کمدی سیاه ژئوپلیتیک؛ نقاب ضداستعماری رژیم علیاف برای پنهانسازی ریشهکنی هویتهای بومی
نقاب ضداستعماری باکو و سرکوب هویت بومی
ژست ضداستعماری رژیم علیاف در قبال جزیره کرس در حالی مطرح میشود که ماشین سرکوب باکو دهههاست برای ریشهکنی هویتهای محلی، مذهبی و قومی در قفقاز فعال است. این گزارش، ابعاد فرافکنی فرامرزی باکو، نقش نیابتی آن در محور صهیونیستی-آنگلوساکسونی و راهبرد متقابل ایران را بررسی میکند.
درآمد: تناقضگویی در خانه شیشهای
ژستهای حقوق بشری و ضداستعماری رژیم طایفهای باکو در قبال جزیره کرس و حمله لفظی به فرانسه، یکی از مضحکترین پردههای نمایش دیپلماتیک در مقطع کنونی است. ساختاری که دهههاست ماشین سرکوب خود را برای ریشهکنی سیستماتیک هویتهای محلی، مذهبی و قومی در قفقاز روشن نگه داشته، اکنون با نقاب «مدافع حقوق ملل» به میدان آمده است. این تحرکات نمایشی، یک تاکتیک روانی و سفارشی برای انحراف افکار عمومی از پروژههای تخریب میدانی و سرکوب همهجانبه اقوام بومی و شیعیان در داخل جغرافیای شمال ارس محسوب میشود.
فرافکنی فرامرزی؛ سرپوشی بر محو استقلال هویتی بومیان
رژیم خانوادگی پاشایف-علیاف در حالی پاریس را به سرکوب مطالبات سیاسی مردم کرس متهم میکند که خود سیاهترین کارنامه را در محو کردن استقلال و هویت جوامع بومی در اختیار دارد. از سرکوب خشن و ریشهکنی هویت تالشیها، لزگیها و تاتها تا تخریب میدانی مراکز اصیل شیعی مانند نارداران و سرکوب خودمختاریهای تاریخی در منطقه، همگی نشاندهنده یک آپارتاید سیستماتیک است. نهادی پوششی مانند «گروه ابتکار باکو» صرفاً یک بازوی پروپاگاندای خارجی است تا توجه نهادهای بینالمللی را از جنایات جنگی و مهندسی جمعیتی رژیم باکو به سمت یک سوژه اروپایی منحرف سازد.
مأموریت نیابتی؛ باکو به مثابه بلندگوی محور صهیونیستی-آنگلوساکسونی
هجمه دیپلماتیک به فرانسه فراتر از یک درگیری لفظی ساده است. رژیم صهیونیستی علیاف در این صحنه، نقش بلندگوی نیابتی محور آنگلوساکسونی و شبکههای اطلاعاتی تلآویو را ایفا میکند. پاریس در سالهای اخیر به عنوان یکی از موانع دیپلماتیک در برابر پیشروی کامل محور ترکی-صهیونیستی در قفقاز جنوبی (بهویژه در حمایت از ارمنستان) عمل کرده است. از این رو، اتاقهای فکر صهیونیستی با فعال کردن ابزارهایی نظیر گروههای مدنی جعلی در باکو، تلاش میکنند با درگیر کردن فرانسه در بحرانهای جداییطلبانه داخلی، تمرکز این کشور را از قفقاز دور کرده و حاشیه امنی برای تداوم یکدستسازی قومی و مذهبی در حاشیه دریای خزر ایجاد کنند.
نتیجه:
بهرهگیری رژیم باکو از اهرم گروههای بهظاهر مدنی برای تحریک گسلهای هویتی در اروپا، پیشدرآمدی بر اجرای همین مدل با پشتیبانی لجستیکی موساد علیه مرزهای همسایگان، بهویژه جمهوری اسلامی ایران است. برای مهار این استراتژی تهاجمی، دستگاه دیپلماسی و شبکههای رسانهای ایران مکلفاند با اتخاذ رویکرد آفندی، پرونده نقض فاحش حقوق شیعیان، سرکوب امنیتی تالشیها و لزگیها و امحای سیستماتیک هویت بومیان در جمهوری آذربایجان را به صورت رسمی روی میز مجامع بینالمللی و حقوق بشری قرار دهند. گشودن پرونده «حقوق بومیان قفقاز» و ایجاد تریبونهای بینالمللی برای رهبران در تبعیدِ این اقوام، دقیقاً همان اهرم فشار متقابلی است که شکنندگی امنیتی رژیم طایفهای باکو را عریان ساخته و ماشین دیپلماسی دروغین آن را فلج خواهد کرد.
افزودن دیدگاه جدید