رفتن به محتوای اصلی
حاج آقامجتبی تهرانی

حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - سازش با باطل

تاریخ انتشار:
سلسله مباحث اخلاق و معارف اسلامی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی؛ جلسه ۲۴۴۲ یازدهم اسفند ۱۳۸۶ برابر با بیست و دوم صفر ۱۴۲۹؛ موضوع حق و باطل؛ سازش با باطل و روش سازش کارانه.
حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - سازش با باطل

سازش با باطل - آقا مجتبی تهرانی - حق و باطل

بحث ما راجع به قیام امام حسین علیه السلام بود که برای اصول به حق و اقامه حق بود و گفتیم متوقف و منوط به چهار چیز است: شناسایی حق، راه رسیدن به او، حرکت در این مسیر و پایداری در آن.
در جلسات گذشته انسان ها در رابطه با حق و باطل به چهار دسته تقسیم شدند؛ دسته سوم کسانی هستند که حق و باطل را می شناسند اما روش آنها سازش با باطل است.

▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦

در ادامه سلسله مباحث اخلاق و معارف اسلامی، حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی در جلسه ۲۴۴۲ یازدهم اسفند ۱۳۸۶ برابر با بیست و دوم صفر ۱۴۲۹، بحث حق و باطل را ادامه دادند. بحث ایشان راجع به قیام امام حسین علیه السلام بود که برای اصول به حق و اقامه حق بود و گفتیم این هم متوقف و منوط به چهار چیز است: شناسایی حق و راه رسیدن به او و حرکت در این مسیر و بالاخره پایداری. در این رابطه مباحثی مطرح شد و در جلسات گذشته عرض شد انسان هایی که حق و باطل را شناسایی می کنند در یک تقسیم ابتدایی به چهار دسته تقسیم می شوند.

دسته سوم کسانی هستند که هم حق را می شناسند و هم باطل را. اول گرایش به حق دارند چون همسو با فطرت اوست و انسان مفطور به این است. توجه کنید؛ بعد هم خوب می بینند که اگر بخواهند در این مسیر حرکت کنند و ادامه بدهند و در این مسیر پایداری کنند، از نظر امور دنیایی مشکل برایشان ایجاد می شود. لذا اینها از حق به سوی باطل برمی گردند و ادامه می دهند. این دسته سوم به سه دسته تقسیم می شود. دسته ای از آنها کسانی هستند که از حق به سوی باطل برمی گردند و همان راه را تا آخر ادامه می دهند. دسته ای دیگر باز برمی گردند و دسته چهارم تشکیل می شود. من به این کار ندارم؛ آن دسته سومی که از دسته سوم بود، کسانی بودند که این روشی برای آنها در زندگی می شود. یعنی گاهی به حق عمل می کنند و گاهی به باطل عمل می کنند و این روش آنهاست.

حالا دسته روایات داشتیم تحت عنوان کسانی که متلون هستند در باب حق و باطل که من گفتم که دسته سوم را تشکیل می دهند و در این دسته سوم که سه دسته شدند اینها دسته سوم از دسته سوم کسانی هستند که اهل مداهنه هستند. من مداهنه نسبت به حق خواندم بگو چاره جز این ندارم که اینها بود حالا اینها را من خو در این جلسه به قول ما کلید شفافی کنم از نظر درونی ش یعنی آنچه که در درون ش می گذرد روشن پیش کشیدن توجه کنید یعنی در دنیا بقولمون صفاتی هستند یکی به نعل و یکی به میخ زنانی هستند تعبیراتی که جلسه گذشته کردند که اینها اینجوری حرکت می کنند. خوب در اینجا اگر ما بخواهیم دقیقا بررسی کنیم درون اینها را درسته شناختند درسته باطل را هم می شناسند از این جهت کسی ندارند گوش کنید میخواهم بگم کسی از این جهت ندارد اما چرا اینجوری عمل می کنند بحث از نظر درونی مطرح می شه که در گذشته من عرض کردم اینها از نظر قلبی پذیرش ندارند نسبت به عقل چون من اگر یادتون باشه عقل قلب نفس همه رو مطرح کردن در باب حق و باطل تکرار نمی کنم در بعد قلبی اینها مشکل دارند اونجا توجه کنید پذیرش قلبی نسبت به حق.

سپس ایشان به مسائل مورد ابتلا در تمام این قرون اشاره می کنند: از صدر اسلام تا الان در متن جامعه اسلامی. اسمشون مومن و متدین و مسلمان. توجه کنید چه می خواهم بگم. و می دونن، نه اینکه حق نشناسن؛ حق می شناسن، باطل هم می شناسن، خوبم می شناسه. اما چیه؟ این روش یک روش سازش کارانه است. همین که من دارم می گم: یکی به نعل و یکی به میخ. چرا؟ گوش کنید. اینه که من عرض کردم تو آیه هم داره. بعد من اینا تمام روها جدا جدا جدا کردم. تو روایات یا جلب منفعت یا حفظ منفعت یا دفع ضرر. اونم چی؟ تمام اینها بر محور امور دنیایی است. فهمید که میخوام بگم زندگی چی؟ دنیایی. اون تعبیری که من کردم شما شروع خندیدن و واقعش همینه. یه زندگی آقا جون چیه؟ زن و بچه خرج داره. شما عرض بنده این حرفا نبودی. یه وقت میبینی یهو که سر مثال کچ کرده. آدم منظم مرتبی بود. چرا اینجوری شدی تو؟ ها؟ چرا اینجوری شد؟ من که من گفتم انحرافات اینجوری که هست، چه برسه به اینکه این انحراف ها جنبه های ملکه ای پیدا کنه و به عنوان یک سیره تو جامعه در بیاد. مشکل اینجاست. سیره بشه که اگر کسی بخواهد غیر این عمل کنه تو اون جامعه مطروده. که مطرو د میشه. فهمیدی؟ بابا بیا مسجد نماز تو بخون. اینا بزن راه بیا پا برهنه گل به ک بزن. خدا انشالله مرگت بده. بعدم هر خیانتی را بکن و هر جنایتی هم زیر این پوشش. می فهمی چی میخوام بگم؟ دعا بخون، دعای کمیل، کمرت بزنه، برو دعای ندبه، کمیل. اینا که الان متداول است. نمیگم نه، این

و کی باید بخونه؟ اینو کی باید بخونه؟ ها؟ توی سم دار، توی دمدار که حاضر نیستید. چه از نظر پولی، چه از نظر مقامی، ریاستی، چیز بکنی. همین که میگم. خدا شاهده اینو بدونید. زمان حسین علیه السلام همین بود. گوش کن. یا رسیدن به دنیا بود، یا حفظ دنیا بود، یا دفع ضرر دنیوی بود. از حسین بریدند و به یزید پیوستند. همین بود.

شما دقت کنید وقتی که این خاندان حسین علیه السلام به کوفه، دیدید تو مجلس عبیدالله، شنیدید این رو زید این ارقم نشسته، یا لله از اصحاب پیغمبر. و اون جمله که بگید عبیدالله میگه نعوذ بالله. وقتی که می بینی چوب برداشته چطوری می خواد بزنه به لبای حسین علیه السلام. این چوب است. مکرر خوندم بی قم ماج می کرد. این لب و دهان را چرا اینجوری می کنی تو؟ آخه ببینید چه صحنه هایی بوده. نمی سوزن. اینا عقل نمی شناختن. التم و رسیدیم به اینجا دیگه. مجبور مسلم جساس گچ کار دارالعماره بود. داشت گچ کاری می کرد. دید به این کیست؟ همه جمعیت تو شهر کوفه بلنده. سر صدا. یکی از این چیزای دارالعمارا باید رد شد. خدمه گفت چه خبره تو شهر چیه؟ سر صداست. گفت نمیدونی؟ گفت نه. گفت به اینکه یه خارجی برای یزید خروج کرد. یزیدی رو پیروز شده. برش اسرا رو وارد کردن تو این شهر. اسرا. مردم هم رفتن استقبال دارن. میگه ازش سوال کردن خارجی اسمش چی چی بود؟ میگه این رفت من دستامو شستم و از دارالعماره آمدم بیرون. آمدم در مسیر نگاه کردم دیدم از دور و نیزه هاست و اینا داره میاد. افرادی سوار بر مرکب ها. گفت اولین نیزه دار رو نگاه کردم. سری که روی نیزه بود اشبه مردم به پیغمبر اکرم بود. اولین مرکبی که آمد نگاه کردم یه بی بی توش نشسته بود. یه بچه هم توی دامنشه. اینجوری که نوشتن میگن زینب خطبه خوند. چه خطبه ای خوند؟ منقلب کرد کوفه را. دیدن چیکار کنن. گفت یه وقت دیدم داره میگه یا این نیزه دار آمد جلوی محمل زینب. چشم زینب پسر برادر افتاد. این جمالت رو میگ یا مامت یا شقیقه برادر من. یه همچنین چیزی بستم نمیومد. کانذا دیدم لحن عوض شد. گفت یا اخی فاطمه صغیرتکلمات برادر با این دختر کوچولو صحبت. لقد کان قلبه ان یذوا دل. این آب می شه.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا