوآوری و شکوفایی
نگارنده سعی دارد که در این نوشتار نقش مسلمانان را در زمینه پیشرفت فرهنگ و علوم مورد بررسی قرار دهد.

سهم مسلمانان در نوآوری و شکوفایی

با ظهور این تمدّن الهی ـ انسانی (تمدن اسلامی)، خداوند اتمام نعمت را بر پیکر انسانیّت پوشانید، بنابراین مسلمانان با الهام از آموزه های قرآنی و سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) بیشترین نقش را در زمینه رشد، نوآوری و شکوفایی ایفا نمودند.

سهم مسلمانان در نوآوری و شکوفایی

اشاره

تمدن اسلامی آخرین حلقه تمدن الهی است که نهال درخت تنومندش با دستان پرتوان پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) کاشته شد و ریشه اش با هجرت آن بزرگوار و سایر مسلمانان مستحکم گردید و همچنین میوه اش پس از گذشت چند قرن در زمینه علوم شرعی، عقلی، ادبی، تجربی، فرهنگ و هنر به بار نشست.

با ظهور این تمدّن الهی ـ انسانی، خداوند اتمام نعمت را بر پیکر انسانیّت پوشانید، بنابراین مسلمانان با الهام از آموزه های قرآنی و سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) بیشترین نقش را در زمینه رشد و شکوفایی ایفا نمودند.

نگارنده سعی دارد که در این نوشتار نقش مسلمانان را در زمینه پیشرفت فرهنگ و علوم مورد بررسی قرار دهد.

قرآن از همان راهی که فکر توحید و یکتاپرستی را در بشر بیدار کرد، دقیقاً از همان راه بشر را در خط سیر علمی و کشف حقایق جهان هستی که پایه تمدّن است، قرار داد و احادیث نبوی جان تشنه مؤمنان را برای دریافت دانشهای گوناگون با عزمی راسخ به حرکت واداشت، لذا می بینیم که سده های نخستین تاریخ اسلام به ویژه قرن دوم تا پنجم هـ.ق «عصر طلایی» جهان اسلام است. مسلمانان با الهام از آیات قرآن کریم و تعالیم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و به کمک آموزه های دینی به پیشرفتهای علمی و فرهنگی چشمگیری دست یافتند.

مسلمانان مشعل داران تمدّن

قرآن کریم در آموزه های خود دعوت به فراگیری دانش و تشویق انسانها به آبادانی و نوآوری را مورد تأکید قرار داده است. با این که عدم تبعیض در میان انسانها از اصول تغییرناپذیر این کتاب آسمانی است، امّا خداوند به صراحت می فرماید: «هل یستوی الّذین یعلمون و الّذین لایعلمون؛[سوره زمر، آیه 9] آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند؟»

قرآن کریم با دمیدن روح جدید بر پیکر نیمه مرده سرزمینهای فتح شده، فضای علمی و فرهنگی نوی را پدید آورد، بدین صورت که ابتدا افکار مسلمانان را متوجه فلسفه آفرینش و فرجام هستی نمود و با یادآوری آثار قدرت الهی دریچه ای به سوی اسرار خلقت گشود و گامی را به سوی پیشرفت علمی فراهم ساخت.

با این که علوم مسلمانان در آغاز منحصر به علوم دینی بود، ولی در قرن دوم هجری آنان به سراغ اندوخته های علمی سایر ملتها رفتند و طی دو قرن قسمت عمده علوم را از ملتها گرفتند سپس در پرتو منطق قرآنی و تجربه علمی دست به ابتکار زدند.

مفسر بزرگ علامه طباطبایی (رحمه الله) در مورد تأثیر قرآن در پیشرفت فرهنگ و شکوفایی می نویسد: «عامل اصلی اشتغال مسلمانان به علوم عقلی به صورت نقل و ترجمه در ابتدا و به صورت ابتکار در پایان، همان انگیزه فرهنگی بود که قرآن مجید در نفوس مسلمانان فراهم کرده بود. و معلوم است که مدنیّت اسلامی بعد از هجرت و رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به وجود آمد و بالأخره امروز در حدود 600 میلیون نفر از جمعیّت کره زمین را به نام اسلام در بر می گیرد و بدیهی است که چنین تحوّلی که یکی از حلقه های بارز سلسله حوادث جهان می باشد، در حلقه های بعدی تأثیر بسزایی خواهد داشت و از این رو یکی از علل و مقدّمات تحول امروزی و پیشرفت فرهنگ جهان قرآن مجید خواهد بود.»[قرآن در اسلام، علامه طباطبایی رحمه الله، ص 98]

با این بیان معلوم می شود که قرآن از همان راهی که فکر توحید و یکتاپرستی را در بشر بیدار کرد، دقیقاً از همان راه بشر را در خط سیر علمی و کشف حقایق جهان هستی که پایه تمدّن است، قرار داد و احادیث نبوی جان تشنه مؤمنان را برای دریافت دانشهای گوناگون با عزمی راسخ به حرکت واداشت، لذا می بینیم که سده های نخستین تاریخ اسلام به ویژه قرن دوم تا پنجم هـ.ق «عصر طلایی» جهان اسلام است. مسلمانان با الهام از آیات قرآن کریم و تعالیم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و به کمک آموزه های دینی به پیشرفتهای علمی و فرهنگی چشمگیری دست یافتند.

این زمان مقارن با دوره قرون وسطی، یعنی دوران انحطاط تمدن در تاریخ اروپا بود. قرون وسطی تقریباً از سال 476 م شروع شد و تا سال 1450 م ؛ یعنی حدود 950 سال ادامه یافت. این زمان در تاریخ اسلام مطابق بود با حدود 100 سال قبل از هجرت تا حدود 850 سال بعد از هجرت. این دوران را برای اروپا و جهان مسیحیّت «عصر ظلمت» نامیده اند.

زمانی که اروپا رکود این دوره تاریک را سپری می کرد، در مشرق زمین دولتهای اسلامی، تمدّنهای قدیمی بین النهرین، مصر، ایران، یونان و هند را بازشناسی کرده بودند، همچنین شهرهای مهم دنیای اسلام به صورت مراکز علمی و فرهنگی درآمده بودند و دانشمندان مسلمان ابتکارات خود را به دنیا عرضه می کردند.

نوآوری های فراوان، تألیفات متعدد، مساجد، کتابخانه ها، مدارس، شهرهای با شکوه و پرجمعیت، روستاهای آباد، ارتباطات وسیع، تجارت پررونق و دیگر عوامل مسلمانان را مشعل داران فرهنگ و تمدّن قرار داده بود. شاهکار مسلمانان در این بود که جنبش و تحوّلی در جهان پدید آوردند که قرنها جامعه بشری از فیض وجود آن بهره مند بود. مسلمانان در طول چند قرن آن چنان در علوم، صنایع، اقتصاد، سیاست و نظامات اجتماعی پیشرفت نمودند که به اعتراف دانشمندان غربی از همه جلو افتادند و حتّی تمدن کنونی اروپا و غرب بیش از هر چیز دیگر از آن مایه گرفته است.[علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 19]

دکتر حسین نصر در زمینه رشد و بالندگی تمدن اسلامی می گوید: «تنها پس از آن که وحی اسلامی توانست به تمدّن جدید رنگ مشخص اسلامی بدهد، علم، ادب و فلسفه به اوج کمال خود رسید.»[سه حکیم مسلمان، سید حسین نصر، ترجمه احمد آرام، ص 1]

بنابراین تمدّن اسلامی با بهره گیری از آیات قرآن و اقدامات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در طی مراحل کمال و پختگی به درجه ای رسید که آدام متز (دانشمند سوئیسی) در کتاب خود قرن چهارم هجری را «عصر نوزایی اسلامی» نامیده است.[تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، آدام متز، ترجمه علی رضا ذکاوتی قراگزلو، ص 9] در این دوره دانشمندان مسلمان در علوم و فنون به قدری از خود ابتکار نشان دادند که طبق اعتراف گوستاولوبون تا قرن یازدهم میلادی دانشمندان اروپا قولی را که مأخوذ از مصنّفین مسلمان نبود، مستند نمی شمردند و تمام دانشکده ها و دانشگاههای اروپا تا پانصد سال روی ترجمه کتابهای دانشمندان اسلامی دایر بود و مدار علوم مردم اروپا فقط دانش مسلمین بود.[فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه مرتضی رهبانی، ج 2، ص 36]

در عصر طلایی اسلام مقارن با دوره قرون وسطی، یعنی دوران انحطاط تمدن در تاریخ اروپا بود. قرون وسطی تقریباً از سال 476 م شروع شد و تا سال 1450 م ؛ یعنی حدود 950 سال ادامه یافت. این زمان در تاریخ اسلام مطابق بود با حدود 100 سال قبل از هجرت تا حدود 850 سال بعد از هجرت. این دوران را برای اروپا و جهان مسیحیّت «عصر ظلمت» نامیده اند.

دانشهای نوین

رشد و شکوفایی مسلمانان فقط در زمینه فهم معارف و مباحث اعتقادی نبود، بلکه علاوه بر ابداع علومی همچون: فقه و اصول و تفسیر، دانش هایی همچون: علم کلام، فلسفه و اخلاق را مطابق مضامین آیات قرآن کریم مطرح نمودند و با شیوه ای نوین گسترش دادند و حتّی فراتر از اینها علوم طبیعی، ریاضی، تاریخ، جغرافیا، دانشهای تجربی و هنرهای زیبا را به اوج کمال رساندند و از این رهگذر ابتکارات، اختراعات و اکتشافات نوین را به جامعه بشری عرضه نمودند.

در عصر مأمون محمد خوارزمی علم «جبر» را پایه گذاری کرد و کتاب او به نام «جبر و مقابله» مرجع دانشمندان اروپا قرار گرفت.[تاریخ فلسفه در جهان اسلام، حنّا الفاخوری، ج 2، ص 362]

در ریاضیّات و هندسه ابوریحان بیرونی به کشفیّات تازه ای دست یافت و در هندسه مسطّحه خواجه نصیر الدین طوسی به ابداعاتی نایل آمد. همچنین تا قرن سیزدهم میلادی عدد صفر مجهول بود تا این که خوارزمی آن را کشف کرد. او کسی بود که علامات اعشاری را برای نخستین بار به کار برد.[مسلمانان و دانش جدید، عبدالرزّاق نوفل، ص 81]

دانش جغرافیا در پرتو فرهنگ اسلامی رشد قابل ملاحظه ای پیدا کرد. بسیاری از کتب «مسالک و ممالک» با محور قرار دادن مکه و مدینه که هر ساله میزبان زائران خانه خدا بود، به نگارش درآمدند و در این دانش مسلمین پیش گام دیگر ملّتها شدند.

همچنین «نقشه جهانی» را ابوعبداللّه ادریسی مؤلف کتاب «نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق» اختراع نمود و مدتها مرجع دانشمندان اروپا بود.[دانش مسلمین، محمد رضا حکیمی، ص 156]

در علم شیمی جابربن حیّان به کشفیّات نو و آفرینش آثار پر ارج و بی بدیل دست یافت. در فیزیک ابن هیثم شهرت فراوانی پیدا نمود و کتاب وی «علم المناظر» به عنوان بهترین کتاب قرون وسطایی در نورشناسی شناخته شد.

در فلسفه تاریخ و علم جامعه شناسی ابن خلدون مطالب بی سابقه ای را عنوان کرد. در فلسفه سیاسی فارابی با بهره گیری از کار پیشینیان نکات جدیدی را عرضه نمود و در روان شناسی ابن سینا شیوه ای علمی پدید آورد.

در علم پزشکی محمد بن زکریای رازی، حنین ابن اسحاق و ابوعلی سینا آثار بی مانندی از خود به یادگار گذاشتند و پیشرفت مسلمانان در این علم به نحو بی سابقه و گسترده ای رواج پیدا کرد. به همین جهت نوشته اند که مسلمانان در ایجاد بیمارستانهای خوب و تهیه لوازم آن پیشاهنگ جهان بوده اند.

نخستین بیمارستانی که در سرزمینهای اسلامی تأسیس شد، بیمارستان صحرایی (در میان چادر با برخی تجهیزات) بود که در جنگ بدر به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ساخته شد.[سیره ابن هشام، ج 1، ص 688] امّا بعدها این پدیده روبه رشد و کمال رفت و بیمارستانهای بزرگ و مجهزّی تأسیس شد. همچنین ابتکارات مسلمانان همچون: اختراع چاپ، قطب نما، کشف فرمول باروت، کشف گردش خون، صنعت کاغذ سازی و دهها ابتکار دیگر نشانه عشق و علاقه آنان به نوآوری و شکوفایی بود.[روح اسلام، امیر علی، ترجمه ایرج رزّاقی و دیگران، ص 351][نهضت ترجمه در جهان اسلام، ترجمه اسماعیل سعادت، ص 6]

در عصر مأمون محمد خوارزمی علم «جبر» را پایه گذاری کرد و ابوریحان بیرونی در ریاضیّات و هندسه به کشفیّات تازه ای دست یافت و در هندسه مسطّحه خواجه نصیر الدین طوسی، همچنین تا قرن 13 م عدد صفر مجهول بود تا این که خوارزمی آن را کشف کرد. او نخستین کسی بود که علامات اعشاری را بکار برد، «نقشه جهانی» را ابوعبداللّه ادریسی اختراع نمود - در شیمی جابربن حیّان، در فیزیک ابن هیثم که کتاب وی «علم المناظر» به عنوان بهترین کتاب قرون وسطایی در نورشناسی شناخته شد - در فلسفه تاریخ و علم جامعه شناسی ابن خلدون - در فلسفه سیاسی فارابی - در روان شناسی ابن سینا - در علم پزشکی محمد بن زکریای رازی

نهضت ترجمه

در پایان قرن اول هجری مترجمان اسلامی کار ترجمه را شروع کردند. نخستین گام ترجمه های اسلام در زمان منصور خلیفه عباسی(158 ـ 136 هـ.ق) برداشته شد، ولی نهضت واقعی ترجمه از نیمه دوم قرن دوم هجری رسمیّت یافت. در قرن سوم هجری(عصر کلاسیک اسلام) این نهضت به اوج خود رسید و تا پایان قرن پنجم ادامه یافت، بنابراین مسلمانان بیش از سه قرن سخت مشغول ترجمه آثار علمی، فلسفی، ادبی و مذهبی تمدنهای کهن بودند و از میراث انسانی بزرگی که به زبانهای مختلف آن زمان، یعنی عبری، سریانی، فارسی، هندی، لاتینی و یونانی بود، بهره مند شدند.[تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، حسین سلطان زاده، ص 70]

به منظور جای دادن مترجمان و حفظ آثار آنان مؤسسه علمی به نام «بیت الحکمه» در بغداد تأسیس شد. زمان تأسیس این مرکز به درستی مشخص نیست و عدّه ای بنیان آن را در سال 210 یا 211 هـ.ق می دانند، عدّه ای هم تأسیس آن را در عصر هارون الرشید دانسته اند. به هر صورت این مرکز در زمان مأمون به علت رواج روحیه علمی و عقلی از رونق فراوانی برخوردار گردید.[کارنامه اسلام، دکتر عبدالحسین زرّین کوب، ص 66 ـ 65]

این بیت الحکمه نوعی آکادمی و دارالترجمه محسوب می شد که دارای کتابخانه ای مفصّل با یک رصدخانه بود و در نقل علوم یونانی نقش قابل ملاحظه ای را ایفا می کرد. رصدخانه ای که مأمون ضمیمه بیت الحکمه کرد، مرکزی شد برای مطالعه نجوم و ریاضیات. در این رصدخانه مسلمین محاسبات نجومی انجام می دادند، چنان که طول یک درجه از نصف النهار را با دقّتی نزدیک به محاسبات امروز اندازه می گرفتند. در زمان این خلیفه (مأمون) که مسلمانان کتاب بطلمیوس و اقلیدس را ترجمه می کردند، در تمام اروپا تنها یک ریاضی دان مشهور وجود داشت که نوشته های او در ریاضیات از بعضی اصول مقدّماتی تجاوز نمی کرد، لذا در تمام قرون وسطی پیشرفت ریاضیّات در واقع مدیون نبوغ ریاضی مسلمانان بود.[نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در بیداری غرب، ذکر اللّه محمدی، ص 61]

مسأله مهمی که در طول نهضت ترجمه کار مسلمانان را در ترجمه و جذب کتابهای خارجی آسانتر می کرد، استفاده از مترجمین هر قومی بود که در سیطره اسلام به سر می بردند.[تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه علی جواهر کلام، ص 581] نتیجه این که آنان قسمت اعظم آثار علمی و فلسفی و ادبی اقوام مختلف را به زبان عربی ترجمه کردند و بهترین معلومات هر ملّتی را آموختند، مثلاً در قسمت فلسفه، طب، هندسه، منطق و هیأت از یونانیان استفاده نمودند و از ایرانیان تاریخ، ستاره شناسی، ادبیات و شرح حال بزرگان را اقتباس کردند، از هندیان حساب، نجوم، داستان و گیاه شناسی را آموختند و از خود چیزهایی به آنها افزودند و از مجموع آنها علوم و صنایع را پدید آوردند.[فروغ ابدیت آیة اللّه جعفر سبحانی، ج 1، ص 369]

ساختن مسجد باعث ایجاد وحدت و هم دلی بین مسلمانان گردید و تا آغاز قرن چهارم هجری در غیر اوقات نماز، مکانی برای تعلیم و تربیت بود، به طوری که بسیاری از علما و دانشمندان فارغ التحصیلان حلقه های تدریس مساجد بودند.

مساجد

یکی از اقدامات مهم نبی مکرّم (صلی الله علیه و آله) پس از هجرت، ساختن مسجد بود. استقبال عظیمی که اکثریت مردم مدینه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عمل آوردند، آن حضرت را بر آن داشت که پیش از هر کاری برای مسلمانان یک مرکز عمومی به نام «مسجد» بسازد تا امور عبادی، آموزشی، پرورشی، سیاسی و قضایی در آن انجام گیرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) زمینی را که شترش در آن زانو زد، برای ساختمان مسجد خریداری نمود و تمام مسلمانان در ساختن و فراهم کردن وسایل ساختمانی شرکت کردند.[تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، عبدالرحیم غنیمه، ترجمه نوراللّه کسایی، ص 5]

ساختن مسجد باعث ایجاد وحدت و هم دلی بین مسلمانان گردید و تا آغاز قرن چهارم هجری در غیر اوقات نماز، مکانی برای تعلیم و تربیت بود، به طوری که بسیاری از علما و دانشمندان فارغ التحصیلان حلقه های تدریس مساجد بودند.

از زمان خلافت خلیفه دوم دامنه فتوحات مسلمانان گسترش یافت و تعداد افراد زیادی از سایر سرزمینها به آیین اسلام گرویدند، به طوری که با زبان عربی آشنایی نداشتند، بنابراین آموزش زبان عربی برای درک معانی آیات قرآن و تعالیم اسلام توسط اصحاب پیامبر و تابعین در مساجد نو بنیاد آغاز شد.

این مساجد ابتدا در شهرهای کوفه، بصره، حیره و مداین بنیاد گردید و به دستور خلیفه دوم برخی از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور اقامه نماز و آموزش قرآن و مسائل دین در آن مکانهای مقدّس شدند.[مجلّه آیینه پژوهش، شماره 87، سال 1383، ص 10 ـ 90]

در عصر خلفای راشدین و پس از آن در دروه حکومت امویان، مساجد بزرگ که عنوان جامع داشت، در مراکز بلاد اسلامی ساخته شد و علاوه بر تعلیم مسائل دینی به آموزش مسائل علمی نیز می پرداختند. بسیاری از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تابعین و نیز پیشوایان مذاهب در این دانشگاههای عمومی به تعلیم مبانی دین و نشر مذهب خود می پرداختند. مراکز مشهور آموزش اسلامی در این دوره عبارت بود از: مسجد النبی در مدینه، مسجد الحرام در مکه، جامع بصر، جامع کوفه، جامع اصفهان، جامع فسطاط مصر، مسجد الاقصی و قبة الصخره در بیت المقدّس، جامع اموی دمشق، جامع زیتونه در تونس و جامع قیروان در مراکش. همزمان با نشر اسلام در خارج از جزیرة العرب، گروه عظیمی از ایرانیان آزموده و برخوردار از فرهنگ و ادب، خالصانه به آیین اسلام گرویدند. علاقه ایرانیان به دین مقدّس اسلام از همان آغاز شروع شد و از دل و جان در ترویج احکام و دستورات شریعت اسلام کوشش نمودند و حتّی در راه اسلام و مبارزه با معاندین نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) جان فشانی نمودند. از این زمان کوشش و زحمات ایرانیان مسلمان در خدمت به فرهنگ و معارف اسلامی قرار گرفت و گامی جدید در تدوین و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی بود.[تمدن اسلام در قرن چهارم هجری، ص 202]

در قرن نهم میلادی کتابخانه کلیسای شهر «کنستانز» فقط 356 جلد کتاب داشت، در حالی که در کتابخانه قرطبه 400000 جلد کتاب وجود داشت و فهرست کتابهای این کتابخانه در 44 جلد تهیه شده بود

کتاب و کتابخانه

آموزه های قرآنی و سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) انگیزه ای نیرومند برای دانش پژوهی در گستره جهان اسلام گردید. به برکت همین روحیه و فرهنگ بود که دانشمندان مسلمان توانستند در مدّت کوتاهی آثار نفیس و گران بهایی را به جامعه بشری عرضه بدارند. عشق به مطالعه و تحقیق چنان فضایی را در جامعه اسلامی به وجود آورده بود که تأسیس کتابخانه نیاز مبرّم شناخته شد، لذا از اویل تأسیس بیت الحکمه تا سده های چهارم و پنجم هجری کتابخانه های بزرگی در گوشه و کنار جهان اسلام بنا شد.

تقریباً هر سلسه ای، از خلفای بنی امیّه و بنی عباس گرفته تا فاطمیان، آل بویه، سامانیان، غزنویان و مغولان که هر کدام در مرکز حکومت خود کتابخانه های باشکوهی را تأسیس کردند این علاقه به کتابخوانی و ارج نهادن به کتاب در سده چهارم در شکوفایی علمی و فکری و پیدایش نهضت علمی اسلامی تأثیری بس شگرف داشت.

در اواخر قرن چهارم فرمانروایان مهم اسلامی در بغداد، مصر و قرطبه دارای کتابخانه های عظیمی بودند، به عنوان نمونه عزیزبن معزّ(خلیفه فاطمی) در مصر کتابخانه بزرگی داشت که تعداد کتابهای آن را 6000 جلد تخمین زده اند.

در قرن نهم میلادی کتابخانه کلیسای شهر «کنستانز» فقط 356 جلد کتاب داشت، در حالی که در کتابخانه قرطبه 400000 جلد کتاب وجود داشت و فهرست کتابهای این کتابخانه در 44 جلد تهیه شده بود.[نشریه سمینار کتاب و کتابداری، دانشگاه مشهد، سال 1360، 74]

در غرناطه (گرانادا) در عصر امویان اندلس 70 کتابخانه عمومی وجود داشت در صورتی که 400 سال پس از این تاریخ شارل خردمند، امپراتور فرانسه، برای تأسیس کتابخانه دولتی پاریس به زحمت توانست 900 جلد کتاب جمع آوری کند که ثلث آن نیز ادعیه و اوارد راهبان و کشیشان بود.[تمدّن اسلام و عرب، گوستاولوبون، ترجمه محمد تقی فخرداعی گیلانی، ص 558]

در مورد کتاب فروشی های شهرهای اسلامی گفته یعقوبی(مورخ) را می توان مطرح ساخت که معتقد است در زمانش تنها در بغداد متجاوز از 100 کتاب فروشی وجود داشته است. ضیاء الدین سردار (نویسنده و مورّخ) در این زمینه به کتاب فروشی ابن ندیم اشاره می کند. او معتقد است که کتاب فروشی ابن ندیم که کتب موجود در فهرست مفصّل او (الفهرست) را شامل می شد، چندین برابر بزرگتر از کتاب فروشی «فویل» لندن که در آن زمان به عنوان بزرگترین کتابفروشی جهان توصیف می شد، بوده است.[میراث اسلامی در گذشته و حال، ضیاء الدین سردار، ترجمه علی اصغر شیری، ص 30]

علاوه بر اینها در غالب مساجد کتابخانه ای وجود داشت و در بیشتر شهرهای اسلامی کتابخانه های عمومی بود که تعداد زیادی کتاب در آنها گردآوری شده بود.

کتابخانه بصره به دانشورانی که در آن جا مطالعه می کردند، مقررّی می داد. وقتی مغولان بغداد را ویران کردند، 36 کتابخانه عمومی در آن جا بود و این غیر از کتابخانه های خصوصی بود. نقل می شود که وقتی امیر بخارا، واقدی«مورّخ معروف» را دعوت کرد، وی نپذیرفت و فقط 400 شتر برای حمل کتابهای خویش درخواست کرد.

پس از درگذشت واقدی 600 صندوق پر از کتاب به جای ماند که برای برداشتن هر صندوق دو مرد لازم بود. بعضی از بزرگان همچون ساحب بن عبّاد به اندازه همه کتابخانه های اروپا کتاب داشتند.[نقش کتابخانه های مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی، محمد مکی السباعی، ترجمه دکتر علی شکوهی، ص 125]

ضرورت ایجاد فضاهای خاص آموزشی بدین منظور که بحث و جدل مزاحم عبادت کنندگان نشود و آمد و رفت عموم مردم باعث ایجاد اخلال در تدریس نگردد، سبب احداث مدرسه شد.

پیدایش مدارس

مکتب حیات بخش اسلام در آموزه های خود بیشترین تأکید را نسبت به تعلیم و تربیت دارد. نبی مکرّم اسلام (صلی الله علیه و آله) در سیره خود تعلیمات را بر اساس اوضاع اجتماعی و با روشهای خاص انجام می داد. نخستین جلسات آموزشی آن حضرت با تعلیم قرآن در مسجد مدینه شروع شد. بعد از رحلت آن بزرگوار ائمّه اطهار (علیهم السلام) دنباله رو کارها و خدمات ارزنده ایشان بودند و در زمینه های مختلف نقش خویش را به بهترین وجه ایفا نمودند.

اهمیّت مسأله تعلیم و تربیت و تفکّر در آموزه های دینی، زمینه توجه مسلمانان را نسبت به ایجاد مدارس فراهم نمود.

تا قرن سوم هجری مرکز تعلیم علوم دینی و ادبیات مساجد بود. تعدّد مکتبهای فلسفی و مذهبی و ضرورت تعلیمات کلاسیک و بلند مدّت منجر به گسترش تعلیم و تربیت و ازدیاد طلّاب گردید. ضرورت ایجاد فضاهای خاص آموزشی بدین منظور که بحث و جدل مزاحم عبادت کنندگان نشود و آمد و رفت عموم مردم باعث ایجاد اخلال در تدریس نگردد، سبب احداث مدرسه شد.

رقابت و مبارزه خلفا و امرا در تبلیغات مذهبی و سیاسی نه تنها به این روند شدت بخشید، بلکه به عنوان عامل اصلی و اساسی در پیدایش تعداد بسیاری از مدارس، مؤثّر بود.[تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، ص94]

اکثر منابع تاریخی، شهر نیشابور را مهد نخستین مدارس دانسته اند. اولین مدرسه مستقل را «ناصر کبیر» در اواخر قرن سوم هجری در آمل برپا کرد و سالها در آن به تدریس پرداخت. شخصیت مشهور دیگری که در زمینه راه اندازی مدارس نقش قابل ملاحظه ای را ایفا نمود، خواجه نظام الملک طوسی بود. وی مدارس نظامیه را تأسیس کرد. خواجه در سال 457 هجری به صدارت منصوب شد و حدود 30 سال با توانایی و اقتدار زیاد در عصر حاکمیت آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی وزارت آنها را بر عهده داشت.

تأسیس مدارس نظامیه با دوران سلطنت آلب ارسلان سلجوقی (465 ـ 455 هـ.ق) دومین پادشاه بزرگ این سلسله مقارن بود.[مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، نوراللّه کسایی، ص 11]

شخصیّتهای مشهور در این نظامیه ها مشغول به تدریس شدند که از جمله آنان عبدالملک بن محمد جوینی بود. وی به شاگردانش در مجالس مناظره آزادی می داد و این مناظره قدرت و استعداد آنان را پرورش می داد.[فرار از مدرسه، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ص 23] نظامیه بغداد از معروفترین نظامیه ها بود و همیشه مشهورترین دانشمندان عصر را برای تدریس در آن انتخاب می کردند. خواجه نظام الملک توجه خاصّی به نظامیه بغداد داشت. با وجود این که نظامیّه نیشابور در آن زمان هنوز اعتبار خود را در دوره سلجوقی حفظ کرده بود و نیز نظامیه بصره که از نظامیه بغداد بزرگتر و زیباتر بود، امّا هیچ گاه اعتبار هیچ کدام از نظامیّه ها به پایه و منزلت نظامیه بغداد نمی رسید.

تأسیس مدارس نظامیه آغاز نهضتی چشمگیر در گسترش دامنه مدارس اسلامی گردید و بسیاری از بزرگان علمی و سیاسی را بر آن داشت که با پیروی از روش خواجه نظام الملک به تأسیس مراکزی از این نوع مبادرت ورزند، چنان که فاصله نیمه دوم قرن پنجم تا حمله مغول در نیمه دوم قرن هفتم در تاریخ علمی اسلام به وفور مدارس، ممتاز و مشهور گردیده است.[مجلّه آیینه پژوهش، شماره 87، سال 1383، ص 14]

سهم مسلمانان در نوآورى و شکوفایى

منبع: مجله  پاسدار اسلام  آبان 1387، شماره 323 - سهم مسلمانان در نوآوری و شکوفایی

Share