رفتن به محتوای اصلی
حاج آقامجتبی تهرانی

حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - تفاوت میان تقابل و تناقض در مسیر حقیقت

تاریخ انتشار:
بررسی تقابل حق و باطل و تفاوت تضاد و تناقض در جلسه ۱۳ آقا مجتبی تهرانی. آیا جمع میان حق و باطل ممکن است؟ آیا راه سومی وجود دارد؟ با روایات نهج‌البلاغه و مثال‌های تاریخی.
حق و باطل - آقا مجتبی تهرانی - تفاوت میان تقابل و تناقض در مسیر حقیقت

تقابل حق و باطل؛ تفاوت تضاد و تناقض | آقا مجتبی تهرانی

در معارف اسلامی، حق و باطل دو امر وجودی متضادند که نه با هم جمع می‌شوند و نه می‌توان هر دو را کنار گذاشت. آقا مجتبی تهرانی در جلسه سیزدهم مباحث «حق و باطل» با استناد به روایات امیرالمؤمنین علیه‌السلام و نمونه‌های تاریخی، نشان می‌دهد که راه سومی در میان حق و باطل وجود ندارد. این مقاله برگرفته از همان جلسه است.

مقدمه؛ چرا بحث تقابل حق و باطل اهمیت دارد؟

در سلسله مباحث اخلاق و معارف اسلامی، آیت الله مجتبی تهرانی در جلسه ۲۴۳۹ (هشتم اسفند ۱۳۸۶ برابر با نوزدهم صفر ۱۴۲۹) ادامه بحث «حق و باطل» را با محوریت قیام امام حسین علیه‌السلام پی می‌گیرد. پیش از این گفته شد که وصول به حق و اقامه آن، متوقف بر چهار چیز است:

1. تشخیص حق
2. راه رسیدن به حق
3. حرکت در این مسیر
4. پایداری در این حرکت

در جلسات گذشته، انسان‌ها در برابر حق و باطل به چهار دسته تقسیم شدند:

· دسته اول: کسانی که حق را انتخاب می‌کنند، در مسیر حق حرکت می‌کنند و پایدار می‌مانند. خوشا به حال آنان که اولیای حق‌اند.
· دسته دوم: کسانی که باطل را انتخاب می‌کنند، در همان مسیر حرکت می‌کنند و بر باطل پایدار می‌مانند.
· دسته سوم: کسانی که ابتدا حق را انتخاب می‌کنند و در مسیر آن قرار می‌گیرند، اما سپس راه را عوض می‌کنند.
· دسته چهارم: شاخه‌های مختلف همین دسته‌ها که در ادامه بحث بررسی می‌شوند.

متلونین و مداحنه در حق

استاد در این جلسه تمرکز خود را بر دسته سوم می‌گذارد؛ کسانی که «متلون» هستند؛ یعنی رنگ عوض می‌کنند و موضع ثابت ندارند. این‌ها گاهی با حق‌اند و گاهی با باطل. به تعبیر آیت الله تهرانی، این‌ها «مداحنه در حق» دارند؛ یعنی با حق سازش می‌کنند و مماشات نشان می‌دهند.

مداحنه در حق یعنی چه؟ یعنی انسان حق را می‌شناسد، باطل را هم می‌شناسد، اما برای جلب منفعت، حفظ منفعت یا دفع ضرر دنیوی، خط را عوض می‌کند. گاهی به حق متوسل می‌شود و گاهی به باطل. یک روز با خدا احوال‌پرسی دارد و یک روز با شیطان سرسری دارد. این روش، روشی شیطانی است.

نمونه‌ای از نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۰۰ و ۲۳۳

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه درباره چنین جامعه‌ای می‌فرماید: «اعلموا رحمکم الله انکم فی زمان القائل فیه بالحق قلیل، ولسان عن‌الصدق قلیل، واللازم للحق ذلیل. اهله معتکفون علی‌العصیان. مصلحون علی‌الائمه...» ترجمه: بدانید که شما در زمانی زندگی می‌کنید که گوینده به حق اندک است، زبان از راست‌گویی کنده است و پایبند به حق خوار است. مردم بر نافرمانی خدا آماده شده‌اند و مصلحان با یکدیگر بر سازش‌کاری هم‌دست شده‌اند.

در خطبه دیگر می‌فرماید: «والا آمر مع علی من قتال من خالف الحق»

و در تعبیری دیگر: «یا ما علی من قتال من خالف الحق وخابط الغی من ادهان وال إهان» به جان خودم قسم، در جنگیدن با کسی که مخالفت حق کرده و در راه ضلالت قدم گذاشته، هیچ مسامحه، سستی و سازش‌کاری نمی‌کنم.

این‌جا است که تفاوت اهل حق با مداحنین روشن می‌شود. مداحنین کسانی هستند که در برابر باطل سکوت می‌کنند و برای حفظ موقعیت خود، با حق سازش می‌کنند.

سه اصل اساسی درباره تقابل حق و باطل

استاد در ادامه با استناد به سه روایت از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، سه اصل مهم را تبیین می‌کند:

اصل اول: حق و باطل با هم جمع نمی‌شوند

«ال یجمع الباطل والحق» حق و باطل دو امر وجودی متضادند و در یک قلب و یک مسیر جای نمی‌گیرند. کسی نمی‌تواند هم نماز پشت سر علی علیه‌السلام بخواند و هم سر سفره معاویه بنشیند. این جمع کردن، خیالی باطل است.

اصل دوم: نه این و نه آن؟ راه سوم وجود ندارد

بعضی خیال می‌کنند می‌توانند نه اهل حق باشند و نه اهل باطل؛ یعنی «نه این، نه آن». اما این تصور غلط است. حق و باطل از آن تضادهایی هستند که نمی‌شود هر دو نباشند. یا این است یا آن. همان‌طور که یا حرکت است یا سکون؛ یا حق است یا باطل. راه سومی وجود ندارد.

اصل سوم: رهایی از باطل بدون اتصال به حق ممکن نیست

«کیف ینفصل عن الباطل من لم یتصل بالحق» مگر می‌شود کسی از باطل جدا شود، اما به حق متصل نشده باشد؟ این نشان می‌

دهد که حق و باطل از آن تضادهایی هستند که نه این‌نه‌اون در آن‌ها راه ندارد. یا به حق می‌پیوندی یا در باطل می‌مانی.

نمونه تاریخی؛ زبیر در جنگ جمل

استاد برای روشن‌تر شدن بحث، به داستان زبیر در جنگ جمل اشاره می‌کند. زبیر ابتدا در کنار امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود، اما در ادامه از حق فاصله گرفت. وقتی علی علیه‌السلام حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به او یادآوری کرد که: «تو با علی از روی ظلم خواهی جنگید» زبیر گفت: «استغفرالله، من این حدیث را فراموش کرده بودم. اگر یادم بود، به جنگ تو نمی‌آمدم.» اما کار از کار گذشته بود و دو لشکر مقابل هم صف کشیده بودند. زبیر از جنگ کناره گرفت و رفت. اما این کناره‌گیری، به معنای بازگشت به حق نبود؛ چرا که او نه به حق متصل شد و نه از باطل به‌طور کامل جدا شد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: «بهتر از نار نیستی؟ بهتر از من این باشد؟» و این نشان می‌دهد که «نه این، نه آن» وجود ندارد. یا حق است یا باطل. یا حق یا باطل؛ این است صراط مستقیم

استاد تأکید می‌کند: «یا راه خدا است یا شیطان؛ یا راه علی است یا معاویه؛ یا حسین است یا یزید. نه حسین و نه یزید نداریم.»

هر کس از حسین علیه‌السلام انحراف پیدا کند، لازم نیست نامش یزید باشد. ممکن است اسمش یزید نباشد، اما در مسیر یزید قرار گرفته باشد. عوام‌فریبی نکنیم. یا رحمان است یا شیطان؛ یا بهشت است یا جهنم. ما «وسط» نداریم.

بله، ممکن است در تشخیص اشتباه کنیم، اما این را بدانیم که راه سوم وجود ندارد. حق ثابت است و انحراف از آن، باطل است.

جابر بن عبدالله انصاری و زیارت اربعین

در بخش پایانی جلسه، استاد به مناسبت ایام اربعین، ماجرای جابر بن عبدالله انصاری را نقل می‌کند. جابر نابینا بود و به عطیه گفت: «دست مرا بگیر و به سمت جاده ببر.» سپس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرد: «احب محب آل محمد، ما احب علی محمد و آل محمد»

یعنی دوست بدار دوستداران آل محمد را، آن‌هایی که پیوند درونی با حق دارند. و دشمن بدار کسانی را که از حق گسسته‌اند.

عطیه می‌گوید: روز اربعین با جابر بودیم. جابر غسل کرد، لباس تمیز پوشید، خود را خوشبو کرد و با پای برهنه به سوی قبر امام حسین علیه‌السلام راه افتاد. وقتی به قبر رسید، سه بار «الله اکبر» گفت. سپس غش کرد و بر زمین افتاد. عطیه آب آورد و به صورتش زد تا به هوش آمد. جابر سه بار گفت: «یا حسین!» و سپس گفت:

«حبیب الله! چرا جواب دوست را نمی‌دهی؟» عطیه می‌گوید: دیدم جابر خودش جواب خودش را داد و گفت: «انا لک بالجواب؛ چگونه جواب تو را بدهم در حالی که بین سر و پیکرم جدایی انداخته‌اند؟» این صحنه، عمق پیوند با حق و اهل حق را نشان می‌دهد. جابر از راه دور آمد، با پای برهنه، با اشک و آه، و به حق متصل شد.

جمع‌بندی؛ 

راه سوم وجود ندارد آیت الله مجتبی تهرانی در این جلسه با استناد به آیات، روایات و تاریخ، سه نتیجه مهم می‌گیرد:

1. جمع میان حق و باطل ممکن نیست.
2. ترک هر دو ممکن نیست؛ راه سوم وجود ندارد.
3. رهایی از باطل تنها با اتصال به حق ممکن است.

پس اگر می‌خواهی از باطل جدا شوی، باید به حق متصل شوی. و اگر به حق متصل نشوی، در باطل خواهی ماند. یا حق است یا باطل. یا حسین است یا یزید. یا علی است یا معاویه. راه سومی وجود ندارد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا