رفتن به محتوای اصلی
حاج آقامجتبی تهرانی

حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - مداهنه در حق و جهل به مصداق

تاریخ انتشار:
مقاله حاضر به بررسی مباحث عمیق حق و باطل، مداهنه در حق و جهل به مصداق بر اساس سخنرانی آقا مجتبی تهرانی می‌پردازد. در این متن، سه دسته از افراد در مواجهه با حق و باطل، نقش توده مردم، خواص فریب‌خورده، و تحلیل خطبه چهلم نهج‌البلاغه و قیام امام حسین علیه‌السلام مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - مداهنه در حق و جهل به مصداق

مداهنه در حق و جهل به مصداق - آقا مجتبی تهرانی - حق و باطل

درک صحیح از مفاهیم حق و باطل و به‌ویژه تطبیق آن‌ها بر مصادیق واقعی در جامعه، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رهبران الهی است. آقا مجتبی تهرانی در این سخنرانی به تحلیل سه دسته از افراد در مواجهه با حق می‌پردازند. ایشان با اشاره به مفهوم مداهنه در حق و نقش جهل به مصداق، به بررسی ریشه‌های تاریخی انحراف جوامع، به‌ویژه در دوران قیام امام حسین علیه‌السلام و دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌پردازند.

▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦

مفهوم‌شناسی حق و باطل و دسته‌بندی افراد

بحث در رابطه با قیام امام حسین علیه‌السلام و مسئله رسیدن به حق و اقامه آن، متوقف بر شناخت دقیق حق و باطل است. در یک تقسیم‌بندی کلی، افراد در مواجهه با حق و باطل به سه دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول کسانی هستند که حق را شناخته و در مسیر آن حرکت می‌کنند و پایدار می‌مانند. دسته دوم افرادی هستند که حق و باطل را به خوبی می‌شناسند، اما به سمت باطل حرکت می‌کنند. دسته سوم کسانی هستند که حق را شناخته‌اند، اما گاهی به سمت باطل می‌روند و گاهی بازمی‌گردند. عده‌ای از این دسته سوم، دچار لغزش می‌شوند و پس از مدتی به حق بازمی‌گردند.

مداهنه در حق و انگیزه‌های دنیوی خواص

بررسی وضعیت سران و خواص در تاریخ، نشان‌دهنده الگوی مشخصی است. آن‌ها حق را می‌شناختند و باطل را نیز به درستی تشخیص می‌دادند. انگیزه اصلی آن‌ها برای حرکت به سمت باطل، رسیدن به دنیا، حفظ دنیای موجود، یا ترس از ضرر و ضربه به منافع مادی‌شان بود. این افراد برای دستیابی به اهداف دنیوی خود، دست به مداهنه در حق می‌زدند. در این میان، توده مردم وضعیت متفاوتی داشتند. بسیاری از مردم عادی به دنبال چنین انگیزه‌هایی برای زیر پا گذاشتن حق نبودند. در برخی موارد، عواملی همچون طمع یا تخفیف در تکالیف باعث لغزش آن‌ها می‌شد، اما ریشه اصلی انحراف توده مردم در جای دیگری نهفته است.

نقش توده مردم و مسئله جهل به مصداق

مسئله حق و باطل در روابط اجتماعی ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. در این عرصه، توده مردم نقش اساسی دارند، زیرا رسیدن به اهداف اجتماعی و حکومتی بدون همراهی آن‌ها ممکن نیست. در اینجاست که مداهنه و تلویین حق جنبه ابزاری پیدا می‌کند. برای درک بهتر این موضوع، می‌توان به ارتکاز مردم جامعه اسلامی در صدر اسلام اشاره کرد. مردم بر این باور بودند که جامعه نیازمند یک سرپرست است. این سرپرست پس از پیامبر، خلیفه رسول‌الله است. در طول تاریخ، از جهل مصداقی مردم سوءاستفاده‌های فراوانی صورت گرفته است. معاویه و یزید با استفاده از همین جهل، خود را خلیفه مسلمین و امیرالمؤمنین خواندند.

شعور دینی و فریب ظواهر

یزید به ظاهر نماز جماعت می‌خواند و در مسجد حضور می‌یافت، اما به دلیل عدم بصیرت و شعور دینی مردم، توانست به اهداف خود برسد. جهل به مصداق، مسئله‌ای بسیار مهم است و دین بر محور شعور بنا شده است. بخشی از جامعه در دوران امام حسین علیه‌السلام از نظر معارف دینی دچار جهل بودند و مغالطه‌ها در مسائل اعتقادی در میان آن‌ها رواج داشت. این عوامل موجب شد افرادی به ظاهر موجه و چهره‌های وجیه‌المله، از جهل مردم به نفع خود استفاده کنند. این افراد خود در مسائل دینی جاهل بودند و از جهل توده مردم بهره می‌بردند.

تحلیل خطبه چهلم نهج‌البلاغه و جریان خوارج

برای درک عمیق این مسئله، می‌توان به خطبه چهلم نهج‌البلاغه و جریان خوارج پس از جنگ صفین اشاره کرد. خوارج شعار «لا حکم الا لله» (حکم فقط برای خداست) را سر دادند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در پاسخ فرمودند که این کلمه حقی است که به وسیله آن باطل اراده شده است. قانون‌گذاری از آن خداوند است و همه این را قبول دارند. بحث در این است که اجرای قانون نیازمند حاکم و مجری است. خوارج با شعار حق خود، مسیر باطل را طی کردند و سران آن‌ها افرادی خیانت‌کار بودند. آن‌ها حق و مصداق آن را می‌شناختند، اما با تفسیرهای نادرست، آب به آسیاب دشمن ریختند. در مقابل، توده مردم در این جریان‌ها دچار کوتاهی در شناسایی مصداق شدند.

ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی انحراف

یکی از مهم‌ترین ریشه‌های جهل و انحراف، فقر فرهنگی است. فقر فرهنگی برآمده از جهل است و می‌تواند زمینه‌ساز انحرافات بزرگ شود. این نوع فقر در مقایسه با فقر اقتصادی، تأثیرات بسیار عمیق‌تری بر جوامع بر جای می‌گذارد. در واقعه عاشورا و وقایع پس از آن، فقر فرهنگی و بی‌شعوری دینی توده مردم، عاملی کلیدی در شکل‌گیری آن فاجعه بود. در تاریخ آمده است که وقتی کاروان اسرا به کوفه رسید، مردم با دیدن سرهای شهدا دچار حیرت و گریه شدند. این تغییر رفتار ناگهانی نشان‌دهنده عدم ثبات و ضعف بصیرت دینی آن‌ها بود. آن‌ها فریب ظواهر را خوردند و از درک حقیقت و مصداق واقعی حق و باطل بازماندند. شناخت مصداق حق در هر زمان، وظیفه‌ای است که باید با استفاده از عقل سلیم و نقل صحیح به دنبال آن رفت و از جهل و فریب پرهیز کرد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا