ضیاءالصالحین حرص و آرزوی دراز - استاد علوی تهرانی | ضیاءالصالحین

آموزه هایی از عالم برزخ - استاد علوی تهرانی

لیست
  • دو خصلتی که در پیری ، جوان می شوند - حجت الاسلام علوی تهرانی
موضوع: 
۲ خصلت که در پیری، جوان می شوند! - حجت الاسلام علوی تهرانی

حرص و آرزوی دراز |۲ صفت که در پیری، جوان می شوند! - استاد علوی تهرانی

کلیپ سخنرانی استاد علوی تهرانی را با موضوع حرص و آرزوی دراز به مدت 7 دقیقه مشاهده می فرمایید.

⁂ ⁂ ⁂ ⁂ ⁂

حرص و آرزوی دراز

روزی هارون الرّشید عباسی به ندیمانش گفت: من دوست دارم شخصی که خدمت نبی اکرم صلّی الله علیه و آله شرفیاب شده و از آن حضرت حدیثی شنیده است زیارت کنم تا بلاواسطه از ایشان، آن حدیث را برایم نقل کند.

چون خلافت هارون در سال 170 از هجرت واقع شد و معلوم است که تا این مدّت طولانی یا کسی از زمان پیغمبر باقی نمانده، یا اگر باقی مانده باشد درنهایت ندرت خواهد بود. همراهان هارون درصدد پیدا کردن چنین فردی برآمده و در اطراف و اکناف تفحّص نمودند، هیچ کس را نیافتند بجز پیرمرد عجوزی که قوای طبیعی خویش را از کف داده و از حال رفته و فتور و ضعیف بود و جز نفس و یک مشت استخوانی باقی نمانده بود.

او را در زنبیلی گذاشته و با نهایت احتیاط به دربار هارون وارد کردند و فوراً به نزدش بردند. هارون بسیار شاد شد که به هدف خود رسیده و کسی که خاتم الانبیاء را زیارت کرده است و از ایشان سخنی شنیده، دیده است.

گفت: ای پیرمرد! خودت پیغمبر اکرم را دیده ای؟ گفت: بلی 

هارون گفت: کی دیده ای؟ عرض کرد: در سنّ طفولیّت بودم، روزی پدرم دست مرا گرفت و به خدمت رسول خدا آورد. و من دیگر خدمت آن حضرت نرسیدم تا از دنیا رحلت نمودند.

هارون  گفت: بگو ببینم در آنروز از رسول خدا سخنی شنیدی یا نه؟ عرض کرد: بلی، آن روز از حضرت پیامبر این سخن را شنیدم که می فرمودند:

یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشُبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ [1]

«فرزند آدم  پیر می شود و هرچه به سوی پیری می رود به موازات آن ،۲ صفت در او جوان می گردند: حرص و آرزوی دراز»

هارون بسیار شاد شد که روایتی را فقط با یک واسطه از زبان رسول خدا شنیده است؛ دستور داد یک کیسه طلا به عنوان جایزه به پیرمرد دادند و وی را بیرون بردند.

همین که خواستند او را از صحن دربار به بیرون ببرند، پیرمرد ناله ضعیفش را بلند کرد که مرا به نزد هارون الرشید برگردانید که با او سخن دارم.

گفتند: نمی شود. گفت: چاره ای نیست، باید سؤالی از هارون بنمایم و سپس خارج شوم!

زنبیل‌ حامل‌ پیرمرد را دوباره‌ به‌ نزد هارون‌ آوردند. هارون‌ گفت‌: چه‌ خبر است‌؟ پیرمرد گفت: سؤالی دارم‌. هارون‌ گفت‌: بگو. پیرمرد گفت‌: حضرت‌ سلطان‌! بفرمایید این‌ عطائی که‌ امروز به‌ من‌ عنایت‌ کردید فقط‌ عطای امسال‌ است‌ یا هرساله‌ عنایت‌ خواهید فرمود؟

هارون‌ الرّشید صدای خنده‌ اش‌ بلند شد و از روی تعجّب‌ گفت‌: 

صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ!

«راست‌ فرمود خاتم المرسلین که‌ هرچه‌ فرزند آدم‌ رو به‌ پیری و فرسودگی رود،۲ صفت‌ حرص‌ و آرزوی دراز در او جوان‌ می‌ شوند!»

این‌ پیرمرد رمق‌ ندارد و من‌ گمان‌ نمی‌ کنم که‌ تا خروج از دربار زنده‌ بماند، حال‌ می‌ گوید: آیا این‌ عطا اختصاص‌ به‌ این‌ سال‌ دارد یا هرساله‌ خواهد بود. حرص‌ ازدیاد اموال‌ و آرزوی طویل‌ او را بدین‌ سرحدّ آورده‌ که‌ بازهم‌ برای خود عمری پیش‌ بینی می‌ کند و در صدد اخذ عطای دیگری است‌.

پی نوشت ها:

1- کتاب‌ «أربعین‌» جامی طبع‌ آستان‌ قدس‌ رضوی، صفحه 22

حرص

جهت دانلود و تماشای فیلم و سریال های بیشتر در موضوعات مختلف و متنوع ( از قبیل فیلم سینمایی - سریال تلویزیونی - انیمیشن و کارتون - سخنرانی - تلاوت قرآن و ... ) می توانید با کلیک روی بنر فوق به سایت فیلم و انیمیشن ضیاءالصالحین مراجعه نمایید.

Share