تنها مسیر / راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی استاد پناهیان - قسمت دوم (صوت و متن)

باید برای معارف و توصیه های دینی یک نظام پیدا کنیم- یکی از دلایل بی دینی، احساس آشفتگی در معارف دینی است- جهاد با نفس، نخ تسبیح تمام فضایل است

 تنها مسیر / راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی استاد پناهیان - قسمت دوم (صوت و متن)

حجت الاسلام پناهیان: (مبارزه با دوست داشتنی ها) مبنای تعریف انسان است - طراحی خدا برای معنادار شدن اختیار انسان- (جهاد اکبر) یعنی عبور از علاقه های آشکار به علاقه های پنهان - آگاهی و اختیار بدون (جهاد اکبر) بی فایده است

 برای دسترسی به سایر قسمت های سلسله جلسات تنها مسیر کلیک کنید. 

غربت مفهوم (جهاد اکبر) در شناخت و معرفی انسان / آگاهی و اختیار انسان بدون (جهاد اکبر) فایده ای ندارد

معمولاً در پاسخ به این سؤال که (تفاوت انسان با حیوان چیست؟) به اینکه انسان دارای عقل، آگاهی و اراده و اختیار است، اشاره می شود. اما سؤال این است که این اراده، اختیار و آگاهی که به عنوان فضیلت و وجه تمایز (انسان) با (حیوان) و (فرشته ها) مطرح می شود، به چه دردی می خورند و چه فایده ای دارند؟ ما برای چه دارای آگاهی و اراده و اختیار شده ایم؟ آگاهی و اراده، دو مفهوم بسیار مشهور در حیات انسان هستند. ولی در این میان مفهوم دیگری وجود دارد که غریب مانده است و اگر این مفهوم نباشد، آگاهی و اختیار هم فایده نخواهند داشت و آن (جهاد اکبر) است. جهاد اکبر مفهوم غریبی است که معمولاً در شناخت و معرفی انسان مورد استفاده قرار نمی گیرد. ما آگاهی و اختیار داریم که چه چیزی را انتخاب کنیم؟ آیا نسبت ما با چیزهایی که می توانیم انتخاب کنیم، نسبت یکسانی است؟ چرا انتخاب انسان، ارزشمند می شود؟ آیا بر اساس شانس است؟ انتخاب انسان وقتی ارزشمند است که علیه آنچه دوست دارد، انتخاب کند و الّا تفاوتی با انتخاب حیوان نخواهد داشت می توان گفت آزادی انتخاب و اختیار انسان، در صورتی که تمایلات انسان مطرح نباشد، مضحک و بی معنا است. این تمایلات و گرایش های انسان است که نسبت او را با چیزی که می خواهد انتخاب کند، تعیین می کند. و انتخاب انسان وقتی ارزشمند است که علیه آن چیزی که دوست دارد، انتخاب کرده باشد. و الّا انتخاب او، تفاوتی با حیوانات را رقم نخواهد زد.انسان موجودی است که برای مبارزه با امیال خودش آفریده شده/ (مبارزه با دوست داشتنی ها) مبنای تعریف انسان. انسان، موجودی است که برای مبارزه با امیال خودش آفریده شده است و الّا اختیار، آزادی و آگاهی انسان، بی فایده خواهند بود. هویت و ذات و مبنای تعریف انسان این است که با دوست داشتنی هایش مبارزه کند.

آگاهی و اختیار انسان وقتی معنادار می شود که به هر دو طرفِ یک انتخاب تمایل داشته باشد

اگر انسان به هیچکدام از انتخاب های ممکن، تمایل نداشته باشد، اختیار و آزادی او بی معنا خواهد بود. اگر انسان به یکی از انتخاب های ممکن، علاقه داشته باشد و به طرف مقابل آن اصلاً علاقه نداشته باشد، باز هم اختیار بی معنا است. آگاهی و اختیار انسان وقتی معنادار می شود که شما به هر دو طرفِ یک انتخاب تمایل داشته باشید، در چنین انتخابی است که شرافت انسانی معنا پیدا می کند. در واقع انسان معمولاً از بین چند تمایلِ خودش، یکی را انتخاب می کند. سؤال دیگر این است که این چند تمایل انسان نسبت به یکدیگر چگونه باشند تا اختیار معنی پیدا کند؟ اگر دو یا چند تمایل دارای میل یکسان از طرف ما باشند و کشش یک طرف بیشتر نباشد، باز هم انتخاب معنا نخواهد داشت و انسان حیوان می ماند. و اگر میل به یک انتخاب، بیشتر باشد، طبیعی است که همیشه آن را انتخاب می کنیم و باز هم اختیار بی معنا خواهد بود.

طراحی خدا برای معنادار شدن اختیار انسان: (علایق ارزشمند ولی پنهان) در مقابل (علایق کم ارزش ولی آشکار)

 خداوند سیستم جالبی را برای معنادار شدن اختیار و انتخاب انسان طراحی کرده است؛ به این صورت که خداوند دو نوع علاقه در وجود انسان قرار داده است که یکی؛ سنگین تر، ارزشمندتر، عمیق تر ولی پنهان تر است و علاقۀ دیگر، سطحی تر، کم ارزش تر، سبک تر و باشیرینی کمتر، اما آشکارتر است. و اختیار در این جا معنی پیدا می کند که شما از تمایل آشکار و سطحی خودت عبور می کنی و به تمایل عمیق و ارزشمندتر مراجعه می کنی. از اینجا به بعد است که انسان، معنی پیدا می کند و هویت انسانی، تجلی پیدا می کند و اصلاً فلسفه وجودی انسان، همین است.

انسان باید از تمایلات کمتر ولی ملموس تر عبور کند تا به تمایلات عمیق تر برسد/تمایلات کمتر و سطحی تر را (هوای نفس) می نامند

اختیار انسان فقط اینجا معنا پیدا می کند که انسان از یک تمایل کمتر ولی تجربه شده، ملموس تر و سطحی تر عبور کند و به یک علاقۀ عمیق تر برسد. این علاقه های کمتر و سطحی تر را (هوای نفس) می نامند. حضرت امام (رحمه الله) در ارتباط با عبور کردن از علائق سطحی به علائق عمیق، می فرمایند: (همه چیز از خود ما هست و به ما برمی گردد، عکس العمل ماست. باید توجه داشته باشند، همه توجه داشته باشیم به اینکه آفت انسان، هوای نفس انسان است و این در همه هست، سرچشمه می گیرد از آن فطرت توحید. فطرت، فطرتِ توحید است، فطرتِ کمال طلبی است. کمال مطلق را انسان می طلبد، خودش نمی فهمد، خیال می کند که مقام می خواهد، لکن وقتی بهش رسید، می بیند این هم نیست. همه عالم را اگر چنانچه جمع کنند و به دست انسان بدهند، قانع نیست. می بینید که قدرتمندهایی که قدرتشان زیاد است، بیشتر دنبال قدرت هستند، بیشتر دنبال توسعه قدرت خودشان هستند. آنها هم اگر فضا را بگیرند و دریا را بگیرند و زمین را بگیرند و آسمان را بگیرند، قانع نیستند. اگر انسان جلوی خودش را نگیرد، این سرکشی ای که حدّ و حدود ندارد، انسان را به باد فنا می دهد. باید سرکشی را جلویش را گرفت، و این نَفْس را مهار کرد. ... از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست، جلو بگیرند.)[صحیفه سجادیه امام- جلد ۱۹- صفحه ۳۷۶]

انسان آفریده شده است تا از علایق سطحی خود عبور کند

انسان آفریده شده است تا از علایق سطحی خود، رد شود. این علاقه سطحی را باید دور بریزیم. پشت این علایق سطحی، چیز دیگری پنهان شده است که باید آن را پیدا کرد. مثلا خواستۀ سطحی تو، خانه دار شدن است ولی خواسته عمیق پشت آن، خداخواهی است. آن علایق پنهان را باید کشف کرد. انسان شدن انسان به مبارزه با همین خواسته های سطحی وابسته است، البته این مبارزه باید با یک برنامۀ صحیح انجام شود و اگر کسی برای مبارزه با هوای نفس، به دنبال برنامه باشد آن برنامه را اسلام ارائه کرده است.

اگر از علاقه های آشکار به علاقه های پنهان عبور کنیم (جهاد اکبر) شکل گرفته است

اختیار وقتی معنی دارد که بین دو چیزی انتخاب کرده ای که یکی از آنها ارزشمندتر ولی پنهان تر است؛ و دیگری بی ارزش تر ولی پیداتر و آشکارتر است. اگر از این علاقۀ آشکار به آن علاقه پنهان عبور کنی؛ جهاد اکبر شکل گرفته است و مبارزه با نفس پدید می آید که نخ تسبیح فضائل و خوبی های انسان است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)  می فرماید: (مخالفت با هوای نفس نظام دین را شکل می دهد؛ نِظَامُ الدِّینِ مُخَالَفَةُ الْهَوَی؛)[غررالحکم- حدیث۳۲] و در جای دیگر می فرمایند: (رأس دین مخالفت با هوای نفس است؛ رَأْسُ الدِّینِ مُخَالَفَةُ الْهَوَی؛ [غررالحکم- حدیث۳۵] پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرمایند: بر یکی از درب های دوزخ الهی نوشته شده است: (از هوای نفس پیروی نکن، هوای نفس ایمان را از بین می برد؛ وَ عَلَی الْبَابِ الْخَامِسِ مَکْتُوب: لَا تَتَّبِعِ الْهَوَی فَالْهَوَی مُجَانِبُ الْإِیمَان)[الروضه فی فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام)/صفحه ۱۷۷]

مبارزه با نفس سخت است/مؤمن بخاطر مبارزه با نفس روزی هفتاد بار می میرد

البته مبارزه با هوای نفس سخت است. در حدیث قدسی چنین آمده است که: مردم یک بار می میرند ولی مؤمن بخاطر مبارزه با نفس و مخالفت با هوای نفسش روزی هفتاد بار می میرد؛ یَمُوتُ النَّاسُ مَرَّةً وَ یَمُوتُ أَحَدُهُمْ فِی کُلِ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً مِنْ مُجَاهَدَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ مُخَالَفَةِ هَوَاهُم [میزان الحکمه- روایت ۲۹۱۶]

Share