شرح دعای روز سوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز سوم ماه رمضان , دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
منظور از هوشیاری و بیداری چیست؟/ دوری از جهل و باطل گرایی در سایۀ پرهیز از شتابزدگی/ عالم بی عمل؛ از جاهل خطرناک تر است/ ماه مبارک رمضان؛ سراسر خیر و برکت/ معنا و مفهوم جود و بخشش/ عنایتی از نوع بالاترین درجه جود و بخشش

شرح دعای روز سوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

شرح دعای روز سوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی منظور از هوشیاری و بیداری چیست؟/ دوری از جهل و باطل گرایی در سایۀ پرهیز از شتابزدگی/ عالم بی عمل؛ از جاهل خطرناک تر است/ ماه مبارک رمضان؛ سراسر خیر و برکت/ معنا و مفهوم جود و بخشش/ عنایتی از نوع بالاترین درجه جود و بخشش

بیشتر بخوانید:
دعاهای تصویری روزانه ماه مبارک رمضان
ویژه نامه پیام ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان توسط مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) + صوت

شرح دعای روز سوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز سوم ماه مبارک رمضان:

اللهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبیهَ؛ وَباعِدْنى فیهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَالتَّمْویهِ، وَاجْعَلْ لى نَصیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فیهِ، بِجُودِکَ یا اجْوَدَ الْأَجْوَدینَ؛ خدایا در این ماه، فهم و آگاهى را روزیم کن، و از کم عقلى و بى اطّلاعى دورم کن، و از هر خیر و نیکى که در این ماه نازل مى شود بهره اى برایم قرار ده، اى بخشنده ترین بخشندگان.[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

منظور از هوشیاری و بیداری چیست؟

در فراز نخست دعای روز سوم ماه مبارک رمضان می خوانیم:«اللهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبیهَ؛ خدایا در این ماه، فهم و آگاهى را روزیم کن».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

ماه مبارک رمضان ماه بیدارى و هوشیارى است؛ لذا باید تلاشى مضاعف در این زمینه ها داشت و با تفکّر در مضامین دعاهایى که در این ماه عزیز خوانده مى شود گامى عملى در جهت تحقق این مهم برداشت.[آیات ولایت در قرآن؛ ص۱۰۵]

تأکید به هوشیارى و بیدارى در این فراز نورانی یعنی اینکه انسان نباید از مسائل مهم زندگى بى خبر بماند؛ بلکه باید با کمال دقّت، مراقب آنچه که خیر و صلاح او در آن است، باشد. از سوى دیگر نسبت به امورى که لازم است مورد بى اعتنایى و بى توجهى قرار گیرد.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص ۳۵۳]

لذا در قرآن کریم می خوانیم: «فَرَجَعُوا الى انْفُسِهِمْ؛ آنها بازگشت به عقل و وجدان خود کردند». تعبیرى که حکایت از بیدارى و هوشیارى مى کند.[اخلاق در قرآن؛ ج ۳؛ ص ۴۳]

بی شک اسرار آفرینش در آسمان و زمین، و وسایل و اسباب زندگى و همچنین عوامل فنا و درد و رنج ، هر کدام مى تواند انسان را به یاد خدا بیندازد و همچنین حوادث گوناگونى که مایه عبرت و هوشیارى انسانهاست و هر کدام مى تواند سطح معرفت فرد را بالا برد یا بر بیدارى و آگاهى او بیفزاید یا او را از خواب غفلت بیدار کند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱؛ ص ۲۱۷]

از سوی دیگر در عرصه های اجتماعی نیز مسلمانان در هر زمان و مکان و در هر شرایطى که باشند باید هوشیارى خود را در مقابل دشمن حفظ کنند و این کلام مولا را که مى تواند شعارى براى همیشه باشد فراموش نکنند که فرمود:«وَمَنْ نامَ لَمْ یُنَمْ عَنْه؛ آن کس که در خواب فرو رود باید بداند که دشمن در خواب نیست و از او غافل نخواهد شد».[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱۱؛ ص۲۴۶]

بی شک به کار نگرفتن عقل و چشم و گوش عواقب خطرناک به همراه دارد به ویژه آنکه اینگونه افراد مستحق دوزخند کسانى هستند که درهاى شناخت و معرفت را به خود[پیام قرآن؛ ج ۶؛ ص۲۸۲] مى بندند، عقل خدا داد را تعطیل مى کنند، چشم را بر هم مى نهند، و گوش هاى خود را چنان مى بندند که صداى حق را نشنوند، و چهره زیباى حقیقت را نبینند و در آنچه موجب بیدارى و هوشیارى است نیندیشند؛ قرآن کریم در این زمینه مى فرماید: وَلَقَدْ ذَرَأنا لِجَهنَّمَ کَثِیراً مِنَ الجِنِّ وَ الانْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ، لایَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ اعْیُنٌ لایُبْصِرُونَ بِها، وَلَهُمْ آذانٌ لایَسْمَعُونَ بها اولئِکَ کَالانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئِکَ هُمُ الغافِلُونَ: «ما بطور مسلّم گروه زیادى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، آنها دل ها (عقل هایى) دارند که با آن تعقل نمى کنند، چشمانى دارند که با آن نمى بینند و گوش هایى دارند که با آن نمى شوند!، آنها همچون چهارپایانند بلکه گمراهتر! آنها غافلانند».[سورۀ اعراف؛ آیۀ ۱۷۹]،[پیام قرآن؛ ج ۶؛ ص۲۸۲]

در کنار همۀ این مسائل باید به حدیثى از حضرت امام صادق (علیه السلام) استناد نمود که فرمود:«و اعرف طریق نجاتک و هلاکک، کى لا تدعوا اللَّه بشى ء عسى فیه هلاکک، و انت تظن ان فیه نجاتک، قال اللَّه تعالى وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا؛ راه نجات و هلاک خود را درست بشناس مبادا از خدا چیزى بطلبى که نابودى تو در آن است، در حالى که گمان مى برى، نجات تو در آن است، خداوند متعال مى گوید انسان دعاى شر مى کند آن گونه که دعاى خیر مى کند چرا که انسان، عجول است»[تفسیر نور الثقلین؛ ج ۳؛ص ۱۴۱]،[تفسیر نمونه؛ ج ۱۲؛ ص۴۰]

 بنا بر این تنها راه رسیدن به خیر و سعادت آنست که انسان در هر کار قدم مى گذارد با نهایت دقت و هوشیارى و دور از هر گونه عجله و شتابزدگى تمام جوانب را بررسى کند و خود را در انتخاب راه، از هر گونه پیشداورى و قضاوتهاى آمیخته با هوى و هوس بر کنار دارد، از خدا در این راه یارى بطلبد تا راه خیر و سعادت را بیابد و در پرتگاه و بیراهه گام ننهد.[تفسیر نمونه؛ ج ۱۲؛ ص۴۰]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

دوری از جهل و باطل گرایی در سایۀ پرهیز از شتابزدگی

در فراز دیگر از دعای روز سوم می خوانیم: «وَباعِدْنى فیهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَالتَّمْویهِ؛ و از کم عقلى و بى اطّلاعى دورم کن»[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

بدیهی است جهل و نادانى منشأ دور شدن از عبودیّت خداوند فاصله گرفتن از اوست[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۳۹]

هم چنین یکى از عوامل شتابزدگى، جهل و نادانى و سفاهت است؛ زیرا افراد جاهل و نادان اغلب گرفتار اوهام و پندارهاى غلط هستند و به گمان این که مقدّمات کار فراهم است، خود را در گرداب حوادث مى افکنند و با ناکامى و شکست روبرو مى شوند، در حالى که هوشیاران آگاه، تمام جوانب کار را مورد بررسى قرار مى دهند و با حزم و دوراندیشى و دور از هر گونه شتابزدگى، برنامه ریزى مى کنند و مطمئناً پیروز مى شوند.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۴۲۵]

امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرمایند: «مِنَ الْحُمُقِ الْعَجَلَةُ قَبلَ الْامْکانِ؛ عجله کردن قبل از فراهم شدن امکانات (انجام کار)، از حماقت است».[غررالحکم؛ ح ۹۳۹۴]،[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۴۲۵]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

عالم بی عمل؛ از جاهل خطرناک تر است

مردم چند گروهند: عالم، جاهل قاصر، جاهل مقصّر بسیط، و جاهل مرکّب.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸]

«عالم» کسى است که مطلبى را بطور اجمال یا بطور تفصیل مى داند. یعنى نسبت به چیزى گاه علم اجمالى دارد و گاه علم تفصیلى. مثلا اجمالا مى داند شراب، حرام است و زیان هایى براى جسم و روح انسان دارد. یا بطور تفصیل دلایل حرمت شراب و مدارک آن را دیده و آثار زیانبار آن را در هر یک از اعضا مورد بررسى دقیق قرار داده است.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸]

«جاهل قاصر» کسى است که نمى داند؛ ولى دسترسى به علم هم ندارد، یا بخاطر دور بودن از مراکز علم و یا فرو رفتن در غفلت و سهو و خطا.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸]

«جاهل مقصّر» کسى است که دسترسى به اسباب علم دارد، اما بر اثر سستى و تنبلى و سهل انگارى به سراغ علم نرفته و در جهل و بى خبرى مانده است؛ ولى با این حال از جهل خود با خبر است! یعنى مى داند که نمى داند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸]

اما «جاهل مرکّب» کسى است که واقعاً در جهل فرو رفته و از حق و واقعیت به دور افتاده؛ امّا از جهل خود خبرى ندارد؛ بلکه به عکس خیال مى کند آگاه و با خبر است و آنچه را فهمیده، عین واقعیّت مى باشد و به تعبیر دیگر: نمى داند که نمى داند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸]

در میان این گروهها خطر و مسئولیّت جاهل قاصر از همه کمتر است و بعد از آن، جاهل مقصّر قرار دارد و سپس جاهل مرکّب؛ که ممکن است بخاطر جهل مرکّبش خطراتى براى خود و دیگران ایجاد کند. امّا از همه خطرناکتر عالم بى عمل است. آن کس که آگاهانه راه خلاف مى رود و همچون دزدى است که با چراغ آمده، به کاه دان نمى زند، بلکه کالاى گزیده تر را مى برد. تمام بدبختى هایى که بشر در طول تاریخ[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص۶۳۸] داشته، بخاطر همین عالمان بى عمل بوده. سرچشمه تمام جنگ ها و نابسامانى ها در جامعه بشرى چه در گذشته. و چه امروز از همین گروه است.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص ۶۳۹]

آنها هستند که خطرناکترین سلاح هاى کشتار جمعى براى محو و نابودى انسان هاى بى گناه مى سازند. آنها هستند که نقشه هاى شیطانى براى استثمار و استعمار ملّت ها مى کشند. آنها هستند که براى حفظ منافع شوم و نامشروعشان آتش جنگ به پا مى کنند و بالأخره آنها هستند که براى دست یافتن به منافع بیشتر، مراکز حسّاس تبلیغاتى را به دست مى گیرند. چهره حقایق را مى پوشانند و با دروغ و تزویر، انسان ها را در بى خبرى فرو مى برند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۴؛ ص ۶۳۹]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

ماه مبارک رمضان؛ سراسر خیر و برکت

در ادامه دعای روز سوم رمضان امده است:«وَاجْعَلْ لى نَصیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فیهِ؛ و از هر خیر و نیکى که در این ماه نازل مى شود بهره اى برایم قرار ده»[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

در تبیین این مسأله باید به  روایتی از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله اشاره کرد که  در خطبه شعبانیّه می فرماید:«إِنَّ أَبْوَابَ الْجَنَانِ فِى هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ؛[وسائل الشّیعه؛ ج ۷؛ ص ۲۲۸] درهاى بهشت در این ماه باز است.»[والاترین بندگان؛ ص۱۲۷]

از این جمله استفاده مى شود که بهشت هم اکنون وجود دارد، که در ماه رمضان درهاى آن بسوى بندگان صالح خداوند باز است. و منظور از ابواب بهشت روزه اى است که مى گیریم؛ قرآنى است که تلاوت مى کنیم؛ غذائى است که صرف نیازمندان مى نماییم؛ و خلاصه، تمام کارهاى خیرى که در این ماه انجام مى شود، هر یک از آنها درى از درهاى بهشت است.[والاترین بندگان؛ ص۱۲۷]

اینگونه است که امام صادق علیه السلام مى فرمایند:«نَوْمُ الصَّائِمِ عِبادَةٌ وَصَمْتُهُ تَسْبیحٌ وَعَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ وَدُعاؤُهُ مُسْتَجابٌ؛ خواب روزه دار عبادت، و سکوتش تسبیح و عملش پذیرفته و دعایش مستجاب است».[بحارالانوار؛ ج ۹۶؛ ص ۲۵۳؛ من لا یحضره الفقیه؛ ج ۲؛ ص ۶۴، روضة المتّقین؛ ج ۳؛ ص ۲۳۰]،[گفتار معصومین(علیهم السلام)؛ ج ۲؛ ص۱۲۲]

آری خواب روزه دار عبادت است و وقتى خواب که بى خبرى مطلق است عبادت باشد بیدارى او که در حال تلاوت قرآن و خواندن نماز و ادعیّه باشد به طریق اولى عبادت بالاترى خواهد بود.[گفتار معصومین(علیهم السلام)؛ ج ۲؛ ص۱۲۳]

سکوتش تسبیح است و اگر مشغول تسبیح و ذکر باشد به طریق اولى از فضیلت برترى، برخوردار خواهد بود.[گفتار معصومین(علیهم السلام)؛ ج ۲؛ ص۱۲۳]

عملش در این ماه قبول مى شود، فرق است بین قبولى و صحت عمل، چه بسا عملى صحیح باشد اما مورد قبول درگاه خداوند قرار نگیرد. صحیح بودن عمل یعنى تمام اجزا و شرایط آن را آورده است اما قبول بودن عمل یعنى این عبادت داراى روح است.[گفتار معصومین(علیهم السلام)؛ ج ۲؛ ص۱۲۳]

دعا در این ماه مستجاب است، چرا که شخص روزه دار حضور قلب بیشترى دارد و هر چه توجّه انسان به خداوند بیشتر باشد ضریب اجابت دعایش هم بالاست.[گفتار معصومین(علیهم السلام)؛ ج ۲؛ ص۱۲۳]

البتّه براى بهره گیرى بیشتر از برکات مادّى و معنوى و آثار و ثواب هاى ماه مبارک رمضان ، نباید تنها به روزه گرفتن اکتفا کرد، بلکه باید از گناهان اجتناب نمود و با خودسازى و مراقبت و دورى از آلودگى ها، جان خویش را در معرض وزش نفحات رحمانى و عنایات ویژه سبحانى قرار داد.[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۶۹۶]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

معنا و مفهوم جود و بخشش

در پایان دعای روز سوم ماه مبارک رمصان می خوانیم:«بِجُودِکَ یا اجْوَدَ الْأَجْوَدینَ؛ اى بخشنده ترین بخشندگان.[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

 دو واژه جود و بخشش که در مقابل «بخل» است، غالباً در یک معنى استعمال مى شود؛ ولى گاه از بعضى کلمات استفاده مى شود که «جود» مرحله بالاتر از «بخشش» است؛ زیرا در تعریف «جود» گفته اند: «بخشش بدون درخواست است که در عین حال، بخشش خود را کوچک بشمارد.» گاه گفته اند: «جود، خوشحال شدن از درخواست مردم و شادگشتن به هنگام بخشش است.» بعضى نیز گفته اند: «جود بخششى است که مال را، مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند و خودش را در این میان واسطه ببیند»؛ در حالى که «سخاوت» معنى وسیع ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى شود.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۳۸۵]

بعضى نیز گفته اند: «کسى که بخشى از اموال خود را ببخشد و بخش دیگر را براى خود بگذارد، صاحب سخاوت است و کسى که اکثر آن را ببخشد و مقدار کمى را براى خود بگذارد، داراى جود است». مطابق تمام این تعریفها «جود» مرحله بالاتر از «بخشش» است.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۳۸۵]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

سخن آخر:(عنایتی از نوع بالاترین درجه جود و بخشش)

تأمل در فراز پایانی دعای روز سوم رمضان نهایت لطف و مرحمت پروردگار را در مورد انسان مجسم مى کند[تفسیر نمونه؛ ج ۶؛ ص۵۷] لذا در کلام وحی می خوانیم:«بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ؛[سورۀ مائده؛آیۀ۶۴] هر دو دست خدا گشاده است، و هر گونه بخواهد و بهر کس بخواهد مى بخشد. و این مطلب کنایه لطیفى از نهایت جود و بخشش خدا است، زیرا کسانى که زیاد سخاوتمند باشند، با هر دو دست مى بخشند، به علاوه ذکر دو دست کنایه از قدرت کامل و شاید اشاره اى به نعمتهاى «مادى» و«معنوى»، یا«دنیوى»و« اخروى»است.[تفسیر نمونه؛ ج ۴؛ ص۴۵۱]

بدین ترتیب آنهایى که قدرت خدا را بر هرگونه پاداش، باور کرده اند، هرگز هنگام انفاق در راه خدا، دستشان نمى لرزد و «بخل» را راه وصول به بى نیازى نمى دانند؛ بلکه تا آنجا که در توان دارند، به بندگان خدا، جود و بخشش مى کنند و عوض را از کسى مى طلبند که هم سخاوتمند است و هم از همه چیز آگاه و هم بر همه چیز قادر.[اخلاق در قرآن، ج ۲، ص ۳۷۷]

Share