رفتن به محتوای اصلی

حق و باطل (جلسه ۱۹) - آقا مجتبی تهرانی - دین بر محور شهود و بصیرت؛ شناخت مصداق حق

تاریخ انتشار:
در جلسه نوزدهم حق و باطل، آقا مجتبی تهرانی به محوریت شهود در دین می‌پردازد: دین از دیدن آغاز و به دیدن ختم می‌شود و معیار ارزش، بصیرت دینی است. بررسی روایات امام باقر (علیه السلام)، شناخت مصداق حق و روایت دختر امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام.
حق و باطل (جلسه ۱۹) - آقا مجتبی تهرانی - دین بر محور شهود و بصیرت؛ شناخت مصداق حق

پخش صوت

  • حق و باطل (جلسه ۱۹) - آقا مجتبی تهرانی - دین بر محور شهود و بصیرت؛ شناخت مصداق حق پخش دانلود

آقا مجتبی تهرانی | شهود و بصیرت دینی - حق و باطل (جلسه ۱۹)

جلسه نوزدهم از سلسله مباحث «حق و باطل» با محوریت قیام امام حسین (علیه السلام) و چگونگی تشخیص مصداق حق برگزار می‌شود. سخنران با تأکید بر اینکه دین بر محور شهود و بصیرت است، توضیح می‌دهد که دین از شهود شروع و به شهود ختم می‌شود و شنیدنی‌ها باید به دیدنی و بصیرت منتهی شوند. در ادامه، روایاتی از امام باقر (علیه السلام) درباره «من تبعنی» و شناخت مصداق حق نقل می‌شود و در پایان، داستان جانسوز دختر کوچک امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام و مواجهه او با سر پدر روایت می‌گردد.

خلاصه جلسه 19 حق و باطل:

این جلسه از سلسله مباحث «معارف و اخلاق اسلامی» با موضوع «حق و باطل» و با محوریت قیام امام حسین (علیه السلام) برگزار شده است. سخنران در ابتدا یادآور می‌شود که قیام امام حسین (علیه السلام) برای وصول به حق و اقامه حق بود و رسیدن به حق چهار مرحله دارد: تشخیص حق، راه رسیدن به حق، حرکت در آن راه و پایداری در حرکت.

در ادامه، بحث به کج‌فهمی نسبت به حق و جهل به مصداق حق کشیده می‌شود. گروهی که در زمان امام حسین (علیه السلام) مقابل حق ایستادند، سرانشان به سه دلیل دنیوی این کار را کردند: حفظ دنیا، جلب منفعت و دفع ضرر. اما بحث اصلی درباره توده مردم است که منشأ انحرافشان جهل و کج‌فهمی نسبت به مصداق حق بود، نه مفهوم حق.

سپس روایاتی درباره فاصله میان حق و باطل نقل می‌شود. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدند فاصله بین حق و باطل چقدر است؟ حضرت فرمود: «چهار انگشت». آنچه با چشم ببینی حق است و آنچه با گوش بشنوی، بیشترش باطل است. همین مضمون در نهج‌البلاغه نیز آمده است: «إن بین الحق و الباطل أربع أصابع»؛ آنچه با چشم دیده شود حق است و آنچه با گوش شنیده شود، بیشترش باطل است.

بخش مهمی از جلسه به این موضوع اختصاص دارد که معیار ارزش افراد در ارتباط با دین چیست و دین بر چه محوری استوار است. سخنران با استناد به آیه ۱۰۸ سوره یوسف: «قل هذه سبیلی أدعو إلى الله على بصیرة أنا و من تبعنی»، توضیح می‌دهد که راه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دعوت به خدا با بصیرت و بینایی است. بنابراین محور دین «دیدن» و «بصیرت» است، نه صرف «شنیدن». دین از شهود آغاز می‌شود و به شهود ختم می‌شود. انبیا و اولیا حقایق را شهود می‌کردند و سپس آن را به دیگران منتقل می‌کردند. آیاتی مانند «ما کذب الفؤاد ما رأی»، «و لقد رآه نزلة أخرى»، «ما زاغ البصر و ما طغی» و «لقد رأی من آیات ربه الکبری» نیز بر همین محور دیدن و شهود تأکید دارند.

سخنران تأکید می‌کند که ادراک عقلی، خود نوعی شهود عقلی است که سپس به واردات قلبیه تبدیل می‌شود و قلب با چشم دل شهود می‌کند. کسانی که در مرتبه نازله راه به شهود ندارند، باید به اهل شهود مراجعه کنند. در همین زمینه، روایت امام باقر (علیه السلام) ذیل آیه «و من تبعنی» نقل می‌شود که حضرت «من تبعنی» را به ائمه (علیهم السلام) تفسیر می‌کند. پس شنیدنی‌ها باید به دیدنی و بصیرت منتهی شوند و حجت، دیدن است.

در ادامه، از خطبه ۱۵۷ نهج‌البلاغه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می‌شود: «قد أوضح لکم سبیل الحق و أنار طریقه»؛ خدا راه حق را برای شما روشن کرده است. معیار ارزش، بصیرت دینی و بینش دینی است. در شناخت حق، چه از نظر مفهوم و چه از نظر مصداق، باید به عقل سلیم و نقل صحیح مراجعه کرد. عقل سلیم خود دیدگاه عقل و نوعی دیدن است و نقل صحیح از کسانی رسیده که شهود کرده‌اند.

در پایان، داستان جانسوز دختر کوچک امام حسین (علیه السلام) در خرابه شام نقل می‌شود. وقتی خاندان امام حسین (علیه السلام) در شام در محلی به نام خرابه بودند، امام زین‌العابدین (علیه السلام) از سختی روزها و شب‌ها می‌گوید. در دل شب، صدای نازدانه‌ای سکوت را شکست و سه بار گفت: «آین آبی الحسین؟» پدرم حسین کجاست؟ سپس گفت: «رأیته الساعة فی المنام»؛ من الان پدرم را در خواب دیدم. صدای شیون بلند شد. یزید دستور داد سر امام حسین (علیه السلام) را برای او ببرند. سر را در طبقی گذاشتند و با پوشش وارد خرابه کردند و جلوی آن طفل گذاشتند. دختر کوچک پوشش را کنار زد و پرسید: «ما هذا الرأس؟» این سر کیست؟ گفتند: «رأس أبیک الحسین»؛ سر پدرت است.
او با دست‌های کوچکش سر پدر را از طشت بلند کرد و گفت: «یا آیتاه ما خذلک بدمائک؟» بابا چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟ و «یا آیتاه ما قطع وریدک؟» ای بابا چه کسی رگ گردنت را برید؟

پیوست اندازه
pdf- حق و باطل (جلسه 19) 67.92 کیلوبایت

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا