آیا برای شاد بودن باید دلیل داشته باشیم؟ تحلیل روانشناختی شادی بدون وابستگی
آیا برای شاد بودن باید دلیل داشته باشیم؟ | روانشناسی شادی و غم
بسیاری از نوشتههای روانشناختی توصیه میکنند برای شاد بودن به دنبال دلیل مشخص نباشید، زیرا احتمال از دست رفتن آن دلیل وجود دارد. اما این توصیه به معنای نادیده گرفتن علت غم و اندوه نیست. این نوشتار به تحلیل رابطه بین دلیل شادی، دلیل غم، و نقش داشتههای فراوان زندگی در مدیریت احساسات میپردازد.
معنای توصیه به «نداشتن دلیل برای شادی» این است که انسان همواره برای غم و اندوه خود به دنبال دلیل بگردد. وقتی احساس ناراحتی تجربه میشود، فرد باید از خود سوال کند: دلیل این ناراحتی چیست؟ آیا این دلیل منطقی است؟ آیا دلیل شاد بودن از دلیل ناراحتی مستحکمتر و منطقیتر نمیباشد؟
پس از این پرسشها، فرد باید امکانات و داشتههای فراوان خود را برای مدیریت ناراحتی به کار گیرد. همه انسانها غم و ناراحتی را تجربه میکنند و این امری طبیعی است. نسبت داشتهها و سرمایههای فرد در ابعاد جسمی، خانوادگی، روانی و اقتصادی به قدری فراوان است که با ناکامیها قابل مقایسه نمیباشد. به همین دلیل افراد بر غم خود غلبه میکنند.
غلبه غم در شرایطی رخ میدهد که روان شخص آسیب دیده باشد و نتواند این سرمایهها را لحاظ کند. در این حالت است که گفته میشود فرد دچار افسردگی شده است.
سه نکته اساسی در این زمینه وجود دارد:
اول، امکانات و نعمتهای بسیاری در اختیار انسان قرار دارد و به تبع آن، دلایل شاد بودن فراوان است.
دوم، در شرایط معمول، غمگین بودن منطقی نمیباشد مگر اینکه فرد بخشی از امکانات خود را از دست بدهد. در آن صورت دلایل غم نسبت به شادی اندک خواهد بود.
سوم، ذهن انسان هر چیزی را که سادهتر و بیواسطهتر باشد، انتخاب میکند. از آنجا که دلایل شادی فراوان و دلایل غمگینی اندک است، ذهن برای راحتی خود به دنبال دلیل غمگینی میرود.
بنابراین افراد لازم است با هوشیاری و با به کارگیری فعال ذهن، دلیل غم را در برابر شادی خنثی کنند.
افزودن دیدگاه جدید